امت‌ ـ به‌وجود خواهند آمد، با آن‌ بيم‌ و هشدار دهم‌ زيرا احكام‌ قرآن‌، فراگير همه‌ بشر و همه‌ جن‌ است‌، چه‌ آنان‌كه‌ در عصر رسالت‌ موجود بوده‌اند و چه‌ آنان‌كه‌ بعدا به ‌وجود آمده‌ يا مي‌آيند، به‌شرط آن‌ كه‌ دعوت‌ اسلام ‌به‌ آنان‌ برسد و اين‌ قرآن‌ را بشنوند. همين‌ طور، پيامبرص نيز بيم‌دهنده‌ آنهاست ‌زيرا آنان‌ در هنگام‌ لقاي‌ الهي‌ از چگونگي‌ پاسخ‌گويي‌ خود به‌ دعوت‌ الله(ج) كه‌ به ‌وسيله‌ پيامبرش‌ ابلاغ‌ شده‌ و از اعمالي‌ كه‌ در دنيا انجام‌ داده‌اند، مورد سؤال‌ و بازخواست‌ قرار مي‌گيرند چنان‌كه‌ رسول‌ اكرم‌ص در حديث‌ شريف‌ فرمودند: «ازسوي‌ خداي‌ عزوجل‌ (پيام‌ وي‌ را) برسانيد و ابلاغ‌ كنيد زيرا هر كس‌ آيه‌اي‌ از كتاب‌ خدا به‌ او برسد، در حقيقت‌ فرمان‌ خداوند به‌ او رسيده‌ است‌».
«آيا شما شهادت‌ مي‌دهيد كه‌ خدايان‌ ديگري‌ با الله وجود دارند؟ بگو» اي‌ پيامبرص! اگر شما شهادت‌ دهيد «من‌ چنين‌ شهادتي‌ نمي‌دهم‌» زيرا اين‌ شهادت‌ از باطل‌ترين‌ باطل‌هاست‌ «بگو: جز اين‌ نيست‌ كه‌ او معبودي‌ يگانه‌ است‌ و بي‌ترديد، من‌از آنچه‌ شما شريك‌ او قرار مي‌دهيد، بيزارم‌» يعني: از بتاني‌كه‌ آنها را خدايان ‌خويش‌ قرار مي‌دهيد، يا از شرك‌آوردنتان‌ به‌ خداي‌ عزوجل‌، بيزار و بركنارم‌ زيرا من‌ فقط به‌ يگانگي‌ خداوند متعال‌ گواهي‌ مي‌دهم‌.
آيه‌ كريمه‌ دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ تبليغ‌ اسلام‌ بر مسلمانان‌ فرض‌ است‌.
 
آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءهُمُ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كساني‌ كه‌ به‌ آنان‌ كتاب‌ آسماني‌ داده‌ايم‌» چون‌ تورات‌ و انجيل‌ «او را مي‌شناسند» يعني: رسول‌ خداص را با شمايل‌ و اوصافش‌ مي‌شناسند زيرا اين‌ شمايل‌ و اوصاف‌ در كتابهايشان‌ بيان‌ شده‌ است‌ «همان‌ گونه‌ كه‌ فرزندانشان‌ رامي‌شناسند» و كسي‌ همچون‌ پدر و مادر انسان‌، او را نمي‌شناسد پس‌ اهل‌ كتاب ‌در اين‌ سخن‌ خود كه: ما محمدص را نمي‌شناسيم‌، دروغگويند. روايت ‌شده ‌است‌ كه‌ بعد از هجرت‌ رسول‌ خداص به‌ مدينه‌، عمر(رض)  به‌ عبدالله بن‌ سلام‌ گفت: خداي‌ عزوجل‌ اين‌ آيه‌ را ـ كه‌ شما پيامبر خاتم‌ وي‌ را همچون‌ فرزندانتان‌ مي‌شناسيد ـ نازل‌ فرموده‌ لذا به‌ من‌ بگو كه‌ شناخت‌ شما از ايشان‌ چگونه‌ است‌؟ عبدالله بن‌ سلام‌ گفت: سوگند به‌ خدا(ج) كه‌ چون‌ او را در ميان‌ شما ديدم‌، چنان‌ شناختمش‌ كه‌ فرزندم‌ را مي‌شناسم‌، حتي‌ من‌ ـ بدون‌ ترديد ـ محمدص را ازفرزندم نيز بهتر مي‌شناسم‌ زيرا من‌ نمي‌دانم‌ كه‌ زنان‌ چه‌ كرده‌اند...!». «كساني‌ كه ‌بر خود زيان‌ زده‌اند» از مشركان‌ و ملحدان‌ و منكران‌ رسالت‌ ـ اعم‌ از اهل‌ كتاب‌ وتمام‌ كفار «آنان‌ ايمان‌ نمي‌آورند» يعني: انكارشان‌ از رسالت‌ پيامبرص ناشي‌ ازعدم‌ شناخت‌ نيست‌ بلكه‌ ناشي‌ از عناد و تمردشان‌ است‌، عناد و تمردي‌ كه‌ به‌ سبب ‌آن‌ به‌ خود زيان‌ وارد كرده‌اند.
 
	آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِباً أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و كيست‌ ستمكارتر از آن‌كس‌ كه‌ بر خدا دروغ‌ بسته‌» يعني: هيچ‌ كس‌ ستمكارتر از آن‌كس‌ نيست‌ كه‌ بر خدا(ج) دروغ‌ بسته‌ و مدعي‌ بودن‌ چيزي‌ در تورات‌ يا انجيل‌ يا قرآن‌ شده‌ كه‌ در آنها نيست‌ «يا آيات‌ او را» يعني: معجزات‌ روشن‌ و آشكار، يا آيات‌ قرآن‌ عظيم‌ او را «تكذيب‌ كرده‌» و با اين‌ تكذيب‌، دروغ‌ بستن‌ بر خداي ‌عزوجل‌ را با دروغ ‌انگاشتن‌ فرمان‌ وي‌ در مورد لزوم‌ و وجوب‌ ايمان‌ به‌ قرآن‌ و پيامبرص، يكجا گردانيده‌ و به‌ اين‌ ترتيب‌، هم‌ كاذب‌ شده‌ و هم‌ مكذب‌ «بي‌ترديد ستمكاران‌ رستگار نمي‌شوند» و چگونه‌ رستگار مي‌شوند؛ درحالي ‌كه‌ دو چيز باطل‌ ـ يعني‌ دروغ‌ انگاشتن‌ دين‌ حق‌ و دروغ‌ بستن‌ بر خداوند(ج) ـ را باهم‌ يكجا كرده‌اند؟.
 
آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُواْ أَيْنَ شُرَكَآؤُكُمُ الَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» اي‌ محمد! يادآوري‌ كن‌ به‌ آنان‌ از «روزي‌ كه‌ همه‌ آنان‌ را حشرمي‌كنيم‌» يعني: از روز قيامت‌، كه‌ خداي‌ عزوجل‌ پرستندگان‌ و پرستش‌شدگان ‌باطل‌ را همه‌ يكجا در آن‌ گرد مي‌آورد «آن‌گاه‌ به‌ كساني‌ كه‌ شرك‌ آورده‌اند، مي‌گوييم‌» از روي‌ توبيخ‌ «شريكان‌ شما كه‌ آنها را شريك‌ خدا مي‌پنداشتيد، كجايند؟» يعني: كجايند خدايان‌ پنداري‌ شما كه‌ در چنين‌ حالي‌ به‌ شما هيچ‌ سودي‌ نمي‌رسانند؟ يا خدايانشان‌ احضار مي‌شوند ولي‌ از آنجايي‌ كه‌ به ‌هيچ‌ وجه‌ منفعتي‌از آنان‌ بر نمي‌آيد، وجود آنها همانند عدم‌ وجودشان‌ است‌ بنابراين‌، خداي‌ سبحان‌ با اين‌ خطاب‌ آنان‌ را توبيخ‌ مي‌كند. آري‌! درحقيقت‌ شريكي‌ براي‌ خداي ‌عزوجل‌ وجود نداشته‌ بلكه‌ آنها بوده‌اند كه‌ به‌ ناروا معبودان‌ باطلي‌ را كه‌ بجز خداي ‌يگانه‌ يا همراه‌ با او مورد پرستش‌ قرار مي‌دادند، شركاي‌ وي‌ ناميدند.
 
	آيه  23
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ لَمْ تَكُن فِتْنَتُهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ وَاللّهِ رَبِّنَا مَا كُنَّا مُشْرِكِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آن‌گاه‌ فتنه‌ آنان‌ جز اين‌ نيست‌ كه‌ مي‌گويند: قسم‌ به‌ الله  ـ پروردگارمان‌ ـ كه‌ ما مشرك‌ نبوده‌ايم‌» يعني: جواب‌ آنها جز انكار و بيزاري ‌جستن‌ از شرك‌، چيز ديگري‌ نيست‌. مفسران‌ در بيان‌ معناي‌ «فتنه‌» در اين‌ آيه‌، چند وجه‌ ذكر كرده‌اند كه‌ قوي‌ترين‌ آن‌ «عاقبت‌» است‌. يعني: عاقبت‌ و فرجام‌ كفرشان‌ كه‌ به‌ آن‌ افتخار كردند و بر سر آن‌ جنگيدند، چيزي‌ جز انكار و بيزاري ‌جستن‌ از شرك‌ نيست‌. از ديگر وجوه‌ در معناي‌ «فتنه‌»، اين‌ نظر ابن‌عباس‌(رض)  است: «فتنه‌ آنان‌، يعني‌حجت‌ آنان‌». عطاء مي‌گويد: «فتنه‌ آنان‌، يعني‌ عذرخواهي‌ آنان‌».
	 آيه  24
‏متن آيه : ‏
‏ انظُرْ كَيْفَ كَذَبُواْ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بنگر، چگونه‌ بر خود دروغ‌ بستند» با انكار شركي‌ كه‌ از آنان‌ در دنيا روي‌ داد «و آنچه‌ افترا مي‌كردند از آنان‌ گم‌ گشت‌» يعني: افترايشان‌ بر باد رفت‌ و نابود شد و اين‌ پندار ياوه‌شان‌ كه‌ شريكان‌ آنها را به‌ خدا(ج) نزديك‌ مي‌كنند، متلاشي‌ و باطل‌ گشت‌ و ميان‌ آنها و چيزهايي‌ كه‌ بجز الله(ج) پرستش‌ مي‌كردند، جدايي‌ افتاد و در نتيجه‌، اين‌ معبودان