ي ‌حاصل، مگر ديوانه‌ايد که ‫در نمي‌‌يابيد که ما در خاک و خون خفته‌ايم، و چهره در ‫نقاب کفن نهفته، و هر يک ماه، دو هفته، و بهفته از ياد ‫شما رفته‌ايم، ما نيز پيش از شما بر بساط دنيا و کامراني ‫بوده‌ايم، و نشاط و انبساط جهان فاني نموده‌ايم، و بر ‫بستر راحت و استراحت نموده‌ايم، و بر فرش کمال به ‫قدم مراد مي‌‌پيموده‌ايم، عاقبت شربت ناگوار مرگ ‫چشيديم، و از دنيا و زندگاني دنيا وفا نديديم، تا خبردار ‫شديم خود را ديديم، بر باد فناء داده و بر خاک محنت و عنا ‫افتاده،، نه از اهل و عيال ديديم مرحمتي و نه از مال ‫يافتيم منفعتي، هم قانعيم به اين ندامت، از در پيش نبودي ‫قيامت، اکنون ما را نه دور باشي نه فراشي، نه نقدی و نه قماشي، نه سامان خطاب و ندائي، و نه امکان صوت و ‫صدائي، همه هستيم مشتي گدايي، حظ از دنيا حرمانست، ‫و گوشت و پوست ما نصيب كرمانست. وقتي كه ما را ‫امكان بود، و گوهر مراد در دكان نكرديم، تميزي چيزي ‫عاقبت در پريشاني افتاديم، و در همانجا جان بداديم، اگر ‫نداريد جنون، در ما نگريد كنون كه ما هر يك ميزاريم، و ‫‌ ‫اشك حسرت از ديده ميباريم، و ماتم خود ميداريم، حال ‫‌ ‫‌ ‫نابينائيهاست، و بر كرده پشيمانيهاست، اي عزيزان روي ‫‌ ‫آوريد به راه، و در حال ما كنيد نگاه، كه نه از نام ماست ‫خبري، و نه از اجسام ماست اثري، همه ابدان ما ريزيده، ‫و اشخاص ما پوسيده، خانمان ما خراب، منزل و دكان ما ‫بر روي آب، بر بستر ما ديگري نائب، و يتيمان ما غائب، ‫رخساره ما را خاك خورده، و گل روي ما پﮋمرده، لبان ما ‫گردآميخته، و در دندانهاي ما در لحد فروريخته، زبان ما ‫فروبسته، و دهان ما درهم شكسته، تمامي اعضاي ما بر ‫هم خورده، و آتش حرض ما افسرده، و مرغ روح ما از ‫سر پريده، و سبزه حسرت از گل ما دميده، ما در خاك ‫تيره، و شما در خاك غفلت. إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لأُولِي الأَلبَاب. ‫

خلاصة كلام [اينكه] زيارت قبور موعظه بزرگي است ‫براي انسان: قال رسول الله (صـ): «قَدْ كُنْتُ نَهَيْتُكُمْ عَنْ زِيَارَةِ الْقُبُورِ، ألا فَزُورُوهَا فَإِنَّهَا تُذَكِّرُ الآخِرَةَ». پيغمبر اکرم (صـ) ‫مي ‌فرمايد شما را از زيارت قبور منع مي‌‌کردم، (زيارت ‫کنيد قبور را به جهت اينکه مذکر آخرت است).

نهي اولي ‫رسول اکرم (صـ) برای اين بود که مردم را از قبرپرستي باز ‫دارد، و توحيد را حفظ فرمايد، هنگاميکه مردم آگاه شدند ‫که نبايد از قبور حاجت خواست و آنرا پرستش نمود و ‫موحد کامل گرديدند، امر به زيارت فرمود، و حکمش را ‫بيان نمود، که غرض از زيارت قبور تذکر روز بازپسين ‫است. و عنه: «فزوروا القبور، فإنها تذكر الموت». رسول ‫اکرم (صـ) فرمود: (زيارت کنيد مردگان را كه آن مذكر موت ‫است).

 زيارت قبر رسول اکرم و ائمه هادين سلام ‌الله عليهم ‫اجمعين

‫اخبار بسيار در فضيلت زيارت آنان در کتب فريقين از ‫معصومين رسيده و پر از نفع دو جهانست و اسرار زيادی ‫در آن مي‌‌باشد که اين رساله گنجايش ذکر آن را ندارد و ‫ما مختصری از آنرا ذکر مي‌‌کنيم.

‫چنانکه زيارت پيغمبر اکرم و ائمه سلام الله عليهم ‫اجمعين در سال حياتشان برای زايرين اجر جزيل دربر ‫داشت، همچنين زيارت آنان بعد از مرگشان متضمن ثواب ‫فراوان خواهد، چنانکه بنابر روايت از رسول اکرم (صـ) که ‫فرمود: بر قبور مؤمنين سلام کنيد و خداوند روح مؤمن را ‫متوجه بدنش مي‌‌گرداند و سلام شما را جواب مي‌‌دهد، ‫هنگاميکه ميت مؤمن سلام زاير را جواب مي‌‌دهد چگونه ‫مي ‌شود تصور کرد زاير قبر پيغمبر و ائمه هادين سلامشان ‫بي ‌جواب بماند. أشهد أنّك تسمع سلامي وتردّ جوابي. ‫

ديگر اين بقاع متبركه محل توجه حقتعالى و مكان نزول رحمت است و دعاي داعي سريعاً بهدف اجابت ميرسد خصوصاً قبر حضرت أبي عبد الله و إجابةُ الدُّعَاءِ تَحْتَ قُبَّتِهِ. 

و از اسرار زيارت قبور پيغمبر (صـ) و ائمه هادين سلام‌الله ‫عليهم اجمعين اين است که هنگاميکه انسان وارد بقاع ‫متبرکه گرديد يک سلسله فضايل و مکارم اخلاق بر دل وی ‫مي ريزد، چون شخص زائر با خود حديث نفس مي‌‌کند که ‫‌ ‫اين بزرگان چه فداکاريها و خدمتها به جامعه بشری ‫نمودند، و در محاذات قبر يک دوره تاريخ روشن پرافتخاری ‫را از صاحب قبر مي‌‌آموزد، البته اين تذكر و تدبر در سيره ‫صاحب قبر يك روح اسوه‌اى به زايرش مي‌دهد، و گويا به ‫زائرش ميگويد من كسى بودم موحد و يكتا پرست جز ‫‌ ‫حق تعالى را قاضي الحاجات و رافع الکربات ندانستم، و ‫به کسي از بندگانش متوسل نشدم، دارای عفت و ‫شجاعت و تقوی و فداکاری و حق‌گوئي بودم از ملامت ‫ملامت‌کننده نترسيدم، امر به معروف و نهي از منکر ‫کردم، زيارت تو وقتي قبول است که به من تأسي کني، و ‫صاحب صفات کامل و ملکات فاضل گردی، که اگر درست ‫دقت شود که هر يک [از] بقاع متبرکه مدرسه تعليم و ‫تربيت، و لب زيارت هم همين مي‌‌باشد نه اينطوريکه عامّة ‫مردم تصور مي‌‌کنند. 

‫خود هنگاميکه مشرف به روضة رسول اکرم (ص) و موفق ‫به زيارت آن عتبة عرش مرتبه گرديدم و خود را محاذی با ‫ضريح مقدس ديدم يک سلسله افکار به من هجوم آورد و ‫عظمت رسول اکرم (صـ) چنان مرا گرفت، و کهربائي از قبر ‫مقدس به قلب من خورد تو گوئي ديدم حضرت رسولست ‫با آن صورت زيبا و لحن شيرين تلاوت قرآن مي‌‌کند، و يک ‫دوره تاريخ زندگاني اين شخص بزرگ مثل برق بر ذهنم، ‫يادآوردم آنروز بي‌کسي و تنهائي و ظلم و جسارتهای آن ‫‌ ‫مردم وحشي را، و آن حالت صبر و بردباری وبزرگواری ‫حضرتش را چنان انقلاب به من دست داد و اعصابم ‫متشنج گرديد که هر چه خواستم بگويم السلام عليك يا ‫رسول الله السلام عليك يا صاحب السكينه. نتوانستم بگويم، زبانم بند آمده، قلبم شروع به ضربان کرد، حالي ‫پيدا کردم که شرحش ممتنع است، ديدم آن شخصي که ‫مأمور قبر شريف بود از حالم آگاه شد دستم گرفته به ‫گوشه‌ای نشانيد و گفت شيخنا تفضل. ‫

خلاصه، کلام در زيارت قبور پيغمبر و ائمه خواصي هست ‫که مردم بر کمي از آن واقفند. ‫ اللهُمَّ ارْزُقْنَا حَجَّ بَيْتِكَ الحَرام، وَزِيَارَةَ قَبْرِ نَبِيِّكَ والأئمة الطاهرين، بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.‫چنانکه بيان شد ابتداء معبد و پرستشگاه منحصر به ‫مقابر بود و پس از آن بت پيدا شد، و آن در اصل مردة ‫تحنيط شده‌ای بود (موميائي)، تحنيط اين بود که احشاء و ‫امعای ميت را درآورده شکمش را پر از ادويه‌ای مانند ‫زيره، مشک، عنبر، كافور، قصب هندى، و صندل مي‌‌کردند ‫تا از کهنه‌شدن و پوسيدن محفوظ بماند، و نيز به جای ‫چشم آنان سنگي درخشان مانند ياقوت مي‌‌گذاردند، چون ‫ديدند که تحنيط کاملاً مرده را از پوشيده شدن محفوظ ‫نمي ‌دارد، بر آن شدند که مجسمه مرده را از سنگ يا چوب ‫تراشيده پرستش کنند، يا بر تابوت و قبر مرده صورت آنرا ‫نقش کرده عبادت کنند، و خداوند تبارک و تعالي در قرآن ‫از اين مسئله خبر مي‌‌ده