پا در گل و او بد گل بود

حمق ازین بیش نباشد که خرد بفروشی
		بخری عشق کسی را که نه او خوشگل بود

بس بگشتم که بپرسم سبب حمق شما
		مفتی عقل بگفتا که ز لایعقل بود

آه ازین حقه و تزویر که دام عرفا است
		وای زان حمق و تخرخر که در آن محفل بود

شاعرا عاشق فیروزة بو اسحاقی
		که شهی بود زر مرحمتش شامل بود

دیدی آن کبکبة شاه برفت عبرت گیر
		برقعی پند بگو گر نه دلت غافل بود<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:614.txt">حافظ</a><a class="text" href="w:text:615.txt">حافظ شكن</a></body></html>آن یار کزو خانة ما جای پری بود
		سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود

دل گفت فروکش کنم این شهر ببویش
		بیچاره ندانست که یارش سفری بود

هر گنج سعادت که خدا داد بحافظ
		از یمن دعای شب و ورد سحری بودآن دیو که در دیدة تو جای پری بود
		سر تا قدمش عیب و چو تو بی‌هنری بود

گفتی تو که گمره کنم این شهر ز کفرش
		بیچاره ندانی تو که یارت سقری بود

تنها نه تو را راز دل از پرده برون گشت
		بس راز عیان شد که همه کفر و جری بود

منظور تو بُد مال که آن را بکف آری
		از مدح و ثنای خود یا پرده دری بود

از چنگ تو دیوان و شیاطین بربودند
		در حسرت آن هی تو بگو وه چو پری بود

عذرش نپذیریم که در راه تصوف
		هر کس که خری دید خیالش قمری بود

وقت تو هدر رفت که با پیر بسر رفت
		بود از نفسش هر چه که دود و شرری بود

این عمر چو گنجی و یا آب زلالی است
		افسوس که این آب روان رهگذری بود

آن را که تو شاعر شمری گنج بود رنج
		آن حیله و تزویر و فنون بشری بود

آن گنج شقاوت بتو حاشا نه خدا داد
		از بادة شاهان و قمار سحری بود

این گنج تو از ورد و دعای سحری نیست
		هان برقعی از باده و رقص کمری بود<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:617.txt">حافظ</a><a class="text" href="w:text:618.txt">حافظ شكن</a></body></html>دیدم بخواب خوش که بدستم پیاله بود
		تعبیر رفت و کار بدولت حواله بود

چل سال رنج و غصه کشیدیم و عاقبت
		تدبیر ما بدست شراب دوساله بود

آن شاه تند حمله که خورشید شیر گیر
		پیشش بروز معرکه کمتر غزاله بود

دیدیم شعر دلکش حافظ بمدح شاه
		یک بیت از آن قصیده به از صد رساله بودشاعر ز جعل خواب که دستش پیاله بود
		از نقل خواب نیت او یک حواله بود

گوید بشاه تند که ای شاه شیر گیر
		تعبیر رفت و کار بدولت حواله بود

از جعل و نقل خواب و ز تعبیر بی‌مزه
		بر گو تناسبش که تو را صد جعاله بود

دولت بود که شاعری جائران کند
		آری چنین پیاله را بچنین آه و ناله بود

چل سال غصه خوردی و اما نبود عقل
		افسار تو بدست شراب دو ساله بود

خوشباش ‌و خوش ‌بخواب‌ که‌ خواهد رسد بتو
		هر شر و هر فساد که اندر پیاله بود

دیدیم شعر دلکش حافظ بمدح شاه
		دینش بداد و دیدة او بر نواله بود

در کوی دین فروشی و در وادی ملق
		یک بیت از آن مطابق با صد رساله بود

جائی که عقل و دین نه و رشوه بود شعار
		گویند مدح جور چو صدها رساله بود

مدح شهان بنزد تو بهتر ز دین بود
		شاعر حیا و شرم تو نی در سلاله(1) بود
------------------------------------------------------------
1) سلاله = سلسلة نسبی، بطور مثال گویند فلان شخص از سلالة ابوبکر صدیق (رض)  است.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:620.txt">حافظ</a><a class="text" href="w:text:621.txt">حافظ شكن</a></body></html>هوای نفس ندا کرده شاعر ما را
		که دین و عقل فدا کن غزال رعنا را

اگر تو مؤمن حقی بخوان خدایت را
		میار یاد محبان باده پیما را

مخوان تو غیر خدای نشود گر مشرک 
		رها نما تو محبان بی‌ سر و پا را

مخالفین همه میدان بدست آوردند
		موافقی نه بجز اسم بی‌مسمی را

ندانم از چه سبب زهد علم و تقوی نیست
		نه در فقیر و غنی نی‌ رجال دنیا را

کلنگ و تیشه گرفتند هر یکی بر دست
		که واژگون بنمایند علم و تقوی را

یکی بشعر و یکی رقص و دیگری تصنیف
		یکی بطعن و تمسخر ربوده کالا را

ز سکر باده چنان مست می‌شده حافظ
		که در گزاف ز خود بر فکنده پروا را

ببین چه کفر ز دیوان او شود ظاهر
		نگر که مستی می چون کند بمیخوارا

بشعر یاوة خود آرزو کند از عجب
		سرو و زهره برقص آورد مسیحا راپیش از اینت بیش ‌از این غمخواری عشاق‌ بود
		مهرورزی تو با ما شهرة آفاق بود

یاد باد آن صحبت شبها که در زلف تو ام
		بحث سر عشق و ذکر حلقة عشاق بود

در شب قدر ار صبوحی کرده‌ام عیبم مکن
		سر خوش آمد یار و جامی بر کنار طاق بود

شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد
		دولت نسرین و گل را زینت اوراق بودپیش ازینت کی خبر از خواری عشاق بود
		عشق بازی حقة هر شاعر نطاق بود

یاد باد آن صحبت شبها که در بطلان عشق
		مستدل و هر دلیلش شهرة آفاق بود

نفس ‌و شهوت ‌از جوانان‌ گرچه‌ دل‌ می‌برد و دین
		شعر عشق شاعران هم مُفسِد اخلاق بود

گر دل و دین تو اندر حسن مهرویان برفت
		سستی ایمان ز پیر و مشق آن مشاق بود

از دم صبح قضا تا آخر شام فنا
		دوستان فاسقان بد عهد و بد میثاق بود

از ازل نی حق صفات قابل تغییر داشت
		چون گه گاهی عشق آید او نه از عشاق بود

عاشقی از وصف خلق و نقص و حادث‌ آمده
		این چنین نقصی نه در اوصاف آن خلاق بود

نام‌های حق که از وحی و ز قرآن آمده
		عاشق و معشوق نبود قادر و رزاق بود

هیچ پیغمبر نگفت ای عاشق و معشوق من
		عارفان هرزه را این جرئت و اطلاق بود

گاه ‌می‌گوید خدا معشوق و گه عاشق ‌بما است
		نقص ممکن بین مگو کامل بما مشتاق بود

لاف و کذب عارفان پیدا که گوید در عدم
		منظر چشم مرا ابروی جانان طاق بود

رشتة تسبیح بگذار و برو حق را شناس
		کی خدا را ساعد و ساقی سیمین ساق بود

بر در شاهان گدائی عشق شد از مال مفت
		بر سر خوان کی حرامی را خدا رزاق بود

دائم‌الخَمریکه حتی در شب قدر است ‌مست
		دیو یار و ناظرش آمد کنار طاق بود

در زمان آدم این اشعار کی بودی ملاف
		شعرهای باطلت کی زینت اوراق بود

جنت حق را منزه دان و کم بیهوده گو
		شاعران را برقعی لازم جزاء غسّاق(1) بود
-----------------------------------------------------------------
1) اشاره به آیات کریمه: ﴿لَّا يَذُوقُونَ فِيهَا بَرْدًا وَلَا شَرَابًا(24) إِلَّا حَمِيمًا وَغَسَّاقًا(25) جَزَاء وِفَاقًا(26)﴾  (سورة نبأ، آیات: 24- 26) می باشد.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:623.txt">حافظ</a><a class="text" href="w:text:624.txt">حافظ شكن</a></body></html>صورت خوبت نگارا خوش بآئین بسته‌اند
		گوئیا نقش لبت از جان شیرین بسته ‌اند

خط ‌سبز و عارضت بس خوب ‌دلکش ‌یافتم
		سایبان از گرد عنبر گرد نسرین بسته ‌اند

حافظا محض حقیقت گوی یعنی سرعشق
		غیر ازین دیگر خیالاتی بتخمین بسته ‌اندصورت و معنای اسلامی ‌چه شیرین بسته ‌اند
		جان من قانون آن را به ز هر دین بسته ‌اند

شاعرا دیگر مباف از خط و خال و نقش یار
		ز آنکه قرآن خدا را بهتر از این بسته‌ اند

از برای رفع اوهام و خیالات و شکوک
		آیه‌ها و سوره‌ها چون عقد پروین بسته ‌اند

کار قرآن است عطر آمیزی و جان پروری
		شاعران این افترا بر نافة چین(1) بسته‌اند

یا رب اندر بند دینم نیستم در بند جاه
		شاعران هم راه دین را سدی از کین بسته ‌اند

حافظا دیگر ملاف از سر عشق و رمز آن
		برقعی از عشق اوهامی بتخمین بسته ‌اند
---------------------------------------------------------------
1