و را به‌ خدايي‌ گرفتند زيرا آنان‌ در واقع‌ از اين‌ حقيقت‌ غفلت‌ كرده‌اند كه‌ اين‌ انعام‌ها بر عيسي‌ و مادرش‌ همه‌ از جانب‌ خداي‌ سبحان‌ بوده‌ و آن‌دو، بندگاني‌ از زمره‌ بندگان‌ وي‌اند كه‌ از اين‌ نعمت‌هايش‌ برخوردار شده‌اند پس‌ عيسي‌ و مريم‌ هيچ‌ صلاحيت‌ وقدرتي‌، افزون‌ برآنچه‌ كه‌ خداي‌ سبحان‌ به‌ آنها عنايت‌ كرده‌، ندارند. آري‌! نعمت‌ مرا بر خود و بر مادرت‌ به‌ياد آور «آن‌گاه‌ كه‌ تو را تأييد كردم» يعني‌: نيرو دادم‌ «به‌ روح‌القدس» يعني‌: روح‌ پاكي‌ كه‌ خداوند(ج) عيسي‌(ع) را به‌ آن ‌مخصوص‌ گردانيد. به‌ قولي‌: روح‌القدس‌، جبرئيل‌(ع) است‌. يعني‌: تو را به‌وسيله ‌جبرئيل‌ تأييد و تقويت‌ كردم‌ «با مردمان‌ در گهواره» به‌ اعجاز «سخن‌مي‌گفتي» در حال‌ كودكي‌ «و در ميانسالي» نيز سخن‌ مي‌گفتي‌، و سخن‌ گفتنت‌ در هر دو حالت‌، هيچ‌ تفاوتي‌ باهم‌ نداشت‌ «و آن‌گاه‌ كه‌ به‌ تو كتاب‌ را آموختم» يعني‌: خط و سواد، يا مطلق‌ كتاب‌ ـ يعني‌ جنس‌ آن‌ را «و حكمت» يعني‌: سخن‌ محكم ‌و استوار را «و تورات» يعني‌: كتاب‌ موسي‌(ع) را «و انجيل‌ را» يعني‌: كتابي‌ را كه ‌بر خودت‌ وحي‌ كردم‌ «و آن‌گاه‌ كه‌ به‌ اذن‌ من‌ از گل‌ به‌شكل‌ پرنده‌ مي‌ساختي‌، آن‌گاه‌ در آن‌ مي‌دميدي‌ پس‌ به‌اذن‌ من‌ پرنده‌اي‌ مي‌شد» متحرك‌ و زنده‌، مانند ساير پرندگان‌ «و كور مادرزاد و پيس‌ را به‌اذن‌ من‌ شفا مي‌دادي‌ و آن‌گاه‌ كه‌ مردگان‌ را بيرون ‌مي‌آوردي» زنده‌ از قبرهايشان‌ و اين‌ براي‌ تو معجزه‌اي‌ بزرگ‌ بود؛ «به ‌اذن ‌من» همه‌ اينها به‌ حكم‌ و فرمان‌ الهي‌ بود و عيسي‌(ع) در همه‌ اينها هيچ‌ نقشي‌ جز اين‌ نداشت‌ كه‌ فقط از امر الهي‌ پيروي‌ كند «و هنگامي‌ كه‌ بازداشتم» يعني‌: دفع‌كردم‌ و برگردانيدم‌ «از تو شر بني‌اسرائيل‌ را» وقتي‌ قصد كشتن‌ تو را كردند «آن‌گاه ‌كه‌ براي‌ آنان‌ حجتهاي‌ آشكار» يعني‌: معجزه‌هاي‌ روشن‌ «آوردي‌ پس‌ كساني‌ از آنان‌كه‌ كافر شده‌بودند گفتند: اينها جز سحر آشكار نيست» چون‌ در برابر درخشش‌ اين‌ معجزات‌ بزرگ‌ خيره‌ ماندند و تجلي‌ آنها، چشم‌ و روانشان‌ را پر ساخت‌، قادر به‌انكار كلي‌ آنها نشده‌ بلكه‌ آنها را به‌ سحر و جادو نسبت‌ دادند.
 
سوره مائدة آيه  111
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُواْ بِي وَبِرَسُولِي قَالُوَاْ آمَنَّا وَاشْهَدْ بِأَنَّنَا مُسْلِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ وحي‌ كردم» يعني‌: الهام‌ كردم‌ «به‌سوي‌ حواريون‌، كه‌ به‌ من‌ و پيامبرم ‌ايمان‌ آوريد» پس‌ نور توحيد و اخلاص‌ را در دلهايشان‌ افگندم‌. به‌ قولي ‌ديگر معني‌اين‌ است‌: به‌ حواريون‌ بر زبان‌ پيامبرم‌ عيسي‌(ع) دستور دادم‌ كه‌ به‌ من‌ و رسالت ‌پيامبرم‌ ايمان‌ آوريد. حواريون‌: شاگردان‌ و پيروان‌ راستين‌ عيسي‌(ع) بودند «گفتند: ايمان‌ آورديم» يعني‌: آنها دعوت‌ عيسي‌(ع) را اجابت‌ كردند «و» گفتند: «گواه‌ باش‌ كه‌ ما مسلمانيم» يعني‌: پروردگارا! گواه‌ باش‌ به‌ اين‌ كه‌ ما در ايمان‌ خويش‌كاملا مخلص‌ و به‌ تو كاملا تسليم‌ هستيم‌.
 
	 آيه  62
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«درحقيقت‌ كساني‌ كه‌ ايمان‌ آوردند» يعني: رسالت‌ رسول‌ خاتم‌ ص را تصديق‌كرده‌ و از جمله‌ پيروان‌ ايشان‌ شدند «و كساني‌ كه‌ يهودي‌ شدند» بعضي‌ گفته‌اند: معناي‌ (هادوا)، «تابوا» است، يعني: كساني‌كه‌ از پرستش‌ گوساله‌ توبه‌ كردند «ونصاري‌» يعني: مسيحيان‌. نصاري‌ نسبتي‌ به‌ سوي‌ «ناصره‌» است‌ كه‌ قريه‌اي‌ در فلسطين‌ مي‌باشد و مسيح‌(ع) از آن‌ قريه‌ بود. يا از آن‌ رو نصاري‌ ناميده‌ شدند كه‌مسيح‌(ع) را نصرت‌ و ياري‌ دادند «و صائبان‌» قومي‌اند كه‌ از دين‌ يهود و نصاري‌خارج‌ شده‌ و فرشتگان‌ را پرستش‌ كردند و بقايايي‌ از آنان‌ هنوز در عراق‌ وجوددارند. طبري‌ مي‌گويد: «هر كس‌ از ديني‌ به‌ دين‌ ديگري‌ برگشت، صائبي‌ ناميده‌مي‌شود؛ همانند مرتدان‌ از اسلام‌». اما ابن‌ كثير مي‌گويد: «قوي‌ترين‌ قول‌ دراين‌باره‌ - والله اعلم‌ - قول‌ مجاهد و موافقان‌ وي‌ و وهب‌ بن‌ منبه‌ است‌ كه‌ مي‌گويند: صائبين‌ گروهي‌ هستند كه‌ نه بردين‌ يهودند و نه‌ بردين‌ نصاري‌ و مجوس‌ و مشركان، بلكه‌ گروهي‌ اند كه‌ بر فطرت‌ خويش‌ باقي‌ بوده‌ و دين‌ معين‌ و مشخصي‌ ندارند». «هر كس‌» از گروه‌هاي‌ چهارگانه‌ ياد شده‌ «كه‌» در زمان‌ پيامبر ما ص «به‌ خدا وروز بازپسين‌ ايمان‌ آورده‌ و كار شايسته‌ كرده‌باشد، پاداششان‌ نزد خداوند محفوظ است‌و نه‌ بيمي‌ بر آنهاست‌ و نه‌ اندوهناك‌ مي‌شوند» از ابن‌ عباس‌ ك روايت‌ شده‌ است‌ كه‌فرمود: خداوند (ج)بعد از آن، اين‌ آيه‌ را نازل‌ فرمود: ‏ وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِيناً فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ ‏ (و هركه‌ جز اسلام‌ ديني‌ (ديگر) بجويد، هرگز از وي‌ پذيرفته‌ نمي‌شود و در آخرت‌ از زيانكاران‌ است) «85/3».
مفسران‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ گفته‌اند: اين‌ آيه‌ درباره‌ سلمان‌ فارسي‌(رض) نازل‌ شد زيرا هنگامي‌ كه‌ او داستان‌ ياران‌ فارسي‌ خود را به‌ رسول‌ خدا ص بيان‌كرد و گفت: آنان‌ اهل‌ نماز و نيايش‌ بودند و انتظار بعثت‌ شما را مي‌كشيدند. رسول‌ خداص فرمودند: «آنان‌ در دوزخند». سلمان‌(رض) از اين‌ امر سخت‌اندوهگين‌ گشت‌. و چون‌ اين‌ آيه‌ نازل‌ شد، گفت: «گويي‌ كوهي‌ را از سرم‌برداشتند». ابن‌كثير مي‌گويد: «اين‌ آيه‌ با روايت‌ بالا كه‌ از ابن‌ عباس‌(رض) نقل‌ شده،هيچ‌ منافاتي‌ ندارد زيرا روايت‌ ابن‌عباس‌(رض)ناظر براين‌ معني‌ است‌ كه‌ بعد از بعثت‌رسول‌ خدا ص از هيچ‌كس‌ هيچ‌ راه‌ و روش‌ و عملي‌ جز آنچه‌ كه‌ موافق‌ با شريعت‌محمدي‌ ص باشد، پذيرفته‌ نيست، اما قبل‌ از بعثت‌ رسول‌ خدا ص حكم‌ اين‌ است‌كه: هر كس‌ در زمان‌ خود از پيامبر زمانش‌ پيروي‌ كرده‌باشد، او از اهل‌ هدايت‌ ونجات‌ است‌».
 

سوره مائدة آيه  112
‏متن آيه : ‏
‏ إِذْ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ أَن يُنَزِّلَ عَلَيْنَا مَآئِدَةً مِّنَ السَّمَاءِ قَالَ اتَّقُواْ اللّهَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
اين‌ آيه‌ بيانگر داستان‌ «مائده» است‌، داستاني‌ كه‌ اين‌ سوره‌ نسبت‌ خود را ازآن‌ بر گرفته‌.
«هنگامي‌ كه