اين‌ بيم، احساس‌ خطر از نابودي‌ پادشاهي‌ و براندازيشان‌ به‌ دست‌ نوزادي‌ از بني‌اسرائيل ‌مستضعف‌ بود. آري‌! خداي‌ عزوجل‌ حكم‌ خويش‌ را به‌ گونه‌اي‌ معجزه‌آسا به‌اجرا درآورد؛ آن‌گاه‌ كه‌ نابودي‌ فرعون‌ و قومش‌ را به‌ دست‌ كسي‌ رقم‌ زد كه‌ فرعون‌ او را در قصر خود و بر فرش‌ و غذاي‌ خود پرورش‌ داده‌ بود.
 
سوره قصص آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلَا تَخَافِي وَلَا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ ‏
 
‏ترجمه :
«و به‌ مادر موسي‌ وحي‌ كرديم‌ كه‌ او را شير ده‌» يعني: به‌ مادر موسي‌(ع) الهام ‌كرديم‌ و در قلب‌ وي‌ اين‌ معني‌ را درافگنديم‌. پس‌ مراد از اين‌ وحي، آن‌ وحيي ‌نيست‌ كه‌ بر پيامبران(ع) القا مي‌شود زيرا پيامبران‌ الهي‌ همه‌ از مردان‌ بوده‌اند «و» به‌ مادر موسي‌ وحي‌ كرديم‌ كه‌ «چون‌ بر او» يعني: بر موسي‌(ع) «بيمناك ‌شدي‌» از خطر فرعون، به‌ اين‌ كه‌ خبر تولدش‌ به‌ فرعون‌ رسيد، مثلا همسايگان ‌جيغ‌ و داد وي‌ را شنيدند و كسي‌ از روي‌ سخن‌ چيني، فرعون‌ را از ماجرا آگاه‌ كرد «او را به‌ دريا بينداز» مراد رودخانه‌ نيل‌ است‌. بيان‌ كيفيت‌ انداختن‌ موسي‌(ع) در نيل‌ از سوي‌ مادرش‌ در سوره‌ «طه‌/ 39 »گذشت‌ «و نترس‌» بر وي‌ از غرق‌ وضايع ‌شدن‌ «و غم‌ مخور» بر فراق‌ و جدايي‌ وي‌ «چراكه‌ ما به‌يقين‌ او را به‌ تو بازمي‌گردانيم‌» در زماني‌ نزديك، به‌ شيوه‌اي‌ كه‌ نجات‌ وي‌ در آن‌ شيوه‌ باشد «و از زمره‌ پيامبرانش‌ قرار مي‌دهيم‌» پيامبراني‌ كه‌ آنان‌ را به‌سوي‌ بندگان‌ خويش‌ مي‌فرستيم‌.
 
 سوره قصص آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ فَالْتَقَطَهُ آلُ فِرْعَوْنَ لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوّاً وَحَزَناً إِنَّ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا كَانُوا خَاطِئِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آن‌گاه‌ خانواده‌ فرعون‌ او را برگرفتند» يعني: صندوقچه‌اي‌ را كه‌ موسي‌(ع) در آن‌ نهاده‌ شده‌ بود، از آب‌ يافتند و آن‌ را برگرفتند «تا سرانجام‌ دشمن‌ آنان‌ و مايه‌ اندوهشان‌ باشد» آنها او را به‌قصد آن‌ گرفتند تا فرزند و نورچشمي‌ برايشان‌ باشد، نه‌ اين‌ كه‌ دشمن‌ و مايه‌ براندازيشان‌ گردد اما خداي‌ عزوجل‌ چنين‌ اراده‌ كرده‌ بود كه‌ موسي‌(ع) را برايشان‌ دشمن‌ و مايه‌ اندوه‌ گرداند پس‌ اي‌  مردم‌! در اين‌ تدبير خداي‌ عزوجل‌ و حكمت‌ عظيم‌ وي‌ بنگريد و تأمل‌ كنيد كه‌ از يك‌ سو موسي‌(ع) را در آغوش‌ فرعون‌ پرورش‌ مي‌دهد و از سوي‌ ديگر هلاكتش‌ را سرانجام‌ بر دست ‌وي‌ مقدر مي‌كند «چراكه‌ فرعون‌ و هامان‌ و لشكريان‌ آنها خطاكار بودند» يعني: در رفتار، كردار و گفتار خويش‌ نافرمان‌ و مجرم‌ بودند لذا خداي‌ عزوجل‌ آنان‌ را به ‌اين‌ شيوه‌ عجيب‌ ـ كه‌ دشمنشان‌ را به‌ دست‌ خودشان پرورش‌ داد ـ مجازات‌ كرد.
 
سوره قصص آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَيْنٍ لِّي وَلَكَ لَا تَقْتُلُوهُ عَسَى أَن يَنفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» آسيه‌ دختر مزاحم‌ «زن‌ فرعون‌ گفت: او نور چشم‌ من‌ و تو خواهد بود» يعني: اين‌ طفل‌ منشاء سرور و شادماني‌ براي‌ من‌ و تو خواهد بود «او را نكشيد، شايد براي‌ ما سودمند باشد» و از او به‌ خيري‌ برسيم‌. البته‌ در مورد آسيه چنين‌ هم‌ شد زيرا او ايمان‌ آورد و از رستگاران‌ شد «يا او را به‌ فرزندي ‌بگيريم‌» آسيه‌ زن‌ فرعون‌ نازا بود پس‌ از فرعون‌ خواست‌ تا اين‌ طفل‌ را به‌ او ببخشد و فرعون‌ هم‌ چنين‌ كرد «ولي‌ آنها خبر نداشتند» كه‌ خداي‌ عزوجل‌ از انداختن‌ موسي‌(ع) در خانه‌شان‌ چه‌ حكمت‌ عظيمي‌ را اراده‌ دارد. يا فرعون‌ وكسان‌ وي‌ نمي‌دانستند كه‌ هلاكتشان‌ بر دست‌ وي‌ خواهد بود.
 
سوره قصص آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَصْبَحَ فُؤَادُ أُمِّ مُوسَى فَارِغاً إِن كَادَتْ لَتُبْدِي بِهِ لَوْلَا أَن رَّبَطْنَا عَلَى قَلْبِهَا لِتَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و دل‌ مادر موسي‌ به‌كلي‌ تهي‌ شد» از همه‌چيز، جز از فكر فرزندش‌ موسي‌(ع)، گويي‌ او هيچ‌ هم‌وغمي‌ جز موسي‌(ع) نداشت‌ زيرا شنيد كه‌ موسي‌(ع) در دست‌ فرعون‌ افتاده‌ است‌ «چنان‌كه‌ نزديك‌ بود راز او را آشكار كند» يعني: نزديك‌ بود كه ‌از فرط دهشت‌ و بيم‌ و اندوهي‌ كه‌ بر او هجوم‌ آورده‌ بود، بگويد: طفلي‌ را كه‌ از رودخانه‌ گرفته‌‌اند، پسر من‌ است‌ «اگر دلش‌ را استوار نمي‌ساختيم‌» يعني: اگر دلش ‌را قرص‌ و نيرومند نمي‌گردانيديم‌؛ با افگندن‌ صبر و تحمل‌ و آرامش‌ و اعتماد به‌وعده‌ خويش‌ در وي‌ كه‌ به‌زودي‌ پسرش‌ را به‌سويش‌ برخواهد گردانيديم‌ «تا از مؤمنان‌ باشد» يعني: تا مادر موسي‌(ع) از باورمندان‌ و تصديق‌كنندگان‌ به‌ وعده‌ مادر بازگرداندن‌ فرزندش‌ به‌ وي‌ باشد. آري‌! اگر چنين‌ نبود، قطعا مادر موسي‌(ع) از فرط دست‌پاچگي‌ و دهشت، راز طفلش‌ را آشكار مي‌كرد.
 
سوره قصص آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَتْ لِأُخْتِهِ قُصِّيهِ فَبَصُرَتْ بِهِ عَن جُنُبٍ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» مادر موسي‌(ع) «به‌ خواهر وي‌ گفت: به‌دنبال‌ او برو» پي‌ موسي‌(ع) را بگير و از چگونگي‌ حال‌ وي‌ كسب‌ آگاهي‌ كن‌ «پس‌ خواهرش‌ دورادور او را ديد» خواهر موسي‌(ع) دورادور و پنهان‌كارانه‌ از كناري‌ موسي‌(ع) را  مي‌پاييد و در اين‌ حال‌ او را ديد «درحالي‌كه‌ آنان‌ نمي‌دانستند»  كه‌ او موسي‌(ع) را مي‌پايد و در جست‌وجوي ‌كسب‌ خبري‌ از وي‌ است‌. همچنين‌ نمي‌دانستند كه‌ او خواهر وي‌ است‌.
 
سوره مريم آيه  57
‏متن آيه : ‏
‏ وَرَفَعْنَاهُ مَكَاناً عَلِيّاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و ما او را به‌ مقامي‌ بلند ارتقا داديم‌» به‌ قولي‌: خداوند متعال‌ او را به‌ آسمان ‌چهارم‌ بالا برد چنان‌كه‌ مسلم‌ در صحيحش‌ از حديث‌ شريف‌ انس ‌بن ‌مالك‌(رض) روايت ‌كرده‌ است‌ كه‌ پيامبر خداص در شب‌ معراج‌ بر ادريس‌(ع) در آسمان‌ چهارم‌ گذر كردند. به‌قولي‌: مراد از بلند بردن‌ او، ارتقاي‌ معنوي‌اي‌ است‌ كه‌ از شرف‌ نبوت‌ به‌ او داده‌ شده‌ بود.
 
سوره قصص آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ وَحَرَّمْنَا عَلَيْهِ الْمَرَاضِعَ مِن قَبْلُ فَقَالَتْ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ وَهُمْ لَهُ نَاصِحُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از قبل‌» يعني: قبل‌ از آن‌كه‌ او را به‌ مادرش‌ بازگردانيم‌؛ «شير همه‌ دايگان‌ را بر او حرام‌ ساختيم‌» يعني: موسي‌(ع) را از پذيرفتن‌ پستانهاي‌ دايگان‌ باز داشتيم، به‌طوري‌ كه‌ هر زن‌ شيردهي‌ را م