حبت و همراهی آنان اشاره شده است؛ یعنی اینکه صحابه برادران و همراهان و هم سخنان اویند، و آنهایی که بعدها خواهند آمد تنها برادران اویند و ی1اران و هم صحبتان آن حضرت نیستند، چنان که خداوند متعال می‌فرماید:(إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ )(حجرات: 10). «مؤمنان برادر هستند».
سپس سخن قاضی عیاض را ذکر کرده که می‌گوید: (ابن عبدالبر با توجه به این حدیث و احادیث دیگری که در فضل کسانی که در آخر زمان می‌آیند، وارد شده‌اند گفته است که ممکن است که در کسانی که بعد از صحابه می‌آیند افرادی باشند که از کسانی که در زمرة صحابه بوده‌اند برتر باشند، و گفته پیامبر که «بهترین شما کسانی هستند که در قرن من زندگی می‌کنند» عام و کلی است و معنای خاص آن یعنی سابقین اول از مهاجرین و انصار و کسانی که راه آنها را در پیش گرفته‌اند، اینها از همه امت افضل هستند و منظور حدیث اینها هستند. 
و اما کسی که در زمان آن حضرت (ص) زیسته است، اما طاعت را با معصیت آمیخته است، یا اینکه پیشگام نبوده و هیچ اثر مثبتی در راه دین نداشته است، گرچه پیامبر (ص) را دیده و با او همراه بوده است، ممکن است در قرن‌های بعدی کسانی بیایند که از چنین افرادی برتر باشند. 
قاضی عیاض می‌گوید: و افرادی دیگر از علمای کلام که در مفاهیم و معانی بحث کرده اند نیز چنین گفته اند. 
نووی می‌گوید: و بیشتر علما با این نظر مخالف هستند، و گفته‌اند که هر کس پیامبر (ص) را در تمام عمر خود یک بار دیده و با او همراه شده است و به امتیاز صحبت دست یافته است از همه کسانی که بعد از پیامبر (ص) میایند بهتر و برتر است. چون هیچ عملی با فضیلت همراهی پیامبر (ص) برابر نیست، گفته‌اند: «فَضْلُ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء» (المائدة: ٥٤(. اين  فضل خداست و آن را به هر کس که بخواهد می دهد. و از حدیث پیامبر استدلال کرده‌اند که می‌فرماید: «اگر کسی از شما به اندازة کوه احد طلا انفاق کند به اندازه یک مد (واحد وزنی است) آنها و نه به نصف آن می‌رسد»(2) . 
پس چنان که می‌بینید سخن قاضی عیاض تفسیر کلام ابن عبدالبر است که او اصحاب را به دو گروه تقسیم کرده است: اول (پیشگامان .... و کسانی که راه آنان را در پیش گرفته‌اند) و هیچ کس به مقام و فضل اینها نمی‌رسد. دوم: کسانی که کاملاً پرهیز نکرده‌اند و اعمال مختلفی از نیک و بد را در هم آمیخته‌اند و پیشگام نبوده‌اند. و الحمدلله در میان پیشگامان کسی نیست که ناپرهیزی کرده باشد، و اعمال مختلفی صالح و غیر صالح را درهم آمیخته باشد، و هیچ یک از علمای اهل سنت نگفته‌اند که رسیدن به مقام سابقین و پیشگامان ممکن است. 
دوم: مناوی پیرامون حدیث (دوست دارم برادرانم را می‌دیدم)(3)  چیزی از ابن عبدالبر یا کسی دیگر نقل نکرده است. و نسخه‌ای که شما از آن استناد کرده‌اید من آن را نمی‌دانم. آنچه او در اینجا گفته است این است که او می‌گوید: (اینکه پیامبر(ص) آنها را برادر خود قرار داده است بر علو مقام آنها دلالت می‌نماید و نشانگر این است که آنها فضیلت در آخر آمدن را به دست آورده‌اند همان گونه که پیامبر (ص) فضیلت اول بودن را به دست آورده است، و اینها غرباء هستند..(4) . 
سوم: اما در تحفة الأحوذی ندیده‌ام که در پیرامون آیه: (کُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ)(آل عمران: 110).
مؤلف کلام ابن عبدالبر را نقل کرده باشد و نیز در جایی که شما به آن اشاره کرده بودید چنین چیزی را نیافتم. 
و فقط او از تفسیر ابن کثیر توضیح این آیه را نقل کرده است که در آن بر فضیلت قرن اول تأکید می‌کند(5) . 
چهارم: اینکه، ابن حجر رحمه الله به سخن ابن عبدالبر اشاره نموده، و آن را نقد کرده که وی (ابن عبد البر) برای تقویت مذهب خود (در این مسئله) بعضی احادیث را در کتابش (التمهید) آورده و آنها را ضعیف قرار داده است. سپس ابن حجر می گوید: (آری، همة دانشمندان اسلام بر این اتفاق دارند که مکانت و مرتبة همراهی و همسخنی با پیامبر (ص) مرتبه ایست که هیچ عملی با آن برابری نمی کند؛ چرا که آنها مشرف به دیدار مبارک آن حضرت (ص) شده اند).
اما کسی که از پیامبر (ص) دفاع کرده است و به سوی او هجرت نموده یا او را یاری کرده است، و شریعتی را که از او فرا گرفته حفظ نموده و به بعد از خود رسانده است، هیچ فردی از کسانی که بعد از آنها می‌آیند با چنین کسی برابر نیست؛ چون هر یک از این کارها طوری هستند که وقتی بعدی‌ها به آن عمل می‌نمایند به پیشگامان به اندازه آنها پاداش می‌رسد، پس فضل و برتری آنها بیشتر است. 
پس اختلاف و مناقشه در مورد کسانی است که فقط پیامبر (ص) را دیده‌اند و پیشگام نبوده‌اند. 
پنجم: اینکه، روشن شد که علمایی که شما از آنها نام برده‌اید با قول ابن عبدالبر موافقت نکرده‌اند با اینکه ابن عبدالبر چنین گفته که ممکن است فردی بعد از صحابه بیاید که از فردی که در میان اصحاب بوده و از سابقین نیست برتر و افضل باشد، چنان که از عبارت ابن عبدالبر که قاضی عیاض آن را ذکر کرده و نووی نیز آن را آورده است واضح است. 
ششم: اینکه، هر عملی که امت اسلامی تا روز قیامت انجام می‌دهند به اندازة آنها به اصحاب پاداش می‌رسد؛ چون اصحاب اسلام را یاری کردند و آن را حفاظت نموده و گسترش دادند، پس چگونه ممکن است که دیگران به آنها برسند؟! 
-----------------------------------------------------------------
1) شرح صحیح مسلم (141). 
2) شرح نووی بر صحیح مسلم (3/141). 
3) فیض القدیر (6/468). 
4) فیض القدیر (6/468). 
5) تحفة الأحوذی (8/278). 68- شما گفته‌اید: (تردیدی نیست که هر کس تاریخ اصحاب را بعد از وفات پیامبر (ص) بررسی کند در آن صفحاتی آکنده از کشمکش و اختلاف با یکدیگر و تبادل فحش و ناسزا میان یکدیگر خواهد یافت و بلکه آنها فراتر از این رفته و با یکدیگر به جنگ و خون ریزی پرداختند، چه بسیار بدری‌ها و احدی‌هایی بودند که حرمت آنان شکسته شد و به دست اصحاب دیگر خونشان ریخته شد، و این را همه قبول دارند). 
پاسخ از چند جهت: 
اول: اینکه، شما به تاریخ صحابه ستم روا داشته‌اید که چنین تعدی و ستمی شایستة فردی چون شما نیست. تاریخ صحابه آن طور نیست که شما بیان کرده‌اید بلکه اصحاب تاریخی درخشان دارند که بهترین برهة تاریخی در حیات امت بلکه در حیات تمام بشریت است، اگر صفای آن با آنچه در اواخر دوران خلفای راشدین اتفاق افتاده تیره نشود. 
اصحاب سرزمین‌ها را فتح کردند و بوسیله آنها مردم مسلمان شدند، و آنان دین را برای ما حفاظت کرده و آن را به همان صورتی که نازل شده بود برای مردم نقل کردند. آنها در طول خلافت شیخین ابوبکر و عمر رضی الله عنهما تا اواخر خلافت عثمان(رض)  همه با هم به صورت دوست و برادر زندگی کردند، و تا سال سی و سه یا سی و چهار به همین صورت بودند و بعد از آن فتنه به پا شد، چنان که ابن کثیر رحمه الله گفته است. 
ابن کثیر می‌گوید: علت آغاز این فتنه دو چیز بود: 
اول: اینکه، بعضی از قاریان قرآن شروع به انتقاد از عثمان (رض) کردند. علت اعتراض آنها این بود که عثمان (رض) بعضی از صحابه را از مسئولیت‌هایی که داشتند عزل نمو