 غضب شديدي فرو رفت. تا آنکه بار دگر متوجه حضرت رضا شد و گفت: دربارة او چه رأي مي‌دهي؟ حضرت فرمود خداي‌تعالي جل جلاله به محمد(ص) فرمود: فَلِـلَّهِ‌ الحُجَّةُ البَالِغَةُ، و آن حجتي است که همين‌که بجاهل رسيد او را به‌ جهلش آگاه مي‌کند چنانکه عالم آنرا بوسيله علمش ميداند و دنيا و آخرت به حجت قائمند. و اين مرد حجت خود را برآورد. فلذا مأمون امر به آزادي آن صوفي کرد. 

در اين حديث شريف آن مرد صوفي که مسلماً از بني‌هاشم نبوده در حضور حضرت رضا(ع)و مأمون که هر دو از بني‌هاشم بودند ادعاي خمس و سهم مسکين و ابن‌سبيل کرد و حضرت رضا او را تصديق و مأمون را محکوم نمود. پس معلوم شد که مسکين و ابن‌سبيل در آيه شريفه مساکين و ابن‌سبيل عموم مسلمين‌اند.

9- در مسند حضرت زيد بن علي ‌بن الحسين (ص356، باب ‌الخمس والأنفال، چاپ بيروت) ((سألتُ زيدَ بن علي (عليه السلام) عن الخمس قال: هو لنا ما احتجنا إليه، فإذا استغنينا فلا حق لنا فيه، ألم تر إن الله قرننا مع اليتامى والمساكين وابن السبيل فإذا بلغ اليتيم واستغنى المسكين وأمن ابن السبيل فلا حق لهم وكذلك نحن إذا استغنينا فلا حق لنا.)). ابوخالد واسطي راوي حديث مي‌گويد از حضرت زيد بن علي بن ‌الحسين از مسئله خمس غنائم جنگ پرسيدم آن‌حضرت فرمود: آن براي ماست مادامي که بدان محتاج شديم! ما همينکه مستغني شديم ديگر در آن حقي براي ما نيست مگر نمي‌بيني که خدا ما را با يتيمان و مسکينان و ابن‌‌سبيل قرين کرده‌است. پس همين‌که يتيمي بالغ شود و مسکين مستغني شود و ابن‌سبيل بمحل امن برسد ديگر براي ايشان حقي نيست. همچنين ما نيز هنگامي که مستغني شويم ديگر حقي از خمس براي ما نيست. 

در اين حديث «زيد بن علي» که خود از سلاله هاشم و اقرباي رسول‌الله و از بزرگان اهل‌بيت طاهرين است خود را قرين يتامي و مساکين و ابن‌سبيل ساير مردم مي‌پندارد و معذالک فرق بين خود و ديگران با کلمه لنا و لهم مي‌گذارد که معلوم مي‌دارد يتيمان و مساکين و ابن‌سبيل از عموم مسلمين‌اند نه فقط بني‌هاشم و ذريه رسول خدا!

10- در تفسير حِبر الأمه عبد الله بن عباس که در حاشية (الدر ‌المنثور) سيوطي در مصر چاپ شده‌است در جلد 2 صفحة 64 در ذيل آية شريفي مي‌نويسد: ((﴿واعلموا﴾ يا معشر المؤمنين ﴿أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِّن شَيْءٍ﴾ من الأموال ﴿فَأَنَّ لِـلَّهِ خُمُسَهُ﴾ يخرج خمس الغنيمة لقبل الله ﴿وَلِلرَّسُولِ﴾ لقبل الرسول ﴿وَلِذِي القربى﴾ ولقبل قرابة النبي r ﴿واليتامى﴾ ولقبل اليتامى غير يتامى بني عبد المطلب ﴿والمساكين﴾ ولقبل المساكين غير مساكين بني عبد المطلب ﴿وابن السبيل﴾ ولقبل الضيف والمحتاج كائناً من كان وكان يقسم الخمس في زمن النبي r على خمسة أسهم سهم للنبي r وهو سهم الله وسهم للقرابة لأن النبي r كان يعطي قرابته لقبل الله وسهم لليتامى وسهم للمساكين وسهم لابن السبيل فلما مات النبي r سقط سهم النبي r والذي كان يعطى للقرابة لقول أبي بكر سمعت رسول الله r يقول «لكل نبيٍّ طعمة في حياته فإذا مات سقطت فلم يكن بعده لأحد» وكان يقسم أبو بكر وعمرو وعثمان وعليّ في خلافتهم الخمس على ثلاثة أسهم سهم لليتامى غير يتامى بني عبد المطلب وسهم للمساكين غير مساكين بني عبد المطلب وسهم لابن السبيل للضيف والمحتاج)).

ملخّص تفسير ابن عباس آن‌است که چه در زمان رسول خدا(ص) و چه در زمان خلفاي راشدين، يتامي و مساکين و ابن‌سبيل، يتيمان و مسکينان و ابن‌سبيلان بني‌هاشم نبودند بلکه عموم مسلمين هستند که در زمان رسول خدا و خلفا بايشان داده مي‌شد. 

اينها احاديثي‌است که از ناحيه اهل‌بيت رسول خدا در اين مورد وارد شده‌است و اخبار و احاديثي که در کتب عامه‌است نيز اين کيفيت را تصديق مي‌کند چنان‌که در المغازي واقدي (ص381) از يزيد بن رومان و او از عروه نقل مي‌کند: ((إن ابا بکر و عمر و علياً کانوا يجعلونه (الخمس) في‌ اليتامي و المساکين و ابن‌السبيل.)). يعني ابو بکر و عمر و علي(ع) خمس را در يتيمان و مساکين و ابن‌السبيل قرار داده بودند.

توضيح استدلال به اين احاديث فقط از اين نظر است که به نص قطعي آنها يتامي و مساکين و ابن‌سبيل که مراد از آنها امروز طبقه‌اي بنام ساداتند، نبوده بلکه يتامي و مساکين و ابن‌سبيل عموم مسلمانند و اما ذي‌القربي بفرض آنکه مراد از آن ذي‌ القربي رسول ‌الله باشد شامل عموم بني‌هاشم مي‌شود نه افراد خاصي چون علي و فاطمه و حسين(عليهم السلام) و چنان‌که قبلاً گفته شد در اين‌صورت هم مراد از ايشان اقرباي آن روز رسول خدا بود که امروز از آن مصداقي وجود ندارد بدلايل گذشته و ما اين احاديث را از باب اسکات خصم و اتمام حجت آورديم.

اقوال علماء شيعه در يتامي و مساکين و ابن‌سبيل آية خمس

عقلاً و نقلاً از آيات شريفه و احاديث مرويه از اهل‌بيت(ع) معلوم شد که يتامي و مساکين و ابن‌سبيل در آيه خمس يتيمان و مسکينان و ابن‌سبيلان عموم مسلمين اند نه فقط يتامي و مساکين و ابن‌سبيل فرزندان هاشم چنانکه پاره‌اي از فقهاي شيعه باستناد پاره‌اي از احاديث قائلند:

اينک آراء و اقوال پاره‌اي از علماي بزرگ شيعه را در اين باره مي‌آوريم.

1- مرحوم کليني صاحب کافي در کتاب کافي (ص358، ج1)در اين باره مي‌نويسد: ((فَجُعِلَ لِمَنْ قَاتَلَ مِنَ الْغَنَائِمِ أَرْبَعَةُ أَسْهُمٍ وَلِلرَّسُولِ سَهْمٌ وَالَّذِي لِلرَّسُولِ(ص) يَقْسِمُهُ عَلَى سِتَّةِ أَسْهُمٍ ثَلَاثَةٌ لَهُ وَثَلَاثَةٌ لِلْيَتَامَى وَالمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ)). يعني آنچه براي مجاهدين از غنائم مقرر است چهار سهم است و براي رسول خدا (از خمس‌الله) يک سهم (جمعاً پنج سهم) و آنچه مال رسول است (يعني خمس غنائم) آنرا بر شش سهم تقسيم مي‌کند که سه سهم آن براي خود اوست (يعني به‌ مصارفي که لازم بداند مي‌رساند) و سه سهم ديگر مال يتيمان و مسکينان و ابن‌سبيل (بطور اطلاق) است.

2- مرحوم شيخ طبرسي در مجمع‌البيان (ص612، ج9، چاپ اسلاميه، تهران) مي‌نويسد: ((و روى المنهال بن عمرو عن علي بن الحسين (عليهما السلام) قال قلت قوله: ﴿.. وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ..﴾ [الأنفال/41]؟ قال: هم قربانا ومساكيننا وأبناء سبيلنا. وقال جميع الفقهاء: هم يتامى الناس عامة و كذلك المساكين و أبناء السبيل، و قد روي أيضاً ذلك عنهم (عليهم السلام)..)). يعني جميع فقهاء اسلام (اعم از شيعه و سني) قائلند به اينکه مراد از يتامي در آيه شريفه يتيمان عموم مردمند و هم‌چنين مساکين و ابناء السبيل (از عموم مسلمينند) و اين معني از خود ائمه معصومين(ع) نيز روايت شده‌است.

3- مرحوم شيخ يوسف بحراني در کتاب (الحدائق ‌الناضرة في أحكام العترة الطاهرة) (ص387، ج12، چاپ نجف)، و مرحوم محقق حلي در کتاب (المعتبر) و مرحوم حاج آقا رضا همداني در (مصباح ‌الفقيه) (ص145، ج1) آورده‌اند: ابن‌جُنيد فرموده‌است که سهام يتامي و مساکين و ابن‌سبيل که نصف خمس است مال کساني است که اهل اين صفت