قعه‌ در سوره‌ «بقره/‌50» گذشت‌.
	آيه  91
‏متن آيه : ‏
‏ آلآنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اكنون‌؟» يعني: آيا اكنون‌ ايمان‌ مي‌آوري‌ «درحالي‌كه‌ پيش‌ از اين‌ نافرماني ‌مي‌كردي‌ و از تبهكاران‌ بودي‌؟» پس‌ بدان‌ كه‌ ايمان‌ آوردن‌ در هنگام‌ ديدن‌ مرگ‌، هيچ‌ سودي‌ به‌ حالت‌ ندارد. به‌ قولي: گوينده‌ اين‌ سخن‌ به‌ وي‌، جبرئيل‌(ع)  بود.
اجماع‌ امت‌ بر آن‌ است‌ كه‌ ايمان‌ فرعون‌ پذيرفته‌ نشد، به‌ سبب‌ اين‌ سنت‌ الهي ‌كه: ايمان‌ در حال‌ فرود آمدن‌ عذاب‌ پذيرفته‌ نمي‌شود.
 
	آيه  92
‏متن آيه : ‏
‏ فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً وَإِنَّ كَثِيراً مِّنَ النَّاسِ عَنْ آيَاتِنَا لَغَافِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ امروز تو را با جسدت‌ مي‌رهانيم‌» يعني: تو را از دريا با جسد بي‌روحت ‌بيرون‌ مي‌آوريم‌. آري‌! دريا فرعون‌ را مرده‌ به‌ ساحل‌ افگند به‌طوري‌ كه‌ همگان ‌جسد وي‌ را مشاهده‌ كردند «تا براي‌ كساني‌ كه‌ از پي‌ تو مي‌آيند، آيتي‌ باشد» از آيات‌ و نشانه‌هاي‌ ما، كه‌ امت‌هاي‌ آينده‌ وقتي‌ خبر اين‌ واقعه‌ عبرت‌انگيز را مي‌شنوند، از آن‌ عبرت‌ بگيرند و كذب‌ و بهتان‌ اين‌ ناكسي‌ را كه‌ مدعي‌ ربوبيت ‌اعلي‌ شد، بدانند و در نتيجه‌ از تكبر و گردنكشي‌ و تمرد عليه‌ خداي‌ سبحان ‌بپرهيزند. آري‌! اينك‌ اين‌ جثه‌ بي‌جان‌ وي‌ است‌ كه‌ در ساحل‌ دريا در فضايي‌ بازافگنده‌ شده‌ پس‌ برويد و آن‌ را ببينيد؛ ببينيد كه‌ او نه‌ خداست‌ و نه‌ رب‌ اعلي‌ بلكه ‌جسد بي‌جان‌ بي‌نوايي‌ است‌ سپرده‌ شده‌ به‌ ماسه‌هاي‌ سوزان‌ ساحل‌. بايسته ‌يادآوري‌ است‌ كه‌ جسد فرعون‌ تا به‌ امروز هم‌ در موزه‌ آثار باستاني‌ مصر در قاهره‌ موجود است‌ و در معرض‌ بازديد عموم‌ قرار دارد، كه‌ همه‌ روزه‌، جهانگردان ‌بسياري‌ از آن‌ ديدن‌ مي‌كنند و اهل‌ اعتبار از آن‌ عبرت‌ مي‌گيرند «و بي‌گمان‌، بسياري‌ از مردم‌ از آيات‌ ما» يعني: از نشانه‌هاي‌ ما كه‌ موجب‌ عبرت‌گرفتن‌ و انديشيدن‌ است‌ و انسان‌ را از خواب‌ غفلت‌ بيدار مي‌كند «غافلند» و از آنها درس‌عبرت‌ فرا نمي‌گيرند.
 
آيه  93
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ بَوَّأْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ مُبَوَّأَ صِدْقٍ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ فَمَا اخْتَلَفُواْ حَتَّى جَاءهُمُ الْعِلْمُ إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُواْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«به‌ راستي‌ ما بني‌اسرائيل‌ را در جايگاه‌هاي‌ نيكو منزل‌ داديم‌» يعني: آنان‌ را در سرزمين‌ نيك‌ و ستوده‌اي‌ كه‌ همانا سرزمين‌ بيت‌المقدس‌ و ما حول‌ آن‌ است‌، اسكان‌ داديم‌ و فرود آورديم‌ «و از چيزهاي‌ پاكيزه‌» يعني: از روزي‌ حلال‌ و پاكيزه ‌در پيش‌ طبع‌ و شرع‌ «به‌ آنان‌ روزي‌ بخشيديم‌ پس‌ اختلاف‌ نكردند» در امر دينشان‌ و در آن‌ به‌ شعبه‌هاي‌ متفرق‌ منشعب‌ نشدند، بعد از آن‌كه‌ بر راه‌ و روش‌ واحدي ‌قرار داشتند؛ «مگر پس‌ از آن‌كه‌ علم‌ براي‌ آنان‌ حاصل‌ شد» يعني: مگر بعد از آن‌كه‌ تورات‌ را خواندند و به‌ احكام‌ آن‌ دانا شدند. به‌ قولي‌ معني‌ اين‌ است: اختلاف‌ نكردند مگر بعد از آن‌كه‌ علم‌ ـ يعني‌ قرآن‌ ـ به‌ آنان‌ آمد، آن‌گاه‌ در كار قرآن ‌اختلاف‌ كردند و بر اثر اين‌ اختلاف‌ بود كه‌ جمعي‌ به‌ آن‌ ايمان‌ آوردند و ديگران‌ به‌ آن‌ كافر شدند «همانا پروردگار تو در روز قيامت‌ ميانشان‌ درباره‌ آنچه‌ بر سر آن‌ اختلاف‌ مي‌كردند» از امور دين‌ و دنيا «داوري‌ خواهد كرد» پس‌ محق‌ را در برابر عملش ‌به‌حق‌ پاداش‌ داده‌ و مبطل‌ را به‌ آنچه‌ كه‌ سزاوار آن‌ است‌، مجازات‌ خواهد كرد.
 
	آيه  94
‏متن آيه : ‏
‏ فَإِن كُنتَ فِي شَكٍّ مِّمَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ فَاسْأَلِ الَّذِينَ يَقْرَؤُونَ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكَ لَقَدْ جَاءكَ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر از آنچه‌ به‌ سوي‌ تو فرو فرستاده‌ايم‌ در ترديدي‌» خطاب‌ براي‌ هر شنونده‌ يابراي‌ پيامبرص است‌ كه‌ مراد از آن‌ امت‌ ايشانند «از كساني‌ كه‌ پيش‌ از تو كتاب‌ مي‌خواندند، بپرس‌» يعني: از اهل‌ كتابي‌ كه‌ اسلام‌ آورده‌ و به‌ دعوتت‌ ايمان ‌آورده‌اند ـ همچون‌ عبدالله بن‌ سلام‌(رض)  ـ بپرس‌ زيرا ايشان‌ به‌ تو خبر خواهند داد كه‌ قرآن‌ كتاب‌ بر حق‌ خدا(ج)  است‌ و تو پيامبر راستين‌ وي‌ هستي‌ چرا كه‌ تورات‌ به ‌اين‌ حقيقت‌ شاهد و ناطق‌ است‌ «قطعا حق‌ از جانب‌ پروردگارت‌ به‌ سوي‌ تو آمده ‌است‌» اين‌ بياني‌ است‌ كه‌ هرگونه‌ شكي‌ را قلع‌ و قمع‌ مي‌كند زيرا به‌ گواهي‌ خداي ‌سبحان‌ براين‌ حقيقت‌ ناطق‌ است‌ كه: آنچه‌ باطل‌پرستان‌ در آن‌ تشكيك‌ مي‌كنند، حقي‌ است‌ كه‌ هيچ‌ باطلي‌ با آن‌ آميخته‌ نيست‌ و شائبه‌ هيچ‌ شبهه‌اي‌ در آن‌ وجود ندارد «پس‌ از شك‌آورندگان‌ نباش‌» يعني: از دودلان‌ متردد و متحير نباش‌.
از قتاده‌؛ روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ گفت: به‌ ما رسيده‌ است‌ كه‌ آن‌ حضرتص بي‌درنگ‌ پس‌ از نزول‌ اين‌ آيه‌ فرمودند: «نه‌ شك‌ مي‌كنم‌ و نه‌ «ازاهل‌كتاب‌» سؤال‌ مي‌نمايم‌ بلكه‌ گواهي‌ مي‌دهم‌ كه‌ قرآن‌ حق‌ است‌». پس‌، تعبير: (ازشك‌آورندگان‌ نباش‌) كه‌ در اين‌ آيه‌ خطاب‌ به‌ رسول‌ اكرم‌ص به‌كار گرفته‌ شده‌، به‌ معناي‌ اين‌ نيست‌ كه‌ آن‌ حضرت‌ص در اين‌ مورد شكي‌ داشته‌ اند بلكه‌ اين‌ تعبير در ميان‌ اعراب‌ كاربرد ديگري‌ نيز دارد، مثلا يكي‌ از آنان‌ به‌ فرزندش‌ مي‌گويد: اگر تو به‌ راستي‌ فرزند مني‌ پس‌ شجاع‌ باش‌! چنان‌كه‌ فرض‌ نمودن‌ يك‌ چيز براي ‌نفي‌ احتمال‌ وقوع‌ آن‌ نيز در ميان‌ اعراب‌ مألوف‌ است‌.
ابوالليث‌ سمرقندي‌ در تفسيرش‌ «بحرالعلوم‌» مي‌گويد: «خداوند(ج)  خود به ‌اين‌ امر داناتر است‌ كه‌ نه‌ آن‌ حضرتص شك‌ كردند و نه‌ شك‌ مي‌كردند ولي‌ او مي‌خواست‌ تا ايشان‌ بگويند كه: شكي‌ ندارم‌! چنان‌كه‌ به‌ عيسي‌(ع)  فرمود: «آيا توبه‌ مردم‌ گفتي‌ كه‌ من‌ و مادرم‌ را معبود خويش‌ بگيريد؟» «مائده/‌116» در حالي‌كه ‌خود مي‌دانست‌ عيسي‌ چنين‌ سخني‌ نگفته‌ است‌ ولي‌ مي‌خواست‌ تا او بگويد: «من‌به‌ مردم‌ چنين‌ سخني‌ نگفته‌ام‌».
صاحب‌ تفسير «المنير» مي‌گويد: «فرض ‌نمودن‌ شك‌، گاهي‌ مفيد اثبات ‌عكس‌ آن‌ مي‌باشد كه‌ يقين‌ است‌ و اين‌ نظريه‌اي‌ است‌ كه‌ فلاسفه‌اي‌ مانند دكارت ‌به‌ آن‌ باور دارند بنابراين‌، از تعبير فوق‌ اين‌ معني‌ برنمي‌آيد كه‌ رسول‌ خداص در قرآن‌ شكي‌ داشته‌اند».
تأويل