فريده‌، سهمي‌ مقرر كرده‌ آن‌ را صرف‌ مسكينان‌ و ميهمانان ‌مي‌كردند، همين‌گونه‌ براي‌ خدايان‌ باطل‌ خود نيز بهره‌اي‌ از اين‌ اشيا مقرر كرده‌ وآن‌ را صرف‌ متوليان‌ بتان‌ و خدمتكاران‌ آستان‌ آنان‌ مي‌كردند و چون‌ اموال ‌اختصاص‌ يافته‌ به‌ بتان‌ تمام‌ مي‌شد؛ از سهمي‌ كه‌ براي‌ خدا مقرر كرده‌ بودند، برداشته‌ و به‌ وجوه‌ مصارف‌ بتان‌ مي‌افزودند و مي‌گفتند: خداوند از اين‌ وجوه ‌بي‌نياز است‌. يا اگر چيزي‌ از سهم‌ خداوند(ج) در سهم‌ بتان‌ در هم‌ مي‌آميخت‌، آن‌را به‌ حال‌ خود واگذاشته‌ و مي‌گفتند: خدا بدان‌ نيازي‌ ندارد. ولي‌ اگر از سهم‌ بتان ‌در سهم‌ خداوند(ج) در مي‌آميخت‌، آن‌ را جدا كرده‌ و مي‌گفتند: بتان‌ بدان‌ نيازمندند. «پس‌ آنچه‌ خاص‌ شركايشان‌ بود، به‌ خدا نمي‌رسيد» يعني: به‌ مصارفي ‌نمي‌رسيد كه‌ خداوند(ج) صرف‌ اموال‌ در آنها را مشروع‌ گردانيده‌، همچون ‌صدقه‌، صله‌رحم‌ و اطعام‌ ميهمان‌ «ولي‌ آنچه‌ خاص‌ خدا بود، به‌ شركاي‌ آنان ‌مي‌رسيد» يعني: آن‌ را در مصارف‌ مربوط به‌ دستگاه‌ بتان‌ و بت‌سالاران‌ مصرف‌ مي‌كردند «چه‌ بد حكم‌ مي‌كنند» در اين‌ كه‌ خدايان‌ باطل‌ خود را بر خداي‌ سبحان‌ برگزيده‌ و مخلوقي‌ ناتوان‌ را بر خالق‌ توانا ترجيح‌ مي‌دهند. قطعا اين‌گونه‌ سخنان‌ و اعمال‌، صرفا بر پندار غلط آنان‌ متكي‌ است‌، كه‌ خداوند(ج) نه‌ آنها را بدان‌ امر كرده‌، نه‌ همچو تقسيم‌بندي‌اي‌ را برايشان‌ مشروع‌ گردانيده‌ است‌.
 
	آيه  137
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَذَلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلاَدِهِمْ شُرَكَآؤُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وَلِيَلْبِسُواْ عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
نوع‌ دوم‌ از احكام‌ اختراع‌كرده‌ اهل‌ جاهليت‌ عبارت‌ بود از: «و اين‌ گونه‌» كه‌ شياطين‌ اختصاص‌ دادن‌ سهمي‌ براي‌ خدا(ج) و سهمي‌ ديگر براي‌ بتان‌ را در چشم ‌مشركان‌ آراستند، همين‌گونه‌ «شركايشان‌ در نظر بسياري‌ از آنان‌ قتل‌ فرزندانشان‌ را آراستند» يعني: شياطين‌ اين‌ عمل‌ زشت‌ را نيز در چشم‌ و دلشان‌ نيكو جلوه‌ دادند «تا آنان‌ را هلاك‌ كنند» يعني: تا سرانجام‌، آن‌ دختران‌ و پسران‌ بي‌گناه‌ را هلاك ‌كنند، با كشتن‌ و زنده‌به‌گوركردن‌ به‌ناحق‌ آنان‌. يا شياطين‌، مشركان‌ را با گمراه‌كردنشان‌ هلاك‌ و نابود كنند «و تا مشتبه‌» و درهم‌ و برهم ‌«سازند» شياطين‌ «بر آنان‌ دين‌شان‌ را» و در نتيجه‌ آنان‌ نتوانند ميان‌ آنچه‌ كه ‌برايشان‌ مشروع‌ است‌، با آنچه‌ كه‌ مشروع‌ نيست‌، فرق‌ بگذارند. بعضي‌ گفته‌اند :مراد از شركا در اينجا، خدمتكاران‌ بتان‌ از كاهنان‌ و پرده‌داران‌ اند كه ‌زنده‌به‌گور كردن‌ دختران‌ را از بيم‌ نيازمندي‌ يا به ‌اسارت‌ درآمدن‌ آنها و كشتن ‌فرزندان‌ را از بيم‌ فقر و درويشي‌، در چشم‌ و دل‌ مشركان‌ مي‌آراستند. همين‌ طور به‌نام‌ خداي‌ بزرگ‌ سوگند ياد مي‌كردند كه‌ اگر به‌ آنان‌ اين‌ تعداد (عددي‌ معين‌ را ذكر مي‌كردند) از اولاد پسر عنايت‌ نمايد، يكي‌ از آنان‌ را براي‌ او قرباني‌ مي‌كنند چنان‌كه‌ عبدالمطلب‌، چنين‌ نذر كرد و قرعه‌ به‌نام‌ عبدالله پدر پيامبر اكرم‌ص برآمد، و سرانجام‌ او با فديه ‌دادن‌ صد شتر، از ذبح‌ وي‌ منصرف‌ شد «و اگر خدا مي‌خواست‌ چنين‌ نمي‌كردند» يعني: اين‌ جنايت‌ از سوي‌ آنان‌ به‌ اراده‌ تكويني‌خداوند(ج) سرزد، بر اساس‌ حكمتي‌ كه‌ او خود به‌ آن‌ داناتر است‌ «پس‌ آنان‌ را با آنچه‌ افترا مي‌بندند واگذار» يعني: آنان‌ و افترابستن‌شان‌ بر خداي‌ سبحان‌ را رها كن‌؛ زيرا اين‌ اعمالشان به‌ تو زياني‌ نمي‌رساند.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1098.txt">آيه  138</a><a class="text" href="w:text:1099.txt">آيه  139</a><a class="text" href="w:text:1100.txt">آيه  140</a><a class="text" href="w:text:1101.txt">آيه  141</a><a class="text" href="w:text:1102.txt">آيه  142</a></body></html>آيه  138
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالُواْ هَذِهِ أَنْعَامٌ وَحَرْثٌ حِجْرٌ لاَّ يَطْعَمُهَا إِلاَّ مَن نّشَاء بِزَعْمِهِمْ وَأَنْعَامٌ حُرِّمَتْ ظُهُورُهَا وَأَنْعَامٌ لاَّ يَذْكُرُونَ اسْمَ اللّهِ عَلَيْهَا افْتِرَاء عَلَيْهِ سَيَجْزِيهِم بِمَا كَانُواْ يَفْتَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
نوع‌ سوم‌ از انواع‌ احكام‌ ساختگي‌ اهل‌ جاهليت‌ اين‌ بود: «و گفتند: اين ‌چهارپايان‌ و زراعت‌ ممنوع‌ است‌» يعني: حرام‌ و ممنوع‌ (قرنطينه‌) است‌ زيرا به‌ بتان‌ ما اختصاص‌ دارد «و جز كسي‌ كه‌ ما بخواهيم‌، هيچ‌كس‌ نبايد از آن‌ بخورد، به‌زعم ‌خودشان‌» و آنان‌ خدمتگزاران‌ بتان‌ و مردان‌ بودند كه‌ منحصرا حق‌ استفاده‌ از آن ‌اموال‌ را داشتند «و چهارپاياني‌ ديگر است‌ كه‌ سواري‌ بر پشت‌ آنها حرام‌ شده‌است‌» و آن‌ عبارت‌ است‌ از: حيوانات‌ «بحيره‌»، «سائبه‌» و «حام‌» كه‌ به‌نوعي ‌توتم‌ عصر جاهلي‌ بودند.[4] پس‌ از روي‌ جهالت‌، سواري‌ يا حمل‌ بار بر اين‌ نوع ‌از چهارپايان‌ را تحريم‌ مي‌كردند «و چهارپايان‌ ديگري‌ است‌ كه‌ نام‌ خدا را بر آنها نمي‌گيرند» اين‌ نوع‌ سوم‌ از چهارپايان‌ ذكرشده‌ در اين‌ آيه‌ است‌ و آن‌ عبارت‌ از: چهارپاياني‌ است‌ كه‌ آنها را به‌نام‌ بتانشان‌ و براي‌ آنان‌ ذبح‌ مي‌كردند، نه‌ به‌نام ‌خداوند(ج). بعضي‌ گفته‌اند: مراد آيه‌ اين‌ است‌ كه‌ حتي‌ آنان‌ سوار بر اين‌ چهارپايان‌ به‌ مناسك‌ حج‌ هم‌ نمي‌رفتند تا بر پشت‌ آنها نام‌ خدا(ج) را ببرند «به‌محض‌ افترا بر خدا» يعني: در اين‌ ادعاي‌ خود كه‌ اين‌ اعمال‌ از دين‌ خدا(ج) است‌، دروغ‌ گو بوده‌ و بر خدا افترا مي‌بستند «خداوند به‌زودي‌ آنان‌ را در برابر آنچه‌ كه‌ افترا مي‌بستند، جزا خواهد داد».
[3] نگاه‌ كنيد به‌ تفسير «مائده/‌103».	آيه  139
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالُواْ مَا فِي بُطُونِ هَذِهِ الأَنْعَامِ خَالِصَةٌ لِّذُكُورِنَا وَمُحَرَّمٌ عَلَى أَزْوَاجِنَا وَإِن يَكُن مَّيْتَةً فَهُمْ فِيهِ شُرَكَاء سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ إِنَّهُ حِكِيمٌ عَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و گفتند: آنچه‌ در شكم‌ اين‌ چهارپايان‌ است‌» مراد آنها جنين‌هاي‌ شكم‌ چهارپايان‌ «بحيره‌» و «سائبه‌» بود «خاص‌ مردان‌ ماست‌» يعني: فقط براي‌ آنها حلال‌ است‌ «و بر همسران‌ ما حرام‌ است‌» مرادشان‌ همه‌ زنان‌ اعم‌ از دختران‌، خواهران‌، همسران‌ و مانند آنها از زنان‌ بودند. بعضي‌ برآنند كه‌ مراد آيه: شير آن‌ حيوانات‌ بود كه‌ آن‌ را براي‌ مردان‌ حلال‌ و براي‌ زنان‌ حرام‌ گردانيدند «و اگر مرده ‌باشد» يعني: اگر جنيني‌ كه‌ در شكم‌ آن‌ چهارپايان‌ است‌، مرده‌ باشد «پس‌ آن