ن‌ عقد نكاح‌ در عده، مورد اتفاق‌ همه‌ مذاهب‌ است‌ و با نكاح‌ در حال‌ عده، زن‌ بر مرد حلال‌ نمي‌شود. «و بدانيد كه‌ خداوند آنچه‌ را در دل‌ داريد» از عزم‌ بر نكاح، يا غير آن‌ «مي‌داند پس، از او برحذر باشيد» از اين‌ كه‌ شما را در صورت‌ عزم‌ بر چنين‌ نكاحي، مجازات‌ نمايد «و بدانيد كه‌ خداوند آمرزنده‌ است‌» بر كسي‌ كه‌ از او پروا مي‌كند «بردبار است‌» با به‌ تأخير افگندن‌ مجازات‌ خطاكاران‌.
پس‌ به‌طور خلاصه، از آيه‌ كريمه‌ احكام‌ ذيل‌ برداشت‌ مي‌شود:
1- خواستگاري‌ صريح‌ وبي‌پرده‌ از زن‌ در حال‌ عده، اجماعا جايز نيست، ليكن‌ خواستگاري‌ كنايي‌ و تلويحي‌ از زني‌ كه‌ در حال‌ عده‌ وفات‌ يا طلاق‌ باين‌ به‌سرمي‌برد، جايز است‌.
2- خواستگاري‌ صريح‌ يا كنايي‌ از زني‌ كه‌ در عده‌ طلاق‌ رجعي‌ به‌سر مي‌برد به ‌اجماع‌ علما جايز نيست‌ زيرا زني‌ كه‌ در حال‌ عده‌ طلاق‌ رجعي‌ به‌سر مي‌برد، هنوز حكم‌ همسري‌ او براي‌ شوهرش‌ پابرجاست‌.
3- انعقاد و اجراي‌ عقد نكاح‌ بر زنان‌ در حال‌ عده، شرعا حرام‌ بوده‌ و اجماع‌ علما بر آن‌ است‌ كه‌ تأويل‌ مضمون: ﴿حَتَّىَ يَبْلُغَ الْكِتَابُ أَجَلَهُ﴾ در آيه‌ كريمه، به ‌معني‌ انقضاي‌ عده‌ زن‌ مي‌باشد.
4- اگر شخصي‌ با زن‌ در حال‌ عده‌اي‌ عقد نمود و عروسي‌ كرد، قاضي‌ بايد نكاح‌ آن‌ دو را فسخ‌ كند و آن‌ نكاح‌ به‌ اتفاق‌ فقها باطل‌ است‌.
آيه  236
‏متن آيه : ‏
‏ لاَّ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِن طَلَّقْتُمُ النِّسَاء مَا لَمْ تَمَسُّوهُنُّ أَوْ تَفْرِضُواْ لَهُنَّ فَرِيضَةً وَمَتِّعُوهُنَّ عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَعَلَى الْمُقْتِرِ قَدْرُهُ مَتَاعاً بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَى الْمُحْسِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هيچ‌ گناهي‌ بر شما نيست‌ اگر زنان‌ را طلاق‌ داديد» يعني: مسئوليتي‌ - اعم‌ از گناه‌ يا مهر و مانند آن‌ - بر عهده‌ شما نيست‌ اگر زنان‌ را طلاق‌ داديد؛ «در آن‌ وقت‌ كه‌ هنوز با آنان‌ مساس‌ نكرده‌ و براي‌ آنان‌ مهري‌ نيز معين‌ نكرده‌ايد» مراد از مساس‌: جماع‌ (مقاربت) است، پس‌ اگر جماع‌ صورت‌ گرفت‌ و مهري‌ هم‌ از قبل‌ تعيين ‌نشده‌ بود، زن‌ مستحق‌ مهر مثل‌ خود مي‌شود «و آنان‌ را» يعني: زناني‌ را كه‌ قبل‌ از تعيين‌ مهر و قبل‌ از مقاربت‌ طلاق‌ مي‌دهيد «بهره‌مند سازيد» به‌ متعه‌. يعني: به‌آنها چيزي‌ - از پوشاك‌ يا طلا يا مانند آن‌ - به‌ عنوان‌ بخشش‌ تقديم‌ كنيد تا اين‌ بخشش‌، جايگزيني‌ باشد براي‌ آنچه‌ كه‌ آنها از مهر از دست‌ داده‌اند «توانگر به‌ اندازه‌ توان‌ خود و تنگدست‌ به‌ اندازه‌ توان‌ خود» پس‌ كيفيت‌ متعه‌ به‌ وضعيت ‌اقتصادي‌ شوهر مربوط است، لذا متعه‌اي‌ كه‌ شوهر غني‌ مي‌دهد، بر متعه‌اي‌ كه‌ شوهر فقير مي‌دهد، برتري‌ دارد «بهره‌ دادن‌ بر وجه‌ معروف‌» يعني: بر وجهي‌ متعه ‌بدهيد كه‌ در شرع‌ و عرف‌ موافق‌ با آن، پسنديده ‌باشد «لازم‌ شده‌» اين‌ متعه‌ دادن ‌به ‌عنوان‌ حقي‌ واجب‌ «بر» ذمه‌ «نيكوكاران‌» يعني: كساني‌ كه‌ در برخورد بازنان ‌مطلقه، روشي‌ نيكو در پيش‌ مي‌گيرند.
 
آيه  237
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِن طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةً فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ إَلاَّ أَن يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَ الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكَاحِ وَأَن تَعْفُواْ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَلاَ تَنسَوُاْ الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ إِنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
در آيه‌ قبل، حكم‌ زن‌ مطلقه‌ قبل‌ از دخولي‌ بيان‌ شد كه‌ از قبل‌ برايش‌ مهري‌ معين‌ نشده‌ بود، اما در اين‌ آيه، خداوند متعال‌ حكم‌ نوع‌ دوم‌ را بيان‌ مي‌كند و آن‌ زن‌ مطلقه‌ قبل‌ از دخولي‌ است‌ كه‌ برايش‌ مهري‌ معين‌ شده‌ است: «و اگر پيش‌ از آن‌كه‌ با آنان‌ نزديكي‌ كنيد، طلاقشان‌ داديد، درحالي‌كه‌ برايشان‌ مهري‌ معين‌ كرده‌ايد، پس‌» واجب‌ ذمه‌ شما اين‌ است‌ كه: «نصف‌ آنچه‌ را» به‌ عنوان‌ مهر برايشان‌ «تعيين‌ نموده‌ايد» به‌ آنان‌ بدهيد «مگر اين‌ كه‌ زنان‌ خود، ببخشند» يعني: مگر اين‌ كه‌ زنان ‌مطلقه‌ يادشده، اين‌ نيمه‌ مهر مشخص‌ شده‌اي‌ را كه‌ خداوند(ج)  برايشان‌ برعهده ‌شوهران‌ طلاق‌دهنده‌شان‌ واجب‌ گردانيده‌است، به‌ شوهرانشان‌ ببخشند، كه‌ در اين‌صورت‌ مانعي‌ وجود ندارد كه‌ شوهران‌ اين‌ نيمه‌ را به‌ آنان‌ نپردازند «يا كسي‌ كه ‌سررشته‌ نكاح‌ در دست‌ اوست، ببخشد» كه‌ اين‌ سر رشته‌دار - بنابر دو نظري‌ كه‌ دراين‌ باره‌ ميان‌ فقها و جود دارد - يا شوهر، يا ولي‌ زن‌ است‌. مذهب‌ ابوحنيفه‌ وشافعي‌ (در رأي‌ جديد وي) اين‌ است‌ كه‌ مراد از: ﴿أَوْ يَعْفُوَ الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكَاحِ﴾ (يا كسي‌ ببخشد كه‌ گره‌بند و سر رشته‌ نكاح‌ در دست‌ وي‌ است)، شوهرمي‌باشد. بنابراين‌ قول، معني‌ اين‌ است: شوهر نيمه‌ ديگر مهر معين‌ شده‌ را نيز به‌زن‌ مطلقه‌ خود ببخشد و مهرآن‌ را كامل‌ بپردازد، يا چنانچه‌ مهر مسمي‌ را قبلا به‌ طور كامل‌ به‌ زنش‌ پرداخته‌ است، بعد از طلاق‌، نصف‌ آن‌ را از وي‌ باز پس‌نستاند، كه‌ ابن‌ جريرطبري‌ اين‌ قول‌ را ترجيح‌ داده‌. قول‌ دوم‌ در معناي‌ مراد آيه‌كريمه‌ اين‌ است‌ كه‌ مراد از: (كسي‌ كه‌ سر رشته‌ نكاح‌ در دست‌ اوست)، ولي‌ زن‌مطلقه‌ است، يعني: ولي‌ زن‌ مطلقه‌اي‌ كه‌ بعد از مقاربت‌ شوهر، طلاق‌ داده ‌شده‌ ومهري‌ هم‌ قبلا براي‌ آن‌ مسمي‌ (معين) شده‌ است، همچون‌ خود آن‌ زن‌ مطلقه ‌مي‌تواند، آن‌ نصف‌ مهري‌ را كه‌ زن‌ با طلاق‌ خويش‌ مستحق‌ آن‌ شده‌ است‌ بر شوهرش‌ ببخشد و آن‌ را از وي‌ نگيرد. «ولي‌»: يا پدر زن‌ است، يا برادرش، يا كس‌ ديگري‌ از نزديكانش‌ كه‌ متولي‌ عقد نكاح‌ وي‌ شده‌ است‌. و اين‌ مذهب‌ امام‌مالك‌ است‌. زمخشري‌ مي‌گويد: «صحت‌ قول‌ اول‌ آشكار است‌».
«و بخشش‌ و بخشايش‌ شما به‌ تقوي‌ نزديكتر است‌» اين‌ خطابي‌ است‌ متوجه‌ مردان‌ و نيز زنان‌ - به‌طور تغليبي‌ - كه‌ آنان‌ را به‌ گذشت‌ و بخشش‌ در برابر يك‌ديگر تشويق‌ و ترغيب‌ مي‌كند، پس‌ كسي‌ به‌ تقوي‌ نزديكتر است‌ كه‌ بخشنده‌تر باشد «و بزرگواري‌ را در بين‌ خودتان‌ فراموش‌ نكنيد» يعني: هرچند طلاق‌ روابط شما را تيره‌ و مكدرساخته، ولي‌ به‌ حرمت‌ پيوندي‌ كه‌ ميان‌ شما وجود داشته، اجازه‌ بدهيد تا نسيمي‌ از فضل‌ و مهرباني‌ و گذشت‌ بر اين‌ فضاي‌ مكدر بوزد، پس‌ هرگز بزرگواري‌ و فضل‌ نسبت‌ به‌ يك‌ديگر را فراموش‌ نكنيد «بي‌گمان‌ خداوند به‌ آنچه ‌انجام‌ مي‌دهيد، بيناست‌» و از اعمال‌ شما آگاه‌ است، پس‌ شما را در برابر آن‌ جزاي ‌من