ه گذشتگان و حرمت نهادن فرزندان به پدران و مادران، زمینه خیر و منافع بسیاری را فراهم می‌نماید و بدترین سرنوشت آن است که نسل جدید، گذشتگان خود را مورد مذمت و ملامت قرار دهند و به آنان ستم روا دارند و آنها مورد اهانت قرار بدهند و حق و انصاف را در حق آنان مراعات ننمایند؛ زیرا زندگی همه‌اش تبلور و بازتاب است و هر عملی عکس‌العملی را به دنبال دارد.
زمانی اهمیت موضوع حقوق کودکان بیشتر معلوم می‌شود که بدانیم : مجمع عمومی سازمان ملل متحد در جلسه مورخ نوامبر سال 1989 م. با اتفاق آراء قانون «حقوق کودکان» را به تصویب رسانیده است و این اتفاقیه حاصل تلاش ده سال و تماس و مشاوره میان حکومت‌ها و نمایندگی‌های سازمان ملل متحد و بیش از 50 جمعیت افتخاری دفاع از حقوق کودکان بوده است.
از طرف دیگر اهمیت موضوع حقوق سالمندان از آن‌جا معلوم می‌شود که مجمع عمومی سازمان ملل متحد سال 1999 میلادی را به عنوان سال برگزاری مراسم‌های مختلفی برای بزرگداشت آنها، زیر عنوان «به سوی جامعه‌ای که به همه گروه‌های سِنی تعلق داشته باشد». اعلام نموده‌اند موارد زیر را در این رابطه مورد بحث قرار خواهیم داد:
اول ـ حقوق کودکان
الف- اهتمام فقها به احکام مربوط به اطفال در همه ابواب کتاب‌های فقه و اصول فقه.
ب- اهتمام اسلام به کودکان از همان زمانی که جنینی هستند و حتی قبل از آن از طریق ترغیب به انتخاب همسر مؤمن و پرهیزکار.
ج- توجه به احکام مربوط به ولایت شرعی بر کودکان و ترتیب ضوابط آن و صلاحیت اولیاء و سرپرستان.
د- خلاصه‌ای از احکام وصایا برای کودکان.
هـ- مشروعیت بخشیدن به حضانت و سرپرستی از کودکان و فراهم نمودن زمینه خانوادگی مناسب برای آنها، حتی در شرایطی که پدر و مادر آنها از هم جدا می‌شوند.
و- احکام مربوط به نفقه و مخارج کودکان.
ز- اهتمام اسلام به تربیت کودکان از همان زمانی که توانایی درک و فهم مسائل را پیدا می‌نمایند و ارائه احکام و توجیهات مناسب برای هر مرحله از عمر آنها.

دوم ـ حقوق سالمندان
الف- اهتمام به مداوای بیماری‌های مرحله پیری و فراهم آوردن زمینه مطلوب برای همه بیماران سالمندی که نیاز به معالجه دارند.
ب- فراهم آوردن امکانات لازم برای سالمندانی که به هر دلیل امکان زندگی آنها با خانواده‌هایشان وجود ندارد، با توجه به این موضوع که پدیده «خانه سالمندان» که زایده فرهنگ غربی است، هیچ‌گاه نباید جای عطوفت و مهربانی و زندگی سالمندان در کنار فرزندان را بگیرد، به جز در مواردی که سالمندان به مراقبت‌های پزشکی خاصی که اهل خانواده از عهده آن برنیایند، نیاز داشته باشند.
ج- تأمین معیشت مناسب برای آنها زمانی که توانایی کار و کاسبی را از دست می‌دهند و از پس‌انداز مالی و درآمد مناسب برخوردار نباشند و هیچ فرقی نمی‌کند که بودجه کمک به آنها از وجوهات شرعی پرداخت می‌شود یا از ذخایر حکومتی.
هـ - ایجاد مراکز تفریحی، ورزشی و فرهنگی لازم برای سالمندان تا نشاط، شادابی و امید را در آنها زنده نگاه دارد و از تجارب و خبرگی‌های آنان در حد توان استفاده به عمل بیابد.
د- نباید آنها را از انجام کارهایی که هنوز توانایی انجام آنها را دارند بازداشت، به ویژه کارهایی که به توانایی جسمی نیاز چندانی ندارند.
و- تصویب قوانین و لوایحی برای حفظ حقوق سالمندان که همه توجیهات و مقررات شرعی در آن، مورد توجه قرار گیرند.
حقوق اطفال
دوران کودکی زمینه و عرصه ساخته شدن شخصیت انسانی و نطقه آغاز حرکت تکاملی و محور تکوین توانمندی و سلامت انسان در ابعاد مختلف جسمی، مادی، بهداشت، و معنوی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی است و غالباً افراد بزرگسال تحت تأثیر عادت‌های زمان کودکی قرار دارند و امکان ندارد که انسان زیبایی‌ها و زشتی‌ها و شیرینی‌ها و تلخی‌های زمان کودکی را فراموش نماید. حوادث زمان کودکی در اعماق حافظه او جای گرفته و در هر مناسبتی بخش‌هایی از آن برایش تداعی می‌شود. ابن‌سینا در مورد کودکان یا انسان به طور عمومی می‌گوید: «گمان می‌نمایی که موجود کوچکی هستی، در حالی که جهان پهناوری در درون تو نهفته است؟»
ويژگي‌هاي نهاد خانواده مسلمان
خانواده مسلمان خانواده‌اي است كه پايبند مقررات شريعت الهي و خلاق و آداب اسلامي مي‌باشد و براي به دست آوردن خير و منافع اين دنيا و دنياي پس از مرگ تلاش مي‌نمايد و براي زندگي در جامعه‌اي سالم با روشي هوشيارانه و اسلوبي آرام براي تحقق سربلندي دنيا و سعادت آخرت از هيچ سعي و تلاش فروگذار نمي‌نمايد.
به همين خاطر خانواده مسلمان هميشه ميان آرمان‌گرايي و واقع‌بيني و ديدگاه فراگيري و جزئي‌نگري و عوامل ثابت و متغير تعادل لازم را فراهم مي‌نمايد.
در عرصه آرمان‌گرايي و واقع‌بيني، خانواده مسلمان تلاش مي‌كند كه از زندگي خوب و سالم و درآمدي كافي و آينده‌اي روشن و در حال ترقي برخوردار باشد و خير و سعادت خويش را در عملي نمودن مسئوليت‌هاي ديني و احكام اسلامي مي‌داند و هيچ يك از رهنمودهاي قرآن و سنت را به دست فراموشي و بي‌مبالاتي نمي‌سپارند.
آنان از همان روزهاي خواستگاري و نگاه‌هاي پاك و تفاهم ابتدايي با نشست‌ها و ديدارهاي صريح و صادقانه و به دور از شك، شبهه و فريب‌كاري سنگ بناي سعادت خود را در زمين استوار مي‌نمايند و توانايي‌ها و ويژگي‌ها، تناسب و شايستگي ميان دختر و پسر را مورد توجه قرار مي‌دهند و هر يك از آنان به مسئوليت‌هاي فطري و اجتماعي خويش عمل مي‌كنند و مرد از طريق كار و تلاش مخارج زندگي را فراهم مي‌نمايد و زن به اداره امور منزل و سرپرستي فرزندان مي‌پردازد. در خانواده مسلمان مرد براساس مشورت، بررسي، تعاون و هماهنگي ـ كه اساسي سالم براي هرگونه زندگي اجتماعي است ـ ‌قوامت، سرپرستي و نظارت را بر دوش دارد.
اساس روابط زن و مرد بر اطمينان متقابل و در كلام و معاشرت براساس اعتبارات انساني ارزشمند رفتار مي‌نمايند. در رابطه با هزينه‌هاي زندگي از ريخت و پاش پرهيز نموده و راه اعتدال را در پيش مي‌گيرند، و زن شوهرش را به خريداري چيزهايي كه با درآمد او سازگاري ندارد مجبور نمي‌كند و مرد نيز همسرش را به كارهايي كه در حد توان و استعداد او نيست مجبور نمي‌نمايد و درحالت بيماري و بارداري و عادت ماهيانه او را مورد مراقبت قرار مي‌دهد.
معيار اين روابط مشترك براساس: ميان‌روي در جدي بودن، قاطعيت، تسامح، نرمش، عشق، متابعت، احترام متبادل، معرفت، تجمع مخاطر و مشكلات و پرهيز از افراط و تفريط و تلاش براي جلب رضايت خداوند است.
رعايت اعتدال در زمينه «فراگيري و جزئي‌نگري» بدين معناست كه خانواده براي سر و سامان دادن به امور خود به صورت گام به گام عمل نمايد و كاخ زندگي خود را مرحله به مرحله بسازد و براي رسيدن به آرزوها و اميدهايش نخواهد كه راه يك ساله را يك روزه طي كند و به اندك و حداقل هم قناعت ننمايد و مبناي روابط خود را با خويشاوندان براساس روشي مطلوب و جدي و در عين حال واقع‌ب