طلع باشد و در مورد غذاهاي او هم کمال دقت را به خرج داده و بداند که چه نوع غذاهايي را دوست داشته و سعي نمايد همانها را برايش تهيه کند. از اوقات و وعده هاي غذايي وي آگاه بوده و وعده ها را به تأخير نياندازد و غذا را با همان کيفيت، از لحاظ طرز تهيه و يا چگونگي سرو، که شوهرش مي خواهد براي او مهيا سازد. 
زن مسلمان تا هنگام برگشت شوهرش از سرکار منتظر او مي ماند حتي اگر او دير بکند. در اين حالت نيز نمي خوابد تا از برگشت او مطمئن شده و استقبال خوبي از وي به عمل آورده و غذا را برايش آماده ساخته و حرف هاي دلنشيني با او مي گويد تا او را قلباً خوشحال سازد و در بستر خواب نيز مونسش باشد. سعي مي کند صبح زودتر از خواب برخاسته و شوهر و بچه هايش را براي نماز صبح بيدار کند تا روز همگي با خير و خوشي آغاز شده و سپس صبحانه ي همه را برايشان آماده ساخته و شوهرش را با شور و شوق و با مهرباني و لطافت بدرقه نموده و او را به پايبندي به کسب حلال  سفارش کند... آنگاه سراغ کارهاي منزل و آماده ساختن برود تا آن را سراي سکون و آسايش و آرامش نمايد. تمام کارهايي که ذکر شد جو بسيار خوبي را در منزل براي شوهر فراهم مي سازد که نمي گذارد از خانه گريزان شده و به قهوه خانه يا کلوپ و باشگاههايي، که در آن ها فساد و بي بند و باري غوغا مي کند و زندگي زناشويي را برباد مي دهد، پا هم نگذارد.

زن شاغل:
گاهي زن مجبور مي شود سر کار برود، حال به هر دليلي که اين اجبار پديد آمده باشد. زن شاغل نيز بايد سعي کند کار و زندگي خانوادگي اش را چنان تنظيم کند که لطمه اي به زندگي زناشويي و احساس خوشبختي شوهرش وارد نيامده و خللي در استحکام آن وارد نيايد و شوهر احساس نکند زنش از او دور شده و در مورد او کوتاهي مي کند و مسئوليت هاي خود به عنوان کدبانوي خانه را انجام نمي دهد. بنابراين بايد تلاش کند تا شيفت کاريش را با شوهرش يکي کرده و همزمان و باهم در خانه باشند.

زيبايي، رابطه ي جنسي و پيوند عاطفي:
ارتباط جنسي يک نوع مشارکت بين طرفين، زن و شوهر، است. بعضي از زنان در اين زمينه خجالت کشيده و مسأله را بطور کامل به شوهرشان مي سپارند، البته اين کار ناشي از درک اشتباه از سرشت ارتباط جنسي دوسويه، زن و شوهر، مي باشد. معمولاً بسياري از زناني که بهره ي زيادي از زيبايي و جمال دارند مي پندارند که آن ها در برآوردن امور زناشويي توان بيش تري دارند و اين اعتقاد آنان را وامي دارد تا در امور جنسي نقش مسئولانه و قابل توجهي را به عهده نگيرند، با اين گمان که زيبايي وي به تنهايي در به انجام رسانيدن اين مهم به بهترين وجه کفايت مي کند. 
حقيقتي که لازم است متذکر شد آن است که زندگي زناشويي در تمام جنبه هايش يک نوع کنش و واکنش دوسويه ميان زن و مرد است و ضرورت دارد که هر دو طرف در اين تعامل نقش مسئولانه و پررنگي را به عهده بگيرند. حال اين تعامل و کنش و واکنش در امور معنوي مانند ابراز احساسات عاشقانه باشد يا در مسائل مادي مانند تبادل لذت جنسي بين دو طرف. 
زيبايي ظاهر زن در نظر مرد يک امر نسبي بوده و ممکن است مردي به زني با رنگ رخسار سفيد گرايش داشته باشد و ديگري زني گنم گون يا سياه چرده را بپسندد يا ممکن است زني کوتاه قد را دوست داشته باشد و ديگري زنان بلند و باريک را ترجيح دهد و الي آخر ... زيبايي زن تنها در ظاهر و جسم وي خلاصه نمي شود و زيبايي معنوي او هم در اين بين اهميت بسزايي دارد. همين زيبايي است که شخصيت زن را آشکار مي سازد که فردي آرام، با وقار، بردبار و متين، بامحبت، علاقمند، قانع و خرسند، نرو رفتار و ملايم، فروتن، هميار، عاشق و پرمحبت و علاقمند به خوشنود ساختن شوهر هست يا خير.

 زني با ويژگي هاي بالا زيباي حقيقي است، حتي اگر در زيبايي ظاهري کم تر از ديگران باشد. چنين زني مي داند که اين تصور که زيبايي ظاهري زن خود به تنهاي مي تواند شوهرش را ارضاء نموده و نياز جنسي وي را برآورد اشتباه محض است. درحالي که مي توانند در امور زناشويي با عشقبازي و مهرورزي و ناز و کرشمه هميشگي و سخنان عاشقانه و دلنشين در مسائل زناشويي به خوبي عمل نمايند. در اين حالت هردو با آنچه خداوند متعال حلال و گوارا ساخته است به يک اندازه از لذت و خوشي برخوردار مي شوند.

در رابطه ي زن و شوهر جايي براي نا اميدي و سردي نيست:
 
ميل جنسي مانند ديگر اميال و شهوات انساني ربطي به سن و سال معيني در مرد يا زن نداشته و بخشي از ساختار اندام هاي بدن انسان مي باشد. در اين جا لازم است اين امر متذکر شويم که ميل جنسي زن يا مرد در سني که به سن يائسگي معروف است از بين نمي رود. زن تا زمانيکه سالم و تندرست بوده و از بيماري هاي بدني و روحي در رنج نباشد، مي تواند تا سنين بالا همچنان اين رابطه را به خوبي برقرار سازد. 
البته درست است که با بالا رفتن سن از ميزان اين ميل و گرايش کاسته مي شود، همانطور که نيروي جنسي نيز کم تر مي شود، ولي با وجود اين ميل جنسي همچنان وجود داشته و وظيفه ي خويش را همواره ادا مي نمايد و در عوض دوران ازدواج زن را در کيفيت بخشي و محکم کردن پيوند خود با همسرش در مراحل مختلف عمرشان ياري مي دهد. بنابراين اشتباه است که پنداشته شود که سن يائسگي به معني پايان شور و نشاط جنسي زن است. بلکه در صورت وجود گرايش به معاشقه در بين زوجين، ميان شان سازگاري و انسجام در هر سن و سالي که باشند بوجود مي آيد. 

برخي افراد به داروهاي طبي براي ازدياد قواي جنسي خود پناه مي برند، که البته در در بيش تر اوقات نتيجه ي عکس ميدهد. گرچه در بعضي حالات، که به ندرت پيش مي آيند، مي توان از اين داروها استفاده نمود؛ در شرايطي که زن از سردي رابطه ي جنسي رنج مي برد، ممکن است اين حالت ناشي از مشکل جسمي باشد که با داروها و يا عمل جراحي قابل مداوا است يا به مسائل روحي  در رابطه با مردان برگردد و يا به خاطر کم توجهي شوهر، يا ترس و واهمه ي شديد از بارداري و به دنيا آوردن بچه بوده و يا از برخورد تند و شتابزده از جانب شوهر در اين زمينه  ناشي شده باشد. معمولاً تمامي اين موارد باعث بروز سردي در روابط جنسي ميان زن و شوهر مي گردد. 
زن براي تحريک شدن نياز به مدت زمان زيادي دارد؛ تا بتواند بطور کامل به دعوت جنسي پاسخ دهد. چنانچه مرد از اين حقيقت بي خبر باشد و يا، به خاطر سرعت و شتاب تحريک خودش، بدان توجهي ننمايد، نتيجه آن مي شود که زن به آمادگي لازم دست نيافته و در برابر شوهرش واکنش مناسبي را بروز نمي دهد. ينابراين مرد بايد به اين موضوع واقف بوده و براي مباشرت زناشويي مقدمه چيني هاي لازم از قبيل سخنان عاشقانه، ناز و نوازش و ديگر کارهايي که زن را براي پاسخگويي به نداي ميل جنسي با تمام وجود وامي دارد، را بکار ببرد. در اين شرايط مباشرت زناشويي با موفقيت و کاميابي همراه بوده و از بروز سردي در روابط جنسي ميان زن و شوهر جلوگيري مي شود. البته ايرادي ندارد که زن در اين موارد شوهرش را راهنمايي کرده و کمک نمايد. 
زن و شوهر بايد بدانند که بهترين زمان نزديکي، همان زمان