که خدا راضي گردد، عبدالعظيم حسني گفت: از کجا مي‌فهمد که خدا راضي شده؟ امام گفت: خدا در قلب او رحمت مي‌اندازد (معلوم مي‌شود که دل او رحمت نداشته تا انداخته) و چون وارد مدينه شود لات و عزي را از قبر بيرون مي‌آورد و آتش مي‌زند. مجلسي گويد: مقصود از لات و عزي دو بت قريشند يعني، شيخين ابابکر و عمر (رضي الله عنهما). نويسنده گويد: همين راويان منافق بوده‌اند که دور امام را مي‌گرفتند براي تفرقة در بين مسلمين و اين چنين روايات مي‌ساختند.

خبر يازدهم، مفضل بن عمر که يکي از غلاة است، سؤالي کرده و امام جوابي داده و بدون رضايت إلهي آية 8 سورة مدثر که راجع به قيامت است به مهدي تأويل کرده. سورة مدثر از سوره‌‌هاي اوليه‌است که به پيغمبر نازل شده که خدا در آية 8 و 9 و 10 آن به رسول خود فرموده: ﴿فَإِذَا نُقِرَ فِي النَّاقُورِ * فَذَلِكَ يَوْمَئِذٍ يَوْمٌ عَسِيرٌ * عَلَى الكَافِرِينَ غَيْرُ يَسِيرٍ﴾ (المدثر/8-10). «پس چون در صور دميده شود، پس آن وقت همان روز سخت است که بر کافران آسان نيست».

ولي شيخ طوسي و مفضل گفته‌اند که راجع به مهدي است، کفاريکه خدا و رسول و قيامت را قبول ندارند آية مهدي را بر ايشان بخوان. حال چرا اين راويان فکر خود را بکار نينداخته‌اند خدا مي‌داند.

خبر دوازدهم و سيزدهم، يک عده راويان غالي روايت کرده‌اند و آية 4 سورة شعراء را بدون تناسب با بني‌اميه و قائم تطبيق کرد‌ه‌اند. خدا مي‌فرمايد: ﴿إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّمَاءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ﴾ (الشعراء/4)، «اگر بخواهيم بر اين کفار عذابي نازل گردانيم تا ناچار خاضع شوند و ايمان آورند».

ولي راويان غالي گفته‌اند منظور آن است که بني‌اميه را بترسان که مهدي مي‌‌آيد، آيا قرآن براي خود سران آمده که هر چه بخواهند بگويند و يا براي «لعلهم يتفکرون».

خبر چهاردهم، يک عهده غلاة از علي روايت کرده که فرج و قيام قائم در سه چيز است: در اختلاف اهل شام و پرچمهاي سياه از خراسان و فزع در ماه رمضان، سؤال شده از فزع ماه رمضان و امام بدون مناسبت آية 4 سورة شعراء را که در خبر قبل بيان شد، براي ايشان خوانده‌است.

خبر پانزدهم، مانند خبر 14 مي‌باشد.

خبر شانزدهم، نشانة قائم را از حضرت رضا خواسته‌اند؟ و او در جواب فرموده: پيري است جوان و با مرور ايام پير نمي‌شود. و اين برخلاف سنت إلهي است و يقنا از جعل راويان خداناشناس است.

خبر هفدهم، علي بن ابي‌حمزة بطائني که ائمة 12 گانه را قبول ندارد. از امام نقل کرده که قائم روز شنبه قيام مي‌کند برخلاف خبر اول، و اينجا روايت کرده که روز عاشورا قيام مي‌کند برخلاف روايات ديگري که مي‌گويد: ماه شعبان و رمضان قيام مي‌کند.

خبر هيجدهم، همان خبر دوم است که مکرر شده‌است.

خبر نوزدهم، از حضرت صادق روايت کرده‌اند که مهدي طبق قانون داود و سليمان و کتاب تورات قضاوت مي‌کند، کسي نبوده از اين کذاب بپرسد: مگر مهدي يهودي است.

خبر بيستم، روايت کرده‌اند که بر شمشير مهدي هزار کلمه نوشته شده، معلوم نيست چه فايده‌اي دارد.

خبر بيست و يکم، خرافتي مانند خبر دهم است.

خبر بيست و دوم، از حضرت صادق روايت کرده که مهدي بقدر عمر ابراهيم خليل عمر مي‌کند يعني 120 سال و در صورتِ سي سال ظهور مي‌کند. و اين برخلاف حس دروغ درآمده اگر مهدي وجود داشته باشد.

خبر بيست و سوم و بيست و چهارم، مانند خبر 22 مي‌باشد.

خبر بيست و پنجم، راوي آن منصور دوانقي است که ائمه را قبول نداشته چه برسد به مهدي، بهرحال در اين روايت منصور به سيف بن عميره گفته که يک نفر منادي از آسمان ندا مي‌کند به اسم شخصي از اولاد ابي‌طالب، سيف در جواب گفته: آيا احدي چنين چيزي را روايت کرده؟ منضور گفته: آري من با گوش خود شنيدم، سيف راوي حديث گفته: من که تاکنون چنين چيزي نشنيده‌ام، منصور گفته: اگر چنين ندائي از آسمان شود من اول اجابت کنندة آن خواهم بود.

خبر بيست و ششم، مکرر خبر دهم است. باضافه جملة: ﴿فَاسْتَبِقُوا الخَيْرَاتِ﴾ (البقره/148) «پس به [سوي‏] نيكيها بشتابيد». را که در همان آيه‌است «خيرات» را به معناي ولايت دانسته‌است در صورتيکه جمع است و ولايت مفرد است. معلوم مي‌شود راوي امام را جاهل به لغت عربي مي‌دانسته‌است.

خبر بيست و هفتم، راوي به حضرت صادق گفته، همانا حضرت باقر، خروج سفياني و نداي آسماني وطلوع خورشيد و چيزهاي ديگر را حتمي خوانده‌است. حضرت صادق فرموده: و اختلاف بني‌مروان و قتل نفس زکيه و خروج قائم نيز حتمي است. راوي گفته: نداي آسمانی چگونه است؟ فرمود: اول روز ندا شود از آسمان که هر قومي آن را به زبان خود مي‌شنوند که آگاه باشيد حق در علي و شيعة او است، سپس در آخر روز شيطان ندا کند که آگاه باشيد حق با عثمان و شيعة او است. نويسنده گويد: اين راويان اختلاف‌انداز مي‌خواهند که اگر هزار سال ديگر کسي قيام کند باز جنگ و اختلاف علي و عثمان باقي باشد.

خبر بيست و هشتم، در اين خبر نداي آسماني را برخلاف خبر 27 بيان کرده گويد: ندائي است که دور و نزديک مي‌شنوند که براي مؤمنين رحمت و براي کافرين عذاب است. راوي گفت: چه ندايي است؟ فرمود: در ماه رجب سه نداء از آسمان شود: يکي: ألا لعنة الله على القوم الظالمين. دوم: أزفت الآزفة يا معشر المؤمنين، سوم، بدن ظاهري در چشمة خورشيد است که ندا کند اين اميرالمؤمنين است که براي هلاک ظالمين برگشته اشت. نويسنده گويد: عقل راويان به بيش از اين مطالب نرسيده‌است!.

خبر بيست و نهم، روايت کرده محمد بن علي الکوفي کذاب از مجهول ديگر که شب 23 ندا شود به اسم قائم، و روز عاشورا قيام کند. اما معلوم نکرده بيست و سوم از چه ماه؟!. نويسنده گويد: لابد عجله داشته‌است.

خبر سي‌ام، حضرت باقر گفته: در کنار جبرئيل در روز شنبه قيام مي‌کند. ولي خبر اول حضرت صادق گفته بود روز جمعه قيام مي‌کند. يکي از راويان اين روايت محمد بن سنان، از کذابان مشهور است.

خبر سي و يکم، راوي آن علي بن أبي حمزة خبيث است که مانند خبر بيست و هفتم از حضرت صادق نقل کرده ندا بنام علي و عثمان شود. يعني جنگ عثمان و علي هنوز باقي باشد.

خبر سي و دوم، معلوم نيست از کدام امام است. و گويد: بين مشرق تا مغرب ندائي از آسمان شود که هر خفته‌اي بايستد و هر قائمي بنشيند و آن صوت جبرئيل است. أما چه مي‌گويد: معلوم نکرده. بايد به اين جعالين گفت: زمين کروي است و بين مشرق تا مغرب معناي صحيحي ندارد. اينان جبرئيل را هم که امين وحي بوده بازيچة خود کرده‌اند.

خبر سي و سوم، رسول خدا (ص) فرموده: بين رکن ومقام ابراهيم با قائم بيعت شود و قائم سه اسم دارد: احمد و عبدالله و مهدي، نويسنده گويد: اين خبر رد مي‌کند آن مهدي را که نامش محمد بن الحسن باشد که در اخبار ديگر ذکر شده‌است. و بعلاوه در اين روايت مهدي را از اسماء او خوانده‌است. باضافه اين روايت مخالف است با رواياتي که در باب نهي از تسميه ذکر شد که حرام است نام او را ببرند عجب است که اين ضد و نقضها را م