يد حکم خداوند را در مورد آن دزدان و متجاوزان اجرا نمود و آنان را اعدام کرد، خانواده‌هاي آنها بر او خشم گرفتند و به تحريک قبيله و عشيره خويش عليه او پرداختند و براي گرفتن انتقام از وليد به دنبال فرصت مناسبي مي‌گشتند. 

همچنان که گفته شد: وليد در زمان عمر بن خطاب -رضي الله عنه- والي منطقه «الجزيره» که در ميان دو رود دجله و فرات در بخش شمالي عراق واقع بود. در اين منطقه تعدادي از مسيحيان عرب بني تغلب زندگي مي‌کردند که عده‌اي از آنها نزد او مسلمان شده بودند! يکي از کساني که مسلمان شده از بزرگان آن طايقه به نام ابوزبيد بود، که ميان او و وليد بن عقبه دوستي و محبت بسياري وجود داشت! 

پس از آنکه عثمان بن عفان وليد بن عقبه را از استانداري الجزيره به کوفه فرستاد، ابوزبيد گاهي براي ديدار وليد به شهر کوفه مي‌رفت. 

در يکي از اين سفرها ابوزبيد براي ديدار با وليد به منزل او رفته بود، آن سه خانواده که فرزندان آنها اعدام شده بود – يعني ابومورّع و ابوزهير و ابوشبيل – از آمدن او مطلع شدند. 

آنها نزد برخي از شخصيت‌هاي شهر کوفه رفته و به آنان گفتند: وليد بن عقبه والي شهر همراه با دوستش ابوزبيد در منزل او به شرابخواري مشغول هستند!؟

تعدادي از آنها براي آگاهي از موضوع همراه آنها در حالي به طرف خانة وليد آمدند، که او با دوستش ابوزبيد با هم داشتند صحبت مي‌کردند! 

وليد وقتي ديد چند نفر وارد منزل او شده‌اند، چيزي را که جلو دست او قرار داشت زير تختي پنهان نمود، آنان نيز که از گوشة پنجره نگاه مي‌کردند، گمان بردند که آنچه را وليد مخفي کرده در واقع شراب بوده است!؟ 

آنان داخل منزل شدند و بلافاصله يکي از آنها به طرف تخت نزديک وليد رفت تا به گمان خود شرابي را که او پنهان کرده بود، به آنها نشان دهد! وقتي آن را بيرون آورد متوجه شدند که چند خوشه انگور است که داخل سيني کوچکي قرار دارند!؟ 

زيرا وليد وقتي آمدن آنان را احساس کرد به خاطر کم بودن آن، شرم نمود که همچنان جلو دست آنها باقي بماند، و در حالي که انگوري باقي نمانده بود تا براي آنها بياورد! اما آن کينه‌توزان شايع کردند که او ظرف شراب را از آنها پنهان کرده است! 

اما آن چند نفر شخصيت شناخته شده، کينه‌توزان را به سختي مورد ملامت قرار دادند و از وليد عذرخواهي کرده و گفتند: آنان مردمي فتنه‌گر و دروغگو هستند، و از اجراي حکم الهي در مورد فرزندانشان ناراحت مي‌باشند، به همين خاطر در مورد تو اقدام به شايعه‌پراکني مي‌کنند! 

«وليد بن عقبه در ارتباط با اين موضوع اقدامي ننمود و راه صبر و تحمل را در پيش گرفت و حضرت عثمان بن عفان را در جريان قرار نداد، و با صبر و بردباري خود از آنها درگذشت![1]» 

حقد و کينه آنان بر وليد بيشتر شد، يکي از آنان به نام (جندب ازدي، ابوزهير) همراه با تعدادي ديگير از آن کينه‌توزان نزد عبدالله بن مسعود -رضي الله عنه- رفتند و به او گفتند: وليدبن عقبه والي آنها در منزل شرابخواري مي‌کند!؟ 

ابن مسعود در پاسخ به آنان گفت: هر کس در پنهاني کاري را انجام دهد، ما اجازه تجسس در احوال شخصي او را نداريم و حرمت او را زير پا نمي‌گذاريم!؟ 

وقتي که وليد از شيوة پاسخ ابن مسعود به آن کينه‌توزان اطلاع پيدا کرد، او را مورد ملامت قرار داد و گفت: چرا به آن دشمنان کينه‌توز اينگونه پاسخ داده‌اي؟ من چه کار خلافي کرده‌ام که آن را پنهان کنم؟ اين پاسخي است که در مورد متهمي سابقه‌دار داده مي‌شود! و من الحمدلله به هيچوچه اهل شرابخواري نبوده و نيستم! 

به هر صورت در اين رابطه ميان وليد و ابن مسعود صحبت و گفتگوي دوستانه‌اي انجام گرفت و سوء تفاهم بر طرف گرديد. 

آن آدمهاي کينه‌توز همچنان در کوفه به شايعه‌پراکني‌هاي خود در مورد شرابخواري وليد ادامه دادند و عليه او طرح و توطئه مي‌چيدند، و هر روز آدم‌هاي هرزه و فاسد و مخالف را که توسط وليد مورد مجازات قرار مي‌گرفتند را، بيشتر به دور و بر خود جمع مي‌کردند. 

روزي آدم جادوگري را نزد وليد آوردند، وليد در مورد حکم مجازات جادوگر از ابن مسعود سؤال کرد، ابن مسعود گفت: از کجا مي‌دانيد او جادوگر است؟ 

از جادوگر پرسيدند: چه کارهاي ساحرانه‌اي را انجام مي‌دهي؟ 

گفت: مي‌توانم وارد دهان الاغي شوم و از عقب آن بيرون بيايم!؟ 

ابن مسعود به وليد گفت: مجازات او اعدام است! 

عده‌اي جلو منزل وليد تجمع نموده که در ميان آنها يکي از آن کينه‌توز به نام جندب ازدي وجود داشت! 

او براي ايجاد آشوب و بلوا فرصت را مناسب ديد، و بدون اجازه وليد و صدور حکم قطعي به سرعت طرف جادوگر رفت و او را به قتل رسانيد! 

وليد و ابن مسعود کار او را اقدامي عليه اختيارات حکومتي تلقي نموده و به همين خاطر حکم زنداني شدن او را صادر نمودند. زيرا اقامه حدود شرعي جزو اختيارات مردم عادي نيست بلکه جزو اختيارات امام و مسؤلين امور مربوطه مي‌باشد. 

در مورد نوع اقدام عليه جندب، وليد نامه‌اي براي حضرت عثمان نوشت، حضرت عثمان دستور داد او را تعزير کنند و پس از پايان تعزير او را آزاد نمايند! و از مردم خواست بر پايه گمان خويش اقدام نکنند و بدون اجازة اولياي امور حدود الهي را به اجرا نگذارند. 

جندب و گروه هواداران او بر دامنة کينه‌توزي و توطئه‌گري خود عليه وليد افزودند![2] 

برخي از شورشيان که کينه وليد را بر دل داشتند، براي ملاقات با حضرت عثمان به سوي مدينه حرکت کردند، که جندب ازدي نيز آنان را همراهي مي‌کرد، و از حضرت عثمان خواستند به سبب آنکه مردم از وليد آزرده‌اند، او را از استانداري کوفه برکنار کند! 

حضرت عثمان چندان آنان را تحويل نگرفت و خطاب به آنها گفت: شما داريد بر اساس ظن و گمان عمل و اقدام مي‌کنيد و چنين چيزي از نظر اسلام پذيرفتني نيست، از طرفي بدون اجازه از کوفه خارج شده‌ايد![3] 

وقتي که به کوفه بازگشتند، حقد و کينة آنها نسبت به وليد و حضرت عثمان بيشتر گرديد! 

 


--------------------------------------------------------------------------------

[1]- تاريخ طبري: ج 4 ص 273 - 274

[2]- تاريخ طبري: ج 4 ص 275

[3]- تاريخ طبري: ج 4 ص 275 - 277عصر خلفاي راشدين بهترين مقطع از تاريخ اسلام به شمار مي‌آيد. و زمان حکومت ايشان مبارک‌ترين زمان و نسل آنان نسلي بوده که براي مسلمانان پس از خود الگو به شمار مي‌آيند. حق هم اين است، زيرا که آنان اصحاب و ياران رسول خدا بوده و قرآن در تعريف و تمجيدشان مي‌فرمايد: 

)وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ( (التوبة: 100)

«پيشگامان نخستين مهاجرين و انصار و کساني که به نيکي روش آنان را در پيش گرفتند و راه ايشان را به خوبي پيمودند، خداوند از ايشان خشنود است».

خداوند متعال ما مسلمانان را به محبت و تمجيد و دعاي خير و پاک گردانيدن قلب از حقد و کينه آنها دستور فرموده است: 

)وَالَّذِينَ جَاءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَان