ن‌ برعهده‌ مي‌گيريد و نيز به‌ عدالت‌ قيام‌ كنيد در حق‌ كساني‌كه‌ زير دست‌ شمايند از زنان‌ و فرزندان‌. خطاب‌ آيه‌ كريمه‌، قضات‌ وامرا را نيز دربر مي‌گيرد «و براي‌ خدا گواهي‌ دهيد» يعني‌: در اداي‌ گواهي‌، خدا(ج) را درنظر داشته‌باشيد و رضاي‌ او را طلب‌ كنيد؛ با برپاداشتن‌ گواهي‌ در ميان‌ مردم‌ بر وجه‌ راستين‌ آن‌ كه‌ همانا اظهار حق‌ است‌ «ولو آن‌ كه‌» اين‌ گواهي‌ حق‌ «به‌ زيان ‌خودتان‌ يا پدر و مادر و خويشاوندانتان‌ باشد» رعايت‌ عدالت‌ در گواهي‌ دادن‌ عليه‌خود؛ اقرار به‌ حقوقي‌ است‌ كه‌ بر ذمه‌ خود انسان‌ قرار دارد و رعايت‌ عدالت‌ درگواهي‌ دادن‌ عليه‌ پدر و مادر و خويشاوندان؛ گواهي‌ دادن‌ او به‌ حقي‌ است‌ كه‌ ديگري‌ بر ذمه‌ آنان‌ دارد. پدر و مادر از آن‌رو ذكر شده‌اند كه‌ نيكي ‌كردن‌ به‌ آنها واجب‌ است‌ و در عين‌ حال‌ آنها دوست‌داشته‌ترين‌ خلق‌ براي‌ فرزند هستند. همين‌طور نزديكان‌ انسان‌ نيز در مظان‌ دوستي‌ و تعصب‌ وي‌ قرار دارند، پس‌ هرگاه‌ انسان ‌در ميزان‌ عدل‌ و حق‌، عليه‌ اين‌ محبوبترين‌ كسان‌ خويش‌ گواهي‌ داد، بدون‌ شك‌ گواهي‌ حق‌ وي‌ عليه‌ مردم‌ بيگانه‌، حتمي‌ است‌ «اگر» كسي‌ كه‌ عليه‌ وي‌ گواهي‌ داده‌ مي‌شود «توانگر باشد» پس‌ نبايد به ‌خاطر توانگر بودنش‌ و جلب‌ منافع‌ يا دفع ‌زيانش‌، از گواهي‌دادن‌ عليه‌ وي‌ صرف‌ نظر شود «يا» اگر «فقير باشد» نبايد به‌انگيزه‌ دلسوزي‌ و ترحم‌ بر وي‌ و رعايت‌ حالش‌، اداي‌ گواهي‌ عليه‌ وي‌ فروگذاشته ‌شود «به‌ هرحال‌ خدا به‌ آن‌دو» از شما «سزاوارتر است‌» و مهربانتر «پس‌ از خواهش‌ نفس‌ پيروي‌ نكنيد» در جلب‌ منفعت‌ براي‌ خود، يا والدين‌ و نزديكان‌ خويش‌ و دفع ‌زيان‌ از آنان‌ «با ترك‌ عدالت‌» پس‌ فريفته‌شدن‌ به‌ خواهشها و منافع‌، شما را به‌ ترك‌ عدالت‌ وا ندارد «و اگر سخن‌ را بپيچانيد» يعني‌: اگر حقي‌ را كه‌ اداي‌ درست‌ آن‌ برشما واجب‌ است‌، فروگذاريد؛ با تحريف‌ نمودن‌ شهادت‌ برخلاف‌ حقيقت‌ آن‌ ـ به ‌روشي‌ كه‌ خواهش‌ نفس‌ شما را برآورد و ازجمله‌ با زبان‌بازي‌ «يا اعراض ‌نماييد» از اداي‌ شهادت‌ به‌طوركلي‌، با كتمان‌ نمودن‌ آن‌ «قطعا خدا به‌ آنچه ‌انجام‌ مي‌دهيد، آگاه‌ است‌» و شما را در برابر آن‌ جزا مي‌دهد.
اين‌ آيه‌ عام‌ است‌ در باره‌ قضات‌ و شهود. اعراض‌ شهود از اداي‌ شهادت‌، روشن‌ است‌ و صريح‌ آيه‌ به‌ آن‌ ناطق‌ مي‌باشد، اما اعراض‌ و زبان‌بازي‌ قاضي‌ نيز اين‌ است‌ كه‌: او در جريان‌ دادرسي‌ از يكي‌ از دو طرف‌ دعوي‌ روي ‌گرداند، يا ازسخن‌گفتن‌ با وي‌ سربپيچد. بعضي‌ گفته‌اند: آيه‌ كريمه‌ مخصوص‌ به‌ شهود است ‌زيرا در جاهليت‌ چنان‌ بود كه‌ شخص‌ اگر شهادت‌ حقي‌ درباره‌ پسرعمو يا خويشاوند خويش‌ مي‌داشت‌ و او را فقير و تنگدست‌ مي‌يافت‌، زبانش‌ را از اداي ‌آن‌ شهادت‌ عليه‌ وي‌ درمي‌پيچيد، يا آن‌ شهادت‌ را به‌طور كلي‌ پنهان‌ مي‌كرد تا آن‌گاه‌ كه‌ آن‌ خويشاوند و نزديك‌ وي‌، توانگر شود و دينش‌ را بپردازد. اين‌ بودكه‌ آيه‌ كريمه‌ نازل‌ شد. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص فرمودند: «بهترين‌ گواهان‌ كسي‌ است‌ كه‌ گواهي‌اش‌ را قبل‌ از آن‌ كه‌ از وي‌ خواسته ‌شود، ادا نمايد».
از آنجا كه‌ ايمان‌ ركن‌ اساسي‌ تقوي‌ است‌ و اين‌ سوره‌ در حقيقت‌ شارح‌ اصل‌ «تقوي» كه‌ در آغاز سوره‌ «بقره» مطرح‌ شد، مي‌باشد بنابراين‌، خداوند متعال‌ مي‌فرمايد:
 
آيه  136
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ آمِنُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي نَزَّلَ عَلَى رَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِيَ أَنزَلَ مِن قَبْلُ وَمَن يَكْفُرْ بِاللّهِ وَمَلاَئِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاَلاً بَعِيداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌ايد! به‌ خدا و پيامبر او و كتابي‌ كه‌ بر پيامبرش‌ فروفرستاده ‌ايمان‌ بياوريد» يعني‌: بر ايمانتان‌ ثابت‌قدم‌ بوده‌ و بر آن‌ مداومت‌ ورزيد و آن‌ راپيوسته‌ تجديد نماييد. پس‌ اين‌ دستور، از باب‌ تحصيل‌ حاصل‌ نيست‌، بلكه‌ از باب‌ افزودن‌ بر كمال‌ كامل‌ است‌، چنان‌كه‌ مؤمن‌ در هر نمازي‌ مي‌گويد: اهدنا الصراط المستقيم    : (ما را به‌ راه‌ راست‌ هدايت‌ كن). يعني‌: بر هدايتمان‌ بيفزاي‌ و ما را بر آن‌ بر راه‌ راست‌ ثابت‌قدم‌ نگهدار «و» ايمان‌ آوريد «به‌ كتابهايي‌ كه‌ قبلا نازل ‌كرده ‌است‌» اين‌ دستور، شامل‌ ايمان‌ به‌ همه‌ كتابهاي‌ آسماني‌ مي‌شود. ملاحظه ‌مي‌كنيم‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ در اينجا پنج‌ ركن‌ از اركان‌ ايمان‌ را ذكر كرد زيرا ركن‌ ششم‌ كه‌ ايمان‌ به‌ قدر حق‌ تعالي‌ است‌، بخشي‌ از مضمون‌ ايمان‌ به‌ خداوند(ج) مي‌باشد «و هركه‌ به‌ الله و به‌ فرشتگان‌ او و كتابهايش‌ و پيامبرانش‌ و روز آخرت‌ كفر ورزد، درحقيقت‌ گمراه‌ شده‌ است‌» از راه‌ راست‌ «به‌ گمراهي‌ دور و درازي‌» زيرا كفر به‌ هر ركني‌ از اركان‌ ايمان‌، كفر به‌ كل‌ آن‌ مي‌باشد، پس‌ چنين‌ كسي‌ هرچه‌ زودتر بايد به‌ راه‌ هدايت‌ برگردد.
 
	آيه  47
‏متن آيه : ‏
‏ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُواْ نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ بني‌اسرائيل‌! نعمتهايم‌ را كه‌ بر شما ارزاني‌ داشتم، ياد كنيد» با سپاسگزاري‌در برابر آنها. بيان‌ اين‌ نعمتها در آيه‌ (40 ) گذشت‌. يعني: چون‌ اين‌ نعمتها رابه‌ياد آورديد، حق‌ آنها را برپا داريد و به‌ رسول‌ بر انگيخته‌ من‌ ايمان‌ آوريد «واين‌ كه‌ من‌ شما را بر جهانيان‌ برتري‌ دادم‌» به‌ قولي: مراد از جهانيان‌؛ جهانيان‌زمانشان‌ هستند. به‌ قولي‌ ديگر: بني‌ اسرائيل‌ بر تمام‌ جهانيان‌ برتري‌ داده‌ شده‌اند ودليل‌ اين‌ برتري‌ ايشان، وجود انبيايي‌ است‌ كه‌ خداوند (ج)در ميانشان‌ برانگيخت‌. البته‌ اين‌ برتري‌ و فضيلت‌ در زماني‌ بوده‌ كه‌ يهود به‌ همه‌ پيامبران‌ مرسل‌ خدامؤمن‌ بوده‌اند، اما اكنون‌ كه‌ آنها از ايمان‌ به‌ محمد ص سر باز زده‌اند؛ ديگر به‌طورقطع‌ از امت‌ محمدص برتر نيستند زيرا خداوند (ج) در وصف‌ امت‌ محمدص مي‌فرمايد: ‏ كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ(شما بهترين‌ امتي‌ هستيد كه‌ براي‌ مردم‌بيرون‌ آورده‌ شده‌ايد ) «3/110». بنابراين، برتري‌ و فضيلت‌ بني‌ اسرائيل‌ بر غير آنان، نه‌ عام‌ است‌ و نه‌ هميشگي، بلكه‌ از يك‌ جهت‌ محدود به‌ جهانيان‌ زمانشان‌ مي‌باشد و از سويي‌ ديگر، وابسته‌ به‌ ميزان‌ پايبندي‌ آنان‌ به‌ اوامر الهي‌ است‌.
 

