آنها اين فضيلت و افتخار تا ابد برقرار خواهد ماند و هرگز شما را در كارشان شريك نخواهند كرد. برخيزيد با ابوبكر بيعت كنيد».
حضرت عمر در جواب ابوبكر كه در آخر خطبه خود فرمود با ابوعبيده يا با عمر كه هر دو اهليت دارند بيعت كنيد، گفت: «پناه مي‌برم به خدا از اينكه چنين شود (يعني از ما دو خليفه شود) و حال آنكه تو با اين فضايل برجسته در بين ما باشي، تو با اين امر از ما ذي حق تري. چه از ما (همه مردم)‌ زودتر مشرف به دوستي با رسول الله شدي و از حيث بذل مال در راه دين خدا از ما بهتر و برتري. تو در بين مهاجرين بهترين هستي از دو نفري كه در سفر هجرت در غار بوديد تو نفر دوم هستي. تويي كه براي امامت نماز جايگزين رسول الله شدي. نماز بهترين اركان دين اسلام است. پس با اين وصف چه كسي را مي‌سزد كه از تو جلوتر شود، تو بايد جانشين رسول الله بشوي، پس ما با بهترين كسي كه رسول الله او را از ميان همه ما بيشتر دوست مي‌داشت بيعت مي‌كنيم. دستت را بده تا با تو بيعت كنم»(5).
از خطبه قيس و خطبه حضرت عمر مي‌فهميم كه زمينه براي بيعت با ابوبكر به خوبي فراهم و مورد موافقت اين جمعيت كه جنبه شورا داشت، واقع گرديده است، زيرا بزرگان هر دو طايفه انصار از اوس و خزرج (جز سعد بن عباده) به دلايل ابوبكر قانع شدند،
حضرت عمر -رضي الله عنه- اين داهيه بزرگ اجتماعي و اين نابغه سياسي اسلام دريافت كه  براي ايجاد اتفاق و اتحاد و دوري از قتنه، جز با خاتمه دادن به امر خلافت و قرار گرفتن مردم در مقابل امر انجام يافته، هيچ علاجي ندارد. او فهميد كه اكثريت قريب به اتفاق حاضرين در سقيفه، مائل به بيعت با ابوبكر هستند، لذا هر گونه فرصتي را از دست فتنه و آشوب گرفت و خطاب به ابوبكر كرده گفت: «ابسط يدك أبايعك» يعني دستت را بده تا با تو بيعت كنم. حضرت عمر بدين سان شتابانه دست به دست ابوبكر داد و به عنوان خلافت با او بيعت فرمود. پس از او حاضرين نيز به ابوبكر روي آورده يكي پس از ديگري با او بيعت كردند.
فرداي آن روز نيز حضرت ابوبكر براي بيعت عمومي مردم در مسجد رسول الله و بر منبر رسول الله نشست اما قبل از اينكه شروع به سخنراني نمايد، حضرت عمر در جنب منبر ايستاد و پس از حمد خدا چنين گفت: همانا خدا امور شما را به كسي تفويض فرمود كه بهترين شما و رفيق رسول الله و شخص دومي از دو نفري است كه در غار بودند، پس برخيزيد با او بيعت كنيد»(6).
آنگاه مردم به طرف منبر شتافته با ميل و رغبت كامل با حضرت ابوبكر بيعت نمودند. با اين بيعت عمومي كه پس از بيعت اهل شورا در سقيفه انجام گرفت، خلافت ابوبكر مورد موافقت و تأييد اكثريت قريب به اتفاق امت محمد اعم از مهاجرين و انصار قرار گرفت و او به عنوان خليفه اول رسول الله زمام حكومت اسلامي را به دست گرفت، به طوري كه در اين كتاب خواهيم ديد چه بركتي براي مسلمين و دين اسلام در بر داشت؟
-----------------------------------------------------
1) سقيفه به جايگاه سرپوشيده‌اي مي‌گفتند كه مردم قديم در محله خود مي‌ساختند و در مواقع لزوم در ِآنجا اجتماع مي‌نمودند و در امور مهم و مشكلات عمومي خود با يكديگر مذاكره وتصميم مي‌گرفتند.
2) متن خطبه عربي سعد چنين روايت شده است: (يا معشر الأنصار! لكم سابقة في الدين وفضيلة في الإسلام ليست لقبيلة من غيركم. أثخن الله عزوجل لرسوله بكم في الأرض دانت بأسيافكم له العرب. توفاه الله وهو راض عنكم ولكم قرير العين. فشدوا أيديكم لهذا الأمر، فإنكم أحق الناس وأولاهم به).
3) اين است عين خطبه عربي ابوبكر -رضي الله عنه-: (إن الله عزوجل بعث محمداً (صلى الله عليه وسلم) بالهدي ودين الحق فدعا إلى الإسلام؛ فأخذ الله بنواصينا وقلوبنا إلى ما دعا إليه. فكنا معشر القريش أول الناس إسلاماً والناس لنا تبع، ونحن عشيرة رسول الله، ونحن مع ذلك أوسط العرب أنساباً، ليست لقبيلة من قبايل العرب إلا وللقريش فيها ولادة. إن العرب لا تعرف هذا الأمر إلا لهذا الحي من قريش. وأنتم والله الذين آووا ونصروا، وأنتم شكرائنا في دين الله عزوجل وفيما كنا فيه من السراء والضراء. والله ما كنا في خير قط إلا كنتم معنا فيه. فأنتم أحب الناس وأكرمهم وأحق الناس بالرضا بقضاء الله والتسليم لأمره، ولما ساق الله لإخوانكم المهاجرين، فلا تحسدوهم وأنتم المؤثرون على أنفسهم حين الخصاصة. والله ما زلتم مؤثرين إخوانكم من المهاجرين. وأنتم أحق الناس ألا يكون هذا الأمر واختلافه على أيديكم وأبعد أن لا تحسدوا إخوانكم من المهاجرين. وأنتم أحق الناس ألا يكون هذا الأمر واختلافه على أيديكم وأبعد أن لا تحسدوا إخوانكم على خير ساقه الله تعالى إليهم فنحن الأمراء وأنتم الوزراء. لا تفتانون بمشورة ولا نقضي دونكم الأمور، وإنما أدعوكم إلى أبي عبيدة أو عمركلاهما له أهل). (از كتاب الامامة والسياسة تأليف أبي محمد عبدالله بن مسلم دينوري متوفاي سال 207).
4) متن عبارت عربي قيس -رضي الله عنه- اين چنين است: (يا معشر الأنصار! إنا والله لئن كنا أولي فضل وجهاد وسابقة في هذا الدين فما أردنا إلا رضاء الله وطاعة نبينا، فما ينبغي لنا أن نستطيل على الناس بذلك ولا نبتغي به من الدنيا عرضاً، فإن الله ولي النعمة على ذلك إلا أن محمداً من قريش وقومه أحق به وأولى، وأيم الله لا يراني الله أنازعهم هذا الامر. فاتقوا الله ولا تخالفوهم ولا تنازعوهم).
5) و اين است گفتار عربي عمر -رضي الله عنه-: (معاذالله أن يكون ذلك وأنت بين أظهرنا. أحقنا بهذا الأمر، وأقدمنا صحبة لرسول الله، وأفضل منا في المال، وأنت أفضل المهاجرين، وثاني اثنين إذ هما في الغار، وخليفة على الصلاة، والصلاة أفضل أركان الإسلام. فمن ذا ينبغي أن يتقدمك فأنت خليفته، فنبابع خير من أحب رسول الله منا جميعاً. ابسط يدك أبايعك).
6) اين است گفتار عربي عمر -رضي الله عنه-: (إن الله قد جمع أمركم على خيركم، صاحب رسول الله، وثاني اثنين إذ هما في الغار، فقوموا، فبايعوه).حضرت ابوبكر پس از اين بيعت كه كمي قبل از وقت ظهر خاتمه يافت، روي منبر رسول الله به پا ايستاد و پس از اينكه خدا را سپاس كرد و پيغمبرش را ستود، چنين گفت: اي مردم! همانا من اكنون حكمفرماي شما شدم، ولي نمي‌خواهم از اين جهت كه حكمفرما هستم خود را بهتر از شما بدانم، پس هرگاه در انجام امورتان خوب كار كردم، مرا ياري كنيد و هر گاه بد كار كردم، مرا به راه راست راهنمايي كنيد، راستي امانت است (بايد رعايت كرد) دروغ خيانت است ِ(بايد از آن پرهيز كرد) هر ضعيف و ناتواني از شما نزد من قوي و توانا است تا آنگاه كه ان شاءالله حقش را از ستمكار گرفته به او بازگردانم و بالعكس هر شخص قوي از شما نزد من ضعيف و ناتوان بود تا آن كه ان شاءالله حق ستمديدگان را از او باز ستانم هر قومي كه سستي نمايند و از جهاد در راه خدا دست بكشند، قطعاً خدا آنها را خوار و ذليل خواهد فرمود. هر گاه فحشاء و معصيت در قومي شيوع يابد خداوند قطعاً آنها را به بلاي عام خود گرفتار خواهد ساخت. مرا فرمان بريد مادام كه خدا و رسول خدا را فرمان برم و هر گاه بر خلاف 