 به‌ اينجا نمي‌رسد». گفتني‌ است‌ كه‌ سن‌ خرفتي، در همه‌ حالات‌ امري‌ يكسان‌ و يكنواخت‌ نيست‌ و نظر به‌ شرايط اجتماعي، اقتصادي‌ و غيره‌ فرق‌ مي‌كند، هرچند از علي‌(رض)  روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: «خوارترين‌ عمر، سن‌ هفتاد و پنج‌ سالگي‌ است‌». «چندان‌ كه‌ پس‌ از دانستن‌» بسياري‌ چيزها كه‌ برايش‌ در زندگي‌ روي‌ داده‌ بود، ديگر «چيزي ‌نمي‌داند» نه‌ بسيار و نه‌ كم، از اين‌ جهت‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ بخاري‌ از انس‌(رض)  آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص چنين‌ دعا مي‌كردند: «أعوذ بك من البخل والكسل والهرم وأرذل العمر وعذاب القبر وفتنة الدجال وفتنة المحيا والممات: خدايا! به‌ تو پناه‌ مي‌برم‌ از بخل، تنبلي، فرتوتي‌ و خوارترين‌ عمر، عذاب‌ قبر، فتنه‌ دجال ‌و فتنه‌ زندگي‌ و مرگ‌». «قطعا خدا داناي‌ تواناست‌» داناست‌ به‌ حكمت‌هاي ‌برگرداندن‌ انسان‌ از كاملترين‌ حال‌ به‌ خوارترين‌ مال، يا از حال‌ زندگي‌ به‌ حال‌ فنا، تواناست‌ بر تبديل‌ آنچه‌ كه‌ بخواهد، آن‌ گونه‌ كه‌ بخواهد.
	سوره نحل آيه  71
‏متن آيه : ‏
‏ وَاللّهُ فَضَّلَ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ فِي الْرِّزْقِ فَمَا الَّذِينَ فُضِّلُواْ بِرَآدِّي رِزْقِهِمْ عَلَى مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَهُمْ فِيهِ سَوَاء أَفَبِنِعْمَةِ اللّهِ يَجْحَدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و خدا بعضي‌ از شما را در روزي‌ بر بعضي‌ ديگر برتري‌ داده‌ است‌» يعني‌: روزي‌ را بر برخي‌ از بندگانش‌ گشاد و فراخ‌ و بر برخي‌ ديگر چنان‌ تنگ‌ گردانيده‌ كه‌ قوت ‌لايموت‌ و طعمه‌ روز خود را نمي‌يابد پس‌ اين‌ يكي‌ را مالك‌ گردانيده‌ و آن‌ يكي‌را مملوك‌ و اين‌ از حكمت‌ بالغه‌ وي‌ است‌.
شهيد سيد قطب‌ در تفسير «في‌ ظلال‌ القرآن‌» پيرامون‌ اين‌ امر مي‌گويد: «برتري ‌دادن‌ در رزق، اسباب‌ و عللي‌ دارد كه‌ اين‌ اسباب‌ و علل‌ تابع‌ سنت‌ الهي ‌است‌ پس‌ گاهي‌ ممكن‌ است‌ كه‌ انسان‌ متفكر، دانشمند و اهل‌ خرد بوده‌ اما موهبتش‌ در كسب‌ روزي‌ محدود و اندك‌ باشد، از آن‌ روي‌ كه‌ او در ميدانهاي ‌ديگر داراي‌ مواهب‌ ديگري‌ است‌. گاهي‌ بر عكس‌ يك‌ انسان‌ كودن‌ و نادان‌ به‌ مال ‌و ثروتي‌ گسترده‌ دست‌ مي‌يابد اما بدانيد كه‌ اين‌ انسان‌ قطعا در اين‌ بعد خاص‌، ازموهبت‌ برخوردار است‌. پس‌ ساده‌لوحانه‌ است‌ اگر بپنداريم‌ كه‌ وسعت‌ رزق‌ وروزي‌، به‌ توانمندي‌ و استعداد انسان‌ ارتباطي‌ ندارد. البته‌ گاهي‌ هم‌ گشايش‌ وتنگي‌ در رزق، ابتلايي‌ از جانب‌ خداي‌ سبحان‌ است‌. به‌ هرحال، براساس‌ همين حكمت‌هاي‌ بالغه‌ است‌ كه‌ علاوه‌ بر تفاوت‌ در مال‌ و دارايي، در ساير ابعاد زندگي ‌انسانها نيز تفاوتهايي‌ قرار داده‌ شده‌ است‌؛ مانند تفاوت‌ در هوش، زيبايي، خرد، سلامتي، داشتن‌ اسم‌ زيبا و غيره‌...». به‌قولي‌ معني‌ آيه‌ اين‌ است: خداي‌ سبحان‌ به ‌مالكان‌ بردگان‌ بهتر از بردگانشان‌ روزي‌ داده‌ است، به‌دليل‌ اين‌ فرموده‌اش: «پس‌كساني‌ كه‌ فزوني‌ داده‌ شدند، بازگرداننده‌ روزي‌ خود بر مملوكان‌ خود نيستند» يعني: صاحبان‌ و مالكان‌ اموال، مال‌ و دارايي‌ خود را به‌ بردگان‌ خود نمي‌دهند «تا همه‌ آنان‌» يعني: مالكان‌ و مملوكان‌ «در آن‌» يعني: در روزي‌ و مال‌ و دارايي‌ «برابر باشند» پس‌ اي‌ مشركان‌! شما چگونه‌ بندگانم‌ را با من‌ شركايي‌ برابر قرار داده‌ وآنها را پرستش‌ مي‌كنيد، درحالي‌كه‌ خود بردگانتان‌ را شريك ‌مال‌ خويش ‌نمي‌گردانيد؟ «پس‌ آيا نعمت‌ خداوند را انكار مي‌ورزند» با شرك‌ آوردن‌ به‌ وي؟!
 
سوره نحل آيه  72
‏متن آيه : ‏
‏ وَاللّهُ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجاً وَجَعَلَ لَكُم مِّنْ أَزْوَاجِكُم بَنِينَ وَحَفَدَةً وَرَزَقَكُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ أَفَبِالْبَاطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَتِ اللّهِ هُمْ يَكْفُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و خدا براي‌ شما از جنس‌ خودتان‌ همسراني‌ آفريد» كه‌ با آنان‌ انس‌ و الفت ‌مي‌گيريد و اگر همسرانتان‌ از نوعي‌ ديگر آفريده‌ مي‌شدند، آن‌ انس‌ و الفت‌ ومحبت‌ ميان‌ شما و آنان‌ برقرار نمي‌شد. پس‌ اين‌ از رحمت‌ حق‌ تعالي‌ بر شماست ‌«و براي‌ شما از زنانتان‌ فرزندان‌ و حفده‌اي‌ آفريد» حفده: نوادگان، يعني‌ فرزندان ‌فرزندانند. به‌قولي: حفده‌ فرزنداني‌اند كه‌ خدمت‌ پدر را مي‌كنند «و شما را از پاكيزه‌ها روزي‌ داد» كه‌ از آنها به‌ گوارايي‌ تمام‌ مي‌خوريد و لذت‌ مي‌بريد «آيا» بازهم‌ «به‌ باطل‌ ايمان‌ مي‌آورند» مراد از باطل: اين‌ عقيده‌ آنان‌ درباره‌ بتانشان‌ است ‌كه‌ نفع‌ و زيان‌ مي‌رسانند «و به‌ نعمت‌ خدا كفر مي‌ورزند» و آن‌ را به‌ غير وي‌ نسبت ‌داده‌ يگانگي‌ او را در بخشندگي‌ و نعمت‌ ارج‌ نمي‌گذارند؟.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2284.txt">آيه  73</a><a class="text" href="w:text:2285.txt"> آيه  74</a><a class="text" href="w:text:2286.txt"> آيه  75</a><a class="text" href="w:text:2287.txt">آيه  76</a><a class="text" href="w:text:2288.txt"> آيه  77</a><a class="text" href="w:text:2289.txt">آيه  78</a><a class="text" href="w:text:2290.txt">آيه  79</a></body></html>سوره نحل آيه  73
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَمْلِكُ لَهُمْ رِزْقاً مِّنَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ شَيْئاً وَلاَ يَسْتَطِيعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌جاي‌ خداوند چيزهايي‌ را» يعني: معبوداتي‌ را «مي‌پرستند كه‌ به‌ هيچ‌ وجه‌ مالك‌ روزي‌ دادن‌ آنان‌ از آسمانها و زمين‌ نيستند و توانايي‌ ندارند» در اين‌كه‌ آن‌ روزي ‌را مالك‌ گشته‌ و در آن‌ تصرف‌ كنند زيرا اين‌ معبودات‌ از جماداتند و هيچ‌ شعور و تواني‌ ندارند. پس‌ كسي‌ كه‌ اين‌ گونه‌ بيچاره‌ باشد، چگونه‌ لايق‌ آن‌ است‌ كه‌ مورد پرستش‌ قرار گيرد؟.
 
	سوره نحل آيه  74
‏متن آيه : ‏
‏ فَلاَ تَضْرِبُواْ لِلّهِ الأَمْثَالَ إِنَّ اللّهَ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
و از آنجا كه‌ پرستشگران‌ غير خداي‌ سبحان‌ اين‌ پرستش‌ خود را با فلسفه‌بافي‌هاي‌ بي‌اساس‌ توجيه‌ كرده‌ و در اين‌ باره‌ مثل‌ مي‌زنند، خداي‌ سبحان ‌فرمود: «پس‌ براي‌ خدا مثل‌ نزنيد» يعني: براي‌ او مثل‌ و مانندي‌ قرار ندهيد زيرا او يگانه‌ است‌ و مثل‌ و مانندي‌ ندارد.
مشركان‌ مي‌گفتند: خداي‌ عالم‌ بزرگتر و بلندمرتبه‌تر از آن‌ است‌ كه‌ يكي‌ از ما مستقيما او را پرستش‌ نمايد، از اين‌روي‌ به‌ بتان‌ و ستارگان‌ توسل‌ جسته‌ آنها را وسيله‌ قرب‌ خود به‌ حق‌ تعالي‌ مي‌شناختند چنان‌كه‌ مردم‌ زيردست‌ و پايين‌مرتبه‌ به‌بزرگان‌ خدمت‌ مي‌كنند و باز آن‌ بزرگان‌ به‌ خدمت‌ شاه‌ مي‌پردازند «هرآينه‌ خداوند مي‌داند و شما نمي‌دانيد» او مي‌داند كه‌ همتايي‌ ندارد