ؤمنان‌ و آرام‌ساختن‌ خاطر ايشان‌ چنين‌ بشارتشان‌ مي‌دهد: «اگر از شما بيست‌ تن‌ صابر باشند، بر دويست‌ تن ‌غالب‌ مي‌شوند» اين‌ بشارت‌ به‌ همين‌ نسبت‌ ـ يك ‌تن‌ از مسلمانان‌ در برابر ده‌ تن‌ ازكفار ـ در هر شماري‌ جاري‌ است‌ «و اگر از شما صد تن‌ باشند، بر هزار تن‌ از كافران ‌پيروز مي‌گردند» و هر گروهي‌ از مسلمانان‌ كه‌ به‌ كمتر از اين‌ تعداد مغلوب‌ گشت‌، اين‌ از ضعف‌ ايمان‌ يا عدم‌ صبر و پايداري‌، يا عدم‌ آمادگي‌، يا به‌خاطر وجود نزاع‌ و اختلاف‌ در ميانشان‌، يا غير اين‌ از علل‌ و اسبابي‌ است‌ كه‌ در اين‌ سوره‌ به‌ برخي ‌از آنها اشاره‌ شده‌ است‌. به‌ قولي: اين‌ آيه‌ كريمه‌ هرچند به‌ صيغه‌ خبري‌ آمده‌، اما به‌ معني‌ امر است‌، يعني: مسلمانان‌ از سوي‌ خداي‌ سبحان‌ مأمورند به‌ اين‌كه‌ يك ‌گروه‌ جنگي‌ از آنان، در مقابل‌ دشمني‌ كه‌ ده‌ برابرشان‌ است‌ پايداري‌ كند «چراكه ‌آنان‌ قومي‌اند كه‌ نمي‌فهمند» حكمت‌ جنگ‌ را چنان‌كه‌ شما مي‌فهميد زيرا آنان‌ فقط به‌ قصد برتري‌جويي‌ و توسعه‌طلبي‌ مي‌جنگند ولي‌ شما براي‌ اعلاي‌ كلمه‌الله جهاد مي‌كنيد پس‌ آنها بدون‌ داشتن‌ بينش‌ و دركي‌ متعالي‌ از جنگ‌ و اهداف‌ آن‌ مي‌جنگند و هر كس‌ اين‌چنين‌ باشد، او اكثرا مغلوب‌ است‌.
 
آيه  106
‏متن آيه : ‏
‏ مَا نَنسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هر آيه‌اي‌ را كه‌ نسخ‌ كنيم‌» نسخ‌ در لغت: به‌ معناي‌ ابطال‌ و از بين‌ بردن‌ است‌ وهرچيزي‌ كه‌ جانشين‌ چيز ديگري‌ شود، در حقيقت‌ آن‌ را نسخ‌ كرده‌است، چنان‌كه‌اعراب‌ مي‌گويند: «خورشيد سايه‌ را نسخ‌ كرد... پيري‌ جواني‌ را نسخ‌ كرد». نسخ‌در اصطلاح‌ شرع‌؛ عبارت‌ است‌ از: پايان‌يافتن‌ تعبد مؤمنان‌ به‌ قرائت‌ يك‌ آيه، ياحكم‌ مستفاد از آن، يا هردو. بدين‌گونه‌ كه‌ خداوند(ج) حلال‌ را حرام، حرام‌ راحلال، مباح‌ را ممنوع‌ و ممنوع‌ را مباح‌ گرداند و اين‌ نمي‌شود مگر در باب‌ حلال ‌و حرام‌ و منع‌ و اباحت، اما در اخبار ناسخ‌ و منسوخي‌ نيست‌. اصل‌ نسخ‌؛ از نسخ‌كتاب، يعني‌ نقل‌ آن‌ از نسخه‌اي‌ به‌ نسخه‌ ديگر برگرفته‌ شده، چرا كه‌ نسخ‌ حكمي‌به‌ حكم‌ ديگر نيز درواقع‌ متحول‌ ساختن‌ آن‌ به‌ غير آن‌ مي‌باشد.
بايد دانست‌ كه‌ علماي‌ اسلام‌ از سلف‌ و خلف‌ بر ثبوت‌ نسخ‌ در كتاب‌ الهي‌اتفاق‌ نظر دارند و جز كسي‌ كه‌ نظرش‌ فاقد اعتبار است، مخالف‌ ثبوت‌ نسخ‌ نيست‌. البته‌ انكار نسخ‌ از سوي‌ يهود نيز مشهور است‌ تا بدين‌ وسيله‌ به‌ انكار نبوت‌محمدص دست‌ يابند، به‌ همين‌ جهت‌ يهوديان‌ گفتند: چون‌ محمد برخي‌ ازاحكامي‌ را كه‌ در تورات‌ است‌ نسخ‌ نموده، لذا او پيامبر نيست، در حالي‌ كه‌ خود در اين‌ حجت‌ خويش‌ به‌ آنچه‌ كه‌ در كتاب‌ خودشان‌ - تورات‌ - از نسخ‌ وجوددارد، محكوم‌ و مغلوبند؛ چون‌ نسخ‌ نكاح‌ برادر با خواهرش، كه‌ اين‌ در شريعت‌آدم‌u حلال‌ بود و خداوند(ج) آن‌ را بر موسي‌u و قومش‌ حرام‌ گردانيد. آري‌! هر آيه‌اي‌ را كه‌ منسوخ‌ كنيم‌ «يا آن‌» آيه‌ «را به‌ فراموشي‌ بسپاريم‌» يعني: آن‌ را فراموشتان‌ گردانيم‌ تا آن‌ را نخوانيد و به ‌ياد نياوريد «بهتر از آن‌ يا همانندش‌ را درميان‌ مي‌آوريم‌» يعني: حكمي‌ را در ميان‌ مي‌آوريم‌ كه‌ براي‌ مردم‌ در دراز مدت‌ ياكوتاه‌ مدت‌ سودمندتر، يا در منفعت‌ و آساني‌ خود همانند حكم‌ سابق‌ است‌ زيراگاهي‌ حكم‌ ناسخ‌ سبك‌تر مي‌باشد، پس‌ در كوتاه‌مدت‌ برايشان‌ نافع‌تر است‌ وگاهي‌ سنگين‌تر است‌ و ثواب‌ آن‌ بيشتر، لذا در درازمدت‌ به‌ حالشان‌ سودمندتراست‌. قتاده‌ مي‌گويد: «خداي‌ عزوجل‌ هر چه‌ را مي‌خواست، از ياد پيامبرش‌مي‌برد و هر چه‌ را مي‌خواست‌ منسوخ‌ مي‌ساخت‌». قرائت‌ ديگر (او ننسئها) است، كه‌ معناي‌ آن‌ اين‌ است: يا آن‌ را به‌ تأخير مي‌افگنيم‌. «آيا نمي‌داني‌ كه‌خداوند بر هركاري‌ تواناست‌» و نسخ‌ هم‌ از جمله‌ توانايي‌هاي‌ اوست‌؟
مفسران‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ چنين‌ نقل‌ كرده‌ اند: مشركان‌ مكه‌ گفتند؛ آيا مي‌بينيد كه‌ محمدص يارانش‌ را به‌ كاري‌ دستور مي‌دهد و باز خلاف‌ آن‌ رامي‌گويد، امروز سخني‌ انشا مي‌كند و فردا آن‌ را نفي‌ مي‌نمايد؟! پس‌ اين‌ قرآن‌چيزي‌ جز سخن‌ محمد نيست‌. همان‌ بود كه‌ اين‌ آيه‌ در رد سخنشان‌ نازل‌ شد.
آيه  66
‏متن آيه : ‏
‏ الآنَ خَفَّفَ اللّهُ عَنكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفاً فَإِن يَكُن مِّنكُم مِّئَةٌ صَابِرَةٌ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُواْ أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
و چون‌ جنگيدن‌ با كفار به‌ اين‌ حساب‌ و معيار، بر مسلمانان‌ دشوار آمد و آن‌ را بسيار سخت‌ پنداشتند و ضعفشان‌ در عينيت‌ نمايان‌ شد، خداي‌ مهربان‌ برآنان ‌تخفيف‌ و رخصت‌ داد و فرمود: «اكنون‌ خدا بر شما تخفيف‌ داده‌ و معلوم‌ داشت‌ كه ‌در شما ضعفي‌ است‌ پس‌ اگر از شما صد تن‌ شكيبا باشند، بر دويست‌ تن‌ پيروز گردند و اگر از شما هزار تن‌ باشند، بر دو هزار تن‌ غالب‌ آيند ـ به‌ اذن‌ الله» بنابراين‌، خداوند متعال‌ در اين‌ تخفيف‌، مسلمانان‌ را مكلف‌ گردانيد كه‌ يك‌ تن‌ از ايشان‌ در برابر دو تن‌ از كفار پايداري‌ كرده‌ و بر آن‌ دو تن‌ غلبه‌ نمايد «و خداوند با صابران‌ است» به ‌عنايت‌ و رحمت‌ و نصرت‌ خود.
 
	آيه  67
‏متن آيه : ‏
‏ مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَكُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللّهُ يُرِيدُ الآخِرَةَ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«براي‌ هيچ‌ پيامبري‌ سزاوار نيست‌ كه‌ اسيراني‌ بگيرد تا در زمين‌ از آنان‌ سخت‌ كشتار كند» زيرا با كشتار است‌ كه‌ مقاومت‌ كفار كاملا سلب‌ شده‌ و قدرت‌ و توان‌ آنها بر سازماندهي‌ حركتي‌ فعال‌ عليه‌ شما، از بين‌ مي‌رود لذا از كفار كشتار سختي‌ به‌پا كنيد.
خداي‌ سبحان‌ در اين‌ آيه‌ خبر مي‌دهد كه‌ در روز بدر، كشتن‌ مشركان‌ واجب ‌ذمه‌ مسلمانان‌ بود نه‌ اسير ساختن‌ و گرفتن‌ فديه‌ (سربها) از آنان‌، آن‌گونه‌ كه ‌مسلمانان‌ در آن‌ روز عمل‌ كردند «شما متاع‌ دنيا را مي‌خواهيد» با آنچه‌ كه‌ از فديه‌ (سربها) مي‌گيريد «و خداوند آخرت‌ را مي‌خواهد» براي‌ شما، با پاداشي‌ كه‌ در بسياركشتن‌ كفار برايتان‌ تعلق‌ مي‌گيرد «و الله غالب» است‌ پس‌ دشمنانش‌ را سركوب‌ مي‌كند و «با حكمت‌ است» در سرزنش‌ نمودن‌ دوستانش‌.
 
	آيه  68
‏متن آيه : ‏
