به‌ قضات‌ ندهيد» به ‌عنوان‌ رشوه‌ تا به‌ ناحق‌ به ‌نفعتان‌ حكم‌ كنند و «تا بخشي‌ از اموال‌ مردم‌ را به‌ گناه‌» يعني: به‌ ستم‌ و تجاوز و با وسايل‌ غيرمشروع‌؛ چون‌ گواهي‌ دادن‌ و سوگند خوردن‌ به‌ دروغ، يا مانند آنها؛ «بخوريد، درحالي‌كه‌ خودتان‌» هم‌ خوب‌ «مي‌دانيد» كه‌ به‌ ناحق‌ و ناروا مرتكب‌ اين‌ عمل‌ مي‌گرديد، كه‌ اين‌ خود، نمايانگر جرأت‌ بر ارتكاب‌ گناه‌ است‌.
ابن‌ عباس‌ك مي‌گويد: «اين‌ آيه‌ كريمه‌ ناظر بر شخصي‌ است‌ كه‌ بر ذمه‌ وي‌ مالي‌ است، اما گواه‌ و مدركي‌ عليه‌ وي‌ وجود ندارد، پس‌ مال‌ را انكار نموده‌ و بارفتن‌ نزد حكام‌، در صدد پايمال‌ نمودن‌ حق‌ است‌»، چنان‌كه‌ در سبب‌ نزول‌ آن‌آمده‌ است: «امرؤالقيس‌بن‌ عابس‌ كندي‌ و عبدان‌ حضرمي‌ بر سر موضوع‌ زميني‌نزد رسول‌ خداص به‌ مرافعه‌ رفتند، امرؤالقيس‌ مدعي‌عليه‌ بود و عبدان ‌مدعي‌ و چون‌ آيه‌ كريمه‌ نازل‌ شد، امرؤالقيس‌ خودرا از قضيه‌ كنار كشيد و زمين‌را به‌ عبدان‌ واگذاشت‌.
در بيان‌ احكام‌ آيه‌ كريمه‌ فقهاي‌ اسلام‌ آرايي‌ دارند: امام‌ ابوحنيفه: بر آن ‌است‌ كه‌ حكم‌ قاضي‌ در عقدها و فسخ‌ها، ظاهرا و باطنا نافذ مي‌شود، هرچندگواهان‌؛ گواهاني‌ دروغين‌ باشند. مثال‌ آن‌ اين‌ است‌ كه‌ مردي‌ ادعا مي‌كند كه‌ زني‌را به‌ نكاح‌ گرفته‌ است، اما زن‌ منكر اين‌ ادعا مي‌شود، مرد بر ادعاي‌ خويش‌ دوگواه‌ دروغين‌ مي‌آورد و قاضي‌ هم‌ بر مبناي‌ آن‌ به‌ ازدواج‌ ميان‌ آن‌ دو حكم‌مي‌كند، در اين‌ صورت‌ براي‌ آن‌ مرد آميزش‌ با آن‌ زن‌ مباح‌ است، اما اجراي‌حكم‌ قاضي‌ بر اين‌ نحو مقيد به‌ دوشرط مي‌باشد:
1- اين‌ كه‌ قاضي‌ نداند كه‌ گواهان‌ دروغين‌ هستند.
2- اين‌ كه‌ قضيه‌ از اموري‌ باشد كه‌ قاضي‌ در آنها صلاحيت‌ انشاي‌ حكم‌ را دارد.
اما جمهور فقها برآنند كه‌ حكم‌ قاضي‌ در ظاهر قابل‌ اجراست‌ نه‌ در باطن، لذاحكم‌ وي‌ حلال‌ را حرام‌ و حرام‌ را حلال‌ نمي‌گرداند و حقي‌ را ايجاد نمي‌نمايد، به‌دليل‌ اين‌ حديث‌ شريف: «نحن‌ نحكم‌ باالظاهر والله يتولي‌ السرائر: ما فقط به‌ ظاهرحكم‌ مي‌كنيم‌ و خداوند عهده‌دار پنهاني‌هاست‌». به‌ هر حال‌؛ براي‌ هيچ‌ مؤمني‌جايز نيست‌ كه‌ در عين‌ يقين‌ به‌ ناروابودن‌ ادعاي‌ خويش، فقط با تكيه‌ بر مهارت‌خود، يا وكلاي‌ دعوايش، به‌ دادگاه‌ مراجعه‌ نمايد و بايد بداند كه‌ مال‌ مؤمن‌ برايش‌ به‌ ناحق‌ حلال‌ نيست، هرچند قاضي‌ بدان‌ حكم‌ نمايد، بلكه‌ مؤمن‌ بايد قاضي‌حقيقي‌ را كه‌ خداوند احكم‌الحاكمين‌ است‌ مدنظر داشته‌ باشد. در حديث‌ شريف‌ به ‌روايت‌ ام‌سلمه‌ رضي‌الله عنها آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «ألا إنما أنا بشر وإنما يأتيني الخصم، فلعل بعضكم أن يكون الحن بحجته من بعض فاقضي له، فمن قضيت له بحق مسلم فإنما هي قطعة من نار، فليحملها أو ليذرها: هان‌! بدانيد كه‌ من‌هم‌ بشري‌ هستم‌ و شما نزد من‌ به‌ دادخواهي‌ مي‌آييد، پس‌ چه‌ بسا كه‌ بعضي‌ از شما در ارائه‌ حجت‌ خويش‌ از برخي‌ ديگر لحني‌ رساتر و بياني‌ شيواتر داشته‌ باشد و من‌ هم‌ برابر چيزهايي‌ كه‌ مي‌شنوم‌ به‌ نفع‌ وي‌ حكم‌ صادر مي‌كنم، لذا كسي‌ كه‌ من‌برايش‌ از حق‌ برادر مسلمانش‌ چيزي‌ حكم‌ كردم، بداند كه‌ آن‌ چيزي‌ جز پاره‌اي‌ ازآتش‌ نيست، در اين‌ صورت‌ او مختار است‌ كه‌ آن‌ را بر مي‌دارد يا كه‌ مي‌گذارد».
 
سوره إسراء آيه  30
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ رَبَّكَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ وَيَقْدِرُ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيراً بَصِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بي‌گمان‌ پروردگار تو بر هركه‌ بخواهد، روزي‌ را گشاده‌ و تنگ‌ مي‌گرداند» يعني‌: او به‌ سبب‌ حكمت‌ بالغه‌اي‌ كه‌ دارد، روزي‌ را بر بعضي‌ گشاده‌ و بر بعضي‌ ديگر تنگ ‌مي‌گرداند پس‌ اي‌ پيامبر! هيچ‌ سرزنشي‌ متوجه‌ تو نيست‌ «در حقيقت‌ او به‌ بندگان ‌خود دانا و بيناست‌» و هيچ‌ چيز بر او پنهان‌ نيست‌.
آيه‌ كريمه‌ تسلي‌ بخش‌ رسول‌ خداص در تنگدستي‌ ايشان‌ است‌ كه‌ اين ‌تنگدستي‌، نه‌ از روي‌ بي‌مهري‌ پروردگار نسبت‌ به‌ ايشان‌ بلكه‌ به‌ خاطر حكمتي ‌است‌. در حديث‌ شريف‌ قدسي‌ آمده‌ است‌: «همانا از بندگان‌ مؤمنم‌ كساني‌ هستند كه ‌ايمانشان‌ را جز فقر سامان‌ نمي‌دهد و اگر ايشان‌ را توانگر سازم‌، بي‌گمان‌ دينشان‌ رابر ايشان‌ تباه‌ ساخته‌ام‌ و همانا از بندگان‌ من‌ كساني‌ هستند كه‌ ايمانشان‌ را جز توانگري‌ درست‌ نمي‌كند و اگر ايشان‌ را فقير سازم‌، محققا دينشان‌ را بر ايشان‌ تباه‌ ساخته‌ام‌». اما گاهي‌ غنا و توانگري‌ در حق‌ بعضي‌ از مردم ‌«استدراج‌»، و فقيرساختنشان‌ عذاب‌ است‌  ـ پناه‌ بر خداي‌ سبحان‌؛ هم‌ از اين‌ و هم‌ از آن‌.
 
	سوره إسراء آيه  31
‏متن آيه : ‏
‏ وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِيَّاكُم إنَّ قَتْلَهُمْ كَانَ خِطْءاً كَبِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از بيم‌ تنگدستي‌ فرزندان‌ خود را نكشيد» چنان‌كه‌ برخي‌ از اعراب‌ در جاهليت‌ مرتكب‌ اين‌ جنايت‌ مي‌شدند «ماييم‌ كه‌ هم‌ آنان‌ و هم‌ شما را روزي‌ مي‌دهيم‌» و شما روزي‌دهنده‌ آنان‌ نيستيد كه‌ در حق‌ آنان‌ چنين‌ جنايتي‌ روا مي‌داريد «بي‌گمان‌كشتن‌ آنان‌ گناهي‌ بزرگ‌ است‌» ابن‌كثير مي‌گويد: «اين‌ آيه‌ دلالت‌ مي‌كند بر اين‌كه ‌خداوند(ج)  به‌ بندگان‌ خود از پدر نسبت‌ به‌ فرزندش‌ مهربان‌تر است‌».
 
	سوره إسراء آيه  32
‏متن آيه : ‏
‏ وَلاَ تَقْرَبُواْ الزِّنَى إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَسَاء سَبِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌ زنا نزديك‌ نشويد» با انجام‌ دادن‌ مقدمات‌ آن‌؛ مانند بوسه‌ و كنار و حركات‌ ديگر. البته‌ نهي‌ از نزديكي‌ به‌ زنا به‌ طريق‌ اولي‌ نهي‌ از خود زنا را نيز شامل‌مي‌شود «هرآينه‌ آن‌ فاحشه‌ است‌» يعني‌: زنا بسيار زشت‌، و تجاوز از حد شرع‌ وعقل‌ مي‌باشد «و آن‌ بد راهي‌ است‌» زيرا به‌ آميخته‌ شدن‌ نسب‌ها مي‌انجامد و به‌دوزخ‌ مي‌كشاند. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «بعد از شرك‌، هيچ‌ گناهي‌ نزدخداوند(ج)  بزرگتر از آن‌ نيست‌ كه‌ مردي‌ نطفه‌اي‌ را در رحمي‌ قرار دهد كه‌ برايش‌ حلال‌ نيست‌».
 
سوره إسراء آيه  33
‏متن آيه : ‏
‏ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالحَقِّ وَمَن قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَاناً فَلاَ يُسْرِف فِّي الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنْصُوراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و نفسي‌ را كه‌ خداوند حرام‌ كرده‌ است‌» يعني‌: كسي‌ را كه‌ حق‌ تعالي‌ او را با پناه ‌دين‌، يا با پناه‌ عهد ذمه‌ يا عهد ا