است كه اثناعشري نباشد [3].

بلكه خود تيجاني در سخنراني خود در لندن ـ نوار هاي او وجود دارد ـ مي گويد: (خدايي كه راضي است كه خليفة بعد از پيامبرش، ابوبكر باشد، چنين پروردگاري نميخواهيم) كدام سخن را باور كنيم؟

كسي كه مي خواهد بيشتر شناخت پيدا كند به كتاب (حقيقة الشيعة) تأليف عبدالله موصلي -رحمه الله- مراجعه كند.
----------------------------------
[1] الأنوار النعمانية. 
[2] منهاج النجاة (48).
[3] تنقيح المقال 1 / 208.(15) تيجاني در صفحة (90) مي گويد:

(آنگاه از اين تربتي كه بر آن سجده ميكنند و آنرا (تربت حسنيي) مي نامند، پرسيدم (يعني از باقر صدر) پاسخ داد: قبل از هر چيز بايد بدانيم كه ما بر خاك سجده مي كنيم و هرگز براي خاك سجده نمي كنيم. و آنچه نزد ما و اهل سنت ثابت شده، اين است كه سجود بر غير اينها درست نيست.

اين دروغ بر اهل سنت است امام ابن قدامه مي گويد:[1]

  (ولاتجب مباشرة المصلى بشىء من هذه الأعضاء)

(واجب نيست كه هيچ كدام از اين اعضاء مستقيم با خاك تماسي داشته باشد).

 قاضي (عياض) مي گويد: اگر بر پيچ عمامه اش يا آستيش و يا دامنش سجده كند، نماز طبق يك روايت صحيح است و اين مذهب مالك و ابو حنيفه است.

و ما تعظيم اين خاك را توسط شيعه عملي منكر مي دانيم، آنها در اين زمينه احاديثي دروغين از ائمه اهل بيت روايت كرده اند و رسول خدا -صلي الله عَليه و آله و سلم- حضرت علي و حضرت حسن -رضي الله عنهم- نزد اهل سنت و شيعه از حسين -رضي الله عنه- افضل ترند، با وجود اين، تربت آنها نزد شيعه مثل تربت حسين -رضي الله عنه- تعظيم نمي شود.

اي كاش مسئله همينجا با سجده بر خاك، آنطور كه باقر صدر مي گويد تمام مي شد بلكه اين مسئله از اينهم گذشته و به تقديس اين خاك رسيده است.

موسي موسوي مي گويد: (بسياري از كساني كه بر اين خاك سجده مي كنند، آنرا مي بوسند و به آن تبرك مي جويند و بعضي اوقات، اندكي از خاك كربلا را براي شفا مي خورند ‍‍‍‍و نمي دانم اين بدعت كي وارد صفوف شيعه شده است، رسول خدا -صلي الله عَليه و آله و سلم- هرگز بر خاك كربلا سجده نكرد،) امام علي و ائمة  بعد  از  او -رضي الله عنهم-  هرگز بر چيزي كه اسمش خاك كربلا باشد، سجده نكرده اند[2] اين گواهي دانشمند شيعه بر اوضاع شيعه است.

و اين از اعتقادات شيعه است كه خاك حسين ضامن شفاي انواع و اقسام مريضي ها و بيماريها است و با اين اعتقاد با كلام خدا -جل جلاله- مخالفت مي كنند:

}وَإِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلا كَاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ.{  (الأنعام: 17)

«اگر خداوند ضرري بتو برساند كسي بجز خداوند نميتواند آنرا بر طرف نمايد».

}أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوء{. (النمل: 62)

«چه كسي انسان مضطر را هنگامي كه او را بخواند، اجابت ميكند و بدي را برطرف ميكند»؟

}وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ{.  (الشعراء:80) 

«و چون مريض شوم او (خداوند) مرا شفا دهد».

در نتيجه تشيع با اين اعتقاد شان كه اين خاك دواء و شفاء است با مشركين در اينكه سنگهايشان نفع و ضرر مي رساند، مشابهت پيدا مي كنند و اينك نمونه اي از روايات آنها در مورد تربت حسين -رضي الله عنه-:

(1)   به جعفر صادق -رحمه الله- نسبت مي دهند كه ايشان فرموده است: خاك قبر حسين هر بيمار را شفا مي دهد و هنگام خوردن، بگو: (بسم الله وبالله اجعله رزقأ واسعاً وعلماً نافعاً وشفاءً من كل داء) [3].

(به نام خدا و به خدا، پروردگارا ‍اين خاك را رزق فراوان، علم نافع و شفاي هر بيمار بگردان.

(2)  به محمد باقر -رحمه الله- نسبت مي دهند كه ايشان فرموده است: خاك قبر حسين -رضي الله عنه- شفاء هر بيماري است و امان هر ترسي است و آن براي هر چيزي كه بخاطر آن گرفته شود، مفيد است [4].

(3)  و روايات بسيار ديگري وجود دارد كه مجلسي در كتابش (بحار الأنوار) باب كاملي براي اين روايات قرار داده است [5].
---------------------------------------
[1] المغني 1/305.
[2] الشيعة والتصحيح 115 (اين كتاب به فارسي ترجمه شده است).
[3] بحار الانوار 98/129.
[4] بحار الأنوار 98/ 131.     
[5] بحار الأنوار 98/118.(16) تيجاني در صفحة (92) مي گويد:

(و باقر صدر گفت: و اينكه اولياء و ائمه را دعا ميكنند به اين خاطر است كه وسيله اي نزد خدا باشند و اين هرگز شرك نيست و مسلمانان چه شيعه چه سني از زمان حضرت رسول تا امروز، بر اين امر اتفاق عقيده دارند، به استثناي وهابيت و علماي سعودي ـ همانگونه كه ياد آور شدي ـ و اينها با مذهب جديدشان كه در اين قرن پيدا شد، مخالفت با اجماع مسلمين ميكنند و با اين اعتقاد بود كه ميان مسلمين فتنه انگيزي كردند و خون مسلمانان را مباح دانستند و آنها را تكفير نمودند.

اين تيميه مي فرمايد: كساني كه پيامبران و صالحين را بعد از مرگ آنها در كنار قبور شان يا جاهاي ديگر صدا ميكنند جزء  مشركيني هستند كه غير خدا را صدا ميكنند، مانند كساني كه ستارگان را صدا ميكنند مانند كساني كه فرشتگان و پيامبران را ارباب قرار داده اند. خداوند مي فرمايد:

}مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِبَاداً لِي مِنْ   دُونِ اللَّهِ وَلَكِنْ كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ * وَلا يَأْمُرَكُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلائِكَةَ وَالنَّبِيِّينَ أَرْبَاباً أَيَأْمُرُكُمْ بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ.{ (آل عمران: 79-80)

«براي بشرمناسب نيست كه خداوند به او كتاب، حكم و نبوت بدهد سپس به مردم بگويد بجز خداوند، بندگان من شويد بلكه به مردم مي گويد: باكتابي كه آموخته ايد و ياد داده ايد و درسي كه خوانده ايد، مردمي خدايي و رباني باشيد و به شما دستور نمي دهد كه فرشتگان و پيامبران را به خدايي بگيريد آيا شما را دستور به كفر مي دهد بعد از اينكه مسلمان شده ايد».

 و خداوند مي فرمايد:

}قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِهِ فَلا يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنْكُمْ وَلا تَحْوِيلاً أُولَئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُوراً{.   (الاسراء: 57-58) 

«اي پيامبر به مشركين بگو، افرادي را كه بجز خداوند، شايسته مي دانيد، صدا كنيد آنها توانايي دفع ضرر و زيان را از شما ندارند و نمي توانند وضعيت شما را تغيير دهند: آن كساني را كه مشركين آنها را صدا مي كنند آنها خودشان براي تقرب به پروردگار عبادات را وسيله قرار مي دهند و اميد وار به رحمت خداوند و از عذاب او هراسناكند زيرا از عذاب خداوند بايد پرهيز كرد».

 و خداوند مي فرمايد:

 }وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّارٌ.{   (الزمر