د «و مناسك‌ ما را به‌ مابنما» يعني: ما را به‌ مناسك‌ حج‌ و مواضع‌ ذبح‌ قرباني‌مان‌ راهنمايي‌ فرما «و از مادرگذر كه‌ تويي‌ توبه‌پذير مهربان‌». مجاهد مي‌گويد: «ابراهيم‌(ع) دعا كرد:پروردگارا! مناسك‌ ما را به‌ ما بنما! پس‌ جبرئيل‌(ع)نزد وي‌ آمد و او را به‌ محل‌كنوني‌ خانه‌ كعبه‌ آورد و گفت: ستونهاي‌ آن‌ را برافراز. ابراهيم‌(ع) ستونهاي‌ آن‌ رابرافراشت‌ و بناي‌ آن‌ را به‌ انجام‌ رساند. سپس‌ جبرئيل‌u دست‌ وي‌ را گرفته‌ و او را به‌ سوي‌ مني‌ برد و چون‌ به‌ موضع‌ جمره‌ عقبه‌ رسيدند، ناگهان‌ ديدند كه‌ ابليس‌در پاي‌ درخت‌ ايستاده‌ است، جبرئيل‌(ع) به‌ ابراهيم‌(ع)u گفت: تكبير بگو و او را باسنگريزه‌ بزن‌. ابراهيم‌u تكبير گفت‌ و او را به‌ هفت‌ سنگريزه‌ زد. ابليس‌ عقب‌رفت‌ تا به‌ موضع‌ جمره‌ ميانه‌ رسيد. ابراهيم‌u بار ديگر او را به‌ هفت‌ سنگريزه‌ زد و تكبير گفت‌ و در موضع‌ جمره‌ سوم‌ نيز چنان‌ كرد. سپس‌ جبرئيل‌(ع) دستش‌ راگرفت‌ و او را به‌ مشعرالحرام‌ برد و گفت: اين‌ مشعرالحرام‌ است‌. آن‌گاه‌ به‌ راه‌افتادند تا او را به‌ عرفات‌ برد و گفت: آيا آنچه‌ را كه‌ به‌ تو نماياندم‌ شناختي‌؟ وسه‌بار اين‌ جمله‌ را تكرار كرد. ابراهيم‌u گفت: «عرفت‌: آري‌! شناختم»‌، بدين‌جهت‌ است‌ كه‌ آن‌ را «عرفات‌» ناميدند. آن‌گاه‌ به‌ ابراهيم‌u گفت: پس‌ براي‌ حج‌ندا در ده‌. ابراهيم‌u پرسيد: چگونه‌ ندا در دهم‌؟ جبرئيل‌(ع) گفت: بگو، هان‌! اي‌ مردم‌! پروردگارتان‌ را اجابت‌ كنيد. ابراهيم‌u ندا در داد و بندگان‌ خدا(ج) چنين‌ اجابت‌ گفتند: «لبيك، اللهم‌ لبيك‌: به‌فرمان‌ حاضريم‌ پروردگارا! به‌ فرمان‌حاضريم‌». پس‌ هر كس‌ در آن‌ روز ابراهيم‌(ع) را اجابت‌ گفته‌ است، او حتما حج ‌انجام‌ مي‌دهد.
 
آيه  68
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ اتَّخَذَ اللّهُ وَلَداً سُبْحَانَهُ هُوَ الْغَنِيُّ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَات وَمَا فِي الأَرْضِ إِنْ عِندَكُم مِّن سُلْطَانٍ بِهَذَا أَتقُولُونَ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌گاه‌ خداوند متعال‌ نمونه‌هايي‌ از سخنان‌ فاسد اين‌ مشركان‌ را بيان‌ كرده‌ و مي‌فرمايد: «كافران‌ گفتند: خدا فرزندي‌ براي‌ خود اختيار كرده‌ است‌، او منزه‌ است‌، او بي‌نياز است‌» بدين‌گونه‌، خداي‌ سبحان‌ از اين‌ باطل‌ آشكار تنزيه‌ جسته‌ و اين ‌حقيقت‌ را كه‌ از چنين‌ تعلقي‌ بي‌نياز است‌، روشن‌ مي‌سازد زيرا فرزند فقط از روي ‌نيازمندي‌ خواسته‌ مي‌شود در حالي‌كه‌ بي‌نياز مطلق‌، هيچ‌ حاجتي‌ ندارد كه‌ فرزندآن‌ را برايش‌ برآورده‌ گرداند. همچنين‌، كسي‌ محتاج‌ فرزند است‌ كه‌ خود در معرض‌ انقراض‌ بوده‌ و خواستار فرزندي‌ است‌ كه‌ جانشين‌ وي‌ گردد در حالي‌كه ‌خداي‌ عزوجل‌ زنده‌ پاينده‌اي‌ است‌ كه‌ بر او مرگ‌ يا فنايي‌ عارض‌ نمي‌شود از اين‌رو، او به‌ اين‌ تعلق‌ و تعلقاتي‌ مانند آن‌ هيچ‌ نيازي‌ ندارد «آنچه‌ در آسمانها و آنچه‌ در زمين‌ است‌ از آن‌ اوست‌» پس‌ درست‌ نيست‌ كه‌ چيزي‌ از آنها فرزند وي‌ باشد زيرا ميان‌ مالكيت‌ و پدري‌ و فرزندي‌، منافات‌ وجود دارد «شما را بر اين‌ ادعا» كه‌ خداوند(ج)  داراي‌ فرزند است‌ «هيچ‌ حجتي‌ نيست‌» و هيچ‌ دليل‌ و برهاني‌ بر اين ‌ادعا نداريد «آيا چيزي‌ را كه‌ نمي‌دانيد» بي‌پشتوانه‌ علم‌ و حجت‌ و برهان‌ «به‌ دروغ‌ بر خدا مي‌بنديد؟» اين‌، تهديد و توبيخي‌ سخت‌ براي‌ آنان‌ است‌.
	آيه  69
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ لاَ يُفْلِحُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو: در حقيقت‌ كساني‌ كه‌ بر خدا دروغ‌ مي‌بندند» با نسبت ‌دادن‌ فرزند و شريك ‌براي‌ وي‌ «رستگار نمي‌شوند» به‌ بهشت‌ و نجات‌ يافتن‌ از عذاب‌ دوزخ‌.
	 آيه  70
‏متن آيه : ‏
‏ مَتَاعٌ فِي الدُّنْيَا ثُمَّ إِلَيْنَا مَرْجِعُهُمْ ثُمَّ نُذِيقُهُمُ الْعَذَابَ الشَّدِيدَ بِمَا كَانُواْ يَكْفُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«متاعي‌ است‌» فاني‌ «در دنيا» يعني: اگر هم‌ صاحب‌ اين‌ افترا به‌ چيزي‌ از خواسته‌هاي‌ گذراي‌ خود نايل‌ شود، قطعا آن‌ بهره‌منديي‌ اندكي‌ در دنياست ‌«سپس‌ بازگشتشان‌ به‌سوي‌ ماست‌» با مرگ‌ «آن‌گاه‌ به‌ سزاي‌ آن‌كه‌ كفر مي‌ورزيدند، به‌ آنان‌ عذاب‌ سخت‌ مي‌چشانيم‌» يعني: افتراكنندگان‌ را به‌ سبب‌ كفرشان‌ كه‌ عللي ‌چون‌ دروغ ‌بستن‌ بر خداي‌ سبحان‌ در پشت ‌سر آن‌ قرار دارد، به‌ عذابي‌ ابدي‌ معذب ‌مي‌كنيم‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1684.txt">آيه  71</a><a class="text" href="w:text:1685.txt">آيه  72</a><a class="text" href="w:text:1686.txt">آيه  73</a><a class="text" href="w:text:1687.txt">آيه  74</a><a class="text" href="w:text:1688.txt">آيه  75</a><a class="text" href="w:text:1689.txt">آيه  76</a><a class="text" href="w:text:1690.txt">آيه  77</a><a class="text" href="w:text:1691.txt">آيه  78</a></body></html>آيه  71
‏متن آيه : ‏
‏ وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِن كَانَ كَبُرَ عَلَيْكُم مَّقَامِي وَتَذْكِيرِي بِآيَاتِ اللّهِ فَعَلَى اللّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُواْ أَمْرَكُمْ وَشُرَكَاءكُمْ ثُمَّ لاَ يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُواْ إِلَيَّ وَلاَ تُنظِرُونِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و خبر نوح‌ را بر آنان‌ بخوان‌» يعني: داستان‌ وي‌ را با قومش‌ كه‌ به‌پيام‌ حق‌ وي‌ كفر ورزيدند چنان‌كه‌ كفار قريش‌ با تو چنين‌ كردند، بر آنان‌ بخوان‌ «آن‌گاه‌ كه‌ به‌قوم‌ خود گفت: اي‌ قوم‌ من‌، اگر اقامت‌ من‌» در ميان‌ شما «و اندرز دادن‌ من‌ به‌ آيات ‌خدا» يعني‌ آيات‌ تكويني‌ و تنزيلي‌ وي‌ «بر شما گران‌ آمده‌ است‌» و تاب‌ تحمل‌ آن‌را نداريد «پس‌» بدانيد كه‌ من‌ «بر خدا توكل‌ كرده‌ام‌» بنابراين‌، روش‌ شما را جز با توكل‌ بر خداي‌ عزوجل‌، به‌ شيوه‌ ديگري‌ پاسخ‌ نداده‌ و بي‌باك‌ از عملكرد شما، به‌راه‌ دعوت‌ خويش‌ ادامه‌ مي‌دهم‌ «پس‌ عزمتان‌ را جزم‌ كنيد» و تصميمتان‌ را استوار گردانيد «همراه‌ شريكان‌ خويش‌» يعني: آنها را در تصميم‌گيري‌تان‌ عليه‌ من‌، يا ياري‌ دادنتان‌ عليه‌ من‌، به‌ همراهي‌ فراخوانيد «باز كارتان‌ بر شما پوشيده ‌نباشد» يعني: در توطئه‌ عليه‌ من‌، هيچ‌ پرده‌ پوشي‌ نكرده‌ و هر تصميمي‌ كه‌ عليه ‌من‌ مي‌گيريد، به‌طور آشكار و عريان‌ بگيريد «سپس‌ برسانيد به‌ من‌» يعني: آن‌كاري‌ را كه‌ در حق‌ من‌ اراده‌ كرده‌ و آن‌ تصميمي‌ را كه‌ در باره‌ من‌ گرفته‌ايد، به ‌معرض‌ اجرا بگذاريد «و مهلتم‌ ندهيد» بلكه‌ در كارتان‌ تعجيل‌ كنيد و آنچه ‌مي‌خواهيد با من‌ انجام‌ دهيد زيرا من‌ از شما هيچ‌ پروايي‌ ندارم‌ و مي‌دانم‌ كه‌ شما هيچ‌كاره‌ايد.
اين‌ سخن‌ نوح‌(ع) ، از 