شتند يا بعداً‌ هنگام حمله به جايي از رهبر بزرگ به آنها مي‌رسيد، به حدي صحيح و مطابق با اوضاع و مقتضيات جنگي مسلمين بود كه كارشان را خيلي آسان و پيروزي آنها را تضمين مي‌نمود.
مگر نخوانديم كه ابوعبيده قبل از شروع جنگ يرموك از حضرت ابوبكر و هنگام حمله به دمشق از حضرت عمر دستور خواست و نيز سعد بن ابي وقاص در زمان حركت به عراق قبل از حمله به قادسيه و نيز درباره حمله به مدائن، جلولاء و نهاوند و همچنين عمرو بن العاص در گير و دار حمله به خاك فلسطين كه همه برخورد با مشكلات نظامي كرده بودند،‌از حضرت عمر بن الخطاب رهبر مركزي كسب دستور كردند و اين رهبر بزرگ چنان كه گويي خودش در محل كارشان حاضر است و مشكل كار آنها را در ميادين جنگ عيناً مي‌بيند، از مدينه اوامر و دستوراتي به آنها داد كه مشكل آنها را خيلي آسان حل فرمود و مسلمين را سريعاً به پيروزي رساند.
اينكه به عنوان نمونه عين فرمان حضرت عمر را به ابوعبيده درباره حمله به دمشق كه از آن حضرت كسي تكليف كرده بود، از تاريخ طبري نقل مي‌كنيم، تا بدانيم اين رهبر بزرگ چگونه وضع مسلمين را از دور مي‌سنجد و مشكل آنها را ناديده حل مي‌كند.
حضرت عمر در جواب ابوعبيده(9) مي‌فرمايد: (أما بعد، فابدؤوا بدمشق فإنها حصن الشام، وأشغلوا عنكم أهل فحل بخيل تكون بإزائهم، وأهل فلسطين وأهل حمص.فإن فتحها الله قبل دمشق فذلك الذي نحب، وإن تأخر فتحها حتى يفتح الله لكم دمشق، فلينـزل بدمشق من يمسكها، ودعوها وانطلق أنت وسائر الأمراء حتى تغيروا على فحل، فإن فتحها الله عليكم فانصرف أنت وخالد إلى حمص، ودع شرحبيل وعمرواً واخلهما بالأردن وفلسطين وأمير كل بلد وكل جند على الناس حتى يخرجوا من إمارتهم). 
يعني قبل از حمله به شهر فحل به سوي دمشق بتازد؛ زيرا دمشق قلعه و پايگاه نظامي شام است (و تسلط بر اين شهر تسخير ساير شهرها را آسان مي‌نمايد) يك گروه از سواران خود را در مقابل فحل مستقر نمايد و اهل شهر را مشغول سازيد (تا در حين حمله به دمشق از پشت سر بر شما نتازند).
همچنين گروهي ديگر از سواران خود را در مقابل راه فلسطين به دمشق و گروهي ديگر را در مقابل راه حمص به دمشق بگماريد. اگر خدا شهر فحل را قبل از فتح دمشق براي شما فتح كرد، چه بهتر؛ زيرا همان چيزي است كه ما مي‌خواهيم. اگر فتح فحل تا پس از فتح دمشق به تأخير افتاد بايد در دمشق كسي بماند تا آن را محافظت و نگهداري كند و خودت با ساير فرماندهان از دمشق خارج و با هم به فحل حمله كنيد. همين كه خدا شهر فحل را براي شما فتح فرمود، آن گاه تو و خالد به سوي حمص بشتابيد. شرحبيل و عمرو بن العاص براي تسخير اردن به آن سو حركت كنند. امير هر شهري و نيز امير هر گروهي از لشكر بايد كماكان در پست امارت خود ابقاء شود، تا آن گاه كه خودشان به ميل و دلخواه خود از امارت خود منصرف گردند.
--------------------------------------------------------------
1) آيه 249 سوره البقره
2) آيه 52 سوره توبه.
3)‌ متن جواب عباده بن الصامت چنين آمده است: (يا هذا! لا تغرنك نفسك ولا أصحابك، أما ما تخوفنا به من جمع الروم وعددهم وكثرتهم وإنا لا نقوى عليهم، فلعمري ما هذا بالذي تخوفنا به، ولا بالذي يكسرنا عما نحن فيه، إن كان ما قلتم حقاً فذلك والله أرغب ما يكون في قتالهم وأشد لحربنا عليهم، لأن ذلك أعذر لنا عند ربنا إذا قدمنا عليه، إن قتلنا عن آخرنا لأن ذلك أمكن لنا في رضوانه وجنته، وما من شيئ أقر لأعيننا ولا أحب إلينا من ذلك، وإنا حينئذ على إحدى الحسنيين، إما أن تعظم إنا بذلك غنيمة الدنيا إن ظفرنا بكم، أو غنيمة الآخرة إن ظفرتم بنا، وإنها لأحب الخصلتين إلينا بعد الاجتهاد، وإن الله قال لنا في كتابه: ﴿كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ﴾ و ما من رجل منا إلا وهو يدعو الله صباحاً ومساء أن يرزقه الشهادة وأن لا يرده إلى بلده ولا إلى أهله وولده. (فتوحات مكيه؛ زيني دحلان).
4) تاريخ الاسلام؛ دكتر حسن ابراهيم دانشمند مصري.
5) قيصر لقب هر يك از پادشاهان روم بود.
6) اسقف يعني پيشواي مذهبي مسيحيان او بالاتر از كشيش است.
7) تاريخ اسلام؛ دكتر حسن ابراهيم مصري.
8) منبع پيشين.
9) ابوعبيده در صدد حمله به دمشق بود كه مطلع شد لشكر مهمي در فحل گرد هم جمع شده‌اند؛ لذا نمي‌دانست كه اول بايد به فحل بتازد يا به دمشق حمله كند؛ لذا از عمر كسب تكليف كرد و عمر اين دستور را به او داد.مي‌بينيم حضرت عمر با آن كه در مدينه و دور از صحنه جنگ است، نقشه حمله به دمشق، فحل، حمص و اردن را مي‌دهد، دستور مي‌دهد قبل از حركت به سوي دمشق راه فلسطين به دمشق و نيز راه فحل را كه لشكر مهم رومي در آنجا متمركز بود، همچنين راه حمص به دمشق را كه هراكليوس با لشكرش در آنجا مستقر بود در ختيار بگيرند و بر روي مردم دمشق مسدود نمايند، تا اولاً هنگام حمله و محاصره دمشق، دشمن نتواند از اين راهها وارد شود و از پشت سر بر مسلمين حمله نمايد، و كار را بر آنها مشكل سازد، ثانياً اهل دمشق را از دريافت هرگونه كمك نظامي و رسيدن آذوقه و لوازم زندگي محروم نمايند، تا درمشكلات نظامي و در مضيقه زندگي بيفتند و مجبور به تسليم شوند.
چنان كه قبلاً شرح داديم، ابوعبيده با اجراي اين نقشه پيروز گرديد. پادگان دمشق تسليم شد. چون دمشق همان‌طور كه حضرت عمر فرموده بود پايگاه مهم نظامي روم در شام بود و سقوط آن به دست مسلمين كارشان را در تسخير فحل، حمص و ساير نقاطي كه قبلاً به تفصيل بيان كرديم به حدي اطمينان بخش كرد كه حضرت عمر پس از فتح آن امر فرمود تا سپاهي كه قبلاً در زمان خلافت حضرت ابوبكر از عراق به كمك جبهه شام آمده بود، به عراق بازگردد و به كمك سعد بن ابي وقاص بشتابد.
براي اين كه فرماندهان جزء از سر فرماندهان كل نرنجند و دوستي و همبستگي آنها كه لازمه موفقيت لشكر است به هم نخورد، حضرت عمر در آخر فرمانش دستور مي‌دهد، هر يك ازآنها درهمان پست امارتي كه هست ابقاء شود تا آن كه خودش به دلخواه خود منصرف شود.
در اين كتاب خوانديم كه چون كار عمرو بن العاص هنگام حمله به فلسطين مشكل گرديد وضع خود را به حضرت عمر اطلاع داد. آن حضرت از مدينه نقشه جنگ و دستور العمل كار را به او داد و مشكل نظامي او را برطرف فرمود و مسلمين بزودي بر دشمن پيروز شدند.
راستي، هرگاه به اين نقشه كه حضرت عمر كشيد و جهت اجرا براي عمرو بن العاص فرستاد، به دقت بنگريم، آن وقت است كه پي مي‌بريم آن حضرت چقدر مهارت كار داشته است. از خواننده عزيز تقاضا مي‌كنم به آنجا بازگردد و بار ديگر آن را به دقت مطالعه فرمايد تا بهتر به عظمت فطري اين رهبر بزرگ پي برد.
آري، همين نقشه‌ها و همين فرمانهاي درست نظامي فرمانرواي بزرگ بود كه فرماندهان دلاور مسلمين را به سوي پيروزي رهبري و تفوق و غلبه آنها بر دشمن تضمين مي‌كرد.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:213.txt">عنوان</a><a class="text" href="w:text:214.txt">الف ـ تقسيمات كشوري</a><a class="text" href="w:text:215.txt">ب ـ تأسيس پليس</a><a class