 صلي الله عليه و سلم روايت كرده است:«هر بنده اي كه در دنيا بر مقام شهرت و ريا تكيه زند، خداوند در روز قيامت در حضور خلايق او را رسوا مي كند.»
- زيد بن اسلم رضي الله عنه از پدر خود نقل كرده است : حضرت عمر رضي الله عنه بسوي مسجد به راه افتاد . معاذ بن جبل را بر مزار پيامبر صلي الله عليه و سلم ديد كه گريه مي كند . فرمود: چرا گريه مي كني؟ فرمود به خاطر حديثي كه از پيامبر صلي الله عليه وسلم شنيدم و آن اينكه:
«اندكي از ريا شرك است و آنانكه بادو ستان و اولياي خدا عداوت مي كنند براستي كه آشكارا با خداوند مي جنگند؛ بيگمان خداوند پرهيزگاراني را كه بخاطر پرهيز از تظاهر و رياء خود را نهان مي دارند، دوست دارد. آنانكه فقط خدا را در نظر مي گيرند، و چنان بي سر و صدا هستند كه اگر غايب باشند كسي سراغشان را نمي گيرد و از حالشان نمي پرسد و اگر در ميان مردم حاضر شوند به علت عدم تظاهر شناخته نمي شوند، دلهايشان چراغهاي هدايت است و از هر گرد و غبار تاريكي رهائي مي يابند.»
حقيقت اخلاص
- استاد ابوالقاسم قشيري در كتاب خويش «الرساله» مي فرمايد: « اخلاص يعني : منحصر كردن طاعت و عبادت به وسيله نيت براي خدا، چنانكه هدف بنده خدا از طاعت و عبادت، تقرب محض و خالص باشد ، نه تصنّع و خودنمائي يا كسب ستايش و تعريف و تمجيد مردم؛ و هر شائبه اي غير از قصد تقرب، مخلّ اخلاص است. به طور خلاصه مي توان گفت: اخلاص يعني تصفيه طاعت و عبادت از ملاحظه ديگر و شائبه ها.» و مي توان گفت يعني : «پرهيز از ملاحظه اشخاص.»
- «حذيفه مرعشي» گفته است:«اخلاص عبارت است از اينكه افعال بنده خدا در ظاهر و باطن يكي باشد».
- در زير به عوامل مهمي اشاره مي كنيم كه حقيقت اخلاص از آنها سرچشمه مي گيرد :
1. مخلص بايد به نظر خالق اهميت بدهد نه به نظر مخلوق 
2. ظاهر و باطن و نهان و آشكار او يكسان باشد
3. اخلاص خود را ننگرد مبادا به نفس خود مغرور شود. ابوايوب سوسي گفته است: « اخلاص، ناديدن اخلاص است و هر كه در اخلاصِ خود اخلاص را ببيند، اخلاص او نيازمند اخلاص است» !
4. يكي ديگر از عناصر اخلاص، عدم توقع پاداش آن در آخرت است. رسول الله صلي الله عليه و سلم فرموده است: « عمل محض هيچكدام از شما، شما را به بهشت نمي برد؛ يارانش گفتند: حتي شما يا رسول الله؟؟ پيامبر صلي الله عليه و سلم فرمود: حتي من، مگر اينكه خداوند مرا مشمول رحمت خود گرداند».
5. ترس از نفوذ ريا و هواي نفس به درون، بدون اينكه فرد احساس كند. شيطان داراي راه هاي مخفي و كانال هاي پيچيده اي است، كه از طريق آنها به نفس نفوذ مي كند ، و چه بسا از دچار كردن مؤمنان به گناهان ظاهري نااميد گردد، اما پيوســـــته فعاليت مي كند كه آنان را به كانال گناهان دروني بكشاند و اعمال و عباداتي را كه اميد است مورد رضايت و كسب درجات گردد هدر دهد. بنابراين « سهل» گفته است: «جز مخلص، كسي ريا را نمي شناسد».
دلايل اخلاص
- يكي از دلايل اخلاص به ويژه زماني كه انسان داراي استعداد و توانائي شهرت باشد، پرهيز از شهرت و انتشار نام از لحاظ دينداري است. بنابر اين، زهد در مقام و شهرت و آوازه مهمتر و بزرگتر از زهد در مال و آرزوهاي شكم و جنس است. مردي را مي بيني كه در خوردن و آشاميدن و كسب و كار اهل زهد و ورع است، اما در هنگام توزيع مقام رياست كسي را شايسته تر از خود نمي بيند.
- زاهد مشهور، ابراهيم بن ادهم مي گويد: « شهرت طلب نه خدا را شناخته و نه او را تصديق كرده است».
- ايشان(ابراهيم ادهم) مي گويد: «در دنيا همچون يك شب خرسند نشدم كه در مسجدي از مسجدهاي شام خوابيده بودم و از درد شكم رنج مي بردم، شب هنگام مؤذن به مسجد وارد شد و از من خشمگين شد و پايم را گرفت و مرا كشيد تا از مسجد بيرونم كرد!» خرسندي ابراهيم بن ادهم از اين بود كه آن مرد او را نشناخته و بدون در نظر گرفتن موقعيت و منزلت او پايش را گرفته و همچون مجرمي او را از مسجد بيرون كرده است. او همان كسي است كه رياست و ثروت را به خاطر خدا كنار گذاشت و اصرار او بر ماندن در مسجد به خاطر شدت مريضي بود كه توان را از او گرفته بود.»
- ابن مسعود مي گويد: « چشمه هاي علم شويد و روشنائي هاي هدايت و چراغ شب، دلهايتان نو و جامه هايتان كهنه باشد تا ميان اهل آسمان معروف و ميان اهل زمين ناشناخته باشيد».
- اما شهرت ناخواسته اگر دور از تكلف و تاكيد باشد،‌ اشكالي ندارد. امام غزالي مي گويد: شهرت براي ضعيفان فتنه و بلاست اما براي مؤمنان قوي دل اشكالي ندارد.
- مخلص هميشه نفس خود را در مقابل خدا و اداي وظايف ، به كم كاري و كوتاهي متهم مي كنم و غرور در عمل و اعجاب به نفس بر قلب او چيره نمي شود.
- بايد كار بي سر و صدا را بر كاري كه داد و فغان ظاهري و طنين شهوت آن را پوشانده است، ترجيح داد. مخلص هميشه ترجيح مي دهد كه يك سرباز گمنام باشد و بدون اينكه او را بشناسند ، جان فدا كند.
- يكي از دلايل اخلاص اين است كه انسان منتظر مدح مداحان نباشد و بر آن اصرار نورزد؛ و اگر مداحي او را ستود مغرور نشود و از حقيقت نفس خويش غافل نگردد.
- از ديگر دلايل اخلاص اين است كه انسان از مدح كسي كه شايسته مدح است و ستايش كسي كه اهليت و شايستگي ستايش دارد، بخل نورزد. چنانكه در احاديث مي بينيم پيامبر صلي الله عليه و سلم برخي از ياران خود را ستوده و بر فضائل و اخلاق بارز و خوب آنها انگشت نهاده است. چيزي كه باعث مي شود از انسانهاي شايسته قدرداني نشود ممكن است هوي و هوس نهان نفسي يا حسادت پنهان و يا ترس از رقابت در مقام باشد و شخص در حالي كه نمي تواند او را سرزنش و ملامت كند، حداقل كاري كه مي كند، از تعريف او منصرف مي شود.
- يكي ديگر از دلايل و جود اخلاص در مسلمان اين است كه اداي مسئوليت در پائين ترين درجه سربازي و بالاترين رتبه رهبري نزد او مساوي باشد. 
- نبايد به رضايت مردمي كه در وراي آن خشم خدا نهفته است، اهميت داد، چرا كه مردم از جهت ذوق و بينش، تفكر و آرزوها و اهداف و روشها به شدت با هم مختلف هستند و فعاليت براي راضي كردن همه آنها بيهوده است . چنانچه فرومايه ها راضي شوند، بي ترديد بزرگان خشمگين مي شوند. انسان مؤمن نفس خود را از اين رنج و مشقت آزاد و راحت مي سازد.
- بايد حب و خشم، بخشش و منع و رضايت و ناخشنودي او به خاطر خداوند و دين او باشد، نه به خاطر نفس و منافع خويش...
- طولاني بودن راه، دير رسيدن ثمر، به تأخير افتادن پيروزي و سختي تلاش با سليقه ها و جاذبه هاي مختلف مردم ، او را به سستي و راحت طلبي و شانه خالي كردن از زير بار مسئوليت و توقف در نيمه راه وادار نكند.
- خداوند در قيامت نمي پرسد كه چرا پيروز نشديد، بلكه سؤال مي كند كه چرا تلاش نكرديد؟ و نمي پرسد كه چرا موفق نشديد، بلكه مـي پرسد كه چرا فعاليت نكرديد؟!
- يكي ديگر از نشانه هاي اخلاص اظهار سرور و خوشحالي به وجود هر استعدادي در صف دعوت است؛ انسان مخلص، اگر كسي شايسته تر از خود را ببيند با كمال ميل پست خود را براي او خالي مي كند و با خشنودي او را بر خود ترجيح مي دهد.
- يكي ديگر از دلايل اخلاص تأكيد بر 