درست‌ را آورد، رسول‌‌خدا‌ص و مراد از كسي‌ كه‌ رسول‌‌خدا‌ص را باور داشت‌ و تصديق‌ كرد، ابوبكر صديق‌(رض) است‌. به‌قولي‌ ديگر: مراد از «كسي‌ كه‌ سخن‌ راست‌ و درست‌ را آورد»، هركسي‌ است‌ كه‌ به‌سوي‌ يگانگي‌ اخداوند(ج) دعوت‌ كرده‌ و مردم‌ را به‌سوي‌ شريعت‌ خداي‌ عزوجل‌ ارشاد كند. ابن‌كثير نيز همين‌ معني‌ را بيان‌ كرده ‌است‌.
 
آيه  34
‏متن آيه : ‏
‏ لَهُم مَّا يَشَاءُونَ عِندَ رَبِّهِمْ ذَلِكَ جَزَاء الْمُحْسِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«برايشان‌ هر چه‌ بخواهند نزد پروردگارشان‌ است» از بالا بردن‌ درجات‌، دفع ‌مضرات‌ و كفاره‌ نمودن‌ گناهان‌ و سيئات‌ «اين‌ است‌ پاداش‌ محسنان» يعني‌: كساني‌ كه‌ اعمال‌ خويش‌ را نيكو ساخته‌اند. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «الإحسان‌ أن‌ تعبد الله كأنك‌ تراه‌، فإن‌ لم‌ تكن‌ تراه‌ فإنه‌ يراك‌: احسان‌ آن‌ است‌ كه‌ خداي‌ عزوجل ‌را چنان‌ پرستش‌ كني‌ كه‌ گويي‌ او را مي‌بيني‌ زيرا اگر تو او را نمي‌بيني‌، بي‌گمان‌ او تو را مي‌بيند».
	آيه  35
‏متن آيه : ‏
‏ لِيُكَفِّرَ اللَّهُ عَنْهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي عَمِلُوا وَيَجْزِيَهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ الَّذِي كَانُوا يَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«تا خدا از آنان» يعني‌: از متقيان‌ «بدترين‌ آنچه‌ را كه‌ كرده‌اند بزدايد» يعني‌: بيامرزد. پس‌ هرگاه‌ بدترين‌ اعمالشان‌ را بر ايشان‌ بيامرزد، قطعا اعمالي‌ را كه‌ در بدي‌ پايين‌تر از آنهاست‌، به‌طريق‌ اولي‌ بر آنان‌ مي‌آمرزد «و تا پاداششان‌ را بر حسب‌ نيكوترين‌ آنچه‌ مي‌كردند بپردازد» يعني‌: آنان‌ را برحسب‌ نيكوترين ‌اعمالشان‌ پاداش‌ دهد و ايشان‌ را ـ از روي‌ كرم‌ و فضل‌ خويش‌ ـ در برابر اعمال ‌بدشان‌ مجازات‌ نكند.
	آيه  36
‏متن آيه : ‏
‏ أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ وَيُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِن دُونِهِ وَمَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا خدا بنده‌اش‌ را بسنده‌ نيست‌؟» مراد از بنده‌ در اينجا، حضرت‌ محمدص است. ولي‌ ابن‌كثير مي‌گويد: «يعني‌ خداوند(ج) براي‌ كسي‌ كه‌ او را مي‌پرستد و بر او توكل‌ مي‌كند، بسنده‌ است‌». صاحب‌ تفسير «المنير» مي‌گويد: «مراد از (عبده) در اين‌ آيه‌، رسول‌اكرم‌ص و تمام‌ بندگان‌ متوكل‌ خداوند(ج) هستند، به‌دليل ‌قرائت‌ عباده‌: بندگانش‌ را ـ كه‌ قرائتي‌ ديگر در اين‌ آيه‌ است‌». «و» اي‌ محمد‌ص! مشركان‌ «تو را از كساني‌ كه‌ غيراويند مي‌ترسانند» پس‌ از خدايان‌ و لشكرهاي‌ وهمي‌اي‌ كه‌ تو را از آنها مي‌ترسانند، نترس‌ زيرا خداوند متعال‌ تو را از آنچه‌ كه‌ به‌ تو زيان‌آور است‌، نگاه‌ مي‌دارد و خدايان‌ باطلشان‌ مالك‌ اين‌ نيستند كه‌ به‌ كسي‌ سود و زياني‌ برسانند «و هر كه‌ را خدا گمراه‌ گرداند، برايش‌ هيچ‌ راهبري ‌نيست‌» يعني‌: هر كسي‌ كه‌ قضاي‌ الهي‌ بر گمراهي‌ وي‌ رفته‌ باشد، او را هيچ ‌هدايتگري‌ نيست‌ كه‌ به‌سوي‌ الله راهنمايي‌اش‌ كرده‌ و از گمراهي‌ بيرونش‌ آورد.
عبدالرزاق‌ از معمر در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ كرده‌ است‌ كه‌ گفت‌: مشركان‌ به‌ رسول‌‌خدا‌ص گفتند: يا از عيب‌جويي‌ و دشنام ‌دادن‌ خدايان‌ ما دست ‌بردار، يا از آنان‌ مي‌خواهيم‌ كه‌ تو را آشفته‌سر و ديوانه‌ كنند! پس‌ اين‌ آيه‌ نازل ‌شد. نقل‌ است‌ كه‌ چون‌ رسول‌‌خدا‌ص خالدبن‌ وليد(رض) را براي‌ شكستن‌ بت ‌«عزي‌» فرستادند، متولي‌ آن‌ بت‌ به‌ وي‌ گفت‌: اي‌ خالد! من‌ بر تو از آسيب‌ وي ‌بيمناكم‌ زيرا او نيرويي‌ دارد كه‌ هيچ ‌چيز بر وي‌ پنجه‌ افگنده‌ نمي‌تواند. اما خالد بي‌اعتنا به‌ اين‌ سخن‌، تبر را گرفت‌ و آن‌ را بر چهره‌ آن‌ بت‌ چنان‌ كوبيد كه‌ خرد و ويرانش‌ كرد. آن‌گاه‌ بازگشت‌.
 
آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَن يَهْدِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن مُّضِلٍّ أَلَيْسَ اللَّهُ بِعَزِيزٍ ذِي انتِقَامٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هركه‌ را الله هدايت‌ كند، هيچ‌ گمراه‌كننده‌اي‌ ندارد» كه‌ او را از راه‌ هدايت‌ بيرون ‌برده‌ و به‌ گمراهي‌ درافگند «مگر خدا غالب‌ منتقم‌ نيست‌؟» يعني‌: قطعا حق‌ تعالي‌ بر هر چيز غالب‌ و مسلط است‌، اويي‌ كه‌ با لهيب‌ عذاب‌ و تازيانه‌ مجازات‌ خويش‌، از نافرمانان‌ انتقام‌ مي‌گيرد.
 
	آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلْ أَفَرَأَيْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرَادَنِيَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ كَاشِفَاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرَادَنِي بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِكَاتُ رَحْمَتِهِ قُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ خداي‌ سبحان‌ اعتراف‌ مشركان‌ به‌ اين‌ حقيقت‌ را يادآور مي‌شود كه‌: چون‌ از آفريننده‌ كائنات‌ مورد پرسش‌ قرار گيرند، مي‌گويند: او الله(ج)است‌: «واگر از آنها بپرسي» لام‌ در «لئن‌» لام‌ قسم‌ است‌ «كه‌ چه‌كسي‌ آسمانها و زمين‌ را آفريده‌؟ قطعا مي‌گويند: خدا» ولي‌ به‌ رغم‌ اين‌ اعتراف‌، بتان‌ را مي‌پرستند پس ‌عقلهايشان‌ چگونه‌ پرستش‌ غيرآفريننده‌ كل‌ و شريك‌ گردانيدن‌ مخلوقي‌ را با او در پرستش‌، پسنديده‌ و قابل‌ توجيه‌ مي‌داند؟ «بگو: چه‌ تصور مي‌كنيد ؛ اگر خدا در حق‌من‌ بلايي‌ خواسته‌ باشد، آيا آنچه‌ را به‌جاي‌ خدا مي‌پرستيد مي‌توانند بلاي‌ او را دفع‌ كنند؟» يعني‌: آيا آن‌ بتان‌ بي‌جان‌ قادر هستند كه‌ آن‌ سختي‌ و بلايي‌ را كه ‌اخداوند(ج) بر من‌ خواسته‌ باشد، از من‌ دور گردانند؟ «يا اگر در حق‌ من‌ خيري‌ اراده‌كند، آيا آنها مي‌توانند رحمتش‌ را بازدارند؟» به‌طوري‌ كه‌ آن‌ رحمت‌ به‌ من‌ نرسد؟ رحمت‌: نعمت‌، برخورداري‌ و رفاه‌ است‌.
مقاتل‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ مي‌كند كه‌ رسول‌‌خدا‌ص از مشركان ‌دراين‌باره‌ سؤال‌ كردند اما آنان‌ سكوت‌ نمودند. پس‌ آيه‌ كريمه‌ نازل‌ شد.
«بگو: خدا مرا بس‌ است» در تمام‌ امورم‌؛ اعم‌ از جلب‌ منفعت‌ و دفع‌ زيان‌ و مشقت‌ «اهل‌ توكل‌ تنها بر او توكل‌ مي‌كنند» نه‌ بر غير وي‌.
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «احفظ الله‌ يحفظك‌، احفظ الله‌ تجده‌ تجاهك‌، تعرف‌ إلي ‌الله‌ في‌ الرخاء يعرفك‌ في‌ الشدة‌: حق‌ و حرمت‌ الله(ج)را نگهدار؛ او تو را حفظمي‌كند و نگاهت‌ مي‌دارد، حق‌ و حرمت‌ الله(ج)را نگاه‌دار؛ او را در برابر خود مي‌يابي‌، خدا(ج) را در رفاه‌ و نعمت‌ بشناس‌ (و يادش‌ كن)، او تو را در سختي‌ وبلا مي‌شناسد (و از تو آن‌ بلا را دفع‌ مي‌كند)». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌است‌: «من‌ أحب‌ أن‌ يكون‌ أقوي‌ الناس‌ فليتوكل‌ علي‌ ا