) ميفرمايد: قصد سفر كردن بجز به سه مساجد صورت نميگيرد: يكى مسجد الحرام، مسجد من (مسجد نبوى ) ومسجد الأقصى (كه در فلسطين است).
عمره در تمام عمر يكبار واجب است، چه اينكه همراه باحج آنرا ادا نمايد ويا اينكه تنها آنرا انجام دهد هر چه زيارت قب قبر رسول اكرم (صلى الله عليه وسلم) در مدينه منوره همراه با حج ويا در ديگر وقت واجب نميباشد بلكه كار مستحب است وكسيكه به اين عمل نيك مبادرت مىورزد ثواب حاصل ميكند ولى شخصيكه آنرا ترك ميكند گنهكار نميباشد، هر چه حديثى كه روايت است (من حج فلم يزرني فقد جفاني) حديث موضوعى (ساخته شده) ميباشد.
(همچنان احاديث ديگرى مانند حديث (توسلوا بجاهي فإن جاهي عند الله عريض) يعنى به مقام ومنزلت من توسل جوئيد زيرا جاه ومنزلت من به نزد خداوند پنهاور است. وحديث كه ميگويد: (من حسن ظنه في مجر نفعه) اينها همه از جمله احاديث موضوعى يا ساخته شده ميباشد، ودر كتب معتبر وجود ندارند وبعضى از بدعتيان اينگونه اقوال را بنام احاديث ذكر ميكنند).
وزيارتيكه به مسجد نبوى صورت ميگيرد بنام زيارت مسجد ميباشد وچون زائر به مسجد رسيد ودو ركعت نماز تحية المسجد را ادا كرد آنگاه زيارت قبر نبى اكرم (صلى الله عليه وسلم)  برايش مشروع ميگردد، ودر برابر پيشواى محبوب ايستاده چنين سلام ميدهد: السلام عليك يا رسول الله، واين كلمات را به آواز بسيار متواضعانه وباكمال ادب واحترام ادا ميكند، وبعد از انجام سلام بدون اينكه از روضه مباركه چيزى در دعاى خود بخواند روضه مباركه را ترك مينمايد، رسول اكرم (صلى الله عليه وسلم) به اين شكل زيارت امت خود را امر نموده است، واصحاب كرام اين روش را پيروى كردند.
وآنهائيكه به شكل نماز در برابر روضه مطهره ايستاده وحاجات خود را از آن مطالبه ميكنند، اين عمل آنها ناجائز بوده وموجب عدم رضايت رسول اكرم (صلى الله عليه وسلم) ميگردد، پس مسلمان بايد خود را از آنچه كه رسول خدا رهنمائى نكرده دور نگهدارد، وبعد ازآن قبر هاى حضرت ابوبكر صديق وعمر الفاروق رضي الله عنهما را زيارت ميكند.
وبعد از زيارت روضه مباركه بزيارت بقيع وشهداء مى رود ومطابق سنت آنها را زيارت نموده ودر حق شان دعا ميكند وبرايشان سلام تقديم ميدارد ودر وقت زيارت قبور مرگ را در نظر خود مجسم مى سازد، بعد از آن منصرف ميشود.دين حق
تأليف: شيخ عبدالرحمن بن حماد آل عمر
ترجمه: عبدالستار عطازاده كوهستانى

مراجعه وچاپ توسط كمپيوتر:
سيد أشرف بشّار 
حاجى بايد متوجه باشد مالى را كه در سفر حج مصرف مينمايد مال حلال وپاك باشد، چه نفقه از مال حرام موجب عدم قبولى حج ميگردد، ودر حديث شريف آمده است:گوشتيكه از حرام تشكيل ميگردد دوزخ به آن أولى وشايسته تر است، همراهان صالح ونيكو با ايمان را در سفر حج با خود انتخاب نمايد، واگر از راه زمين مسافرت كند احرام خود را از ميقات در بر ميكند واگر از طريق هوا سفر ميكند در برابرى ميقات احرام را ببسته كند.
ميقاتهائيكه پيغمبر اكرم (صلى الله عليه وسلم) آنها را تعيين كرده قرار ذيل است:
ذوالحليفة ( آبيار علي) براى اهل مدينه منوره.
 الجحفة (نزديك رابغ)براى اهل كشورهاى شام ومصر ومغرب.
 قرن المنازل (يا سيل يا وادى محرم) براى مردم نجد وطائف وآنانكه در آن جهت قرار دارند.
 ذات عرق براى مردم عراق.
 يلملم براى مردم يمن.
كسيكه ازين ميقاتگاه ها ميگذرد ولوكه از اهل اين مواقيت نباشد احرام را بايد ببندد، هر چه اهل مكه مكرمه وآنانكه خانه هاى شان بعد از ميقاتگاه قرار دارند آنها از خانه هايشان احرام ميبندند.
صفت وچگونگى بستن احـرام:
كسيكه نيت احرام را مينمايد نخست بايد بدن خود را پاك سازد وخوشبوى استعمال كند وسپس در ميقات لباس احرام را بپوشد، وكسيكه  توسط هوا پيما (طياره) سفر ميكند قبلاً آمادگى گرفته وهنگاميكه در برابر ميقات نزديك ميشود احرام را نيت كند وتلبيه را آغاز ميكند واحرام مرد عبارت است از ازار وچادريكه دوخته نشده باشد آنها را پوشيده وكمر خود را برهنه نگه ميدارد.
وبراى زنان كدام لباسى معينى احرام تعيين نشده، وهر لباس وسيع تر كه فتنه انگيز نباشد جهت احرام درست است، ودر حال احرام چادر وبرقعه را كه روى او را نميپوشاند برتن نميكند، وزن محرم در وقتيكه با مرد روبرو ميشود چهره خود را از اوپنهان ميكند البته آنرا توسط گوشه چادر خود پنهان ميكند چنانچه امهات المؤمنين ميكردند. وچون حاجى لباس احرام را درتن نمود نيت عمره را مينمايد، وتلبيه را با كلمات ذيل آغاز ميكند: (اللهم لبيك عمرة) وبعداً بخاطر حج خود را حلال نمود، وتمتع مينمايد،واين نوع حج (حج تمتع) بهترين انواع حج است زيرا رسول اكرم (صلى الله عليه وسلم) اصحاب خود را به آن امر نموده وبالاى كسيكه در تنفيذ امر از خود تردد نشان ميداد اظهار غضب ونگرانى نمودند.
اما اگر حاجى با خود هدى را سوق داده باشد در حالت قران باقى ميماند طوريكه رسول اكرم (صلى الله عليه وسلم) انجام دادند، وحاجى قارن در تلبيه خود ميگويد: (اللهم لبيك عمرة وحجاً) وخود را بعد از اداى عمره حلال نميكند يعنى در احرام خود باقى ميماند تا آنكه روز نحر يا روز عيد قربانى خود را ذبح كند، وحاجى مفرد تنها نيت حج را كرده ميگويد: (اللهم لبيك حجاً).
وچون محرم نيت احرام را مينمايد اعمال ذيل بر اوحرام است:
جماع يا يكجا شدن با همسرش ودواعى واسبابيكه به آن ميكشاند: از قبيل بوسه كردن به شهوت، ويا كلام به شهوت خواستگارى وعقد يا بستن نكاح، ومحرم نه كسى را نكاح ميكند وبه نكاح ميگيرد.
تراشيدن موى سر يا كوتا كردن قسمت از آن.
 گرفتن يا كوتاه كردن ناخن ها.
 پوشانيدن مرد سرش را توسط كلاه وامثال آن كه متصل سر باشد، اما قرار گرفتن زير سايه خيمه، يا چترى، ويا ميان موتر (ماشين) هيچ ممانعت نيست.
استعمال خوشبوئى و بوكردن آن.
شكار زمينى (خشكه) نه خود حاجى شكار ميكند ونه كسى را به شكار رهنمائى ميكنتد.
پوشيدن كالاي دوخته شده مطلقا براي مرد، اما زن بروى ودستهاي خويش نمى پوشد، مرد پاى پوش مانند نعلين مى پوشد واگر پيدا نه كرد موزه وامثال آنرا مي پوشد، چون محرم به كعبه شريفة برسد به طواف قدوم مى پردازد، وهفت مرتبه به اطرا ف خانه كعبه طوا ف ميكند، آغاز طواف را از مقابل حجر الأسود شروع ميكند، واين طواف عمره ميباشد در طواف كدام دعاى مخصوص واجب نيست، حاجى ميتواند در طواف در حاليكه نام خداوند را بزبان مى آورد وهر دعائى  را كه قادر به آن باشد تكرار ميكند (1).
وبعد از ختم طواف، در مقام ابراهيم عليه السلام در صورت امكان واگر ازدحام بود در هر جائى ديگرى از حرم كه امكان داشته باشد دو ركعت نماز ميخواند، وآنگاه غرض سعى به مسعى ميرود، ودر سعى از تپه صفا آغاز مينمايد، به صفا بالا شده وروبه قبله نموده تكبير وتهليل ميگويد، ودعا مينمايد وآنكه بطـرف تپه مروه سعى ميكند وبر مـروه بالا شده روبه قبله نموده وتكبير وتهليل مىگويد ودعا مينمايد، وآنگاه بطرف صفا روان ميشود، وبهمين شكل هفت دوره را تكميل ميكند، وآنگاه به كوتاه كر