حكام هستند كه در ((كتاب الصدقه ي)) آن حضرت -صلی الله عليه وسلم- وجود داشتند. گمان مي رود در اصل اين كتاب جداگانه اي نيست، بلكه همان ((كتاب الصدقه ي)) پيامبر -صلی الله عليه وسلم- مي باشد؛ زيرا بر آن، مهر آن حضرت -صلی الله عليه وسلم- ثبت شده بود[2]. 

((حماد بن سلمه)) _ محدث و فقيه بنام _ مي گويد: 

((از ثمامه (نوه ي انس) كتابي گرفتم كه مي گفت اين كتاب را ابوبكر، هنگامي كه انس را براي دريافت زكات مي فرستاد، برايش نوشته است و بر آن مهر رسول الله -صلی الله عليه وسلم- نقش بسته بود))[3].

2- صحيفه ي ((عمرو بن حزم)) -رضي الله عنه-: در سال دهم هجري، هنگامي كه آن حضرت -صلی الله عليه وسلم-، ((عمرو بن حزم)) -رضي الله عنه- را والي ((نجران)) كرد و به آن ديار گسيل داشت، صحيفه اي محتوي احاديث خويش را كه به خط ((ابي بن كعب)) -رضي الله عنه- ترتيب داده بود، به وي سپرد. بعدها اين صحيفه، به نام حضرت ((عمرو بن حزم)) -رضي الله عنه- معروف گرديد و توسط محدثين ديگر انتشار يافت. 

در اين كتاب، علاوه بر چند نصايح عمومي، احكام شرعي چندي راجع به طهارت، نماز، زكات، عشر، حج، عمره، جهاد، مال غنيمت، ماليات، خونبها، امور نظامي و آموزشي و . . . بيان شده بود. حضرت ((عمرو بن حزم)) -رضي الله عنه- به عنوان والي در يمن، در پرتو اين كتاب، وظايف خويش را به بهترين صورت ممكن انجام داد. پس از وفات او، كتاب موصوف بدست نوه اش _ ((ابوبكر)) _ افتاد. ((امام زهري)) از وي اين نوشته را خوانده و ضبط نمود و به شاگردان خويش نيز احاديث آن را ياد مي داد[4].

3- بخشنامه ها: ابلاغ فرامين به سوي استانداران به صورت مكتوب، يكي از كارهاي ديني _ سياسي در امور مملكت بود. آن حضرت -صلی الله عليه وسلم- هر جا كه صحابه -رضي الله عنهم- را براي اجراي احكام اسلامي و كنترل اوضاع و احوال مي فرستاد، بر ايشان دستورات و رهنمودهايي شرعي مي نوشت، تا در سايه ي آن بهتر بتوانند در حل امور مردم تصميم گيري نمايند. 

حاصل اين هدايات و فرامين كه گاه هنگام ارسال ياران به دستشان مي داد، و گاه پس از رفتن آنان به طرفشان ابلاغ مي فرمود، گرد آمدن چندين صحيفه است كه مضامين آنها اكنون در دسترس ما قرار دارد. 

آن گاه كه حضرت ((ابوهريره)) -رضي الله عنه- و حضرت ((علاء بن حضرمي)) -رضي الله عنه- را، سفير خويش تعيين فرمود و به طرف زرتشتيان سرزمين ((هجر)) روانه كرد، هداياتي برايشان نوشت كه در آنها از زكات و عشر مفصلاً سخن به ميان رفته بود[5].

حضرت ((معاذ بن جبل)) -رضي الله عنه- و ((مالك بن مراره)) -رضي الله عنه- را به يمن فرستاد و به آنها بخشنامه اي در مورد احكام شريعت، عنايت فرمود[6].

نوشته اي براي ((معاذ بن جبل)) -رضي الله عنه- و به يمن فرستاده شد كه در آن عدم زكات بر سبزيجات نوشته شده بود[7].

 4- تعليماتي براي هيئت ها: بسياري از قبايل عرب پس از گرويدن به اسلام، هيئت هايي از افراد برجسته ي خويش را به ((مدينه)) مي فرستادند تا آموزشهاي لازم اسلامي را در آنجا فرا بگيرند. اين وفود براي مدتي معين در ((مدينه)) مي ماندند و در طي اين دوران تعليمات اسلامي را از ((قرآن)) و ((سنت))، تحت نظارت پيامبر -صلی الله عليه وسلم- به كمك اصحاب -رضي الله عنهم- فرا مي گرفتند. اين هيئت هاي اعزامي معمولاً، هنگام بازگشت به قبايل خويش، از آن حضرت -صلی الله عليه وسلم- متقاضي مي شدند تا رهنمايي ها و احكامي ضروري بر ايشان بنويسد. آن حضرت -صلی الله عليه وسلم- و صحيفه اي متشكل از مهمترين مسائل را تنظيم مي كرد و به آنها مي داد. 

نمونه هاي زيادي از اين نوشته هاي باقي مانده است. در اينجا دو مورد ذكر مي گردد: 

دو وفد از دو قبيله به نامهاي ((سماله)) و ((حدان))، پس از فتح ((مكه)) حاضر شدند و مشرف به قبول اسلام گرديدند. رسول خدا -صلی الله عليه وسلم- براي آنها صحيفه اي نوشت كه احكامي مربوط به زكات در آن درج شده بود. حضرت ((ثابت بن قيس)) -رضي الله عنه- نويسنده ي اين كتاب و ((سعد بن عباده)) -رضي الله عنه- و ((محمد بن سلمه)) -رضي الله عنه-، گواهان آن بودند[8]. 

وفد قبيله ي ((خثعم)) نزد آن حضرت -صلی الله عليه وسلم- آمد. اعضاي آن گفتند: ((ما به خدا ايمان آورديم و نيز به رسولش و آنچه كه از طرف خدا آمده است؛ پس براي ما كتابي بنويس تا بر مفادش عمل نماييم.)) آن حضرت -صلی الله عليه وسلم- براي آنها كتابي نوشت و حضرت ((جابر بن عبدالله)) -رضي الله عنه- و ديگر حاضرين بر آن گواه شدند[9].

5- نوشته هاي ديگر: چهار مورد از مكتوبات ذكر شده، مهمترين نمونه ها از نوشته هاي متعددي است كه اغلب براي بيان مثال از احاديث املاء شده به امر پيامبر -صلی الله عليه وسلم-، ارائه داده مي شود. نمونه هاي ديگري از اين طيف نامه ها و مصاحف را مي توان در زمينه هاي ديگري نيز يافت. من جمله ي اين مكتوبات، احاديثي است كه در خصوص دعوت حكمرانان[10] بزرگ دنيا به اسلام، راهنمايي هاي نظامي و قضايي، پيمان نامه ها، امان نامه ها، انواع معاملات و . . . نوشته شده است.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] ((درس ترمذي))، ج: 1، ص: 39.
[2] ((كتابت حديث))،ص: 83.
[3] ((سنن ابي داود)).
[4]  محمد تقي عثماني، ((حجيت حديث))، ص:134.
[5] محمد تقي عثماني، ((حجيت حديث))، ص: 134.
[6] محمد تقي عثماني، ((حجيت حديث))، ص: 134.
[7] ن. ك: ((انوار الباري))، ج: 1، ص: 22.
[8] ((حجيت حديث))، ص: 137.
[9] همان كتاب، ص: 137-136.
[10] نامه هاي تبليغي آن حضرت -صلي الله عليه وسلم- به پادشاه ايران، روم، مصر و . . . در اين باب مشهور هستند.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:58.txt">سرفصل</a><a class="text" href="w:text:59.txt">نوشته هاي صحابه -رض-</a><a class="text" href="w:text:60.txt">چرا در زمان پيامبر -ص- احاديث را يكجا گرد نياوردند؟</a></body></html>كتابت حديث در زمان صحابه رضي الله عنهم 

((عهد صحابه)) به حصه اي طويل از اولين و ممتازترين قرن اسلام* يعني از سال 11 هـ ق (سال وفات پيامبر -صلی الله عليه وسلم-)، تا سال 110 هجري اطلاق مي گردد. كوششهاي بي دريغ صحابه -رضي الله عنهم- در طي اين مدت دراز، براي حفظ ((سنت))، در فصل گذشته ذكر گرديد. 

نوشتن احاديث، شعبه اي از حمايت بي شائبه اصحاب -رضي الله عنهم- در حق ((سنت پيامبر)) -صلی الله عليه وسلم- بود. آنان با سپري شدن دوران پر بركت نزول وحي، بيش از پيش به نوشتن احاديث توجه نشان دادند و متعاقباً، شنيده ها را در قيد كتابت كشيدند.
--------------------------------------------------------------------------------
* رسول اكرم -صلي الله عليه وسلم- درباره ي سه دوره ي ممتاز اسلام مي فرمايد: ((بهترين قرن، قرني است كه من در آن زندگي مي كنم و بعد آنان كه به دنبال مي آيند و پس از آن كساني كه به دنبالشان مي آيند)) (يعني قرن پيامبر و صحابه و قرن تابعين و تبع تابعين.)نوشته هاي صحابه رضي الله عنهم 

بر شمردن تمام مصنفات اصحاب پيامبر –صلی الله عليه وسلم- با توضيحات لازم و كافي درباره ي هر كدام، كاري نيست كه بتوان در مرز چند صفحه از پس آن برآمد. بنابراین، در اينجا براي مثال فقط چند فقره از اين كتابها، مشروحاً نام برده مي شود. 

 1- صحيفه ي صادقه حضرت ((عبدالله بن عمرو بن العاص))  -رضی الله عنهما- كتابي