انب‌ بندگان‌ خويش‌ ـ با احساني‌ كه‌ به‌ آنها كرده‌ است‌ و مي‌كند ـ سزاوار ستايش‌ است‌ همچنين‌ در تمام‌ آنچه‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ مي‌كند، مي‌گويد و مقدر و مشروع‌ مي‌گرداند، سزاوار ستايش‌ است‌.
 
	سوره فاطر آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اگر بخواهد شما را از ميان‌ مي‌برد و خلقي‌ نو به‌ ميان‌ مي‌آورد» يعني‌: اگر بخواهد شما را نابود مي‌كند و به‌جاي‌ شما خلقي‌ نو از جنس‌ بشر، يا از جنس‌ و نوع‌ ديگري ‌از انواع‌ آفريدگان‌ خويش‌ و از عالم‌ ديگري‌ غير از آنچه‌ كه‌ شما مي‌شناسيد، به‌ميان‌ مي‌آورد كه‌ از او اطاعت‌ كرده‌ و نافرمانيش‌ نكنند، كه‌ اين‌ خود مظهري‌ از مظاهر فقر شما و غناي‌ مطلق‌ اوست‌.
 
	سوره فاطر آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِيزٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اين‌ كار» يعني‌: از ميان‌ بردن‌ شما و آوردن‌ ديگران‌ «بر خداوند دشوار نيست» يعني‌: نه‌ بر وي‌ ممتنع‌ است‌ و نه‌ مشكل‌.
 
	سوره فاطر آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى وَإِن تَدْعُ مُثْقَلَةٌ إِلَى حِمْلِهَا لَا يُحْمَلْ مِنْهُ شَيْءٌ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى إِنَّمَا تُنذِرُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالغَيْبِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَمَن تَزَكَّى فَإِنَّمَا يَتَزَكَّى لِنَفْسِهِ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هيچ‌ بار بردارنده‌اي‌ بار ديگري‌ را برنمي‌دارد» يعني‌: هيچ‌ شخصي‌ بار گناه‌ شخص‌ ديگري‌ را برنمي‌دارد بلكه‌ هر شخصي‌ بار گناه‌ خودش‌ را به‌دوش‌ مي‌كشد «و اگر گرانباري‌ كسي‌ را به‌سوي‌ بارش‌ فراخواند، چيزي‌ از آن‌ برداشته‌ نمي‌شود هرچند آن‌كس‌ خويشاوند و نزديك‌ باشد» يعني‌: اگر شخصي‌ كه‌ در زير بار گناهي‌ قرار دارد، شخص‌ ديگري‌ را فراخواند تا از دوش‌ وي‌ بعضي‌ از آن‌ گناهاني‌ را كه‌ او زير بار آن‌ است‌، بردارد، كسي‌ كه‌ به‌ ياري‌ فراخوانده‌ شده‌، از آن‌ گناهان‌ چيزي‌ را برنمي‌دارد، هرچند خويش‌ و نزديك‌ نسبي‌ آن‌ فرد نيز باشد پس‌ چگونه‌ خواهند بود ديگراني‌ كه‌ با آن‌ شخص‌ فراخواننده‌، هيچ‌ قرابتي‌ ندارند.
ابن‌كثير به‌نقل‌ از عكرمه‌ در تفسير اين‌ فرموده‌ خداوند(ج): ( وَإِن تَدْعُ مُثْقَلَةٌ إِلَى حِمْلِهَا ...) مي‌گويد: «مراد از آن‌: همسايه‌اي‌ است‌ كه‌ در روز قيامت‌ به‌ همسايه ‌خويش‌ درآويخته‌ و مي‌گويد: پروردگارا! از اين‌ شخص‌ بپرس‌ كه‌ چرا دروازه‌ خود را به‌ روي‌ من‌ مي‌بست‌؟». همچنين‌ نقل‌ است‌ كه‌: «در روز قيامت‌ كافر به‌مؤمن‌ درآويخته‌ و به‌ وي‌ مي‌گويد: اي‌ مؤمن‌! من‌ بر تو حقي‌ دارم‌، آخر تو مي‌داني‌ كه‌ من‌ با تو در دنيا چه‌ قدر نزديك‌ بودم‌، اينك‌ امروز به‌ تو محتاج شده‌ام‌. پس‌ مؤمن‌ پيوسته‌ نزد پروردگار خويش‌ از وي‌ شفاعت‌ مي‌كند تا اين‌ كه‌ او را ـ درحالي‌كه‌ همچنان‌ در دوزخ‌ است‌ ـ به‌ منزلي‌ سبكتر از منزل‌ وي ‌برمي‌گرداند. پدر نيز در روز قيامت‌ به‌ فرزندش‌ درآويخته‌ و مي‌گويد: فرزند عزيزم‌! اينك‌ من‌ به‌ مقدار ذره‌اي‌ از حسنات‌ تو محتاج‌ شده‌ام‌ تا به‌ وسيله‌ آن‌ از اين‌ وضعي‌ كه‌ مي‌بيني‌ نجات‌ يابم‌! ولي‌ فرزندش‌ مي‌گويد: پدرجان‌! آنچه‌ از من‌خواسته‌اي‌، بسيار ناچيز است‌ ولي‌ من‌ نيز از همان‌ چيزي‌ مي‌ترسم‌ كه‌ تو از آن‌ بيم‌ داري‌ بنابراين‌، نمي‌توانم‌ چيزي‌ از حسناتم‌ را به‌ تو بدهم‌. سپس‌ به‌ همسر خويش‌ درآويخته‌ و مي‌گويد: اي‌ فلان‌! اي‌ همسر عزيزم‌! من‌ چگونه‌ شوهري‌ برايت ‌بودم‌؟ زن‌ مي‌گويد: تو نيكو شوهري‌ برايم‌ بودي‌... و از او ستايش‌ مي‌كند. آن‌گاه‌ مي‌گويد: اينك‌ من‌ از تو مي‌خواهم‌ تا فقط يك‌ حسنه‌ را به‌ من‌ ببخشي‌، شايد با آن‌ يك‌ حسنه‌ از اين‌ وضعي‌ كه‌ مي‌بيني‌ نجات‌ پيدا كنم‌! اما زنش‌ مي‌گويد: آنچه ‌از من‌ خواسته‌اي‌ بسيار ناچيز است‌ ولي‌ با تأسف‌ كه‌ من‌ نمي‌توانم‌ به‌ تو چيزي‌ بدهم‌ زيرا من‌ نيز از همان‌ چيزي‌ مي‌ترسم‌ كه‌ تو از آن‌ بيم‌ داري‌».
«جز اين‌ نيست‌ كه‌ تو تنها كساني‌ را كه‌ به‌طور پنهاني‌ از پروردگارشان‌ مي‌ترسند، هشدار مي‌دهي» يعني‌: اي‌ پبامبر! قطعا هشدار دادن‌ تو جز به‌ حال‌ كساني‌ كه‌ از پروردگارشان‌ در نهان‌ مي‌ ترسند سودي‌ نمي‌رساند، به‌ اين‌ معني‌ كه‌ با وجود نديدن‌ عذابش‌ از او مي‌ترسند. يا از عذاب‌ خدا درحالي‌ مي‌ترسند كه‌ او از نظرشان‌ غايب‌ است‌ و از او مي‌ترسند در خلوتهاي‌ خويش‌ از مردم‌ و در خلوتخانه‌ رازونيازهاي‌ خويش‌ با او «و» جز اين‌ نيست‌ كه‌ هشدار تو تنها براي‌ كساني ‌سودمند واقع‌ مي‌شود كه‌ «نماز را برپا داشته‌اند» يعني‌: به‌ امر نماز اهميت‌ داده‌ و از آن‌ به‌ چيز ديگري‌ از سرگرمي‌هاي‌ خويش‌ مشغول‌ نشده‌اند «و هر كس‌ پاكيزگي ‌جويد» با انجام‌ دادن‌ طاعات‌ و ترك‌ معاصي‌ «پس‌ جز اين‌ نيست‌ كه‌ به‌سود خويش ‌پاكيزگي‌ مي‌جويد» زيرا منافع‌ آن‌ به‌ خودش‌ بر مي‌گردد. چنان‌كه‌ گناه‌ كسي‌ كه‌ به ‌پليديها آغشته‌ شده‌، نيز بر دوش‌ خود اوست‌ نه‌ بر دوش‌ ديگران‌ «و بازگشت ‌به‌سوي‌ خداوند است» پس‌ او هر انساني‌ را در برابر عملش‌ جزا يا پاداش‌ مي‌دهد.
 
سوره طه آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«خداي‌ رحمان‌ بر عرش‌ استوا يافت‌» يعني‌: بر عرش‌ علو و ارتفاع‌ يافت‌، علو و ارتفاعي‌ كه‌ براي‌ آن‌ مثل‌ و مانندي‌ نيست‌. گفتني‌ است‌ كه‌ ما به‌ استواي‌ حق‌ تعالي‌بر عرش‌ ـ بنا بر عقيده‌ سلف‌ صالح‌ كه‌ ائمه‌ چهارگانه‌ اهل‌ سنت‌ نيز از آن‌ جمله‌اند ـ ايمان‌ داريم‌. سلف‌ صالح‌ به‌ صفات‌ حق‌ تعالي‌ ـ چنان‌كه‌ در قرآن‌ آمده ‌است‌ ـ بي‌ هيچ‌ تحريف‌، تأويل‌، تشبيه‌ يا تمثيلي‌ ايمان‌ داشتند و در برابر آنها با توجيه‌، تأويل‌، تشبيه‌ و تكييف‌ درنگ‌ نمي‌كردند. از امام‌ مالك: پرسيدند كه‌ خدا(ج) چگونه‌ بر عرش‌ استوا يافت‌؟ گفت‌: «استوا معلوم‌ است‌ و درك‌ كيفيت‌ آن‌ در حيطه‌ عقل‌ نيست‌ و ايمان‌ به‌ آن‌ واجب‌ و سؤال‌ كردن‌ از آن‌ بدعت‌ است‌». يادآورمي‌شويم‌ كه‌ قول‌ صحيح‌ در باره‌ عرش‌ و كرسي‌ اين‌ است‌ كه‌ «عرش‌» غير از «كرسي‌» است‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1581.txt">آيه  19</a><a class="text" href="w:text:1582.txt"> آيه  20</a><a class="text" href="w:text:1583.txt">آيه  21</a><a class="text" href="w:text:1584.txt">آيه  22</a><a class="text" href="w:text:1585.txt">آيه  23</a><a class="text" href="w:text:1586.txt">آيه  24</a><a class="text" href="w:text:1587.txt">آيه  25</a><a class="text" href="w:text:1588.txt">آيه  26</a><a class="text" href="w:text:1589.txt">آيه  27</a><a class="text" href="w:text:1590.