م من به دفتر دعوت وارشاد اسلامي رفتم واسلام خودم را اعلان کردم.از همان ابتدا تعليم قرآن را سرلوحه کارهايم قرار دادم.اوائل هر موضوع يا مطلبي را در قرآن با انجيل مقايسه مي کردم اما بعدها توانستم براين مشکل فائق شوم وفقط به قرآن مراجعه مي کردم وبه طوررسمي به تعليم سيره پيامبر پرداختم؛من دينم را ازخانواده ام پنهان کرده بودم واوائل نيمه هاي شب در ساعتهاي دووسه به عبادت ونماز خواندن مي پرداختم تا اينکه روزي وقتي داشتم به دانشکده مي رفتم کيف    دستي ام از دستم افتاد وروسري وقرآني که در کيفم داشتم نمايان شد واين باعث شد خواهرم متوجه موضوع شود،البته او ابتدا به روي خود نياورد اما وقتي نصف شب بيدار شد ومرادرحال نمازديد  متوجه جريان شد واز آن هنگام خانواده ام متوجه موضوع شد ومشکلات من نيز از آن موقع شروع شد.آنها با من دعوا کردند؛با شديدترين کلمات مرا سرزنش کردند حتي تا دم مرگ کتکم زدند،به شدت مرا تحت فشار قرار دادند حتي به مرگ  تهديدم کردند اما من هرگز با آنها درگير نشدم بلکه به آرامي با آنها رفتار کردم ودر آخر نيز آن خانه را ترک کردم اما به درگاه خداوند دعا کردم تا آنها را هدايت کند،من براي سکونت به پيش يکي از دوستان مسلمانم رفتم وبه مدت دوماه آنجا زندگي کردم تا اينکه مصطفي از من خواستگاري کرد ومن با اوازدواج کردم.با اينکه من کانون گرم خانواده ام را از دست داده بودم اما عضو خانواده اي به مراتب بزرگتر شده بودم.در اين مدت فشار زيادي را متحمل شدم به طوري که در اين اواخرروزانه حداقل بيست وپنج تماس تلفني ومقدار بيشماري پيامهاي الکترونيکي از نقاط مختلف جهان به دستم مي رسيد که در آن به بدترين نحو ممکن سب وتوهين وتهديد مي کردند.تا حالا افراد وشخصيتهاي ديني وفرهنگي مختلفي از اردن وآمريکا با من تماس گرفته اند وسعي داشته اند مرا به دين سابقم برگردانند.اين بار در مناظره هايم برعکس گذشته که با خود انجيل حمل مي کردم  با خود قرآن به همراه مي برم وبحمدالله در اين مدت کوتاه معلومات فراواني را از دينم کسب کرده ام.من ياد گرفته ام چگونه در مشکلات صبور باشم واين دردها ورنجها که ديده ام در برابر شکنجه ها ودردهاي پيامبرواصحابش که از افراد   قبيله اش ديده است هيچ به حساب مي آيد.من حتي شغلم را از به خاطر حجابم از دست دادم اما در عوض ياد گرفته ام بامردم چگونه با حکمت رفتار کنم دربرابر آزار واذيت اطرافيان هميشه لبخند مي زنم زيرا اسلام باعث يک آرامش دروني خالص مي شود اگر عبادت انسان خالص وبراي خدا باشد انسان احساس خوشبختي مي کند اما اگر انسان دچار گناه شود باعث مي شود انسان از اين خوشبختي  محروم شود واحساس ناخوشايندي به انسان دست مي دهد؛اين حقيقتي است که در چهره تک تک افراد مشاهده مي کنم آنهايي که نمي خواهند نور ايمان را در دلهايشان روشن کنندوبه جاي آخرت به دنيا چسپيده اند؛قلبهاي آنها در ظلمت مي باشد زيرا از نور الهي به دور مي باشند. الآن من زندگيم هدفمند شده است وتمام سعي خود را مي کنم تا طبق رضاي  خدا وسنت مطهر نبي اکرم عمل کنم تا به آن هدف اساسي که همانا رسيدن به بهشت برين مي باشد برسم.                                                                             
والسلام. 
......................
تهيه و ترجمه: شفيق شمس
مصدر: سايت نوار اسلام
IslamTape.Comبراساس سرگذشت: ديمتري بولياکوف ـــ اوکراين

در مسجد مرکز اسلامي "کييف"بعد از اينکه نماز به پايان رسيدجواني اوکرايني به نزد امام آمد ودرکنار او نشست.ابتدا امام مسجد به ايراد سخن پرداخت تا نظرنمازگذاران را به سوي خود جلب کندوزمينه را براي اسلام آوردن اين جوان فراهم آورد.بعد از چند لحظه ديمتري شهادتين را پشت سر امام تکرار مي کرد....

ديمتري بولياکوف که بود؟   
وقتي ديمتري جريان اسلام آوردنش را براي حاضرين توضيح مي داد گفت که اسلام آوردن او ناشي از يک نظريه علمي فيزيکي بود که او را به اين راه رهنمون ساخته است.نماز گذاران همگي کنجکاو شدند تا بدانند چه عاملي باعث شده است  تااين جوان فيزيکدان مسلمان شود ديمتري ادامه داد:من عضوتيم پژوهش در زمينه فيزيک خلأ به رهبري پروفسور(نيکولاي کوسينکوف) يکي از نابغه هاي اين رشته بوده ام که براي اثبات گردش زمين به دور محور خود آزمايشاتي راانجام داده ايم تا بتوانيم اين نظريه را به اثبات برسانيم.ما با توجه به آزمايشات انجام شده توانستيم اين فرضيه را به اثبات برسانيم؛اما اين چه ربطي به اسلام من داشته است؟بايد بگويم بعدها متوجه شدم که مسلمانان در اين مورد عقيده اي دارند که آن را از پيامبرشان گرفته اند وبه آن ايمان جازم دارند.من پي بردم که اين عقيده نزد مسلمانان عمرش به 1400سال مي رسدپس يک فرضيه جديد نيست که تازه اثبات شده باشد بلکه مي توان پي برد که اين نظريه از يک منبع که همانا منبع وحي مي باشد نشأت گرفته است.[وما ينطق عن الهوي*إن هوإلاوحي يوحي]

نظريه اي که پروفسور کوسينکوف ارائه داده بود جديدترين نظريه اي است که در مورد گردش زمين به دور محور خودمي باشد.ما در قالب يک گروه تحقيقاتي سعي کرديم اين فرضيه را طي آزمايشاتي  بازسازي کنيم،سپس به طراحي نمونه هايي براي انجام اين آزمايش پرداختيم.به همين منظوريک جسم کروي شکل را مملواز قلع مذاب کرديم و اين کره  را درجريان پرتوهاي مغناطيسي که به وسيله دو الکترود داراي دو بار ناهمسان بود قرار داديم،به خاطر نيرويي که براثر جريان ناهمگون مغناطيسي بر اين شي کروي شکل که محتوي قلع مذاب بود وارد مي آمد کره شروع به دوران حول محور خودش کردما اين جريان را"گردش الکتروماگنوديناميکي"نام نهاديم.اين آزمايش کوچک نشان دهنده چگونگي حرکت کره زمين به دور محور خودش مي باشد.در منظومه شمسي اين انرژي خورشيد است که باعث ايجاد يک جريان مغناطيسي قوي در زمين مي شود وزمين را حول محور خودش به حرکت در مي آورد؛اين حرکت کره زمين با قدرت ونيروي انرژي خورشيدي همچنين وضع واتجاه قطب   شمال متناسب است؛جالب اين جاست که حرکت قطب مغناطيسي کره زمين تا سال 1970 حداکثر10کيلومتر گزارش شده است ولي در سنوات بعدي  اين سرعت به 40کيلومتر افزايش پيدا کرده است؛ درسال 2001 سرعت مغناطيسي کره زمين به 200کيلومتر نيز رسيده است.

اين يعني اينکه اين سرعت باعث مي شود که قطبين زمين تحت تأثير اين نيروي مغناطيسي تغيير جا مي دهد؛به عبارت ساده تر اينکه روزي فرامي رسد که زمين حول محور خودش در اتجاه معاکس حرکت خواهد کرد،وآن موقع است که به اصطلاح خواهيم گفت که خورشيد از جانب غرب طلوع کرده است.اين نظريه را ما نه در جايي خوانديم ونه آن را مشاهده کرده ايم بلکه  ازروي  تجربه وتحقيق وآزمايش به آن دست يافته ايم.درزماني که به اين نتايج دست يافتيم کنجکاوي من باعث شد که به مطالعه کتب اديان بپردازم تا ببينم آيا اين مسأله در آن کتب اشاره شده است اما در هيچ يک از کتب آثاري را نيافتم جز در دين اسلام که آن هم حديثي است که امام مسلم ازابوهريره واو نيز از پيامبر اسلام  رواي