َمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا)(فتح: 29).
«محمد فرستادة خدا است، و کسانی که با او هستند در برابر کافران تند و سرسخت و نسبت به یکدیگر مهربان و دلسوزند، ایشان را در حال رکوع و سجود می‌بینی، آنان همواره فضل خدای را می‌جویند و رضای او را می‌طلبند. نشانه ایشان بر اثر سجده در پیشانیهایشان نمایان است، این توصیف آنان در تورات است، و اما توصیف ایشان در انجیل چنین است که همانند کشتزاری هستند که جوانه‌های (خوشه‌های) خود را بیرون زده و آنها را نیرو داده و سخت نموده و بر ساقه‌های خویش راست ایستاده باشد، بگونه‌ای که برزگران را به شگفت می‌آورد تا کافران را به سبب آنان خشمگین کند. خداوند به کسانی از ایشان که ایمان بیاورند و کارهای شایسته بکنند آمرزش و پاداش بزرگی را وعده می‌دهد».
سپس این را ذکر کرده‌اید که گفته‌ام: (خداوند متعال بیان می‌دارد که آنها را تربیت نموده و پرورش داده است همان طور که گیاهی که از زمین می‌روید پرورش داده می‌شود تا آن که می‌رسد و کامل می‌شود، و بیان می‌دارد که این سبب ناراحتی و خشم کافران می‌شود، و هر کس نسبت به آنها کینه و دشمنی داشته باشد وعید الهی او را فرا می‌گیرد). 
سپس گفته‌اید: (از ظاهر سخن شما چنین بر می‌آید که خداوند عزوجل همه اصحاب را توصیف می‌نماید که آنها را تربیت نموده و پرورش داده است همانطور که گیاهی از زمین می‌روید پرورش داده می‌شود، اما این، به دلایلی که بیان می‌شود درست نیست:
أ) آیا منظور از فرمودة الهی که ﴿وَالَّذِينَ مَعَهُ ﴾ کسانی که با او همراه هستند، همراهی جسمانی است یا مقصد همراهی روحانی است، و در این صورت بر کسانی انطباق پیدا می‌کند که در صلابت ایمان و عقیده و عمل و رفتار با ایشان (ص) همراهی کرده‌اند؟ و از آن جا که همراهی جسمانی ارزشی ندارد، بنابراین آیه مختص طیف دوم است، و همه اصحاب در این خط نبوده‌اند به دلیل ده گروهی که عناوین آن را ذکر کردیم و موضع و شماره آیات را بیان داشتیم). 
می گویم: چند چیز در اینجا قابل تأمل است: 
اول: اینکه، آیه تصریح کرده است که کسانی که با پیامبر (ص) همراه هستند اوصافشان این چیزهایی است که بیان می‌شود، و ما در همه احادیث و در همه مواضع می‌بینیم که (آنان که با او همراه هستند) اولین کسانی که در زمرة این افراد قرار می‌گیرند: ابوبکر و عمر و عثمان و علی می‌باشند. اینها در همه صحنه‌ها با آن حضرت بودند، و به او ایمان آوردند و او را یاری کردند و ایشان (ص) را دوست داشتند و آن حضرت آنها را دوست داشت و آنها را ستوده است، و با آنها مشورت می‌کرد و به سخنانشان گوش می‌داد، و آنها نه در سفر و نه در حضر از پیامبر جدا نمی‌شدند مگر در موارد بسیار اندکی، و ظاهر آنها حکایت از ایمان داشت و پیامبر به ایمان آنها گواهی داده و آنها را ستوده، و اصحاب نیز به ایمان آنها گواهی دادند و آنها را ستودند، و چنان با همدیگر دوست بودند که با هم همکاری می‌کردند و به یکدیگر زن می‌دادند و زن می‌گرفتند و اسامی یکدیگر را بر فرزندانشان می‌گذاشتند.... و دیگر نشانه‌های برادری ایمانی که در زندگی آنها هویدا بود. 
آیا آیه شامل اینها می‌شود یا نه؟!! چون کلید اختلاف همین است، و صحابه لشکر بزرگی هستند که در صدر و جلوی آن این بزرگان قرار دارند، و وقتی ما با شما در مورد صحابه سخن می‌گوییم، اولین کسانی که به اذهان ما خطور می‌کند این افراد می‌باشند، سپس بعد از ایشان دیگر برادرانشان به ذهن می‌آیند. 
دوم: اینکه گفته‌اید: (آیا منظور از همراهی، همراهی جسمی است یا همراهی روحی، که در این صورت آیه فقط شامل کسانی می‌شود که در صلابت ایمان و عقیده و سیره با او همراهی کرده‌اند)؟ 
می‌گویم: این گروهی که قرآن از آنها تقدیر کرده است و گفته که با پیامبر (ص) همراه هستند چه کسانی هستند؟ آیا ابوبکر و عمر و عثمان از آنها هستند یا طبق منهج و اسلوب شما آنها فقط (علی) می‌باشند؟! 
قرآن از یک گروه سخن می‌گوید، پس آیا در اندیشه و احساس شما این گروه کم می‌شوند و جمع می‌گردند تا تبدیل به یک نفر شوند، یا اینکه اینها یک گروه هستند؟! و آیا این گروه کسانی هستند که ما از آنها نام بردیم یا اینکه آنها طبق روایات شیعه! (ابوذر و سلمان و عمار و مقداد هستند)؟! 
سوم: اینکه، شما تأکید کرده‌اید که منظور از همراهی، همراهی روحی است. 
می‌گویم: خطاب قرآنی به وضوح دلالت می‌کند که منظور کسانی هستند که با جسم و روح خود با پیامبر (ص) همراه بوده‌اند و با ایشان زندگی کرده‌اند و به او ایمان آورده و او را یاری کرده و او را دوست داشته‌اند، که اولین آنها خلفای چهارگانه هستند که بزرگان امت می‌باشند، و امت خلافت و امامت آنها را پسندیده‌اند، و آنان اسلام را یاری کرده و در راه آن جهاد نمودند و دنیا را فتح کردند و دین و ایمان را گسترش دادند، و منافق و کافر ایمان را گسترش نمی‌دهد، آیا می‌توانید این را انکار کنید؟! 
من یقین دارم که بزرگداشت و محبت اینها با دعوای دروغین «وصیت» جمع نمی‌شود؛ چون اینها دو عقیدة متضاد هستند. یا اینها را تعظیم کنیم و دل ما نسبت به آنها پاک باشد و قدر شناس آنها باشیم و برایشان دعای مغفرت کنیم. و یا اینکه ادعای وصیت کنیم و اینها را ناپسند بدانیم و آنان را متهم کنیم، اتهام زنجیره‌ای که به پیامبر (ص) و سپس به خداوند می‌رسد. از این دو عقیده باید یکی را انتخاب نمود. 
چهارم: شما گفته‌اید: (و همه اصحاب در این خط نبوده‌اند به دلیل ده نوع...). می‌گویم: همواره این خیال عجیب احساسات و اندیشة شما را فرا گرفته است!! 
ده گروه در مورد منافقین است، نه در مورد مؤمنان، سخن ما از اصحابی است که پیامبر (ص) را دیده‌اند و به او ایمان آورده‌اند، اما منافقان او را دیده‌اند ولی به او ایمان نیاورده‌اند! بله ادعای ایمان کرده‌اند، و کلمه «ادعا» کرد با «ایمان» آورد فرق می‌کند. 
خداوند متعال می‌فرماید:(وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللّهِ وَبِالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِينَ(8) يُخَادِعُونَ اللّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُم وَمَا يَشْعُرُونَ(9))(بقره: 8-9).
«در میان مردم دسته‌ای هستند که می‌گویند: ما به خدا و روز رستاخیز باور داریم در صورتی که باور ندارند و جزو مؤمنان به شمار نمی‌آیند. خدا و کسانی را گول می‌زنند که ایمان آورده‌اند در صورتی که جز خود را نمی‌فریبند ولی نمی‌فهمند».
خداوند عزوجل ایمان را از آنها نفی کرده است، و خبر داده که اینها مؤمنان را فریب می‌دهند، پس مؤمنانی که اینها آنان را فریب می‌دهند چه کسانی هستند؟!! 
آیا آن مؤمنان فقط چهار نفر هستند؟!! 
یا امت بزرگی هستند که