‌: اي‌ قوم‌ من‌! خدا را عبادت‌ كنيد، براي‌ شما هيچ‌ معبودي‌ جز او نيست‌، او شما را از زمين‌ پديد آورد» يعني‌: او آفرينش‌ شما را از زمين‌ آغاز كرد زيرا تمام‌ بشر از صلب‌ آدم‌(ع)  اند و او از زمين‌ خلق‌ شده‌ است‌.  ﴿وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا﴾  يعني‌: «او شما را آبادكنندگان‌ زمين‌ گردانيد» كه‌ در آن‌ خانه‌ها بنا نموده‌ و درختان‌ را غرس ‌مي‌كنيد «پس‌ از او آمرزش‌ بخواهيد» يعني‌: از خداي‌ عزوجل‌ بخواهيد تا جرم ‌بزرگ‌ پرستش‌ بتان‌ و ساير گناهاني‌ را كه‌ مرتكب‌ گرديده‌ايد، بر شما بيامرزد «سپس‌ به‌سوي‌ او توبه‌ كنيد» يعني‌: به‌سوي‌ عبادت‌ خداي‌ يكتا بازگشته‌ و بر قصورو تجاوز از حدود وي‌ كه‌ از شما سرزده‌ است‌، نادم‌ شويد «كه‌ بي‌گمان‌ پروردگار من ‌نزديك‌» است‌ به‌ رحمت‌ خود «اجابتگر است‌» براي‌ كسي‌ كه‌ او را بخواند.
بدين‌گونه‌ است‌ كه‌ مي‌بينيم‌؛ دعوت‌ پيامبران‌‡ همه‌ يك‌ پيام‌ دارد و آن‌: عبادت‌ حق‌ تعالي‌ و استغفار از وي‌ مي‌باشد.
 
آيه  62
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ يَا صَالِحُ قَدْ كُنتَ فِينَا مَرْجُوّاً قَبْلَ هَذَا أَتَنْهَانَا أَن نَّعْبُدَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا وَإِنَّنَا لَفِي شَكٍّ مِّمَّا تَدْعُونَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتند: اي‌ صالح‌! به‌راستي‌ تو پيش‌ از اين‌ در ميان‌ ما مايه‌ اميد بودي‌» يعني‌: ماپيش‌ از اين‌ اميدوار بوديم‌ كه‌ تو در ميان‌ ما سرور و سالاري‌ مطاع‌ باشي‌ كه‌ از رأي ‌و انديشه‌ات‌ سود بريم‌، البته‌ قبل‌ از آن‌كه‌ داعيه‌ نبوت‌ و دعوت‌ به‌سوي‌ توحيد را سردهي‌. عجبا برآن‌ قوم‌! كه‌ چون‌ صالح‌(ع)  آنها را به‌سوي‌ خداي‌ عزوجل‌ دعوت ‌كرد، گفتند: اكنون‌ اميد ما از تو قطع‌ شد!! «آيا ما را از پرستش‌ آنچه‌ پدرانمان ‌مي‌پرستيدند باز مي‌داري‌؟» استفهام‌ انكاري‌ است‌. يعني‌: اين‌ كار تو ناپسند و محكوم‌ است‌ «و بي‌گمان‌ ما از آنچه‌ تو ما را بدان‌ مي‌خواني‌» از عبادت‌ خداوند به ‌يگانگي‌ و ترك‌ عبادت‌ بتان‌ «سخت‌ دچار شكيم‌» اين‌ دعوت‌ قويا محل‌ شبهه‌ وسبب‌ نگراني‌ و ناآرامي‌ ماست‌.
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1799.txt">آيه  63</a><a class="text" href="w:text:1800.txt">آيه  64</a><a class="text" href="w:text:1801.txt">آيه  65</a><a class="text" href="w:text:1802.txt">آيه  66</a><a class="text" href="w:text:1803.txt">آيه  67</a><a class="text" href="w:text:1804.txt">آيه  68</a><a class="text" href="w:text:1805.txt">آيه  69</a><a class="text" href="w:text:1806.txt">آيه  70</a><a class="text" href="w:text:1807.txt">آيه  71</a></body></html>آيه  63
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَى بَيِّنَةً مِّن رَّبِّي وَآتَانِي مِنْهُ رَحْمَةً فَمَن يَنصُرُنِي مِنَ اللّهِ إِنْ عَصَيْتُهُ فَمَا تَزِيدُونَنِي غَيْرَ تَخْسِيرٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌: اي‌ قوم‌ من‌! آيا ديديد» أرأيتم‌: يعني‌ در سخنم‌ انديشه‌ كنيد و به‌ من‌ خبر دهيد كه‌: «اگر» در اين‌ ادعا «بر بينه‌اي‌» يعني‌: بر حجتي‌ روشن‌ و برهاني‌ صحيح ‌و راستين‌ «از سوي‌ پروردگار خود باشم‌ و او به‌ من‌ از جانب‌ خود رحمتي‌» يعني‌: نبوت ‌را «عطا كرده‌ باشد پس‌ اگر او را نافرماني‌ كنم‌» در تبليغ‌ رسالت‌ و براي‌ رعايت‌ خاطر شما از شما بترسم‌ و بنابراين‌، تكليف‌ و وجيبه‌ خود را در رساندن‌ پيامهاي‌ حق‌ به‌شما ـ داير بر اين‌كه‌ پرستش‌ طاغوتها را فروگذاشته‌ و خداي‌ عزوجل‌ را به‌ يگانگي ‌بپرستيد ـ به‌ كناري‌ بگذارم‌، در آن‌ صورت‌؛ «چه‌ كسي‌ مرا در برابر خدا نصرت ‌مي‌دهد» يعني‌: چه‌ كسي‌ مرا از عذاب‌ وي‌ باز مي‌دارد؟ آري‌! شما فرض‌ را بر اين‌ قرار دهيد كه‌ من‌ حجت‌ روشني‌ از جانب‌ پروردگار خود دارم‌ و پيامبري‌ حقيقي‌ و راستين‌ هستم‌ در اين‌ صورت‌، اگر اوامر پروردگارم‌ را نافرماني‌ كنم‌، يقينا مرا از عذاب‌ وي‌ گريز و نجاتي‌ نيست‌. پس‌ راه‌ نجاتم‌ فقط در اين‌ است‌ كه‌ رسالت‌ ودعوت‌ خداوند(ج)  را كه‌ مرا بر آن‌ امين‌ خويش‌ قرار داده‌، به‌ شما ابلاغ‌ نمايم‌ «در نتيجه‌، شما جز بر زيان‌ من‌ نمي‌افزاييد» يعني‌: شما با سست‌ كردن‌ و بازداشتنم‌ از اجراي‌ اين‌ تكليف‌، مرا سخت‌ زيانكار مي‌گردانيد زيرا عملم‌ را نابود ساخته‌ و مرا بر عذاب‌ خداوند(ج)  پيش‌ مي‌افگنيد.
 	  آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ‏
‏ترجمه : ‏
«تنها تو را مي‌پرستيم‌ و تنها از تو ياري‌ مي‌خواهيم‌» يعني‌: فقط تو را به‌ عبادت‌ واستعانت‌ مخصوص‌ مي‌گردانيم‌، نه‌ غير از تو را نمي‌پرستيم‌ و نه‌ از غير تو ياري ‌مي‌خواهيم. عبادت: در لغت‌، به‌ معناي‌ نهايت‌ فروتني‌ و تذلل‌ است. و دراصطلاح‌ شريعت: عبارت‌ از عملي‌ است‌ كه‌ جمع‌ كننده‌ هر دو معناي‌ محبت‌ و فروتني‌ كامل، و خوف‌ و بيم‌ باشد.
به‌كاربردن‌ دو فعل‌ «نعبد» و «نستعين‌» به‌ صيغه‌ جمع، به‌ قصد نشان‌ دادن‌ تواضع ‌و فروتني‌ از سوي‌ بندگان‌ است، نه‌ به‌ اين‌ معني‌ كه‌ آنان‌ خود را تعظيم‌ كرده‌ وبزرگ‌ داشته‌ اند. گويي‌ كه‌ بنده‌ به‌ قصور و كوتاهي‌ خويش‌ از ايستادن‌ به‌ تنهايي‌ درپيشگاه‌ خداوند بزرگ‌ اعتراف‌ نموده‌ و مي‌گويد: بار خدايا  ايستادن‌ به‌ تنهايي‌ در آستان‌ مناجات‌ تو سزاوار شأن‌ من‌ نيست، بدين‌ خاطر، به‌ ساير مؤمنان‌ پيوسته‌ وقطره‌اي‌ از اقيانوس‌ ايشان‌ مي‌شوم‌، پس‌ دعايم‌ را با ايشان‌ بپذير  و مقدم‌ ساختن‌عبادت‌ بر استعانت‌، به‌ اين‌ سبب‌ است‌ كه‌ اولي‌ وسيله‌اي‌ براي‌ درخواست‌ دومي‌مي‌باشد.
ابن‌ عباس‌(رض) در تفسير:  إِيَّاكَ نَعْبُدُ مي‌گويد: «پروردگارا! فقط تو را به‌يگانگي‌ مي‌خوانيم‌ و فقط از تو مي‌ترسيم‌ نه‌ از غير تو و بر طاعتت‌ و بر كليه‌ امورخويش‌، فقط از تو ياري‌ مي‌خواهيم». قتاده‌ مي‌گويد: «خداوند(ج) در اين‌ آيه‌ به‌بندگانش‌ دستور مي‌دهد تا عبادت‌ را فقط براي‌ او خالص‌ گردانيده‌ و در امورخويش‌ فقط از او ياري‌ بخواهند».

 

آيه  139
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ أَتُحَآجُّونَنَا فِي اللّهِ وَهُوَ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ وَلَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو» اي‌ پيامبر! به‌ اهل‌ كتاب‌ «آيا درباره‌ خدا با ما بحث‌ و گفت‌وگو مي‌كنيد؟» يعني: آيا از روي‌ عناد با ما درباره‌ دين‌ خدا(ج) ستيزه‌ و جدال‌ نموده‌ و ادعا مي‌كنيد كه‌ دين‌ حق، همانا يهوديت‌ و نصرانيت‌ است‌ و لاغير؟ «حال‌ آن‌ كه‌ او پروردگار ما و پروردگار شماست‌» و ما و شما در پناه‌ پروردگاري‌ او و عبوديتمان‌برايش‌، در پيشگاهش‌ باهم‌ برابريم، پس‌ چگونه‌ ادعا مي‌كنيد كه‌ شما از ما به‌خداوند متعال‌ ذي‌ حق‌تر و سزاوارتريد؟ و باز در اين‌ باره‌ با ما بحث‌ و مشاجره‌ هم‌مي‌كنيد؟