به‌ ناحق‌ خوردند ـ هر چند آن‌ كس‌ كافر، يامخالف‌ دينشان‌ هم‌ باشد ـ گناه‌ و مسئوليت‌ اين‌ خيانت‌ را برعهده‌ دارند زيرا «هركه ‌به‌ پيمان‌ خود» با حق‌ تعالي‌ «وفا كند» و از او فرمانبرداري‌ كرده‌ و به‌ شريعتش‌ عمل ‌نمايد «و پرهيزگاري‌ نمايد» يعني‌: مال‌ كسي‌ را به‌ باطل‌ نخورد و حقوق‌ و امانتها رابه‌ اهل‌ آنها بسپارد «بي‌ترديد خداوند پرهيزگاران‌ را دوست‌ دارد» و دوستانش‌ را اكرام‌ مي‌كند و گرامي‌ مي‌دارد.
 
سوره آل عمران آيه  77
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَناً قَلِيلاً أُوْلَئِكَ لاَ خَلاَقَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللّهُ وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلاَ يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كساني‌ كه‌ در عوض‌ عهد الهي‌ و سوگندهاي‌ خود بهاي‌ ناچيزي‌ را مي‌گيرند» زيرا بهايي‌ كه‌ سبب‌ عذاب‌ انسان‌ گردد؛ هر چند بسيار باشد، اندك‌ است‌. آنان‌ يهوديان ‌و همانندانشان‌ اند كه‌ چون‌ اموال‌ و حقوق‌ ديگران‌ را مي‌خورند، منكر خوردن‌ آن ‌مي‌شوند و اگر بر اين‌ امر سوگند هم‌ داده‌ شوند، به‌ دروغ‌ سوگند مي‌خورند «آن‌گروه» يعني‌: آنان‌ كه‌ چنين‌ صفتي‌ دارند «در آخرت‌ بهره‌اي‌ ندارند و خداوند با آنان ‌سخن‌ نمي‌گويد» هيچ‌ سخني‌ را به‌ كلي‌. يا با آنان‌ سخني‌ نمي‌گويد كه‌ اسباب‌ خوشحالي‌شان‌ گردد و نشانه‌ لطف‌ وي‌ به‌ آنان‌ باشد «و به‌سويشان‌ نمي‌نگرد» به‌نظر رحمت، بلكه‌ بر آنان‌ خشم‌ مي‌گيرد و آنان‌ را دربرابر گناهانشان‌ عذاب ‌مي‌كند «و پاكشان‌ نمي‌گرداند» از گناهان‌ و پليدي‌ها، بلكه‌ فرمان‌ مي‌دهد كه‌ آنان ‌را به‌ دوزخ‌ در افگنند «و عذابي‌ دردناك‌ در پيش‌ دارند».
از ابن‌مسعود(رض)  در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ شده‌ است‌ كه‌رسول‌ خداص فرمودند: «هركس‌ به‌ دروغ‌ سوگند خورد تا بدين‌وسيله‌ مال‌شخص‌ مسلماني‌ را تصاحب‌ كند، در حالي‌ با خدا ملاقات‌ مي‌كند كه‌ او بر وي‌خشمگين‌ است‌. در اين‌ هنگام‌ صحابي‌اي‌ كه‌ مدعي‌ مال‌ خود بر يهودي‌اي‌ بود وشاهدي‌ هم‌ نداشت، گفت‌: يا رسول‌الله! پس‌ در اين‌ صورت، او سوگند دروغ ‌مي‌خورد و مالم‌ ازبين‌ مي‌رود! همان‌ بود كه‌ خداي‌ عزوجل‌ نازل‌ فرمود: ﴿‏ إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَناً قَلِيلاً .. ﴾.
از اين‌ آيه‌ كريمه‌ استنباط مي‌شود كه‌ در شريعت‌ خداي‌ عزوجل‌ ميان‌ مسلمان‌ وغير آن‌ در اداي‌ حقوق‌ و امانتها مطلقا فرقي‌ وجود ندارد زيرا حق‌ به‌ ذات‌ خود محترم‌ است‌ و حق، حرمت‌ و منزلت‌ خود را از اشخاص‌ نمي‌گيرد تا در اين‌ صفت‌ خود از آنان‌ تأثير پذير گردد.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:448.txt">آيه  78</a><a class="text" href="w:text:449.txt">آيه  79</a><a class="text" href="w:text:450.txt">آيه  80</a><a class="text" href="w:text:451.txt"> آيه  81</a><a class="text" href="w:text:452.txt">آيه  82</a><a class="text" href="w:text:453.txt">آيه  83</a></body></html>سوره آل عمران آيه  78
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقاً يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُم بِالْكِتَابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتَابِ وَمَا هُوَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ وَمَا هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ وَيَقُولُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از آنان» يعني‌: از يهوديان‌ «گروهي‌ هستند كه‌ زبان‌ خود را» به‌ خواندن ‌«كتاب» تحريف ‌شده‌اي‌ «مي‌پيچانند» يعني‌: آنچه‌ را بر كتاب‌ خدا(ج)  افزوده‌اند و تحريف‌ كرده‌اند، چنان‌ مي‌خوانند كه‌ گويي‌ اين‌ هم‌ از كتاب‌ خدا(ج)  است‌ «تاآن‌ را از كتاب‌ بپنداريد» و گمان‌ كنيد كه‌ آن‌ هم‌ از كلام‌ نازل‌ شده‌ خداوند متعال‌است‌ «با اين‌ كه‌ آن‌ از كتاب‌ نيست» و قطعا مطالب‌ بر بافته‌ خودشان‌ است‌ «ومي‌گويند: آن‌ از نزد خداوند است» يعني‌: به‌دروغ‌ و افترا چنين‌ سخني‌ مي‌گويند «درصورتي‌كه‌ آن‌ از سوي‌ خداوند نيست‌ و بر خدا دروغ‌ مي‌بندند با اين‌ كه‌ خودشان ‌مي‌دانند» كه‌ دروغگويند و اين‌ از بزرگترين‌ گناهان‌ است‌.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است‌: اين‌ آيه‌ كريمه‌ نيز درباره‌ رهبران‌ و علماي‌ يهودنازل‌ شد.
 
سوره آل عمران آيه  79
‏متن آيه : ‏
‏ مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُؤْتِيَهُ اللّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُواْ عِبَاداً لِّي مِن دُونِ اللّهِ وَلَكِن كُونُواْ رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَ ‏
 
‏ترجمه :
 ‏در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ از ابن‌عباس‌(رض)  روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: هنگامي‌ كه‌ علماي‌ يهود و هيأت‌ نصاراي‌ نجران‌ نزد رسول‌ خداص گرد آمدند ورسول‌ خداص آنان‌ را به‌ اسلام‌ دعوت‌ نمود؛ ابورافع‌ قرظي‌ يهودي‌ گفت‌: اي‌محمد! آيا مي‌خواهي‌ تا چنان‌كه‌ نصاري‌ عيسي‌ را مي‌پرستند، ما نيز تو را پرستش‌كنيم‌؟ رسول‌ خداص فرمودند: پناه‌ بر خدا(ج)  از چنين‌ كاري‌! پس‌ خداي‌ متعال‌ به‌اين‌ ارتباط نازل‌ فرمود: «هيچ‌ بشري‌ را نسزد كه‌ خدا به‌ او كتاب‌ و حكم‌ و پيامبري ‌بدهد، سپس‌ او به‌ مردم‌ بگويد: به ‌جاي‌ خدا بندگان‌ من‌ باشيد» يعني‌: چنين‌ مقوله‌اي،نه‌ سخني‌ راست‌ و درست‌ است‌ و نه‌ هم‌ سزاوار گفتن‌ زيرا انبياي‌ عظام‌: در اداي‌امانت‌ رسالت، سفيران‌ برگزيده‌ الهي‌ ميان‌ او و خلقش‌ هستند، كه‌ او ايشان‌ را به‌ وحي‌ خويش‌ مخصوص‌ گردانيده، پس‌ بي‌ترديد از مختصات‌ ايشان، راست‌ فهمي‌و اخلاص‌ براي‌ خداي‌ عزوجل‌ است‌ بنابراين، هرگز از هيچ‌ پيامبري‌ چنين‌ ادعايي‌سرنمي‌زند كه‌ مردم‌ را به‌سوي‌ كفر فراخوانده‌ و بگويد: اي‌ مردم‌! مرا پرستش‌ كنيد نه‌ خداي‌ عزوجل‌ را! زيرا اين‌ برخلاف‌ طبيعت‌ اشياء است‌.
آيه‌ كريمه‌ در رد نصاري‌ نازل‌ شد كه‌ بر عيسي‌(ع)  سخناني‌ را افترا بستند كه‌ اصلاصحت‌ ندارد و گفتن‌ چنين‌ سخناني‌ در باره‌ وي‌ و هر يك‌ از برادرانش‌ ـ ازخانواده‌ پيامبران‌(ع)  ـ سزاوار هم‌ نيست‌.
«و ليكن» پيامبر الهي‌ مي‌گويد: «رباني‌ باشيد» رباني‌: كسي‌است‌ كه‌ به‌ دين‌ رب، دانا، به‌ طاعت‌ وي‌ سخت‌ متمسك‌ و همراه‌ با آن‌ از حلم‌ و حكمت ‌برخوردار است‌. چنانكه‌ محمدبن‌ حنيفه‌ در روز وفات‌ ابن‌عباس‌(رض)  گفت‌: «اليوم مات رباني هذة الأمة‌: امروز رباني‌ اين‌ امت‌ در گذشت». آري‌! پيامبر الهي‌مي‌گويد: رباني‌ باشيد «به‌ سبب‌ آن‌ كه‌ كتاب‌ تعليم‌ مي‌داديد و به‌ سبب‌ خواندن‌ آن» يعني‌: به ‌همراه‌ علمتان‌ به‌ كتاب‌ آسماني، به‌ طاعت‌