 تا چه حد است که به روز توبه بدکاران شب را می‌پذیرد و به شب توبه بدکاران روز را.
خلاصه بدبخت کسی است که رو به خدا نیاورد و خود را از رحمت بیکرانش محروم سازد.
عزیزی که هرگاه ز درش سر بتافت
بهر در که او رفت، عزت نیافت

 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:120.txt">متن حديث وترجمه</a><a class="text" href="w:text:121.txt">شرح حديث</a></body></html>حدیث سوم
عنْ أبي عبدِ الرَّحمنِ عبدِ اللهِ بنِ عُمرَ بنِ الخطَّابِ - رَضِي اللهُ عَنْهُما- قالَ: سَمِعْتُ رسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ:
(بُنِيَ الإِسْلاَمُ عَلَى خَمْسٍ: شَهَادَةِ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللهِ، وَإِقامِ الصَّلاَةِ، وإِيتَاءِ الزَّكَاةِ، وَحَجِّ البَيْتِ، وَصَوْمِ رَمَضَانَ!.

ترجمه‌ی حديث:
از ابوعبدالرحمن (ابوعبدالرحمن کنیه عبدالله پسر امیرالمؤمنین عمر بن خطاب است) خدا از هردو خوشنود باد، روایت شده است که گفت: شنیدم که فرستاده برحق خدا (درود و سلام خدا بر او باد) می‌فرمود: اسلام بر پنج اصل پایه‌گذاری شده است:
گواهی‌دادن به آن که نیست معبودی به حق مگر خدای یکتا، و گواهی به آن که حضرت محمد پیغمبر خداست، و برپاداشتن نماز، و دادن زکات، و قصد خانه خدا برای ادای حج و عمره، و روزه‌داری در ماه رمضان. «روایت بخاری و مسلم».
حدیث سی و هشتم
عَنْ أبي هُريرةَ رَضِي اللهُ عَنْهُ قالَ: قالَ رسولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ:
(إِنَّ اللهَ تَعَالَى قَالَ: مَنْ عَادَى لِي وَلِيًّا فَقَدْ آذَنْتُهُ بِالْحَرْبِ وَمَا تَقَرَّبَ إِلَيَّ عَبْدِي بِشَيْءٍ أَحَبَّ إِلَيَّ مِمَّا افْتَرَضْتُهُ عَلَيْهِ، وَلاَ يَزَالُ عَبْدِي يَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّوَافِلِ حَتَّى أُحِبَّهُ، فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ، وَبَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ، وَيَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا، وَرِجْلَهُ الَّتِي يَمْشِي بِهَا، وَلَئِنْ سَأَلَنِي لأَُعْطِيَنَّهُ، وَلَئِنِ اسْتَعَاذَنِي لأَُعِيذَنَّهُ).
(رواه البخاريُّ)

ترجمه حديث:
از ابوهریره (رض) روایت شده که گفت: رسول الله ص فرمود: خدای تعالی فرموده: هرکس با کسی که با من دوستی دارد دشمنی کند، پس من با او اعلان جنگ می‌کنم و بنده با چیزی دوست‌داشتنی‌تر از آنچه بر او فرض کرده ام به من نزدیکی نجست، و همیشه بنده ام خود را به من نزدیک می‌سازد، به زیادتی‌های طاعت تا این که عاقبت او را دوست دارم، وقتی که دوستش داشتم، شنوایی او می‌شوم که با آن می‌شنود و بینایی او که به آن می‌بیند، و دست او که با آن کار می‌کند و پایش که برآن راه می‌رود، و هرآینه که اگر از من چیزی بخواهد، به او می‌دهم، و هرآینه اگر به من پناه بیاورد او را در پناه خود می‌آورم، (بخاری روایت کرده).

شرح حديث:
در حدیث صحیح بالا که شریف‌ترین حدیث در باره عظمت مقام دوستان خداست، حضرت رسول الله ص از الله تعالی روایت می‌نماید که خداوند فرمود: (مَنْ عَادَى لِي وَلِيًّا فَقَدْ آذَنْتُهُ بِالْحَرْبِ).
در قرآن دوستان خدا معرفی شده اند، در آیة 62 سورة یونس: ﴿‏ أَلا إِنَّ أَوْلِيَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ‏) (آگاه باشید که دوستان خدا نه ترسی برایشان است و نه نگران می‌شوند)، ترسی بر دوستان خدا نیست، زیرا خدای توانا خود در دفاع از ایشان را به عهده گرفته است، و نگرانی برایشان نیست، زیرا اعتمادشان بر خدای توانا طوری است که دل را از اندوه فارغ ساخته اند.
و آیه بعد آن: ﴿‏ الَّذِينَ آمَنُواْ وَكَانُواْ يَتَّقُونَ ‏﴾. [يونس: 63] (کسانی که ایمان آوردند و پرهیزگاری را پیشه نمودند). پس هر ایمان‌دارِ پرهیزگار دوست خداست، در سنن ترمذی و غیر آن روایت شده که حضرت رسول الله فرمود: (الله الله في أصحابي. لا تتخذوهم غرضا. فمن آذاهم، فقد آذاني، و من أذاني فقد أذي الله، يوشك أن يأخذه) از خدا بترسید در حق اصحاب من! ایشان را نشان آزردن قرار مدهید، زیرا هرکس اصحاب مرا آزرد، مرا آزرده است، و کسی که مرا آزرد، خدا را آزرده است، و کسی که خدا را آزرد، نزدیک است که خدا از او انتقام بگیرد.
گمان نمی‌رود هیچ مسلمانی باعث آزردن اصحاب پیغمبر بشود، زیرا اگر مسلمانی هست، از اصحاب پیغمبر به جمع مسلمانان رسیده است، قرآن و حدیث و دستورهای عملی اسلام همه به وسیله صحابه و یاران پیغمبر به مسلمانان رسیده است، در راه خدا ایشان جهاد کردند، جان و مال و فرزند را آنها در راه خدا قربانی نمودند، چگونه ممکن است کسی بگوید مسلمان است و به یاران پیغمبر بد بگوید؟.
در قرآن جنگ‌کنندگان با خدا و پیغمبر سه گروه معرفی شده اند:
یکم: کسی که با دوستان خدا دشمنی کند، چنانکه در حدیث بالا یاد شد که بر دوستان خدا ترس و اندوه نیست، کسی که مایه ترس دوستان خدا شود و آنان را اندوهگین سازد، خلاف دستور خدا عمل کرده و جنگ خدا با او را بر خود روا داشته است.
دوم رباخواران: زیرا خدای تعالی در باره رباخواران پس از این که آنان را از رباخواری منع کرد، فرمود: ﴿‏ فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ فَأْذَنُواْ بِحَرْبٍ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ﴾. [البقرة: 279] (اگر از رباخواری خودداری نکردید، پس بدانید که به جنگ با خدا و پیغمبرش برخاسته اید).
سوم راهزنان: آیة 33 سورة مائده: (‏ إِنَّمَا جَزَاء الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ) می‌فرماید: (جزای آنانی که راهزنی می‌کنند و با خدا و پیغمبرش می‌جنگند، این است که کشته شوند یا به دار زده شوند) تا آخر آیه...
گفتیم خدای عزوجل دوستان خود را معرفی کرد که پرهیزگارانند، در آیة 34 سورة انفال آمده است: (إِنْ أَوْلِيَآؤُهُ إِلاَّ الْمُتَّقُونَ)(دوستان خدا نیستند، مگر پرهیزگاران). (وَمَا تَقَرَّبَ إِلَيَّ عَبْدِي بِشَيْءٍ أَحَبَّ إِلَيَّ مِمَّا افْتَرَضْتُهُ عَلَيْهِ) و بنده ام خود را به من نزدیک نساخت، به کاری که بهتر باشد از انجام‌دادن آنچه بر او فرض کردم.
خدای عزوجل در این حدیث صفات دوستان خود را می‌شمارد، دوستان خدا همیشه برآنچه خدا فرمود، مواظبت دارند. (وَلاَ يَزَالُ عَبْدِي يَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّوَافِلِ حَتَّى أُحِبَّهُ) و همواره بنده من خود را به من نزدیک می‌سازد، به نوافل طاعات و سنت‌های زیاده بر فرض، و در زیادکردن نوافل طاعات می‌کوشد تا جایی که من او را دوست بدارم.
از اینجا دانسته می‌شود که کوشش در زیادتی‌های طاعات مایه محبت خدای تعالی می‌شود، دوستان خدا همیشه کارهایی می‌کنند که آنان را به خدا نزدیکتر می‌سازد، همانطور که دشمنان خدا کارهایی می‌کنند که پیوسته آنان را از خدای تعالی دورتر سازد.
و معلوم گشت که ادای فرایض و ترک محرمات مایه دوستی با خداست، و مداومت بر نوافل مایه زیادشدن دوستی و محبت خدای تعالی است، در قرآن در آیة 19 سورة علق آمده: (‏ كَلَّا لَا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ ‏)(سجود کن و به خ