رم: اینکه، کسی که ابوبکر صدیق (رض) را می‌شناسد و از سخنان او به مردم که در روایات صحیح آمده‌اند اطلاع داشته باشد، می‌داند که این حدیث از سخنان او نیست، چون در کلمات حدیث چنان شدت و خشونتی به چشم می‌خورد که همانند آن سخنانی از او نقل نشده است بلکه این اسلوب در سخنان فضلای صحابه به چشم نمی‌خورد. 
------------------------------------------------------------
1) الضعفاء الکبیر (3/419)، میزان الاعتدال (3/108). 59- کلام ابن خلدون را ذکر کرده‌اید که می‌گوید: (همه اصحاب اهل فتوا نبودند، و دین از همه آنها فرا گرفته نمی‌شد، و بلکه فتوا دادن مختص به حاملان قرآن بود، و کسانی که ناسخ و منسوخ و متشابه و محکم قرآن را می‌دانستند ...). [تاریخ ابن خلدون (1 / 446)].
می‌گویم: سخن ابن خلدون در مورد عدالت اصحاب نیست و بلکه او در مورد فتوا می‌گوید. و این درست است؛ همة آنها عالم نبوده‌اند که فتوا بدهند، و هیچ کسی از اهل سنت چنین نگفته است که همه اصحاب فقهایی بوده‌اند که فتوا می‌داده‌اند، بنابراین وقتی مفتیان صحابه ذکر می‌شوند فقط تعداد اندکی از آنها نام برده می‌شود(1). و این ارتباطی به عدالت ندارد. علاوه بر این از دیدگاه شما حاملان قرآن و کسانی که ناسخ و منسوخ آن را می‌دانستند غیر از علی (رض) چه کسانی هستند؟! 
-----------------------------------------------------
1) ن. ک. به مقدمهء کتاب أعلام الموقعین که در آن جا مفتیان صحابه ذکر شده‌اند، و کسانی که زیاد فتوا می‌دادند هفت نفر بودند، و افرادی که به صورت متوسط فتوا می‌دادند سیزده نفر بودند و اکثریت آنها این طور بودند که از آنها به جز یکی دو مسئله روایت نشده است. 60- سخنان زیادی از طه حسین نقل کرده‌اید که در آن به فتنه‌ها و اختلافاتی که بین اصحاب پیش آمده اشاره کرده است، از نظر او هیچ یک از روایات قابل تکذیب نیستند؛ چون می‌گوید که اگر در این مورد روایات آنها رد شود بقیة روایات در دیگر جوانب تاریخی نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرند....). [الفتنة الكبرى (170-173)]. 
می‌گویم: 
طه حسین فرد ملحدی است که به همة دین طعنه می‌زند و قرآن را تکذیب کرده و آن را متهم به حیله‌گری کرده است، پس چطور می‌توان در قضیه‌ای دینی از گفتة او استدلال کرد؟! 
الحاد او در چند کتاب از کتاب‌هایش آشکار است و به چشم می‌خورد، معروفترین آن کتابش (الشعر الجاهلی) است که در سال (1926 م) چاپ شد و غوغای بزرگی به پا کرد و طه حسین در دادگاه مصر مورد محاکمه قرار گرفت و نسخه‌های کتاب از بازارها جمع آوری شدند، او در این کتاب می‌گوید: (تورات برای ما از ابراهیم و اسماعیل سخن می‌گوید و قرآن نیز برای ما از آن دو حرف می‌زند، اما آمدن این دو اسم در تورات و قرآن برای اثبات وجود تاریخی این دو نفر کافی نیست، چه برسد به اینکه بتواند برای ما ثابت کند که اسماعیل بن ابراهیم به مکه هجرت کرده است و عرب مستعربه در آن جا به وجود آمده‌اند، ما مجبوریم که بگوییم: این داستان نوعی حیله است که برای اثبات ارتباط بین عرب و یهودیت و دین اسلام و یهودیت از یک سو و از طرفی برای اثبات ارتباط قرآن و تورات از جهتی دیگر، بیان شده است(1). 
آیا می‌توان گفت: چنین کسی مسلمان است، و می‌توان گفت که او عالم است و در دین خدا از او استفتاء می‌شود؟! و وقتی دیدگاه او نسبت به قرآن این است، پس دیدگاه او در مورد پیروان قرآن چه می‌تواند باشد؟! 
عجیب است شما سخنان کسی را که منتسب به اسلام است و در دین خودش متهم است می‌پسندید چون با مذهبتان موافق است!! 
---------------------------------------------------------------
1) الاتجاهات الأدبية الوطنية في الأدب المعاصر (2/299) که در این کتاب دکتر محمد محمد حسین این عبارت و عباراتی دیگر را از طه حسین نقل کرده است. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:66.txt">61-نسبت دادن این قول به احمد امین که بعضی از صحابه همدیگر را نقد می کردند.</a><a class="text" href="w:text:67.txt">62-نظر ابن عقیل در مورد عادل دانستن صحابه توسط علماء</a><a class="text" href="w:text:68.txt">63-سخن شیخ آلبانی در مورد اقتدا به صحابه</a><a class="text" href="w:text:69.txt">64و65-نظر دیگران در مورد اقتدا به صحابه</a><a class="text" href="w:text:70.txt">66و67-ادعاي امكان آمدن نسلي بهتر از صحابه</a><a class="text" href="w:text:71.txt">68-ادعای اینکه تاریخ صحابه مملو از درگیری و دشنام و ناسزا بوده است!.</a><a class="text" href="w:text:72.txt">69-انکار عدالت صحابه به خاطر جنگ بین آنها</a><a class="text" href="w:text:73.txt">70-ادعای عصمت صحابه و رد آن</a><a class="text" href="w:text:74.txt">71-نظر سرخسی: هر کس به صحابه طعنه بزند ملحد است.</a><a class="text" href="w:text:75.txt">72-حدیث: «اللهَ اللهَ في أصحابي».</a><a class="text" href="w:text:76.txt">73و74-وجوب دوست داشتن تمام صحابه</a><a class="text" href="w:text:77.txt">75-ادعای اینکه علی(رض) شیعه بوده است.</a><a class="text" href="w:text:78.txt">76-ادعای امامت علی رض برای تمام مسلمانان</a><a class="text" href="w:text:79.txt">77-نظر علی رض در مورد صحابه</a><a class="text" href="w:text:80.txt">78-دعای علی بن حسین برای صحابه</a><a class="text" href="w:text:81.txt">79-حدیث: «من سب نبیاً قتل ومن سب صحابیاً جلد».</a><a class="text" href="w:text:82.txt">80-ادعای اینکه مذهب شیعه سب صحابی را واجب نمی داند.</a></body></html>61- در (ص 13) گفته‌اید: (دکتر احمد امین (متوفای سال 1373 هـ) می‌گوید: ما می‌بینیم که اصحاب از یکدیگر انتقاد می‌کنند؛ بلکه همدیگر را نفرین می‌کنند...). [ضحى الإسلام (3 / 75)]. 
پاسخ:
شما عبارت را قیچی کرده‌اید و به گونه‌ای آن را دستكاري نموده‌اید که شایستة شما نیست.
این عبارت گفتة احمد امین نیست، بلکه او از معتزله حکایت می‌کند، پنج خط قبل از جایی که شما نقل کرده‌اید عبارت شروع می‌شود. او می‌گوید: (معتزله نظریات سیاسی در مورد امامت و حوادث تاریخی دارند ... تا اینکه می‌گوید: سخنان آنها به وضوح نشانگر این است که آنها اصحاب و تابعین را همچون دیگر مردم عادی می‌دانند ... بلکه گفته‌اند: ما اصحاب را می‌بینیم که از یکدیگر انتقاد می‌کنند؛ بلکه همدیگر را لعنت می‌کنند)(1) . 
پس چنان که می‌بینید او مذهب معتزله را نقل می‌کند و معتزله – چنان که قبلاً گذشت و مذهبشان معروف است– در مورد اصحاب مذاهب مختلفی دارند، بعضی فقط برخی از اصحاب را که در جنگ شرکت کرده‌اند مورد طعنه و عیب‌جویی قرار می‌دهند، و بعضی به همه طعنه می‌زنند، و مذاهب معتزله نزد اهل سنت متروک و از بین رفته‌اند، و فقط نسلی که از مستشرقین متأثر است خواسته مذاهب و دیدگاه‌های آنان را احیا کند، که یکی از این افراد احمد امین است، او دوست طه حسین است و طه حسین برای کتاب او فجر الاسلام مقدمه‌ای نوشته است(2) . 
و طه حسین تأکید کرده است که او و احمد امین و عبدالحمید العبادی در اندیشه و منهج شریک هستند(3) . 
گرچه احمد امین کمی بهتر از طه حسین است، چون گرایش احمد امین به معتزله بیشتر از گرایش او به مستشرقین است. 
پس آنچه را شما به احمد امین نسبت داده‌اید او آن را نگفته است بلکه آن را از معتزله نقل می‌کند. معتزله آرا و نظرات مختلفی دارند و حتی به علی (رض) هم طعنه می‌زنند آیا شما در این مورد با آنها موافقت می‌کنید یا 