تاه‌قدشان‌ شصت‌ گز بود «پس‌ نعمتهاي‌ خدا را به‌ياد آوريد» بر خود كه‌ از جمله‌ آنها، نعمت‌ جانشين‌ ساختنتان‌ در زمين‌ و افزودن‌ در خلقت‌ و نيرومنديتان‌ و ساير نعمتهايي‌ است‌ كه‌ به‌ شما ارزاني‌ داشته ‌است‌ «باشد كه‌ رستگار شويد» زيرا يادآوري‌ نعمت، انگيزه‌بخش‌ شكر آن‌ است‌ و هركه‌ شكر و سپاس‌ حق‌ تعالي‌ را بجا آورد، بي‌شك ‌رستگار مي‌گردد.
 
آيه  70
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ أَجِئْتَنَا لِنَعْبُدَ اللّهَ وَحْدَهُ وَنَذَرَ مَا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتند: آيا به‌سوي‌ ما آمده‌اي‌ تا تنها الله را بپرستيم» حال‌ آن‌ كه‌ اين‌ شيوه ‌يگانه‌پرستي‌ در نزد ما ناشناخته‌ و ناپسند است‌ زيرا ما پدرانمان‌ را برخلاف‌ اين ‌شيوه‌ ـ كه‌ تو ما را به‌سوي‌ آن‌ مي‌خواني‌ ـ يافته‌ايم‌. از همين‌ رو گفتند: «و» آيا «آنچه‌ را كه‌ پدرانمان‌ مي‌پرستيدند، رها كنيم» و ديگر دنبال‌ راه‌ و رسم‌ پدران ‌خويش‌ نگرديم‌؟ نه‌! چنين‌ چيزي‌ از ما ساخته‌ نيست‌ «پس‌ اگر از راستگويان‌ هستي، آنچه‌ را به‌ ما وعده‌ مي‌دهي، براي‌ ما بياور» آنها از بس‌ كه‌ در برابر خداي‌ سبحان ‌متمرد و متكبر بودند، با اين‌ سخن‌ عذابي‌ را كه‌ هود(ع)  بدان‌ هشدارشان‌ مي‌داد، به ‌شتاب‌ طلبيدند.
 	آيه  87
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَقَفَّيْنَا مِن بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ أَفَكُلَّمَا جَاءكُمْ رَسُولٌ بِمَا لاَ تَهْوَى أَنفُسُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَرِيقاً كَذَّبْتُمْ وَفَرِيقاً تَقْتُلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس، خداوند متعال‌ بني‌اسرائيل‌ را به‌ عناد و مخالفت‌ و استكبار عليه‌ انبيا(ع) و پيروي‌ از هوا و هوس‌هاي‌ بيجا وصف‌ نموده‌ مي‌فرمايد: «و همانا به‌ موسي‌كتاب‌» تورات‌ «را داديم‌ و پس‌ از او پيامبراني‌ را پشت‌ سرهم‌ فرستاديم‌» ايشان ‌انبياي‌ بني‌اسرائيل‌ بودند كه‌ بعد از موسي‌u به‌ نبوت‌ مبعوث‌ شده‌ و به‌ شريعت‌ وي‌عمل‌ مي‌كردند. مراد اين‌ است‌ كه‌ اين‌ پيامبران‌: را پيرو موسي‌(ع) گردانيديم‌ «و به‌ عيسي‌ پسر مريم‌ بينات‌ بخشيديم‌» مراد از بينات: معجزات‌ آشكاري‌ است‌ كه‌خداوند متعال‌ در سوره‌هاي‌ «آل‌ عمران‌» و «مائده‌» از آنها ياد كرده‌ و آنها رابه‌ دست‌ عيسي‌(ع) آشكار ساخت‌؛ چون‌ زنده‌كردن‌ مردگان، آفريدن‌ شكل‌ پرنده ‌از گل‌ و دميدن‌ در آن‌ و سپس‌ تبديل‌ شدن‌ آن‌ به‌ پرنده‌ جاندار، بخشيدن‌ بهبودي‌ به ‌نابيناي‌ مادرزاد و بيماران‌ مبتلا به‌ برص‌ و جزام، خبردادن‌ به‌ مردم‌ از بسياري‌ امورغيبي، فرودآوردن‌ «مائده‌» براي‌ آنان‌ از آسمان‌ و نزول‌ انجيل‌ بر وي‌. عيسي‌(ع)را به‌ زبان‌ سرياني‌ «يسوع‌» مي‌نامند كه‌ به‌ معناي‌ سيد يا مبارك‌ است‌ و «مريم‌» به‌زبان‌ عبري‌ به‌ معناي‌ خدمتكار است‌ زيرا مادرش‌ او را براي‌ خدمت‌ بيت‌المقدس‌نذر كرده‌ بود «و او را با روح ‌القدس‌ تأييد كرديم‌» يعني: عيسي‌(ع) را با روح‌ مقدس‌كه‌ جبرئيل‌(ع) است، تأييد و تقويت‌ نموديم‌. گفتني‌ است‌؛ احاديثي‌ نيز بر صحت‌اين‌ رأي‌ كه‌ «روح‌القدس‌» جبرئيل‌ امين‌ است، روايت‌ شده‌؛ از آن‌ جمله: حديث‌ شريف‌ زير به‌ روايت‌ عايشه‌ رضي‌الله عنها از رسول‌خدا ص است‌ كه‌ آن‌حضرت‌ ص براي‌ حسان‌ شاعر خويش‌ منبري‌ در مسجد نهادند و او بر آن‌ منبر مي‌ايستاد و از رسول‌ خدا ص دفاع‌ مي‌كرد، پس‌ ايشان‌ در حق‌ وي‌ چنين‌ دعاكردند: «اللهم أيد حسان بروح القدس كما نافح عن نبيك ‌: خدايا! حسان‌ را به‌روح‌القدس‌ تأييد و ياري‌ كن، همان‌ طوري‌ كه‌ او از پيامبرت‌ دفاع‌ كرد». وچنان‌كه‌ در آيه‌ (195 ) از سوره‌ «شعراء» آمده‌ است، به‌ جبرئيل‌(ع) «روح‌الامين‌» نيز گفته‌ مي‌شود. بعضي‌ گفته‌اند: مراد از «روح‌القدس‌»، روح ‌دميده‌ شده‌ در عيسي‌(ع) است‌ كه‌ خداوند (ج) او را با آن‌ روح‌ نيرومند تأييد كرد «پس‌ چرا هرگاه‌ كه‌ پيامبري‌ احكامي‌ برخلاف‌ ميل‌ شما» يعني: برخلاف‌ هواهاي‌نفسي‌ شما «برايتان‌ آورد، استكبار كرديد؟» و به‌ منظور تحقير پيامبران: و دورپنداشتن‌ رسالت‌ ايشان، از پذيرش‌ آن‌ سرباز زديد «پس‌ گروهي‌ را دروغگو خوانديد» چون‌ عيسي‌ و محمد عليهماالسلام‌ را «و گروهي‌ را مي‌كشيد؟» مراد، بيان‌حال‌ گذشته‌ است‌؛ يعني: گروهي‌ را كشتيد، چون‌ يحيي‌ و زكريا عليهماالسلام‌ را. اما ابن‌كثير مي‌گويد: «خداوند (ج)از كشتن‌ انبيا توسط يهود به‌ صيغه‌ ماضي‌ تعبير نكرد زيرا مراد حق‌ تعالي‌ اين‌ است‌ كه‌ يهوديان‌ عصر رسالت‌ نيز در صدد كشتن‌پيامبر اسلام‌ هستند، چنانچه‌ آنان‌ به‌ وسيله‌ زهر و جادو در پي‌ قتل‌ آن‌ حضرتص بر آمدند. شاهد اين‌ مدعا حديث‌ شريف‌ رسول‌ خدا ص در بيماري‌ وفاتشان‌ است‌ كه‌ گفتند: ما زالت‌ اكله‌ خيبر تعادني‌ فهذا اوان‌ انقطاع‌ ابهري‌: پيوسته‌ و هنوز هم، آن‌خوردن‌ خيبر (از گوسفند آلوده‌ به‌ زهر) مرا آزار مي‌دهد، پس‌ اين‌ زمان‌؛ زمان‌قطع‌شدن‌ وريد گردن‌ من‌ است‌».
 

آيه  71
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ قَدْ وَقَعَ عَلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ رِجْسٌ وَغَضَبٌ أَتُجَادِلُونَنِي فِي أَسْمَاء سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَآؤكُم مَّا نَزَّلَ اللّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ فَانتَظِرُواْ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏	
«گفت‌: به‌راستي‌ كه‌ بر شما از جانب‌ پروردگارتان‌ عقوبت‌ و خشم‌ ثابت‌ شد» يعني‌: حقا كه‌ سزاوار خشم‌ و عذاب‌ الهي‌ گشتيد و خواه‌ناخواه‌ اين‌ عذاب‌ و خشم‌ بر شما فرودآمدني‌ است‌. هود(ع)  عذابي‌ را كه‌ انتظار وقوع‌ آن‌ مي‌رفت، همانند امر واقع‌ معرفي‌ كرد، به‌منظور دادن‌ اين‌ هشدار به‌ آنان‌ كه‌ اين‌ عذاب‌ حتما برآنان‌ واقع ‌مي‌گردد. رجس‌: عذاب‌ سخت‌ است‌ «آيا با من‌ در باب‌ نامهايي‌ چند مجادله ‌مي‌كنيد» يعني‌: نامهاي‌ بتاني‌ كه‌ مي‌پرستيد؟ هود(ع)  بتان‌ را مجرد نامهاي‌ بي‌مسمي ‌معرفي‌ كرد زيرا نه‌ فقط مسميات‌ آنها داراي‌ هيچ‌ حقيقتي‌ نيست‌ بلكه‌ حتي‌ اطلاق ‌نام‌ «خدايان» برآنها در اصل‌ بي‌پايه‌ است‌ پس‌ گويي‌ اين‌ خدايان، معدوم‌اند و هيچ ‌وجود خارجي‌ ندارند و آنچه‌ كه‌ موجود است، فقط نامهاي‌ آنهاست‌؛ «كه‌ شما وپدرانتان‌ نامگذاري‌ كرده‌ايد» يعني‌: شما و پدرانتان‌ از نزد خود معبودان‌ باطلتان‌ را به‌ اين‌ نامها ناميده‌ايد و در واقع‌ امر، اينها هيچ‌ حقيقتي‌ ندارند «و خداوند هيچ‌ حجت‌ وبرهاني‌ بر آن‌ نازل‌ نكرده‌است» كه‌ به‌ آن‌ بر صحت‌ اين‌ ر