كردند تا به‌ظن‌ و گمانشان‌ آن‌ شركا به‌ خداوند(ج)  نزديك‌شان‌ گردانند.
بايد يادآور شويم‌ كه‌ يهوديان‌ و نصاري‌ كه‌ كشيشان‌ و خاخام‌هاي‌ خود را بجز خدا(ج)  به‌ الوهيت‌ مي‌گيرند، نيز مانند آن‌ گروهند. همچنين‌ مانند آنانند معتقدان‌ به‌ مردگان؛ يعني‌ كساني‌ كه‌ مردگان‌ را بر آنچه‌ كه‌ هيچ‌ نيروي‌ ديگري‌ جز خداي‌ سبحان‌ بر آن‌ قادر نيست، توانا مي‌پندارند چنان‌كه‌ بسياري‌ از پرستشگران‌ قبور و مزارات‌ را بر اين‌ اعتقاد مي‌بينيم‌. اينان‌ از سويي‌ به‌ خداي‌ عزوجل‌ ايمان‌ دارند ولي ‌در عين‌ حال، غير وي‌ را صاحب‌ اختيار نفع‌ و زيان‌ مي‌پندارند و بدين‌گونه، بخشي‌ از عبادت‌ و نيايش‌ را صرف‌ آنان‌ مي‌كنند ـ كه‌ البته‌ اين‌ عين‌ شرك‌ است‌.
از ابوموسي‌اشعري‌(رض)  روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص در حديث‌ شريف ‌فرمودند: «هان‌ اي‌ مردم‌! از شرك‌ بپرهيزيد زيرا اين‌ شرك‌ از خزيدن‌ موريانه ‌پنهان‌تر است‌»، سپس‌ به‌ يارانشان‌ روش‌ پرهيز از شرك‌ خفي‌ را اين‌گونه‌ بيان‌كردند; بگوييد: اللهم إنا نعوذ بك من أن نشرك بك شيئا نعلمه ونستغفرك لما لا نعلمه: بار خدايا! به‌ تو پناه‌ مي‌بريم‌ از اين‌كه‌ چيزي‌ را با تو شريك‌ آوريم‌ كه‌ مي‌دانيم‌ و از تو براي‌ آنچه‌ كه‌ نمي‌دانيم، آمرزش‌ مي‌خواهيم‌».
	آيه  107
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَأَمِنُواْ أَن تَأْتِيَهُمْ غَاشِيَةٌ مِّنْ عَذَابِ اللّهِ أَوْ تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً وَهُمْ لاَ يَشْعُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا ايمنند از اين‌كه‌ عذاب‌ فراگير خدا به‌ آنان‌ در رسد» غاشيه: عذابي‌ است ‌همه‌گير كه‌ همگان‌ را پوشش‌ دهد. به‌ قولي: مراد از غاشيه، همان‌ برپا شدن‌ قيامت‌است‌. به‌ قولي‌ ديگر: غاشيه‌ عبارت‌ از صاعقه‌ها و كوبنده‌هاست‌ «يا قيامت‌ ناگهان ‌برآنان‌ فرارسد» يعني: غافل‌گيرانه‌ «در حالي‌ كه‌ بي‌خبر باشند» از آمدن‌ آن‌؟ پس‌اگر كار چنين‌ است‌ كه‌ آنان‌ در ميان‌ فرود آمدن‌ عذاب‌ يا فرا رسيدن‌ قيامت‌ قراردارند، ديگر چرا ايمان‌ نمي‌آورند و باز هم‌ بر شرك‌ خويش‌ اصرار مي‌ورزند؟.
 
آيه  108
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللّهِ وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو: اين‌ است‌ راه‌ من‌» اين‌ دعوتي‌ كه‌ به‌سوي‌ آن‌ فرامي‌خوانم‌ و اين‌ راه‌ و روشي‌ كه‌ برآن‌ هستم، راه‌ من‌ است؛ يعني‌ سنت‌ من‌ است‌. سپس‌ اين ‌«راه‌» را چنين‌ تفسير مي‌كند: «با بصيرت‌ به‌سوي‌ خدا دعوت‌ مي‌كنم‌» يعني: با حجت‌ آشكار و با يقين‌ و برهان‌ و شناختي‌ كه‌ از صحت‌ و درستي‌ پيام‌ خود دارم، به‌سوي‌خدا(ج)  دعوت‌ مي‌كنم‌ «من‌ و پيروانم‌» يعني: كساني‌ كه‌ پيرو من‌اند و به‌ راه‌ و روش‌ من‌ رهنمون‌ شده‌ اند نيز به‌سوي‌ اين‌ راه‌ دعوت‌ مي‌كنند. يا معني‌ اين‌ است: من‌ و پيروانم‌ هر دو بر حجتي‌ آشكار از سوي‌ خداوند(ج)  قرارداريم‌ «و خدا منزه ‌است‌» يعني: او را از هرگونه‌ شريك‌ و همتايي‌ تنزيه‌ و تقديس‌ مي‌كنم‌ «و من‌ از مشركان‌» به‌ خداي‌ سبحان، يعني‌ از كساني‌كه‌ به‌ او شركا و همتاياني‌ مقرر مي‌كنند «نيستم‌».
	آيه  154
‏متن آيه : ‏
‏ وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبيلِ اللّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاء وَلَكِن لاَّ تَشْعُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌ آنان‌ كه‌ در راه‌ خدا كشته‌ مي‌شوند، نگوييد كه‌ مرده‌اند» بلكه‌ «زنده‌اند، ولي‌شما» در هنگام‌ مشاهده‌ اجساد شهدا بعد از قبض‌ ارواحشان، از اين‌ حيات‌ چيزي «نمي‌دانيد» هم‌ از اين‌ رو ظاهر حال‌ را معتبر قرار داده‌ و ايشان‌ را مرده ‌مي‌پنداريد، درحالي‌كه‌ ايشان‌ در واقع‌ امر مرده‌ نيستند، بلكه‌ حيات‌ برزخي‌ دارند.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است‌ كه: آيه‌كريمه‌ درباره‌ شهداي‌ غزوه‌ بدر نازل‌ شد.
 
آيه  109
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ إِلاَّ رِجَالاً نُّوحِي إِلَيْهِم مِّنْ أَهْلِ الْقُرَى أَفَلَمْ يَسِيرُواْ فِي الأَرْضِ فَيَنظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَدَارُ الآخِرَةِ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ اتَّقَواْ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و پيش‌ از تو نيز جز مرداني‌ از اهل‌ شهرها را» به‌ رسالت‌ «نفرستاديم‌ كه‌ به‌ آنان‌ وحي‌ مي‌فرستاديم‌» يعني: به‌ آن‌ رسولان‌ بشر وحي‌ مي‌فرستاديم‌ چنان‌كه‌ به‌ تو وحي‌ مي‌فرستيم‌ و رسولان‌ ما در ميان‌ بشر، فرشته‌ نبوده‌اند پس‌ چگونه‌ آنها فرستادن‌ تو را به‌ رسالت‌ انكار كرده‌ و بعيد مي‌پندارند.
نظر جمهور علماي‌ اهل‌ سنت‌ اين‌ است‌ كه‌ خداوند متعال‌ پيامبرانش‌ را از مردان‌ برانگيخت‌ نه‌ از زنان، از آدميان‌ برانگيخت‌ نه‌ از فرشتگان‌ و جنيان‌ و از اهل‌ شهرها برانگيخت‌ نه‌ از اهل‌ صحرا و بيابان؛ زيرا مردم‌ شهرها عاقل‌تر، بردبارتر، فاضل‌تر وداناترند، در حالي‌ كه‌ مردم‌ دهات‌ و بيابان، خشك‌ مزاج‌ و خشن‌ مي‌باشند، از اين‌جهت‌ علما گفته‌اند: از شرايط رسول‌ اين‌ است‌ كه‌ آدمي، مرد و مدني‌ باشد. بنابراين، روايتي‌ كه‌ مي‌گويد: «در ميان‌ زنان‌ نيز چهار تن‌ از انبيا‡ بوده‌اند: حوا،آسيه، مريم‌ و مادر موسي‌»، روايتي‌ بي‌پايه‌ است‌.
«آيا در زمين‌ سير نكرده‌اند تا فرجام‌ كساني‌ را كه‌ پيش‌ از آنان‌ بوده‌اند، بنگرند؟» يعني: آيا مشركان‌ در زمين‌ خدا(ج)  سير و سفر نكرده‌اند تا به ‌هلاكت‌گاه‌هاي‌ امت‌هاي‌ گذشته‌ نگريسته‌ و از آنان‌ درس‌ عبرت‌ بگيرند و در نهايت ‌از تكذيب‌ و شرك‌ خود دست‌ بردارند «و قطعا سراي‌ آخرت‌» يعني: بهشت‌ «براي‌ متقيان‌ بهتر است‌» از سراي‌ دنيا «آيا نمي‌انديشيد؟» و فهم‌ نمي‌كنيد؟!
 
آيه  110
‏متن آيه : ‏
‏ حَتَّى إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ وَظَنُّواْ أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُواْ جَاءهُمْ نَصْرُنَا فَنُجِّيَ مَن نَّشَاء وَلاَ يُرَدُّ بَأْسُنَا عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«تا اين‌كه‌ چون‌ فرستادگان‌ ما نوميد شدند» يعني: قبل‌ از تو جز مرداني‌ را به ‌پيامبري‌ برنينگيختيم‌ ولي‌ پيروزي‌ ايشان‌ به‌ تأخير افتاد تا سرانجام‌ از پيروزي‌ نااميدشده‌ و پنداشتند كه‌ ما اقوام‌ منكرشان‌ را عذاب‌ نمي‌كنيم‌ «و پنداشتند كه‌ به‌ دروغ‌ وعده‌ داده‌ شده‌اند» به‌ قولي، معني‌ اين‌ است: پيامبران‡ بر اثر ديركرد پيروزي ‌تحت‌ تأثير اين‌ القاء دروني‌ قرارگرفتند كه‌ در وعده‌ پيروزي‌ مورد خلف‌ وعده ‌قرارگرفته‌اند و گمان‌ كردند كه‌ به‌ آنان‌ دروغ‌ گفته‌ شده‌. اين‌ معني‌ كه‌ بنابر قرائت ‌تخفيف‌ يعني: (كذبوا) به‌ تخفيف