جود ندارد؟ چند تا را می خواهید تا نام ببرم؟
3- پس از گذشت از این دو مرحله تحقیق خود را شروع کنید و ابتدا از قرآن که مهمترین مرجع است شروع کنید. فراموش نکنید آیات قرآن را با تعقل و تدبر بخوانید نه با همان عینک مذهبی یا بدون تعقل، معنای آیات و خود آیات را با هم بررسی کنید چون گاهی ترجمه‌ها صحیح نیستند، و هر جا آیه ای را خواندید با خود بیندیشید که آیا تا کنون طبق همین آیه عمل کرده اید یا خیر؟ مثلاً وقتی در آیات بسیاری می خوانید که از صدا کردن و خواندن غیرخدا اجتناب کنید، خوب آیا شما همینگونه بوده اید یا دائم علی و حسین و ابوالفضل را صدا زده اید؟ و چنانچه موردی از قرآن برایتان ثابت شد دیگر به سخن احدی گوش ندهید، نه به صحبت آخوند نه مداح و نه احادیث جعلی که با قرآن در تضاد هستند.
4- در مرحله بعدی به خواندن و مطالعه کتب حدیث بروید و فراموش نکنید تنها کتب حدیث مذهب خود را خواندن روش تحقیق نیست بلکه می بایست کتب مذاهب اسلامی دیگر و کتب اهل سنت را نیز بخوانید، و در بررسی احادیث دقت عمل به خرج دهید. مهمترین مصداق برای صحیح بودن یک حدیث موافق بودن متن آن حدیث با قرآن است، چنانچه متن حدیثی با قرآن موافق بود آنرا بپذیرید و چنانچه سند آن مخدوش بود باز هم شما متن آنرا که موافق با تعالیم اسلام است بپذیرید ولی چونکه سند صحیحی نداشته نمی توانید آن حدیث را به گوینده آن که پیامبرص یا امام بوده نسبت دهید. در بررسی احادیث نباید در مورد نام کتب و نویسنده آنها تعصب به خرج دهید چون به هر حال نویسندگان این کتب معصوم نبوده اند و احادیث خرافی را در کتب خود آورده اند که نمی توان آنها را قبول کرد. پس از گذشت از صدر اسلام مذاهب مختلفی ایجاد شدند که هر کدام کتب حدیث مخصوص خودشان را دارند و هر فرقه تنها به کتب خودش آگاهی دارد و تنها آنها را قبول دارد، پس کسی که می خواهد رودخانه زلال اسلام را از میان این رودها و شعبات فرعی بشناسد باید همه این رودها را بچشد تا به واقعیت امر پی ببرد و برای اینکار باید محکی داشته باشد و آن چیزی نیست جز قرآن و عقل و سنت پیامبر ص.
پس احادیث فرقه های مختلف را با عقل خود نیز تطبیق دهید و چنانچه خرافی بودند نپذیرید، همینطور با تاریخ و قرینه‌های دیگر . البته برای تشخیص احادیث صحیح مراحل مختلفی وجود دارد که در این مختصر جای آن نیست.
5- مطالعه کتب تاریخی نیز بسیار مفید است، البته این مطالعه را با تحقیق و هوشیاری انجام دهید، چون در تاریخ نیز روایات و داستانهای دروغین وجود دارد و هرچه تاریخ نوشته صحیح نیست. از کتب تاریخ قدیمی شروع کنید همچون سیره ابن هشام و کتب تاریخی دیگری چون تاریخ طبری و ... 
6- بررسی نظرات و کتابهای مخالفین نیز بسیار حائز اهمیت است، مثلاً در رابطه با غدیرخم یا مسئله امامت یا عصمت و ...، می بایست نظرات اهل سنت را نیز مطالعه کنید نه فقط کتب شیعه را بخوانید. 
اسلام در ابتدای ظهور خود همچون رودخانه ای زلال و پاک بوده که از دل کوه بیرون آمده، ولی با گذشت زمانهای طولانی در هر قرن یک رود کوچک و انشعابی از این رودخانه اصلی جدا شده و راهی دیگر را پیش گرفته که به لجنزار و باتلاق ختم شده، ولی چنانچه با رودخانه اصلی به پیش می رفت به دریا می رسید. پس بین خودتان و رودخانه اصلی هیچ فاصله ای نیندازید، حتی یک وجب.
 داشتن نامهای مختلف به خاطر مذهبی که داریم باعث همین جدایی ها و تفرقه ها می شود، دین نزد خدا اسلام است، پس شما می بایست فقط و فقط اسلام داشته باشید و چنانچه کسی به شما گفت: دارای چه مذهبی هستید؟ بگویید من از مذهب بیزارم و فقط دین دارم آن هم دین اسلام و در واقع من مومن و مسلم هستم.
در پايان اشعار بسيار جالب كتاب آلفوس، نوشته عليرضا حسيني را مي آوريم:
--------------------------------------------------------------------------------------------
1) پیامبر(ص) فرموده: «طلب العلم فریضة علی کل مسلم».<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:44.txt">آمدند و به ما ز دين گفتند</a><a class="text" href="w:text:45.txt">حب بدون عمل</a><a class="text" href="w:text:46.txt">حب بدون معرفت</a><a class="text" href="w:text:47.txt">زبان حال مداحان و وعاظ نادان</a><a class="text" href="w:text:48.txt">از توهم تا حقيقت</a><a class="text" href="w:text:49.txt">مذهب ما</a><a class="text" href="w:text:50.txt">گفتگوي واعظ و عارف</a><a class="text" href="w:text:51.txt">محبان عمر و علي</a><a class="text" href="w:text:52.txt">شك كن</a><a class="text" href="w:text:53.txt">روحاني شهر</a><a class="text" href="w:text:54.txt">واعظ و مداح نادان</a><a class="text" href="w:text:55.txt">اگر . . .</a><a class="text" href="w:text:56.txt">بترس</a><a class="text" href="w:text:57.txt">دين الله</a><a class="text" href="w:text:58.txt">دارم درون سينه ز اندوه آهها</a><a class="text" href="w:text:59.txt">اي كه با ياران پيغمبر بدي</a><a class="text" href="w:text:60.txt">كار جاهل</a><a class="text" href="w:text:61.txt">با جهالت برو تا جهنم</a><a class="text" href="w:text:62.txt">آخوند</a><a class="text" href="w:text:63.txt">تقلید و جهالت</a><a class="text" href="w:text:64.txt">شد قيامت، امامت نيامد</a><a class="text" href="w:text:65.txt">علي يا شيعه؟</a><a class="text" href="w:text:66.txt">منش متعصبين</a><a class="text" href="w:text:67.txt">شرك و جهل</a><a class="text" href="w:text:68.txt">جهالت</a><a class="text" href="w:text:69.txt">خوارج</a><a class="text" href="w:text:70.txt">و تمام است مرا با تو سخن</a><a class="text" href="w:text:71.txt">روز جزا</a><a class="text" href="w:text:72.txt">شكوه علي از مدعيان حب او</a><a class="text" href="w:text:73.txt">خداحافظ</a><a class="text" href="w:text:74.txt">جمهوري قلابكي</a><a class="text" href="w:text:75.txt">كشورم را ....</a><a class="text" href="w:text:76.txt">سرود ملي انجمن پويندگان راه شرك</a><a class="text" href="w:text:77.txt">رنگ سياه رنگ عشقه</a><a class="text" href="w:text:78.txt">اسلام ناب آخوندي</a><a class="text" href="w:text:79.txt">توحيد يا شرك</a></body></html>آمـدنـد و بـه مـا ز ديـن گفـتـنـد
صبح تا شب، از آن و اين گفتند

جـاي تبليـغ عشـق يــا ايثــــار
قصه هايي ز خشم و کيـن گفتند

دشمـن زنـده را رهــا کـردنــد
لعن و نفـرين بـه مومنيـن گفتند

جـاي فکـري بــراي آينـــــده
از گذشتــه بـه سوز ديـن گفتند

جـاي فکـري بــراي ايـن دنيــا
از جهـان هـاي واپسـيـن گفتنـد

دشمـن زنــده را رهــا کــردند
لعـن و نفـريـن بـه مومنين گفتند

صبح تا شب ز مرگ دين خواندند
خودشان، ترک علم و ديـن گفتند

خـودشـان، رهـزنان ديـن بـودند
غـرب را دزد در کميـن گفـتنـد

چـارده قـرن، صـد فـرقه شدند!
ديگران را چــرا لعيــن گفتنــد؟

خنـده دار اسـت دشمنـان ديــن    
سخنـانـي چــه آتشيــن گـفتنـد

ايـن خـوارج، بـه اسـم حـزب الله
نــام خـود بـا خـدا قرين گفتند

فکـر اينهـا شبيــه شيطـان اسـت
چهـره‌هـا نيـز اينچنيـن گفتنــد

گـوش خــرهــا به پاي منبرهــا
مفـت ديـدنـد و يــاسيـن گفتند

نــام علامــه را عَلَـم کــردنـــد
پـوشـش جهـل را چنيــن گفتند

جــاي پــرداختـن به اصل دين
چـارده قـرن، فـرع ديـن گفتند

مغـز اسـلام را تهــي کـردنــد
آن فقيهـان کــه اينچنين گفتنـد

بـــر شمـا در ستيـــز بـا اسلام
کـافران نيــز آفــريــن گفتنــد

ره بـه بيراهه مي برند ايـن قـوم
گـرچـه از رب العـالميـن گفتنـد

وه چه شيطاني است اين افکــار
