تمان‌ آن‌ چگونه‌ است‌؟ فرمودند: خشتي‌ از طلا وخشتي‌ از نقره‌ است‌، ملاط آن‌ مشك‌ است‌، ريگهاي‌ آن‌ مرواريد و ياقوت‌ و خاك‌ آن‌ زعفران‌، هر كس‌ كه‌ به‌ آن‌ درآيد، خوش‌برخوردار شده و هرگز آزاري ‌نمي‌بيند، جاودانه‌ مي‌زيد و نمي‌ميرد، نه‌ جامه‌هايش‌ كهنه‌ مي‌شود و نه‌ جواني‌اش ‌از بين‌ مي‌رود». «و خشنودي‌اي» هرچند اندك‌ «از» سوي‌ «الله، بزرگتر است‌ از همه» اين‌ نعمتهاي‌ بهشتي‌اي‌ كه‌ خداوند متعال‌ به‌ ايشان‌ داده‌ است‌ زيرا ايشان‌ براي ‌هميشه‌ از خشم‌ باري‌ تعالي‌ ايمن‌ مي‌شوند و مسلما هيچ‌ چيز از لذات ‌جسماني‌ ـ هرچند هم‌ كه‌ بزرگ‌ باشد ـ با كمترين‌ خشنودي‌اي‌ از سوي‌ حق‌ تعالي ‌برابر نيست‌ زيرا رضاي‌ خداوند متعال‌ سبب‌ هر رستگاري‌ و سعادتي‌ است‌ «اين» باغهاي‌ بهشتي‌ و خشنودي‌ حق‌ تعالي‌ «همان‌ كاميابي‌ بزرگ‌ است» و هر رستگاري‌ و كاميابي‌ ديگري‌ كه‌ مردم‌ آن‌ را كاميابي‌ و رستگاري‌ مي‌پندارند، دون ‌آن‌ مي‌باشد.
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابي‌سعيد(رض)  آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص فرمودند: «خداوند متعال‌ به‌ اهل‌ بهشت‌ مي‌فرمايد: اي‌ اهل‌ بهشت‌! مي‌گويند: لبيك‌ اي‌پرودگار ما! به‌ فرمان‌ حاضريم‌ و خير همه‌ در دست‌ توست‌. مي‌فرمايد: آيا راضي‌ شديد؟ مي‌گويند: پروردگارا! مگر ما را چه‌ شده‌ است‌ كه‌ راضي‌ نباشيم ‌درحالي‌كه‌ تو به‌ ما چيزهايي‌ بخشيده‌اي‌ كه‌ به‌ هيچ‌ يك‌ از مخلوقاتت‌ عطا نكرده‌اي‌؟ مي‌فرمايد: آيا به‌ شما بهتر از اين‌ را عطا نكنم‌؟ مي‌گويند: پروردگارا! مگر چه‌ چيز بهتر از اين‌ است‌؟ مي‌فرمايد: خشنودي‌ام‌ را بر شما روا داشته‌ و بعد از آن‌ هرگز بر شما خشم‌ نمي‌گيرم».
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1537.txt">آيه  73</a><a class="text" href="w:text:1538.txt">آيه  74</a><a class="text" href="w:text:1539.txt">آيه  75</a><a class="text" href="w:text:1540.txt">آيه  76</a><a class="text" href="w:text:1541.txt">آيه  77</a><a class="text" href="w:text:1542.txt">آيه  78</a><a class="text" href="w:text:1543.txt">آيه  79</a></body></html>آيه  73
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ پيامبر! با كافران‌ و منافقان‌ جهاد كن» جهاد با كفار؛ جنگيدن‌ با آنهاست‌ تا يا مسلمان‌ شوند، يا جزيه‌ بپردازند. و جهاد با منافقان‌، اقامه‌ حجت‌ و بر پاداشتن ‌حدود بر آنان‌ است‌ زيرا آنان‌ بيشترين‌ كساني‌اند كه‌ موجبات‌ اقامه‌ حدود را مرتكب‌ مي‌شوند چراكه‌ از حق‌ تعالي‌ نمي‌ترسند «و بر آنان‌ غلظت‌ كن» غلظت‌: شدت‌ دگرگوني‌ و خشونت‌ است‌. آري‌! رفتار مؤمنان‌ با اين‌ دو گروه‌ در دنيا بايد اين‌چنين‌ باشد «و» اما در آخرت‌؛ «جايگاهشان‌ دوزخ‌ است‌ و چه‌ بد سرانجامي ‌است‌!» علي‌ابن‌ابي‌طالب‌(رض)  مي‌فرمايد: «خداي‌ متعال‌ رسول‌ خودص را با چهار شمشير برانگيخت‌: شمشيري‌ براي‌ مشركان‌، شمشيري‌ براي‌ كفار اهل‌ كتاب‌، شمشيري‌ براي‌ منافقان‌ و شمشيري‌ براي‌ باغيان». آن‌گاه‌ آيات‌ مربوط به‌ جهاد با اين‌ چهار گروه‌ را تلاوت‌ كرد. از اين‌ روايت‌ چنين‌ دانسته مي‌شود كه‌ منافقان‌ اگر نفاقشان‌ را اظهار نمايند، جهاد مسلحانه‌ عليه‌ آنان‌ لازم‌ است‌ و اين‌ قول‌؛ انتخاب ‌ابن‌جرير طبري‌ است‌.
 
آيه  74
‏متن آيه : ‏
‏ يَحْلِفُونَ بِاللّهِ مَا قَالُواْ وَلَقَدْ قَالُواْ كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَكَفَرُواْ بَعْدَ إِسْلاَمِهِمْ وَهَمُّواْ بِمَا لَمْ يَنَالُواْ وَمَا نَقَمُواْ إِلاَّ أَنْ أَغْنَاهُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ مِن فَضْلِهِ فَإِن يَتُوبُواْ يَكُ خَيْراً لَّهُمْ وَإِن يَتَوَلَّوْا يُعَذِّبْهُمُ اللّهُ عَذَاباً أَلِيماً فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَمَا لَهُمْ فِي الأَرْضِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ نَصِيرٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«به‌ خدا سوگند مي‌خورند كه‌ نگفته‌اند» سخن‌ كفر را. در يكي‌ از روايات‌، در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ آمده‌ است‌: اين‌ آيه‌ به‌سبب‌ سخن‌ يكي‌ از منافقان‌ نازل ‌شد كه‌ گفت‌: اگر محمد در سخنانش‌ نسبت‌ به‌ برادران‌ ما ـ كه‌ سروران‌ وبرگزيدگان‌ ما هستند ـ صادق‌ باشد پس‌، ما بدتر از درازگوشيم‌! رسول‌ خداص از اين‌ سخن‌ وي‌ آگاه‌ شدند ولي‌ گوينده‌ آن‌ شروع‌ به‌ سوگند خوردن‌ كرد كه‌ اين ‌سخن‌ كفرآميز را نگفته‌ است‌. «در حالي‌ كه‌ قطعا سخن‌ كفر را گفته‌اند» و آن‌ همان ‌سخني‌ است‌ كه‌ بيان‌ كرديم‌ «و پس‌ از اسلام‌ آوردنشان‌ كفر ورزيده‌اند» يعني‌: بر فرض‌ صحيح ‌بودن‌ اسلامشان‌، آنچه‌ را كه‌ موجب‌ كفر است‌ انجام‌ داده‌اند، يا بعد از اظهار اسلام‌، اظهار كفر كرده‌اند «و قصد كاري‌ را كرده‌اند كه‌ موفق‌ به‌ انجام‌ آن ‌نشدند» به‌ قولي‌: اين‌ قصدشان‌ عبارت‌ بود از سوء قصد به‌ جان‌ رسول‌ خداص در راه‌ بازگشت‌ از غزوه‌ تبوك‌، كه‌ دوازده‌ تن‌ از منافقان‌ سازمان‌ دهنده‌ آن‌ بودند «و به‌ عيب‌جويي‌ برنخاستند مگر بر آن‌كه‌ خدا از فضل‌ خود آنان‌ را بي‌نياز ساخت‌ و رسول ‌وي» يعني‌: به‌ انكار و اعتراض‌ و عيب‌جويي‌ برنخاستند، مگر بر آنچه‌ كه‌ درخور ثنا و ستايش‌ است‌ نه‌ سزاوار اعتراض‌ و انكار و آن‌ عبارت‌ است‌ از: بي‌نياز ساختن‌ خداوند(ج)  و رسولش‌ آنان‌ را از فضل‌ خويش‌ زيرا قبل‌ از تشريف‌ آوري ‌رسول‌ خداص به‌ مدينه‌، آنان‌ در تنگي‌ معيشت‌ به‌سر مي‌بردند ولي‌ بعد از آن‌كه‌ رسول‌ خداص به‌ مدينه‌ هجرت‌ كردند، وضع‌ زندگي‌شان‌ رو به‌ بهبودي‌ و گشايش ‌نهاد و اموالشان‌ بسيار شد «پس‌ اگر توبه‌ كنند» از نفاقشان‌ «برايشان‌ بهتر است» از اين‌ نفاقي‌ كه‌ در آن‌ دست‌وپا مي‌زنند «و اگر روي‌ برتابند» از توبه‌ و ايمان‌ «خداوند آنان‌ را عذاب‌ مي‌كند به‌ عذابي‌ دردناك‌ در دنيا» با كشتن‌ و به‌ اسارت ‌درآوردنشان‌ به‌دست‌ مؤمنان‌ «و» در «آخرت» با عذاب‌ دوزخ‌ «و برايشان‌ در زمين‌ هيچ‌ ولي‌ و نصيري‌ نيست» كه‌ از عذاب‌ الهي‌ نجاتشان‌ دهد.
 
	آيه  75
‏متن آيه : ‏
‏ وَمِنْهُم مَّنْ عَاهَدَ اللّهَ لَئِنْ آتَانَا مِن فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَلَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از آنان» يعني‌: از منافقان‌ «كساني‌اند كه‌ با خدا عهد بسته‌اند كه‌ اگر از فضل‌ خويش» يعني‌: از مال‌ و ثروت‌ «به‌ ما عطا كند، قطعا صدقه‌ مي‌دهيم‌ و از نيكوكاران ‌خواهيم‌ شد» با شكرگزاري‌ براي‌ خداوند(ج)  به‌ وسيله‌ ايمان‌ و عمل‌ صالح‌.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است‌: اين‌ آيه‌ درباره‌ يكي‌ از اهالي‌ مدينه‌ به‌نام ‌ثعلبه‌بن‌حاطب‌ نازل‌ شد و او از كساني‌ بود كه‌ مسجد ضرار را بنا كردند. ابن‌جرير