 مسلمانان‌ با لشكر مشركان‌، زمين ‌ماسه‌زاري‌ قرار داشت‌ پس‌ خداوند(ج)  باران‌ را فرستاد تا سستي‌ و شكنندگي‌ وگردوغبار آزاردهنده‌ آن‌ زمين‌ ماسه‌زار را از بين‌ ببرد.
 
آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلآئِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الرَّعْبَ فَاضْرِبُواْ فَوْقَ الأَعْنَاقِ وَاضْرِبُواْ مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ خداوند متعال‌ فضل‌ و نعمت‌ ديگري‌ از نعمتهاي‌ خود بر مؤمنان‌ را يادآوري‌ مي‌كند: «آن‌گاه‌ كه‌ پروردگار تو به‌ فرشتگان‌ وحي‌ مي‌فرستاد كه‌ من‌ با شما هستم» با تأييد و ياري‌ خويش‌ «پس‌ مؤمنان‌ را ثابت ‌قدم‌ بداريد» يعني: به‌ آنان ‌مژده‌ پيروزي‌ بدهيد، يا آنان‌ را بر جنگ‌ ثابت‌قدم‌ بداريد؛ با حاضر شدن‌ در صحنه ‌به‌ همراهشان‌ و بسيار ساختن‌ شمارشان‌ «به‌ زودي‌ در دل‌ كافران‌ رعب‌ خواهم‌ افگند» تفسير نظير اين‌ عبارت‌، در سوره‌ «آل عمران/‌‌151» گذشت‌ «پس‌ فراز گردنها را بزنيد» يعني: فراز گردنهاي‌ مشركان‌ را بزنيد، چرا كه‌ فراز گردنها جاي‌ مفاصلي ‌است‌ كه‌ زدن‌ در آنها بر سرعت‌ قطع‌شدن‌ گردن‌ مي‌افزايد. به‌ قولي: اين‌ دستور متوجه‌ فرشتگان‌ و به‌ قولي‌ ديگر: متوجه‌ مؤمنان‌ بود. اما قول اول‌ رجحان‌ دارد «و از آنان‌ همه‌ سرانگشتانشان‌ را بزنيد» يعني: سرانگشتان‌ دست‌هاي‌ مشركان‌ را بزنيد زيرا چون‌ سرانگشتان‌ قطع‌ شود، فرد مضروب‌ از جنگ‌ باز مي‌ماند، برخلاف‌ ساير اعضا. ربيع‌بن‌انس‌(رض)  مي‌گويد: «مردم‌ در روز بدر، كشتگان ‌مشركان‌ به‌دست‌ فرشتگان‌ را با نشانه‌ قطع ‌شدن‌ فراز گردنها و سرانگشتانشان ‌مي‌شناختند و سرانگشتان‌ كشتگان‌ چنان‌ بود كه‌ گويي‌ در آتش‌ سوخته‌ است».
 
	آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ شَآقُّواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَمَن يُشَاقِقِ اللّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين» كشتار مشركان‌ «به‌سبب‌ آن‌ است‌ كه‌ آنان‌ با خدا و پيامبرش‌ به‌ مخالفت ‌برخاستند» و دشمني‌ و عناد نمودند «و هر كس‌ با خدا و پيامبرش‌ به‌ مخالفت‌ برخيزد، قطعا خدا سخت‌كيفر است».
ابن‌كثير مي‌گويد: «مجازات‌ مشركان‌ در روز بدر، از نوع‌ مجازات‌ تكذيب‌ كنندگان‌ امت‌هاي‌ پيشين‌ بود».
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:139.txt">آيه  102</a><a class="text" href="w:text:140.txt">آيه  103</a><a class="text" href="w:text:141.txt">آيه  104</a><a class="text" href="w:text:142.txt">آيه  105</a></body></html>آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ ذَلِكُمْ فَذُوقُوهُ وَأَنَّ لِلْكَافِرِينَ عَذَابَ النَّارِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اينها را» يعني: اين‌ عذاب‌ عاجلي‌ را كه‌ گريبانگير شما مشركان‌ شد «بچشيد» درد آن‌ را احساس‌ كنيد و غصه‌ آن‌ را جرعه‌جرعه‌ بنوشيد «و بدانيد كه‌ براي‌ كافران‌ عذاب‌ آتش‌ جهنم‌ مهياست» اشاره‌ به‌ عذاب‌ پايدار و درازمدت‌ آينده‌ آنان‌ در آخرت‌ است‌.
 
	 آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُواْ زَحْفاً فَلاَ تُوَلُّوهُمُ الأَدْبَارَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ مؤمنان‌! چون‌ با انبوه‌ كافران‌ رودر رو شديد» زحفا: به‌ هم‌ گلاويز شده‌ و به‌سوي‌ همديگر روي‌ آورديد «پس‌ به‌ آنان‌ پشت‌ نكنيد» و به‌ شكست‌ و انهزام‌ تن ‌در ندهيد.
 
	آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَن يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلاَّ مُتَحَرِّفاً لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَيِّزاً إِلَى فِئَةٍ فَقَدْ بَاء بِغَضَبٍ مِّنَ اللّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هر كس‌ در آن‌ روز پشت‌ خود را به‌سوي‌ آنان‌ بگرداند» يعني: هر كس‌ در روز رويارويي‌ بدر با قبول‌ انهزام‌ و شكست‌، به‌ دشمن‌ پشت‌ كند، مورد خشم‌ خداوند(ج)  قرار مي‌گيرد «مگر آن‌كه‌ براي‌ نبردي» مجدد «كناره‌جو باشد» و از روي‌ به‌كار بردن‌ تاكتيك‌ و نيرنگ‌ جنگي‌ و فريب‌ دادن‌ دشمن‌، از يك‌ جناح‌ به‌جناح‌ ديگر جنگ‌ و از يك‌ سنگر به‌ سنگر ديگر برود، بسان‌ رزمنده‌اي‌ كه‌ از روي‌ تاكتيك‌ به‌ دشمن‌ پشت‌ مي‌كند تا اين‌ گمان‌ را در وي‌ بيفگند كه‌ گويا شكست ‌خورده‌ است‌ تا دشمن‌ او را تعقيب‌ كند و بدين ‌وسيله‌، او بتواند مجددا دشمن‌ را غافلگير ساخته‌ و بر دستيابي‌ به‌ وي‌ قادر شود زيرا جنگ‌ فريب‌ است‌. پس‌ يا اين ‌باشد و «يا پناه‌جو باشد به‌ جمعي» ديگر از مسلمانان‌ هم‌رزمش‌ ـ جز آن‌ گروهي‌ كه‌ در مقابل‌ دشمن‌ قرار دارد ـ حتي‌ اگر مجاهدي‌ عضو يك‌ گروه‌ جنگي‌ بود و ازخط اول‌ رويارويي‌ به‌سوي‌ فرمانده‌ خويش‌، يا به‌سوي‌ مركزيت‌ و پايتخت‌ آن ‌دولت‌ (رئيس‌ حكومت‌) گريخت‌، در تحت‌ اين‌ رخصت‌ داخل‌ است‌ ولي‌ اگر پايتخت‌ و مركزيت‌ خود مورد هجوم‌ دشمن‌ قرار گرفته‌ بود و مسلمانان‌ سنگر ديگري‌ نداشتند، ديگر گريز از صحنه‌ نبرد توجيهي‌ ندارد و بايد همه‌ تا مرز شهادت ‌بجنگند. اما اگر فرار از صحنه‌ جنگ‌، شامل‌ هيچ‌ يك‌ از دو مورد ياد شده ‌نمي‌شد: «پس‌ قطعا» شخص‌ فراركننده‌ از ميدان‌ جنگ‌ «به‌ خشمي‌ از سوي‌ الله گرفتار شده‌ است» يعني: بجز رزمنده‌اي‌ كه‌ با هدف‌ جنگ‌ مجدد با دشمن‌ به‌طورتاكتيكي‌ از ميدان‌ كناره‌ مي‌گيرد، يا رزمنده‌اي‌ كه‌ به‌ جمع‌ ديگري‌ از مسلمانان ‌هم‌رزمش‌ پناه‌ مي‌برد، هر فراركننده‌ ديگري‌ از صحنه‌ جنگ‌، به‌ خشمي‌ مسلم‌ از سوي‌ خدا(ج)  بازگشته‌ است‌ «و جايگاهش‌ دوزخ‌ است» پس‌ فرارش‌ او را در بلايي ‌سخت‌تر و عقوبتي‌ بزرگتر از آنچه‌ از آن‌ گريخته‌، درافگنده‌ است‌ «و چه‌ بد سرانجامي‌ است» دوزخ‌، كه‌ او به‌ سبب‌ پشت‌ كردن‌ به‌ دشمن‌، بدان‌ پيوسته‌ است‌.
بايسته‌ ياد آوري‌ است‌ كه‌ پشت‌ كردن‌ در نبرد، از گناهان‌ كبيره‌ و از جمله‌ هفت‌ گناه‌ هلاك‌كننده‌اي‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص در حديث‌ شريف‌ بيان‌ كرده‌اند: «ازهفت‌ گناه‌ هلاك‌كننده‌ بپرهيزيد. اصحاب‌ پرسيدند: يا رسول‌الله! اين‌ هفت‌ گناه‌ هلاك‌كننده‌ چيست‌؟ فرمودند: شريك‌ آوردن‌ به‌ خداي‌ سبحان‌، سحر، كشتن ‌نفسي‌ كه‌ خداوند(ج)  قتل‌ او را حرام‌ كرده ‌است‌ ـ جز به‌ حق‌ ـ خوردن‌ ربا، خوردن‌ مال‌ يتيم‌، پشت‌ كردن‌ به‌ دشمن‌ در روز جنگ‌ و متهم‌ ساختن‌ زنان‌ پاكدامن‌ مؤمن ‌بي‌خبر به‌ زنا».
احناف‌ بر آنند كه‌ عقب‌نشيني‌ از ميدان‌ جنگ‌ و پناه‌ گزيدن‌ به‌ نيروهاي‌ پشت‌ خط اول‌ نبرد ـ اعم‌ از مركزيت‌ فرماندهي‌، يا پايتخت‌ دولت‌ اسلامي‌ ـ در صورتي‌ جايز است‌ كه‌ سپاه‌ اسلام‌ در ميدان‌ جنگ‌ از دوازده‌ هزار نفر كمتر باشد، اما اگر سپاه‌ اسلام‌ دوازده‌ 