وازده سال ادامه داشت، از ابتداي سال 24 ه‍ شروع و در پايان سال 35 هجري پايان يافت. 

امام زُهري مي‌گويد: عثمان بن عفان مدت دوازده سال پيشواي مسلمانان بود، و در شش سال اول خلافتش اکثريت قاطع مردم از او گلايه و شکايه‌اي نداشتند، و در ميان مردم قريش محبوبيتش از عمر بن خطاب -رضي الله عنه- بيشتر بود. زيرا عمر بن خطاب گاهي بر آنان سخت مي‌گرفت. اما عثمان در برابر آنها از خود نرمش نشان مي‌داد، و حقوق خويشاوندي آنان را پاس مي‌داشت، و پس از آن شش سال بود که کم‌کم اعتراضات و مخالفت‌ها و فتنه‌گري‌ها آغاز گرديد! 

 


--------------------------------------------------------------------------------

[1]- تاريخ طبري: ج 4 ص 230 - 245

برخي از مورخين در مورد رويدادهاي آن فتنه‌ و آشوب کتابي جداگانه نوشته‌اند که مي‌توان از کتابهاي «العواصم من القواصم» نوشته ابن العربي مالکي، که محب‌الدين خطيب کار تحقيق و بررسي آن را انجام داده. و همچنين مي‌توان از کتاب «التمهيد و البيات في مقتل الشهيد عثمان» نوشته قاضي محمد الاشعري، نام برد. 

بسياري از نويسندگان معاصر نيز در مورد آن حوادث اظهار نظر نموده اند، که نظرات ايشان گاهي غرض‌آلود و تحت تأثير القائات دشمنان بوده است، مانند کتاب «الفتنه الکبري» نوشته طه حسين! 

عده‌اي براي مراعات حق و انصاف تلاش کرده‌اند، اما تحت تأثير روايت‌هاي نادرست موجود در کتاب‌هاي تاريخ گذشته قرار گرفته و به شيوه‌اي غير شايسته در مورد اصحاب رسول خدا سخن گفته‌اند: مانند استاد سعيد الأفغاني در کتاب «عائشه و السياسه». 

بعضي ديگر از ايشان خلاصه‌اي از گفته‌هاي برخي از گذشتگان را گردآوري کرده‌اند مانند: استاد احمد راتب عرموش در کتاب «الفتنه و وقعه الجمل» که روايات نقل شده توسط مورخ مشهور «سيف بن عمر ضبي تميمي» را در ارتباط با بلواي قتل عثمان و واقعه جمل را از کتاب تاريخ طبري بيرون آورده است! استاد عرموش در رابطه با نقل مطالب دقت و امانت را مراعات کرده و به صورتي شايسته و امانتدارانه اخباري که سيف عمر در رابطه با آن حوادث آورده نقل نموده و در کتاب او در اين رابطه از بهترين کتابهاي شمرده مي‌شود. 

عده‌اي ديگر از ايشان تحقيقات و نوشته‌هاي خود را به حادثه‌ي فتنه و آشوب عليه عثمان بن عفان و جمع‌آوري اخبار و روايت‌ها و دلالت‌هاي آنها اختصاص داده‌اند! از اين نمونه نويسنده‌ها مي‌توان از استاد محمد صادق عُرجون رحمه‌الله در کتاب «عثمان بن عفان الخليفه المفتري عليه» نام برد! 

من بر اين باورم که کتاب او در مورد حضرت عثمان عميق‌ترين دقيق‌ترين و بهترين کتاب در دفاع ازاين شخصيت مظلوم است. 

من به همه مسلمانان اهل انصاف و تمام کساني که مي‌خواهند در مورد ماجراي آشوب عليه حضرت عثمان تحقيق نمايند، سفارش مي‌کنم کتاب استاد عُرجون مطالعه نمايند و از تحقيقات منصفانه آن استفاده کنند! 

در اين بخش تاريخي به آوردن برخي از روايت‌هاي صحيحي که امام مورخين طبري از سيف بن عمر ضبي و ديگر اخبار و روايت‌ها صحيحي که از نظر زماني ترتيب داده به صورت خلاصه اکتفاء مي‌نمايم و رويدادها را از ابتداي آشوب عليه عثمان در سال 30 هجري يعني در هفتمين سال خلافت او تا پايان رويداد در سال 35 هجري يعني سال شهادت او پيگيري مي‌نماييم! 

رويدادها را به طور خلاصه با هدف ارايه تصويري روشن براي مشاهده خوانندة مسلمان و محقق و جوياي حقيقت که مي‌خواهند با واقعيت شورش و بلوايي که در عصر حضرت عثمان پيش آمد آشنا گردد، مي‌آوريم!

اما کساني که مي‌خواهند با تفصيل بيشتري با اين مرحله آشنايي پيدا کنند و صبر و تحمل تحقيقات و ريزه‌کاري‌هاي گسترده را دارند و مي‌خواهند حقيقت را از زير آوار روايات متناقض تاريخي بيرون بکشند! بهتر آن است به منابع خام و اوليه تاريخي مانند: تاريخ طبري، ابن جوزي، ابن عساکر، ابن خلدون و ابن کثير مراجعه کنند!!رويدادهاي مربوط به آشوب بزرگ در سال 30 هجري يعني از هفتمين سال خلافت حضرت عثمان آغاز گرديد، اولين جرقة آن آتش در شهر کوفه انجام گرفت، شهري که در سرآغاز تاريخ مسلمانان مرکز فتنه و آشوب‌گري به شمار مي‌آمد! 

زماني که حضرت عثمان زمام امور خلافت را در دست گرفت مغيره بن شعبه استاندار کوفه بود، حضرت عثمان طي حکمي او را  از کار برکنار و صحابي بزرگوار سعدبن ابي وقاص را جانشين او نمود، و سعد بن ابي‌وقاص يک سال و نيم والي کوفه بود. 

پس از آن يعني در سال 25 هجري حضرت عثمان وليد بن عقبه بن معيط را که صحابي گرانقدر و مجاهد صادقي به شمار مي‌آمد که در زمان ابوبکر و عمر -رضي الله عنهما- استاندار بوده، جانشين سعد بن ابي‌وقاص نمود. 

وليدبن عقبه مدت پنج سال والي کوفه بود، و در طول آن مدت محبوبيت‌ بسياري را در ميان مردم کسب نمود، زيرا او از يک طرف انساني بردبار و اهل تسامح و از طرف ديگر در موقع مناسب بسيار قاطع بود، هيچگاه در محل کار و منزل خود را بر روي مردم نمي‌بست و با گشاده‌رويي به حل و فصل مشکلات مردم مي‌پرداخت! 

در آن هنگام بود که آتش فتنه در شهر کوفه شعله‌ور شده، و آدم‌هاي هرزه و خبيث و ماجراجو و شورشي براي بهر‌ه‌برداري از فتنه‌هاي شوم خود تخم اختلاف وتباهي را در زمين زندگي اجتماعي پاشيدند و از تعدادي از جوانان هرزه و فاسد و کينه‌توز که مخفيانه با هم در ارتباط و هماهنگي‌‌هاي لازم را به عمل آورده بودند سوء استفاده مي‌کردند! 

در يکي از شب‌هاي سال سي‌ام هجري گروهي از جوانان دزد و راهزن از جمله: مورّع بن مورّع اسدي، زهير بن جندب‌ ازدي، شبيل بن ابي‌أزدي به منزل «ابن الحيمان خزاعي» يورش بردند! او در برابرشان به مقاومت پرداخت، ولي آنان او را به قتل رسانيدند! 

صحابي بزرگوار «ابوشريح خزاعي» با ابن الحيمان همسايه بود، و سر و صداي دزدان را که با ابن الحيمان درگير بودند شنيد و شاهد بود که چگونه او را به قتل رسانيدند! او و پسرش نزد والي شهر يعني وليد بن عقبه رفتند و آنچه را که شنيده و ديده بودند، شهادت دادند. 

دستور بازداشت و زنداني آن دزدان و هرزگان صادر شد و آنها را دستگير و زنداني نمودند، وليد در مورد چگونگي برخورد با آنان نامه‌اي را براي حضرت عثمان ارسال کرده و کسب تکيف نمود، حضرت عثمان دستور اعدام آنها را صادر کرد و وليد نيز آنها را در جلو قصر خويش اعدام کرد! 

عمروبن عاصم تميمي اراده و قاطعيت حضرت عثمان و وليد را به خاطر اعدام آن قاتلان و دزدان ضمن اشعاري ستود! 

لا تأکلوا أبداً جيرانکم سرفاً
  
 أهل الزعارة في ملک ابن عفّان
 
إنّ ابن عفّان الّذي جرّبتم
  
 فطم اللّصوص بمحکم القرآن
 
مازال يعمل بالکتاب مهيمناً
  
 في کلّ عنق منهم وبنان
 

«از اين به بعد آدم‌هاي هرزه و متجاوز در مملکت عثمان بن عفان همسايگان شما را مورد تعرض قرار نخواهند داد، عثمان همان کسي است که او را تجربه کرده‌ايد! که با احکام استوار قرآن دست و دهان دزدها را بسته و همچنان با قوت و تسلط خود ايشان را در محاصره گرفته است». 

پس از آنکه و