اْ بِهِ شَيْئاً وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَاناً وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلاَدَكُم مِّنْ إمْلاَقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
ابن‌مسعود(رض)  فرمود: هر كس‌ مي‌خواهد به‌ وصيت‌ مهر شده‌ رسول‌ خداص بنگرد، بايد آيات‌ «153ـ151» از سوره‌ «انعام‌» را بخواند: 
«بگو» اي ‌پيامبرص «بياييد تا آنچه‌ را پروردگارتان‌ بر شما حرام‌ كرده‌است‌، براي‌ شما بخوانم‌» اين‌ محرمات‌ الهي‌ عبارت‌اند از: «اين‌ كه‌ چيزي‌ را با او شريك‌ قرارندهيد» يعني: نخستين‌ چيز از محرمات‌ اين‌ است‌ كه: حق‌ تعالي‌ بر شما لازم‌گردانيده‌، يا شما را براي‌ آن‌ آفريده‌ كه‌ چيزي‌ را با او شريك‌ قرار ندهيد. «و به‌ پدر و مادر احسان‌ كنيد» با امتثال‌ امر و نهي‌ آنها و اين‌ خود به‌ معناي‌ نهي‌ از نافرماني ‌آنها نيز هست‌. «و فرزندان‌ خود را از بيم‌ املاق‌ نكشيد، ما شما و آنان‌ را روزي‌ مي‌رسانيم‌» زيرا رزق‌ بندگان‌ بر عهده‌ مولايشان‌ است‌. بنابراين‌، سومين‌ حرام‌؛ كشتن‌ فرزندان‌ است‌. املاق: فقر است‌. يادآور مي‌شويم‌ كه‌ اهل‌ جاهليت‌ فرزندان‌ خود را ـ اعم‌ از ذكور و اناث‌ ـ از بيم‌ فقر و تنگدستي‌ مي‌كشتند و به‌علاوه‌ درخصوص‌ دختران‌، اين‌ رفتار ظالمانه‌ را از بيم‌ عار و ننگ‌ نيز اعمال‌ مي‌كردند. «وبه‌ فواحش‌» يعني: گناهان‌ «نزديك‌ نشويد» و از آن‌ جمله‌ است‌ زنا و لواط «آنچه ‌آشكار باشد از آن‌ و آنچه‌ پوشيده‌ باشد» يعني: چه‌ آن‌ كارهاي‌ زشت‌ و ناشايست‌ علني‌ باشد، چه‌ پنهان‌. اين‌ چهارمين‌ حرام‌ است‌. «و هيچ‌ نفسي‌ را كه‌ خداوند كشتنش‌ را حرام‌ ساخته ‌است‌، جز به‌حق‌ نكشيد» كشتن‌ نفس‌ به‌ قصاص‌، كشتن‌ آن ‌به‌سبب‌ ار تكاب‌ زنا در حال‌ احصان‌ و كشتن‌ آن‌ به‌سبب‌ ارتداد، از حق‌ است‌ و اين ‌همان‌ اسبابي‌ است‌ كه‌ شرع‌ شريف‌ در باب‌ قتل‌ مسلمان‌ آنها را مشروع‌ گردانيده‌است‌. چنان‌كه‌ احاديث‌ بسياري‌ بر آن‌ ناطق‌ است‌، از آن‌ جمله‌ روايت ‌ابن‌مسعود(رض)  از رسول‌ خداص است‌ كه‌ در حديث‌ شريف‌ فرمودند: «ريختن‌ خون‌ شخص‌ مسلماني‌ كه‌ بر يگانگي‌ خداوند و رسالت‌ من‌ گواهي‌ مي‌دهد حلال‌ نيست ‌مگر به‌ يكي‌ از سه‌ سبب: زناي‌ مرد زن‌ دار يا زن‌ شوهردار، كشتن‌ نفس‌ به‌ قصاص‌نفس‌ و كشتن‌ كسي‌ كه‌ دين‌ خود را ترك‌ كرده‌ و از جماعت‌ مسلمين‌ بريده‌ است‌».پس‌ حرام‌ پنجم‌ كشتن‌ نفس‌ به‌ ناحق‌ است‌. «اينهاست‌ كه‌ خدا شما را به‌ آن‌ سفارش‌كرده‌است‌» يعني: شما را به‌ آنها امر كرده‌ و رعايت‌ آنها را بر شما فرض‌ گردانيده ‌است‌ «باشد كه‌ شما بفهميد» امر و نهي‌ خداوند متعال‌ را.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1115.txt">آيه  152</a><a class="text" href="w:text:1116.txt">آيه  153</a><a class="text" href="w:text:1117.txt">آيه  154</a><a class="text" href="w:text:1118.txt">آيه  155</a><a class="text" href="w:text:1119.txt">آيه  156</a><a class="text" href="w:text:1120.txt">آيه  157</a></body></html>آيه  152
‏متن آيه : ‏
‏ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌ مال‌ يتيم‌ نزديك‌ نشويد» يعني: به‌ هيچ‌وجه‌ متعرض‌ مال‌ يتيم‌ نشويد «مگربه‌» شيوه‌ و «نحوه‌اي‌ كه‌» آن‌ شيوه‌ «هرچه‌ نيكوتر باشد» نسبت‌ به‌ غير آن‌ از شيوه‌ها و آن‌ شيوه‌اي‌ است‌ كه‌ صلاح‌ و نفع‌ يتيم‌ و رشد و نمو مال‌ وي‌، در آن ‌نهفته‌ باشد «تا زماني‌ كه‌ به‌ حد رشد» يعني: كمال‌ بلوغ‌ و سن‌ جواني‌ «خودبرسد» و آن‌ زماني‌ است‌ كه‌ يتيم‌ در تصرفات‌ مالي‌ خويش‌، شيوه‌اي‌ استوار و به‌هنجار و راه‌ و روش‌ رشديافتگان‌ را دنبال‌ كند، نه‌ روش‌ بي‌خردان‌ و اسراف‌كاران‌ را. پس‌ ششمين‌ حرام‌؛ خوردن‌ مال‌ يتيم‌ است‌. «و پيمانه‌ و ترازو را به‌ قسط» يعني: به‌ عدالت‌ تمام‌ در دادوستد «بپيماييد» در هنگام‌ خريد و فروش‌. پس‌ هفتمين‌ حرام‌؛ كاستن‌ از پيمانه‌ و وزن‌ است‌.
«هيچ‌كس‌ را جز به‌ قدر توانش‌ تكليف‌ نمي‌كنيم‌» در تمام‌ تكاليف‌ شرعي‌ و از آن‌ جمله‌ تكليف‌ پيمودن‌ پيمانه‌ و ترازو به‌ شيوه‌ عادلانه‌اي‌ كه‌ پرهيز از كاستن‌ و افزودن‌ در آن‌ ممكن‌ باشد «و چون‌ سخن‌ گوييد» در داوري‌، يا شهادت‌، ياجرح‌، يا تعديل[7] «پس‌ انصاف‌ را رعايت‌ كنيد» و در سخن‌ خويش‌ جوياي ‌صواب‌ باشيد، لذا به‌خاطر رعايت‌ نزديكي‌ كسي‌، يا به ‌انگيزه‌ دوري‌ كسي‌؛ روش ‌متعصبانه‌ و طرفدارانه‌اي‌ را در پيش‌ نگيريد و هرگز به‌ حساب‌ حق‌ و عدل‌، به‌سوي ‌دوستي‌ ـ به‌خاطر دوستي‌اش‌ ـ متمايل‌ نشويد و بر دشمني‌ ـ به ‌صرف‌ دخالت‌دادن ‌انگيزه‌ دشمني‌ خود با وي‌ ـ اجحاف‌ و ستم‌ روا نداريد بلكه‌ در ميان‌ مردم‌ به‌ عدل ‌و داد رفتار كنيد «هرچند» آن‌ صاحب‌ دعوي‌، كه‌ سخن‌ به ‌نفع‌ يا عليه‌ اوست ‌«صاحب‌ قرابت‌ باشد» با شما. پس‌ حرام‌ هشتم‌؛ دروغ‌گفتن‌ و شهادت‌ دادن‌ به‌ ناحق‌ و نارواست‌.
«و به‌ عهد الله وفا كنيد» يعني: هرگاه‌ در نذر، يا سوگند، يا هر امر حق‌ ديگري ‌با خدا(ج) عهد بستيد، به‌ آن‌ وفا كنيد. همچنان‌ كسي‌ كه‌ اسلام‌ آورده‌ است‌، درحقيقت‌ با خداي‌ عزوجل‌ بر طاعت‌ وي‌ عهد بسته‌ است‌ بنابراين‌، تعبير وفا به‌ عهد خداي‌ عزوجل‌، شامل‌ عهد وي‌ در اعتراف‌ به‌ ربوبيتش‌ و عهد وي‌ بر طاعتش‌ در امر و نهيش‌ نيز مي‌شود. پس‌ نهمين‌ حرام‌ عهدشكني‌ است‌. «اينها» كه‌ ذكر شد «خدا شما را به‌ آن‌ سفارش‌ كرده‌است‌» يعني: با امري‌ مؤكد و محكم‌، شما را به ‌آنها فرمان‌ داده‌ است‌ «باشد كه‌ پند گيريد» و از آنچه‌ خدا(ج) شما را از آن‌ نهي‌ كرده‌، خود را باز داريد.
 
[7] حكم‌ به‌ بطلان‌ صحت‌ روايت، يا اداي‌ شهادت‌ كسي‌ را به‌خاطر وجود عيب‌ و ايراد شرعي‌ در وي،جرح‌ و حكم‌ به‌ عدالت‌ شخص‌ را تعديل‌ گويند.
آيه  153
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و بدانيد كه‌ اين‌ است‌ راه‌ راست‌ و درست‌ من‌» يعني: راه‌ رساننده‌ به‌ سرمنزل ‌رضاي‌ من‌ كه‌ همانا دين‌ من‌ است‌، همين‌ راه‌