ضع حکومت‌ها و مردم به چه صورتي بوده و تعامل ايشان با ديگر ملت‌ها بر اساس دوستي انجام مي‌گرفته و توانايي و ناتواني، وحدت و تفرقه، اطاعت و معصيت و دوري و نزديکيشان از خداوند و التزام و عدم التزام ايشان به اسلام در چه حال و وضعي قرار داشته است؟ 
اين بدان معني است که چهارده قرن تاريخ مسلمانان خوب و بد، خطا و صواب و صفحات سياه و تاريک و صفحات سفيد و تابناک وجود داشته است. همچنين در لابلاي آن اموري شرم ‌آور و دردناک و اندوهبار و مسايلي افتخارآميز و خوشايند بوده و بسياري از مظاهر قدرت و کرامت و حاکميت مسلمين و از طرف ديگر صحنه‌هايي از خواري و درماندگي و درد و رنج وجود داشته است. 
آشکارترين نمونه جوانب سياه در تاريخ مسلمانان، تاريخ و واقعيت رسمي مسلمانان در عصر حاضر است!! 
وجود اين همه تناقض‌ها و ناهماهنگي‌ها در تاريخ مسلمانان به هيچوجه غريب و تعجب‌برانگيز نيست، زيرا آنان نيز انسانند و به سان ديگر انسان‌ها در معرض خطا و صواب و نافرماني و فرمانبرداري و ضعف و قوت و صعود و سقوط قرار دارند. ممکن است در مسير حرکت و زندگي خودگاهي به سويي و در مواردي به سويي ديگر متمايل شوند. 
خداوند حکيم چگونگي ارتباط مسلمانان با اسلام خويش را مقياسي براي سنجش تاريخ ايشان قرار داده و تاريخ درخشان و روشني‌بخش آنان را با قوت ارتباط افراد و جماعت‌ها و ملت‌ها و حکومت‌هاي آنان با اسلام پيوند داده است. هر گاه ارتباطشان با اسلام سست گرديده‌ و از قله‌هاي عزت و سربلندي فرود آمده و در دامن خوف و خواري و خردي در‌افتاده‌اند. و تنها زماني به آن منزلت بلند بازگشته‌اند که بار ديگر پيوند خود را با اسلام استوار نموده‌اند. 
خداوند عمربن خطاب را مورد رحمت واسعة خويش قرار دهد که اين معيار را در اين سخنان خويش به ما ارايه نموده و مي‌فرمايد: 
«ما مردمي بوديم که خداوند به وسيله اسلام به ما عزت بخشيد، و هر گاه عزت خود را در راهي ديگر جستجو کنيم، خداوند ما را خوار و درمانده مي‌گرداند.» 
تاريخ مسلمانان عليرغم زشتي‌ها و زيبايي‌هايش همين است. به درستي کساني که همه آن بازمانده‌ها را تاريخ اسلام به شمار مي‌آورند، در اشتباه بزرگي قرار دارند و در اين ميان اين اسلام است که مظلوم واقع گرديده‌ است! 
اسلام تمامي تاريخ مسلمانان را مورد اعتراف و اذعان قرار نمي‌دهد و بر روي صفحات سياه آن که برخي از مسلمانان آن‌ها را نوشته‌اند و کم هم نيستند، مهر تأکيد نمي‌گذارد و آن‌ها را مردود مي‌شمارد و از آن‌ها اعلان برائت مي‌نمايد!
تاريخ اسلام همان صفحات سفيد و درخشاني است که مسلمانان آن‌ها را ترسيم نموده و تبلور قوت و عزت و حاکميت آنها در شرايطي بوده که به راستي در راه هدايت اسلام گام برمي‌داشته‌اند. 
اسلام تنها به آن مقطع پرافتخار اعتراف مي‌نمايد که مسلمانان در آن به خاطر التزام و ارتباط با دين خود زندگي همراه با عزت و سربلندي داشته‌اند. و تنها به رويداد‌هايي اعتراف مي‌نمايد، خود آنها را براي مسلمانان به وجود آورده و افتخاراتي که براي آنان آفريده و عزت و سربلندي‌هايي که به ايشان ارايه داده است! 
اما در شرايطي که به رهنمودها و ساز و کارها و راه حل‌هاي اسلام براي دستيابي به سعادت و سربلندي بي‌توجهي نموده و به دنبال سرابي فريبنده و در راهي ناهموار و هلاک‌کننده سرگردان شدند، اسلام بر نوع زندگي و دست‌آوردهاي مختلف آنها مهر تأييد نمي‌نهد و نسبت به داده شدن آن امور را به خود نمي‌پسندد! 
اين موضوع ما را به حقيقتي ديگر راهنمايي مي‌کند و آن اين است که تمامي تاريخ مسلمانان داراي تقدّس نيست و همة رويدادها و حوادث آن پذيرفتني نمي‌باشند. بر همين اساس بر پايه تعصب و يا تقديس با حوادث تاريخي خويش برخورد نمي‌نماييم. و براي توجيه هم آنچه که گذشتگان انجام داده‌اند خود را به زحمت نمي‌اندازيم و بار مسئوليت همة آنچه را که آنها عملي نموده‌اند بردوش نمي‌گيريم! 
تنها امور درست و نيک و مطلوبي که گذشتگان ما انجام داده‌اند براي ما پذيرفتني مي‌باشند. اما اشتباهات و به بيراهه رفتن‌هاي آنان براي ما قبول نمي‌باشند، و تنها به خاطر آنکه ايشان آنها را انجام مي‌داده‌اند، بر رويشان مهر تأييد نمي‌نهيم. بلکه آنها را ناصواب دانسته و از آنها اعلان برائت مي‌نماييم! 
براي تحقق اين هدف و ارايه اين خدمت اين گزينه‌هاي تاريخي را از گذشتة خويش انتخاب و به خوانندگان گرامي تقديم مي‌نماييم. 
در تاريخ خويش تأملي مي‌نماييم و اوقات و ساعاتي را با آن به سر مي‌بريم، و صفحاتي از آن را ورق مي‌زنيم وگزيده‌هايي از آن را برمي‌گزينيم، و خوشه‌هايي از باغ آن را برمي‌چينيم. 
در لابلاي اين گزيده‌هاي تاريخ صفحات سفيد و درخشن و نقاط سياه و تاريکي وجود دارند. همچنين در ضمن آن اموري افتخارآميز و شادي‌بخش و مسايلي شرم‌آور که مايه سرافکندگي و شرمساري است خودنمايي مي‌‌کنند 
در آن آلام و آرزوها و سلبيات و ايجابيات بسياري وجود دارند! 
اما از همة آن‌ها مي‌توان بهره گرفت و عبرت آموخت!
ما در برابر خوانندگان خود را به اين تعهد پايبند دانسته‌ايم، که همة صحنه‌ها و بخش‌هاي اين گزيده‌هاي تاريخي را از صحيح‌ترين و راست و درست و پاکترين اخبار تاريخي و گفته‌ها و روايت‌ها انتخاب نماييم. 
کتاب‌هاي تاريخي خود را گشوده‌ايم و از رويدادهاي آن اطلاع پيدا نموده و ورق ورق آن را مورد بررسي قرار داده و پس از آن اين گزيده‌هاي تاريخي را به خوانندگان محترم ارايه نموده‌ايم! 
هدف ما از بيان اين اسرار و گزيده‌هاي تاريخي تسلي خاطر و داستان‌سرايي براي تفريح و سرگرمي نيست و نمي‌خواهيم که براي خوانندگان به صورت قصه و حکايت‌هايي براي پرکردن اوقات دربيايد. 
بلکه در پي آنيم که در موردشان بينديشيم و مورد بررسي و تحقيق و پژوهش قرار دهيم و از آنها پند و عبرت بگيريم! 
خواست خداوند بود که اولين حلقه از اين گزيده‌هاي تاريخي در مورد بهترين انسان‌ها پس از رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- يعني خلفاي راشدين -رضي الله عنهم- شکل بگيرد. 
صحنه‌هاي موجود پس از خلافت تا مرگ و شهادت و هر يک از آن‌ها را براي خوانندگان گرامي ارايه مي‌کنيم. اين که مسلمانان رهبر خويش را چگونه برمي‌گزيدند؟ و چگونه جانيان جان خويش را مي‌گرفتند. و شهيدشان مي‌کردند و به خداوند خويش مي‌پيوستند!؟
نمي‌دانم حلقه و زنجيرة دوم از اين گزيده‌هاي تاريخي کي آماده خواهد شد و در ارتباط با چه مسايلي سخن خواهيم گفت؟ زيرا گزيده‌هاي بسياري نزد ما وجود دارند. اما اين خداوند است که با خواست خويش امور را ترتيب مي‌دهد و مقدّرات را معين مي‌فرمايد. 
وصلى ‌الله على سيدنا محمد وعلى آله وصحبه وسلّم.

دکتر صلاح عبدالفتاح خالدي 
پنجشنبه 28/1/1415 ه‍. ق 
7/7/1994 م
در عصر خلافت حضرت ابوبکر صديق -رضي الله عنه- امور حکومت اسلامي سر و سامان گرفت! 

او با کساني که زکات نمي‌دادند و مرتدين به رويارويي پرداخت و مدعي