كند).

﴿ذَلِكَ الْكِتَابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ﴾. (البقرة:2) (اين كتاب هيچ شك وگماني در آن نيست و راهنماي پرهيز گاران است).

﴿تِلْكَ آيَاتُ الْقُرْآنِ وَكِتَابٍ مُبِينٍ﴾ (النمل: 1) (اين آيات قرآن وكتابي واضح و آشكار است).

﴿وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ﴾. (القمر:17). (ما قرآن را براي پند آسان كرده ايم آيا پند پذيري هست).

﴿كِتَابٌ فُصِّلَتْ آيَاتُهُ قُرْآناً عَرَبِيّاًلِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ﴾. (فصلت:3) (كتابي است كه آيات آن با تفصيل بيان شده اند، قراني به زبان عربي است).

آيات و احاديث زيادي در اين زمينه وجود دارد. أي شيعيان ‍‍‍ چه كسي را تصديق كنيم؟ پروردگارمان را تصديق كنيم يا كذاب و دروغگويي مثل تيجاني را؟‍‍

ملاحظه ميكنيد چگونه مي خواهند شمارا از كتاب خدا، قرآن دور كنند. گويا اينها همان كساني اند كه خداوند در مورد آنها فرموده است: 

﴿وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لا تَسْمَعُوا لِهَذَا الْقُرْآنِ وَالْغَوْا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ﴾. (فصلت:26). (كفار ميگويند: به اين قرآن گوش فرا ندهيد و هنگام تلاوت ياوه سرايي و بيهوده گويي كنيد تا اينكه پيروز شويد ) آيا نمي انديشيد؟(24) در ج 1 صفحه (201) ميگويد: 

(با اينكه اهل سنت وجماعت، از خلفاي راشدين، جز ابو بكر، عمر وعثمان كسي را اراده  نميكنند، زيرا علي كه نزد آنان از خلفا شمرده نميشده ومدتها بعد به آنها پيوسته. . . ). 

به عادت دروغگويي اش همچنان ادامه مي دهد، چه كسي از اهل سنت گفته است كه حضرت علي بن ابي طالب -رضي الله عنه- از خلفاي راشدين نيست؟ وآنچه مسلم ومحرز است اهل سنت از گذشتگانشان پيروي ميكنند و به چه علت بعد از گذشتن مدتها حضرت علي -رضي الله عنه- را جزء خلفاي راشدين قرار دادند و راه گذشتگانشان را در برسميت نشناختن حضرت علي -رضي الله عنه- رها كردند؟ لعنة الله على الكاذبين (لعنت خدا بر دروغگويان).

(25) در ج 1 صفحه (202) ميگويد: 

(اين حديث عبارتست از اين جمله كه: (ياران من چون ستاره اند از هريك پيروي كنيد، راه را مي يابيد). ابن قيم جوزيه، اين حديث را دليل بر حجت بودن نظر صحابي مي داند). 

اين سخن تيجاني هم واقعيت ندارد، اين حديث را ابن قيم جوزي -رحمه الله- با ذكر ضعيف بودن در كتابش (اعلام الموقعين) (2/174) آورده است وياد آوري نموده است كه كساني كه تقليد را واجب مي دانند به اين حديث استدلال كرده اند و ابن قيم -رحمه الله- بعد از ذكر طرق حديث مي گويد: هيچ يك از اين طرق ثابت نمي شود (صحيح نيست).

(26) در ج 1 صفحه (220) ميگويد: 

(شيعه، تقليد از امامان اهل بيت (عليهم السلام) را تا به امروز ادامه داده اند.  وجود اين امامان بيش از سه قرن ادامه يافته، و هيچيك از آنان با سخن ديگري مخالفت نكرده است). 

تيجاني طبق عادتش دروغ ميگويد. براي پاسخ تفصيلي اين دروغ به پاسخ شماره (3) كتاب (باراستگويان ) مراجعه كنيد.

(27) در ج 1 صفحه (233) ميگويد: 

عبدالله بن عمر در زمينه تفسير حديث نبوي -صلي الله عليه وآله وسلم- كه فرموده است: (خلفاء بعد از من دوازده نفرند)؛ ميگويد: اين امت دوازده خليفه خواهد داشت كه عبارتند از: 

ابوبكر صديق، عمر فاروق، عثمان ذو النورين، معاويه وپسرش پادشاهان سرزمين مقدس، سفاح، سلام، منصور، جابر، مهدي، امين وامير عصب، همه از بني كعب بن لوي وهمه شايسته اند وكسي مانند آنها پيدا نمي شود!!! 

دروغ مي گويد، - عليه من الله ما يستحق- كجا چنين سخن، بلكه تهمتي كه به عبدالله بن عمر -رضي الله عنهما- نسبت داده است، وجود دارد؟ وبيشتر اين افراد در زمان ابن عمر -رضي الله عنهما- نبوده اند. -يعني بعد از زمان وي آمده اند- آيا ابن عمر -رضي الله عنهما- غيب مي دانست!؟ (28) در ج (2) ص (30) همين كتاب (اهل سنت واقعي) ميگويد: 

(هنگامي كه در باره شخصيت اين مرد (يعني طلحه بن عبيدالله) در كتابهاي تاريخ مطالعه ميكنيم، روشن مي شود كه از دنيا پرستان بوده كه دنيا آنها را فريفته و درپي خود كشانده وآنها بخاطر آن، دين خود را فروخته اند و زيان كرده اند و داد و ستدي زيانبار كرده اند ودر روز رستاخيز پشيمان خواهند بود). 

اين جسارتي قبيح وزشت نسبت به اين صحابي بزرگوار رسول خدا -صلي الله عليه وآله وسلم- است فردي كه مشهور به جهاد وفداكاري بود تا آنجا كه در غزوه احد در باره او گفته شد روز أحد روز طلحه -رضي الله عنه- بود زيرا در اين روز دست راست او در راه دفاع از رسول خدا -صلي الله عليه وآله وسلم- فلج شد[1].

(29 ) و بدنبال اين مطلب، در همين صفحه ميگويد: 

(اين همان طلحه است كه رسول خدا -صلي الله عليه وآله وسلم- را مي آزرد و ميگفت: اگر رسول خدا بميرد من با عايشه ازدواج مي كنم، زيرا او دختر عموي من است). 

اين دروغ و ادعايي باطل است، تيجاني و دروغگويان امثال او نميتوانند اين ادعا را ثابت كنند. 

(30) و درج (2) ص (45 ـ46) ميگويد: 

(طه حسين در باره اين خيانت (هدفش طلحه و زبير است) ميگويد: (اين عده، به پيمان شكني خود با علي بسنده نكردند. و پيمان آتش بس خود را با عثمان بن حنيف نيز زير پا نهادند. وهر كس از مردم بصره را نيز كه به پيمان شكني آنها و زنداني كردن فرماندار وغارت بيت المال  وكشتن پاسداران آن،  اعتراض كرد، او را نيز كشتند). 

اين طه حسين كيست تا كلامش حجت بر اهل سنت باشد؟ همه اين سخنان دروغ است. تيجاني وديگران نمي توانند صحت اين سخنان را اثبات نمايند. اينها روايات پراكنده تاريخي است كه هيچ واقعيتي ندارند وصحيح نيستند[2].

(31) و درج (2) ص (55) مي گويد: 

او خود (سعد) چندين فضليت را براي علي -رضي الله عنه- روايت كرده كه نسائي ومسلم در صحاح خود آورده اند. سعد ميگويد: من از رسول خدا -صلي الله عليه وآله وسلم- شنيدم كه در باره علي -رضي الله عنه- چندين صفت را بيان مي كرد كه اگر يكي از آنها را مي داشتم از همه نعمت هاي زرد وسرخ، خوشتري داشتم. شنيدم مي گويد: (او نسبت به من مانند هارون به موسي است جز آنكه پيامبري بعد از من نيست). وشنيدم كه مي گويد: (فردا پرچم را به مردي مي دهم كه خدا و پيامبر را دوست دارد و خداي و پيامبر نيز او را دوست دارند).  وشنيدم كه مي گويد: (أي مردم رهبر شما كيست؟ گفتند: خدا وپيامبر، و تاسه بار اين سؤال وجواب تكرار شد، سپس علي را گرفت و او را بلند كرد وسپس فرمود: هر كس خدا وپيامبر رهبر اويند، اين رهبر اوست. خدايا!  با دوستانش دوستي كن و با دشمنانش دشمني فرما) [3].

اين دروغ ديگر است زيرا اين حديث را با اين لفظ نه امام مسلم ونه نسائي، هيچ كدام روايت نكرده اند وكسي كه اعتقادي غير از اين دارد،  با ذكر جزء وصفحه وناشر كتاب اين احاديث را ذكر كند اما ادعاي محض كار ساده اي است وهر كس مي تواند ادعا كند. 
-------------------------------------
[1] مي توانيد بيو گرافي حضرت طلحه -رضي الله عنه- را در كتابهاي (سيره أعلام البنلاء ) (1/23) والبدايه والنهايه ـ (7/258) والاصابه (2/220) بنگريد.
[2] به كتاب (حقبة من التاريخ) نوشته مؤلف مراجعه كنيد.  
[3] حديث از نظر معني هم تحريف شده است زيرا در حديث كلمه (ولي) آمده است و اين  كلمه