ور جداگانه‌ نيز ـ از خلال‌ فرمان‌ دادن‌ به‌ رسول‌ خويش‌ ـ به‌ جهاد دستور مي‌دهد: «پس‌» اي‌ محمد! ص «در راه‌ خدا پيكار كن‌» به‌ نفس‌ نفيس‌ خويش‌ «جز عهده‌دار شخص‌ خود نيستي‌» يعني‌: تو مسؤول‌ عمل‌ اصحاب‌ خويش‌ نيستي‌كه‌ جهاد مي‌كنند يا نه‌، بلكه‌ به‌ اجراي‌ فرمان‌ خداي‌ عزوجل‌ بر نفس‌ خود ملزم ‌هستي‌، پس‌ اگر تو را تنها هم‌ گذاشتند، به‌ تنهايي‌ بجنگ‌ «و مؤمنان‌ را برانگيز» برمبارزه‌ و جهاد «نزديك‌ است‌ كه‌ خداوند بلاي‌ كافران‌ را بگرداند» و با پيروزساختنت ‌آسيب‌ آنان‌ را بازدارد. كلمه‌ (عسي) كه‌ در مورد خداوند(ج) مفيد قطعيت‌ است‌، مؤمنان‌ را به‌ بازداشتن‌ بلا و آسيب‌ كافران‌ از ايشان‌، متوقع‌ و اميدوار مي‌سازد، لذا اين‌ وعده‌اي‌ از سوي‌ خداي‌ سبحان‌ است‌ و وعده‌ او خواه‌نخواه‌ انجام‌ شدني ‌است «و خداست‌ كه‌ قدرتش‌ بيشتر» و صولتش‌ بزرگتر است‌ «و» عذاب‌ و «كيفرش‌سخت‌تر است‌» از اين‌ تعبير چنين‌ بر مي‌آيد كه‌ مقاومت‌ كفار در برابر مؤمنان‌ نيز شديد است‌، ولي‌ عذاب‌ خداوند(ج) و اعمال‌ قدرت‌ وي‌ بر آنان‌ شديدتر مي‌باشد.چنان‌كه‌ از آيه‌ كريمه‌ اين‌ حقيقت‌ نيز بر مي‌آيد كه‌: سرسختي‌ كافران‌ عليه‌ اهل ‌ايمان‌، جز با نيروي‌ بازدارنده‌ جهاد مهار نمي‌شود بنابراين‌، بايد مؤمنان‌ را از راه‌ سخنراني‌، انتشار كتب‌ و اعلاميه‌ها به‌ جهاد برانگيخت‌. و از مثالهاي‌ برانگيختن ‌مؤمنان‌ به‌ جهاد از سوي‌ آن‌ حضرتص؛ اين‌ فرموده‌ ايشان‌ در روز بدر خطاب‌ به‌يارانشان‌ است‌: «قوموا إلى جنة عرضها السموات والأرض‌: ياران‌! بپاخيزيد به‌سوي‌ بهشتي‌ كه‌ پهناي‌ آن‌ همانند آسمانها و زمين‌ است».
 
	 آيه  85
‏متن آيه : ‏
‏ مَّن يَشْفَعْ شَفَاعَةً حَسَنَةً يَكُن لَّهُ نَصِيبٌ مِّنْهَا وَمَن يَشْفَعْ شَفَاعَةً سَيِّئَةً يَكُن لَّهُ كِفْلٌ مِّنْهَا وَكَانَ اللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ مُّقِيتاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هركس‌ شفاعت‌ پسنديده‌اي‌ بكند، از» خير «آن‌ نصيبي‌ مي‌برد و هركس‌ شفاعت ‌ناپسنديده‌اي‌ كند، از» شر «آن‌ نصيبي‌ مي‌برد» شفيع‌: كسي‌ است‌ كه‌ ديگري‌ را به‌انجام‌ كاري‌ سفارش‌ و تشويق‌ مي‌كند. و شفاعت‌ پسنديده‌، سفارش‌ ديگران‌ به ‌انجام‌ امور نيك‌ و طاعت‌ حق‌ تعالي‌ است‌، پس‌ هركس‌ در كار خيري‌ شفاعت‌ وسفارش‌ كند تا نفعي‌ به‌ ديگران‌ برساند، يا شري‌ را از كسي‌ دفع‌ نمايد، از پاداش‌آن‌ شفاعت‌ بهره‌ و نصيبي‌ مي‌برد و هركس‌ به‌ شر و بدي‌اي‌ سفارش‌ كند، از گناه ‌آن‌ نصيب‌ مي‌برد؛ چون‌ كسي‌ كه‌ به‌ سخن‌چيني‌ و غيبت‌ مي‌پردازد، يا ديگري‌ را به‌ دزدي‌ و فحشا سفارش‌ مي‌كند، يا به‌طور كلي‌ در جلب‌ ضرر يا دفع‌ منفعت‌ يا در امر غير جايزي‌ سفارش‌ مي‌كند «و خداوند همواره‌ بر هرچيزي‌ مقتدر است‌» و هم‌اونگهبان‌ مقادير اعمال‌ شماست‌، پس‌ شما را بر اعمالتان‌ جزا مي‌دهد. درحديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «اشفعوا تؤجروا، ويقضي‌الله علي‌ لسان‌ نبيه‌ ماشاء: شفاعت‌ كنيد تا اجر و پاداش‌ داده‌ شويد، اما خداوند(ج) هر چه‌ را خواسته‌است‌، بر زبان‌ پيامبر خويش‌ حكم‌ مي‌كند».
مجاهدبن‌جبير در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ مي‌گويد: اين‌ آيه‌ درباره‌ سفارش‌ها و واسطه‌شدن‌هاي‌ مردم‌ براي‌ يك‌ديگر نازل‌ شد. برخي‌ از مفسران‌ با توجه‌ به ‌سياق‌ آيات‌، «شفاعت‌ حسنه» را به‌ جهاد در راه‌ خدا(ج) و «شفاعت‌ سيئه» را به‌ جهاد در راه‌ شيطان‌ تفسير كرده‌اند زيرا جهاد در راه‌ خدا(ج) تنها وسيله‌ نجات ‌مستضعفان‌ از چنگال‌ مستكبران‌ مي‌باشد.
 
	آيه  41
‏متن آيه : ‏
‏ وَآمِنُواْ بِمَا أَنزَلْتُ مُصَدِّقاً لِّمَا مَعَكُمْ وَلاَ تَكُونُواْ أَوَّلَ كَافِرٍ بِهِ وَلاَ تَشْتَرُواْ بِآيَاتِي ثَمَناً قَلِيلاً وَإِيَّايَ فَاتَّقُونِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و بدانچه‌ نازل‌ كردم‌» يعني: به‌ قرآن‌ عظيم‌ «ايمان‌ آريد، كه‌ مؤيد همان‌ چيزي‌است‌ كه‌ با شماست‌» يعني: قرآن‌ موافق‌ و همخوان‌ با تورات‌ و اخبار انبيا: است ‌و با حقي‌ كه‌ نزد شماست، مطابقت‌ دارد «و نخستين‌ منكر آن‌ نباشيد» يعني: اولين‌كساني‌ نباشيد كه‌ منكر قرآن‌ گشته‌اند، درحالي‌كه‌ شايسته‌ اين‌ است‌ كه‌ شما اولين‌تصديق‌كنندگان‌ آن‌ باشيد «و آيات‌ مرا» يعني: اوامر و نواهي‌ مرا «به‌ بهايي‌ ناچيز» يعني: به‌ بهاي‌ زندگي‌ ناچيز و رياستي‌ حقير و بي‌ارزش‌ كه‌ همانا دنيا و شهوات‌ آن ‌است‌ «نفروشيد». گاهي‌ هر يك‌ از كلمات‌ «بيع‌» و «شراء» در سخن‌ عرب، بجاي‌ يکديگر به‌ كار گرفته‌ مي‌شود، پس‌ «شراء» در اينجا به‌ معني‌ فروش‌ است «و تنها از من‌ پروا كنيد» و عهد شكني‌ را فروگذاريد.
 
آيه  86
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا حُيِّيْتُم بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّواْ بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَسِيباً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ شما را به‌ تحيتي‌ بنوازند» تحيت‌: سلام‌ گفتن‌ است‌. بعضي‌ گفته‌اند: تحيت‌ در اينجا، دادن‌ پاسخ‌ عطسه‌ زننده‌ با گفتن‌: «يرحمك‌ الله» است‌. ياران‌ امام ‌ابوحنيفه‌ برآنند كه‌ مراد از تحيت‌ در اينجا هديه‌ دادن‌ است‌، به‌دليل‌ اين‌ فرموده‌حق‌ تعالي‌: (پس‌ با تحيتي‌ بهتر از آن‌ پاسخ‌ دهيد). يعني‌: هديه‌ بهتر از آنچه‌ به‌شما داده‌اند، بدهيد. و اگر مراد از «تحيت» سلام‌ باشد، پس‌ تحيت‌ بهتر اين‌ است‌كه‌ در جواب‌ سلام‌ كسي‌ كه‌ به‌ گفتن‌ سلام‌ ابتدا مي‌كند، چيزي‌ را بيفزايد، مثلا چون‌ سلام‌دهنده‌ گفت‌: «السلام‌ عليكم»، جواب‌دهنده‌ بگويد: «و عليكم‌السلام‌ ورحمه‌الله». كه‌ اين‌ جواب‌ بر لطف‌ و طراوت‌ و صفاي‌ تحيت‌ مي‌افزايد. و افزودن‌ در جواب‌ سلام‌ مستحب‌ و پيش‌دستي‌ در سلام‌ گفتن‌ سنت‌ است‌ كه‌ در باره‌ آن‌ترغيب‌ فراوان‌ آمده‌، اما دادن‌ جواب‌ سلام‌ فرض‌ است‌، به‌دليل‌ فرموده‌حق‌ تعالي‌: «پس‌ با تحيتي‌ بهتر از آن‌، يا همانند آن‌ پاسخ‌ دهيد» يعني‌: اگر جواب‌سلام‌ را به‌ شيوه‌ بهتر نداديد؛ حداقل‌ به‌ مانند آن‌ پاسخ‌ دهيد، اما ندادن‌ جواب‌سلام‌ به‌طوركلي‌، جايز نيست‌ زيرا جواب‌ سلام‌ فرض‌ است‌. و كم‌كردن‌ جواب‌سلام‌ از مقداري‌ كه‌ سلام‌كننده‌ با آن‌ به‌ سلام‌ ابتدا نموده‌ است‌، نيز جايز نيست‌.
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ سلمان‌ فارسي‌(رض) آمده‌ است‌: مردي‌ نزد رسول‌ خداص آمد و گفت‌: «السلام‌ عليك‌ يا رسول‌ الله». رسول‌ خداص در جواب‌ وي‌ فرمودند: «و عليك‌السلام‌ و رحمه‌ الله». سپس‌ ديگري‌ آمد و گفت‌: «السلام‌ عليك‌ يا رسول‌الله و رحمته». رسول‌ خداص در جواب‌ وي‌ فرمودند: «وعليك ‌السلام‌ ورحمه‌الله