سب‌ مي‌دهد.
خلاصه‌ احكام‌ اين‌ دو آيه‌ كريمه‌ عبارت‌ است‌ از:
1- امام‌ ابوحنيفه‌ و اصحابش‌ بر آنند كه‌ دادن‌ متعه‌ به‌ زني‌ كه‌ قبل‌ از دخول ‌(آميزش) و قبل‌ از تعيين‌ مهر طلاق‌ داده‌ شده‌؛ مطلقا واجب‌ است، اما دادن‌ متعه ‌به‌ ساير زنان‌ مطلقه، چون‌ زني‌ كه‌ بعد از دخول‌ طلاق‌ داده‌ مي‌شود، يا زني‌ كه‌ قبل ‌از دخول‌ اما بعد از تعيين‌ مهر طلاق‌ داده‌ مي‌شود، مستحب‌ است‌. ولي‌ در مذهب ‌شافعي، دادن‌ متعه‌ به‌ هرگونه‌ زن‌ مطلقه‌اي‌ واجب‌ است، مگر براي‌ آن‌ زن ‌مطلقه‌اي‌ كه‌ شوهرش‌ با او آميزش‌ (مقاربت‌) نكرده‌ و مهري‌ هم‌ برايش‌ معين‌ شده‌است‌ زيرا او مستحق‌ نصف‌ مهر تعيين‌شده‌ خويش‌ مي‌باشد.
2- مذهب‌ ابوحنيفه‌ و احمدبن‌حنبل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ مهر با خلوت‌ صحيحه‌ تماما لازم‌ مي‌شود. ولي‌ مشهور از مذهب‌ شافعي‌ و مالك‌ اين‌ است‌ كه‌ مهر با خلوت‌ صحيحه‌ لازم‌ نمي‌شود؛ مگر اين‌ كه‌ آن‌ خلوت‌، با دخول‌ (مقاربت) همراه ‌باشد.
3- براي‌ متعه‌ در قرآن‌ و سنت‌ حدي‌ معين‌ نگرديده، لذا فقها در مقدار اقل‌ و اكثر آن‌ اختلاف‌نظر دارند. حد ادناي‌ آن‌ در نزد ابوحنيفه: پيراهن‌ و چادر و لحافي‌است‌. ولي‌ شافعي: مي‌گويد: شوهر به‌ اعطاي‌ حد معيني‌ از متعه‌ مجبور نشود، مگر به‌ حد اقل‌ آنچه‌ كه‌ اسم‌ متعه‌ بر آن‌ اطلاق‌ گردد.
4- به‌ زن‌ مطلقه‌ قبل‌ از دخول‌ كه‌ مهر برايش‌ مشخص‌ شده‌ است‌؛ اجماعا دادن ‌نصف‌ مهر واجب‌ است‌.
5- شوهر مي‌تواند نصف‌ ديگر مهر مسمي‌ (معين) را براي‌ زن‌ مطلقه‌ قبل‌ ازدخول‌ ببخشد، يا زن، يا ولي‌ او مي‌توانند از آن‌ براي‌ شوهر در گذرند.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:298.txt">آيه  238</a><a class="text" href="w:text:299.txt">آيه  239</a><a class="text" href="w:text:300.txt">آيه  240</a><a class="text" href="w:text:301.txt">آيه  241</a><a class="text" href="w:text:302.txt">آيه  242</a><a class="text" href="w:text:303.txt">آيه  243</a><a class="text" href="w:text:304.txt">آيه  244</a><a class="text" href="w:text:305.txt">آيه  245</a></body></html>آيه  238
‏متن آيه : ‏
‏ حَافِظُواْ عَلَى الصَّلَوَاتِ والصَّلاَةِ الْوُسْطَى وَقُومُواْ لِلّهِ قَانِتِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بر نمازها مواظبت‌ كنيد» يعني: بر اداي‌ نمازهاي‌ پنج‌گانه‌ در اوقات‌ آنها و بارعايت‌ اركان‌ و شروط آنها همراه‌ با خشوع‌ قلب، مداومت‌ و استمرار ورزيد «بويژه‌ نماز ميانه‌» كه‌ به‌ قول‌ اكثر علماي‌ صحابه‌(رض ) و جمهور تابعين‌ نماز عصراست‌ زيرا قبل‌ از آن، دو نماز و بعد از آن‌ نيز دو نماز وجود دارد و لذا اين‌ نماز در ميانه‌ نمازهاي‌ پنج‌گانه‌ قرار دارد. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص درروز جنگ‌ احزاب‌ فرمودند: «خداوند(ج)  قبرها و خانه‌هايشان‌ (مشركان) را پر ازآتش‌ گرداند كه‌ ما را از نماز وسطي‌ - نماز عصر - بازداشتند تا خورشيد غروب‌كرد». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «إن أحب الأعمال إلى الله تعجيل الصلاة لأول وقتها: بي‌گمان‌ محبوب‌ترين‌ اعمال‌ نزد خدا(ج) ، تعجيل‌ نماز در اول‌ وقت‌آن‌ است‌». «و براي‌ خدا فروتنانه‌ بايستيد» يعني: در نماز به‌ وقار و طمأنينه‌ و خشوع‌ برپا بايستيد. برپا ايستادن‌ در نماز فرض‌، فرض‌ است، اما در نماز نفل، نشستن‌ يا اداكردن‌ آن‌ بر بالاي‌ مركب‌ (ماشين، قطار، هواپيما، الاغ‌...) جوازدارد. «قنوت‌» در اينجا به‌معني‌ سكوت، يا به ‌معني‌ طاعت‌ و خشوع، يا به‌ معني ‌ذكر خداوند متعال‌ در حال‌ قيام‌ همراه‌ با خشوع‌ است‌.
سبب‌ نزول: ائمه‌ شش‌گانه‌ حديث‌ و غير آنان‌ از زيدبن‌ ثابت‌(رض)   روايت‌ كرده‌اند كه‌ فرمود: در عهد رسول‌ خداص ما با يك‌ديگر در اثناي‌ نماز سخن‌ مي‌گفتيم، يعني: يكي‌ از ما با رفيق‌ پهلويي‌ خويش‌ سخن‌ مي‌گفت‌ تا اين‌ كه‌ نازل‌ شد: ﴿وَقُومُواْ لِلّهِ قَانِتِينَ ‏﴾ (و براي‌ خدا فروتنانه‌ بپا ايستيد)، پس‌ به‌ سكوت‌ مأمور شده‌ و ازسخن‌ گفتن‌ در نماز نهي‌ شديم‌.
 
آيه  239
‏متن آيه : ‏
‏ فَإنْ خِفْتُمْ فَرِجَالاً أَوْ رُكْبَاناً فَإِذَا أَمِنتُمْ فَاذْكُرُواْ اللّهَ كَمَا عَلَّمَكُم مَّا لَمْ تَكُونُواْ تَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه :
«ولي‌ اگر بيمناك‌ بوديد» از دشمني، يا از سيل، يا از درنده‌اي‌؛ پس‌ در حال‌ خوف‌ «پياده‌ يا سواره‌ نماز گزاريد» يعني: براي‌ شما جايز است‌ كه‌ در حال‌ شدت ‌خوف‌ و هراس، سواره‌ بر مركب‌ خود، يا در حال‌ پياده‌روي، رو به‌سوي‌ قبله‌ يا بدون‌ آن، همراه‌ با حركت‌ و انتقال‌ و جولان‌ و حمله‌ و گريز، نماز را به‌جا آوريد «و چون‌ ايمن‌ شديد» يعني: چون‌ خوف‌ و هراس‌ شما برطرف‌ شد؛ «پس‌ خدا را ياد كنيد چنان ‌كه‌ به‌ شما آموخته‌ است‌» از قوانين‌ و برنامه‌هاي‌ اسلام‌ «آنچه‌ كه‌» قبل‌ازآن‌ «نمي‌دانستيد» يعني: با از بين‌رفتن‌ خوف، نماز را با رعايت‌ تمام‌ شروط و اركان‌ آن‌ به‌ هيأت‌ كامل‌ و اصلي‌ و رو به‌ قبله‌ ادا كنيد. اين‌ آيه‌ كريمه‌ ناظر بر حكم ‌نماز خوف‌ همراه‌ با امام، كه‌ نمازگزاران‌ در آن‌ به‌ دو قسمت‌ تقسيم‌ مي‌شوند، نيست‌ زيرا اين‌ حكم‌ در سوره‌ «نساء» مي‌آيد.
خلاصه‌ احكام‌ دو آيه‌ گذشته‌ اين‌ است: 
1- نماز به‌ هيچ‌ حالي‌ از شخص‌ مكلف‌ ساقط نمي‌شود و ترك‌ آن‌ با هيچ‌ گونه ‌عذري‌ جايز نيست، هرچند به‌ هنگام‌ رويارويي‌ با دشمن‌ در صف‌ كارزار، يا درحال‌ شدت‌ بيماري‌ باشد، از همين‌ روي‌ اسلام‌ آن‌ را به‌ كيفيتي‌ مشروع‌ گردانيده‌ كه‌ با تمام‌ احوال، تناسب‌ و هماهنگي‌ داشته‌ باشد. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌رسول‌ خداص به‌ عمران‌بن‌ حصين‌(رض)  فرمودند: «ايستاده‌ نماز بگزار، پس‌ اگرنتوانستي‌ به‌طور نشسته‌ و اگر بازهم‌ نتوانستي‌ به‌ پهلو». حتي‌ در صورت‌ وجودعذر، نماز گزاردن‌ به‌ اشاره‌ پلك‌ها، يا با اجراي‌ اركان‌ آن‌ به‌ قلب‌ نيز جايز است‌. و اين‌ مذهب‌ جمهور (مالك، شافعي‌ و احمد ) مي‌باشد. اما ابوحنيفه‌ بر آن‌ است‌كه‌ نماز گزاردن‌ در حالت‌ جنگي‌ كه‌ همراه‌ با جولان‌ و جست‌ و گريز است، باطل‌ مي‌باشد و فقط در صورتي‌ جايز است‌ كه‌ امكان‌ درنگ‌ كردن بر جاي‌ خود وجود داشته‌ باشد، در غير آن‌، رزمندگان‌ بايد نماز را به‌ تأخير اندازند.
2- در نزد شافعي‌ها و حنبلي‌ها؛ نماز با سخني‌ كه‌ به‌ جهت‌ مصلحت‌ خود نماز ازروي‌ سهو صادر شده ‌باشد، باطل‌ نمي‌شود، اما احناف‌ بر آنند كه‌ نماز با سخن‌گفتن‌ به‌ قصد يا به‌ سهو، يا از روي‌ جهل‌ و خطا، يا اجبار، با بيان‌ حداقل‌ دوحرف، باطل‌ مي‌شود.
3- جمهور علما جايز دانسته‌اند كه‌ مقتدي‌ صحيح‌ و سالم، پشت‌ سر امام‌ بيماري ‌كه‌ بر ايستادن‌ قادر نمي‌باشد، نماز بخواند زيرا هر يك‌ از آنها فرض‌ خويش‌ را به ‌اندازه‌ توان‌ خويش‌ ادا مي‌كند، ولي‌ مشهو