ريخي و روايات کهن هم آمده که هر گاه آيتي بر پيامبر خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- نازل مي‌شد آن حضرت، نويسندگان وحي را فرمان مي‌داد تا آن آيه را در فلان سوره نهند و سوره‌ بندي آيات را خود بر عهده داشت چنانکه احمد بن حنبل در «مُسند» خويش با اسناد قابل اعتماد[3] از عثمان بن أبي العاص ثقفي آورده که گفت: «کنتُ عندَ رسولِ الله صلى الله عليه وسلم جالساً إِذ شَخَصَ بِبَصَرِهِ ثُمَّ صَوَّبَهُ حتّي کادَ أن يلزِقَهُ بِالأَرضِ قال ثمَّ شَخَصَ بِبَصَرِهِ فقالَ: أَتاني جِبريل عليه السلام فَأَمَرَني أَن أَضَعَ هذِهِ الآيةَ بِهذا المَوضِعِ مِن هذِهِ السُّورةِ: ﴿إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِيتَاء ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ﴾» (مسند احمد، چاپ دارالفکر، المجلّد الرّابع، صفحة 218) يعني: «بنزد رسول خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- نشسته بودم که چشمش را بالا برد و چند لحظه خيره ماند سپس ديده به پايين – نزديک زمين – افکند و باز چشمان خود را بالا برد آنگاه گفت: جبرئيل بسويم آمد و مرا فرمان داد تا اين آيه را در اين جايگاه از اين سوره نهم. و آيه اين بود که: 

)إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنْ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ((نحل: 90)

«خداي، به دادگري و نيکوکاري و دادن (مال) به خويشاوندان فرمان مي‌دهد و از زشتکاري و کار ناپسند و ستمگري باز مي‌دارد، شما را اندرز مي‌دهد شايد بخود آييد».

و آية مذکور بدستور رسول خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- در سورة شريفه نحل (آية 90) جاي گرفته است. 

همچنين شيخ طبرسي در «مجمع البيان» آورده است که: ابن عبّاس و سُدِي (اسماعيل بن عبدالرحمن) گزارش کرده‌اند هنگامي که اين آيه بر پيامبر خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- نازل شد: 

)وَاتَّقُوا يَوْمًا تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ وَهُمْ لا يُظْلَمُونَ ([4] (بقره: 281).

پيک وحي به پيامبر گفت: «ضَعها في رَأسِ الثَّمانينِ وَ المِأَتَينِ مِنَ البَقَرَة» (مجمع البيان، چاپ لبنان، الجزء الثّاني، صفحة 370) يعني: «اين آيه را بر سر دويست و هشتادمين آيه از سورة بقره بگذار». خلاصه آنکه ترتيب آيات در هر سوره توقيفي بوده و بفرمان پيامبر اکرم -صلى الله عليه وآله وسلم- ضبط مي‌شده است و بهمان ترتيب نيز در نمازها مي‌خواندند و در مصحف‌ها مي‌نوشتند و متواتراً بما رسانده‌اند. پس مشکلي در کار قرآن‌شناسي از اين بابت نيست و چنانکه گذشت مي‌توان سوره‌هاي قرآن را با توجّه به ترتيب نزولشان خوانده و از آنها بهره گرفت. 

دوّم آنکه: ترتيب کنوني سوره‌هاي قرآن، برخلاف رضاي شارع آن (تعالي شأنُه) نيست زيرا اگر چنين بود مورد اعتراض علي -عليه السلام- - که بخوبي از ترتيب نزول سوره‌ها آگاه بود – واقع مي‌شد و آن حضرت با عدم تسامح، و صلابتي که در کار دين داشت بي‌شک در دوران خلافت خويش به اصلاح مصحف‌ها، دستور مي‌داد. در صورتي که نه تنها بچنين کاري اقدام نورزيد بلکه اقدام عثمان را در نشر مصاحف به ترتيبي که اکنون در دست ما است، تأييد کرد و به گزارش سُويد، آن حضرت فرمود: «لو کُنتَ الوالي وقتَ عُثمانَ لفَعلتُ في المَصاحفِ مِثلَ الَّذي فَعَلَ عثمانُ» (مقدّمة المباني، صفحة 46 و کتاب المصاحف سجستاني، صفحة 23) يعني: «اگر من در روزگار عثمان، والي بودم همان کاري را که او دربارة مصحف‌ها کرد من نيز مي‌کردم» و اين گزارش را عمل و رفتار آن حضرت تأييد مي‌کند که مصاحف موجود ميان مسلمين را محترم مي‌شمرد و براي اصلاح آنها اقدامي نکرد با آنکه در امر دين چنان دقّت و غيرت و جديتي داشت که از کوچکترين بدعت و انحرافي نمي‌گذشت تا آنجا که نويسندة 23 سال با همة غرض‌ورزي‌هاي خود، دربارة آن حضرت (در صفحة 290 از کتابش) مي‌نويسد: [پيغمبر به روحية علي و فضائل او آگاه بود، مي‌دانست او اهل مماشات و مدارا نيست در اجراي آنچه بنظر وي حق است انعطاف ناپذير است]. چنين مرد پر صلابت و فضيلت و با صراحتي چگونه ممکن است ملاحظه کند که کتاب خدا را دگرگون ساخته‌اند و آن را به شيوه‌اي نادرست مرتّب کرده‌اند آنگاه چون نوبتِ حکومت و قدرت بدو رسد، بر اين انحراف خاموشي گيرد بلکه اينکار را تأييد کند؟! 

بهمين اعتبار است که گروه کثيري از علماي اسلام عقيده دارند ترتيب نزول سوره‌ها، با تدوين آنها بصورت کنوني منافات ندارد و هر دو از پيامبر خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- رسيده است. شيخ ولي الدّين ملوّي در اين باره مي‌نويسد: «وفَصلُ الخِطابِ أنَّها علي حَسبِ الوَقائِعِ تَنزيلاً وَعَلي حَسبِ الحِکمَةِ تَرتيباً وتَأصيلاً، فَالمُصحَفُ عَلي وِفقِ ما في اللَّوحِ المَحفُوظِ مُرَتَّبَةً»[5] يعني: «سخن قاطع اينست که آيات و سوره‌ها برحسب رويدادها نازل شده‌اند و برحسب حکمت مرتّب گشته‌اند و اين مصحف، موافق با همان چيزيست که در لوح محفوظ الهي وجود دارد». امام مالک گفته است: «إِنَّما أَلَّفُوا القُرآنَ علي ما کانُوا يسمَعُونَهُ مِنَ النَّبي صلى الله عليه وآله وسلم»[6] يعني: «ياران پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- قرآن را بصورتي گردآوري و تنظيم کردند که از آن حضرت مي‌شنيدند». اين دانشمندان در اثبات گفتار خود آثاري را نيز بگواهي آورده‌اند که نشان مي‌دهد پيامبر اکرم -صلى الله عليه وآله وسلم- سوره‌هايي از قرآن را به ترتيب مصحف کنوني خوانده است، بعنوان نمونه در گزارش سعيد بن خالد آمده که: «صَلّي رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم بِالسَّبعِ الطِّوالِ في رَکعَةٍ».[7] 

يعني: «رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- در يک رکعت (از نمازهاي مستحب) هفت سورة بلند قرآن را (که پس از سورة حمد در مصحف آمده) پياپي خواند». 

در ارتباط با همين موضوع، بخاري در صحيح خود آورده است که مردي از امّ المؤمنين عائشه درخواست کرد مصحف خود را به او ارائه کند تا بتواند قرآن را بترتيب آن مصحف، بخواند. عائشه پاسخ داد: «أيهُ قَرَأتَ قَبلُ، إِنَّّما نَزَلَ أَوَّلَ ما نَزَلَ مِنهُ سورَةٌ مِن المُفَصَّلِ، فيها ذِکرُ الجَنَّةِ و النّارِ، حَتّي إِذا ثابَ النّاسُ إلي الإسلامِ نَزَلَ الحَلالُ والحَرامُ، ولَو نَزَلَ اَوّلَ شيءٍ: لا تَشرَبوا الخَمرَ! لَقالُوا: لا نَدَعُ الخَمرَ أَبدًا .....» (صحيح بخاري، چاپ مصر، الجزء السّادس، صفحة 228). 

يعني: «به هر صورتي که پيش از اين مي‌خواندي (بخوان)! نخستين بخش‌هاي قرآن که نازل شد سوره‌هايي از مفصَّل (سوره‌هاي کوچک قرآن) بود که در آنها از بهشت و دوزخ ياد شده است تا آنکه مردم به اسلام روي آوردند، آنگاه حلال و حرام نازل گشت و اگر نخستين بار اين حکم آمده بود که: باده ننوشيد! مردم مي‌گفتند که هرگز دست از باده بر نمي‌داريم .....»! 

اين گزارش ن