بْرِ ) [3]
(این همه سر و صدا‌ها برای چیست؟ من هم جریان را برای ایشان تعریف کردم. رسول‎الله صلی الله علیه وسلم فرمود: او راست می‌گوید. عایشه رضی الله عنها می‌فرماید: بعداز این جریان پیامبر صلی الله علیه وسلم را می‌دیدم که به دنبال هر نمازی می‌فرمود: ای پروردگار جبرئیل و میکائیل و اسرافیل از شدت گرمی‌جهنم و عذاب قبر به تو پناه می‌برم.)

از رسول‎الله صلی الله علیه وسلم روایت شده که فرمود: اغلب عذاب قبر بخاطر ادرار و پیشاب است. انس رضی الله عنه از رسول‎الله صلی الله علیه وسلم چنین نقل می‌کند: (تَنَزَّهُوا مِنَ الْبَوْلِ فَإِنَّ عَامَّةَ عَذَابِ الْقَبْرِ مِنْهُ) [4]
(از آلودگی پیشاب بپرهیزید، چون اغلب عذاب قبر بخاطر پیشاب است. )

3- سرقت از مال غنیمت
از جمله گناهانی که موجب عذاب قبر می‌شود سرقت از بیت المال یا غنیمت مسلمان است. احادیث فراوانی در این مورد روایت شده است، مثلاً ابوهریره رضی الله عنه روایت می‌کند:
(فَأَهْدَى رَجُلٌ غُلَامًا یقَالُ لَهُ مِدْعَمٌ، بَینَمَا مِدْعَمٌ یحُطُّ رَحْلًا لِرسول‎الله صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ إِذَا سَهْمٌ عَائِرٌ فَقَتَلَهُ فَقَالَ النَّاسُ هَنِیئًا لَهُ الْجَنَّةُ فَقَالَ رسول‎الله صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ کلَّا وَالَّذِی نَفْسِی بِیدِهِ إِنَّ الشَّمْلَةَ الَّتِی أَخَذَهَا یوْمَ خَیبَرَ مِنْ الْمَغَانِمِ لَمْ تُصِبْهَا الْمَقَاسِمُ لَتَشْتَعِلُ عَلَیهِ نَارًا فَلَمَّا سَمِعَ ذَلِک النَّاسُ جَاءَ رَجُلٌ بِشِرَاک أَوْ شِرَاکینِ إِلَى النَّبِی صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ شِرَاک مِنْ نَارٍ أَوْ شِرَاکانِ مِنْ نَارٍ) [5]
(مردی غلامی‌را به نام «مدعم» به رسول‎الله صلی الله علیه وسلم هدیه کرد. وقتی که غلام می‌خواست سواری پیامبر صلی الله علیه وسلم را جای بگذارد، مورد اصابت تیری ناشناخته قرار گرفت و جان سپرد. مردم گفتند: بهشت برایش مبارک باشد. رسول‎الله صلی الله علیه وسلم فرمود: هرگز! سوگند به خدایی که جان من در قبضه اوست آتش جهنم را برای خود شعله‎ور ساخت، چون در جنگ خیبر قبل از تقسیم غنایم پارچه‌ای را به سرقت برد. وقتی مردم این وعید سخت را شنیدند مردی با یک یا دو بند کفش پیش پیامبر صلی الله علیه وسلم آمد و گفت: این هم موجب شعله‎ور شدن آتش جهنم می‌شود).
از حضرت عبدالله بن عمر رضی الله عنه روایت شده که فرمود: فردی به نام کرکره مأمور محافظت از اموال پیامبر صلی الله علیه وسلم بود، کرکره وفات کرد، رسول‎الله صلی الله علیه وسلم فرمود: او در آتش است. مردم در صدد تحقیق اموال او بر آمدند، مشاهده کردند که عبایی را از غنیمت به سرقت برده است.[6]

4-7- دروغ گفتن، رها کردن قرآن، ارتکاب زنا و ربا خواری

خداوند متعال علل و اسباب متعددی را که موجب عذاب می‌شوند به پیامبر صلی الله علیه وسلم نشان داده است، در صحیح بخاری از سمرة بن جندب رضی الله عنه روایت شده که رسول‎الله صلی الله علیه وسلم بعد از نماز به ما رو کرد و فرمود: (مَنْ رَأَى مِنْکمْ اللَّیلَةَ رُؤْیا قَالَ فَإِنْ رَأَى أَحَدٌ قَصَّهَا فَیقُولُ مَا شَاءَ اللَّهُ فَسَأَلَنَا یوْمًا فَقَالَ هَلْ رَأَى أَحَدٌ مِنْکمْ رُؤْیا قُلْنَا لَا قَالَ لَکنِّی رَأَیتُ اللَّیلَةَ رَجُلَینِ أَتَیانِی فَأَخَذَا بِیدِی فَأَخْرَجَانِی إِلَى الْأَرْضِ الْمُقَدَّسَةِ فَإِذَا رَجُلٌ جَالِسٌ وَرَجُلٌ قَائِمٌ بِیدِهِ کلُّوبٌ مِنْ حَدِیدٍ قَالَ بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنْ مُوسَى إِنَّهُ یدْخِلُ ذَلِک الْکلُّوبَ فِی شِدْقِهِ حَتَّى یبْلُغَ قَفَاهُ ثُمَّ یفْعَلُ بِشِدْقِهِ الْآخَرِ مِثْلَ ذَلِک وَیلْتَئِمُ شِدْقُهُ هَذَا فَیعُودُ فَیصْنَعُ مِثْلَهُ قُلْتُ مَا هَذَا قَالَا انْطَلِقْ فَانْطَلَقْنَا حَتَّى أَتَینَا عَلَى رَجُلٍ مُضْطَجِعٍ عَلَى قَفَاهُ وَرَجُلٌ قَائِمٌ عَلَى رَأْسِهِ بِفِهْرٍ أَوْ صَخْرَةٍ فَیشْدَخُ بِهِ رَأْسَهُ فَإِذَا ضَرَبَهُ تَدَهْدَهَ الْحَجَرُ فَانْطَلَقَ إِلَیهِ لِیأْخُذَهُ فَلَا یرْجِعُ إِلَى هَذَا حَتَّى یلْتَئِمَ رَأْسُهُ وَعَادَ رَأْسُهُ کمَا هُوَ فَعَادَ إِلَیهِ فَضَرَبَهُ قُلْتُ مَنْ هَذَا قَالَا انْطَلِقْ فَانْطَلَقْنَا إِلَى ثَقْبٍ مِثْلِ التَّنُّورِ أَعْلَاهُ ضَیقٌ وَأَسْفَلُهُ وَاسِعٌ یتَوَقَّدُ تَحْتَهُ نَارًا فَإِذَا اقْتَرَبَ ارْتَفَعُوا حَتَّى کادَ أَنْ یخْرُجُوا فَإِذَا خَمَدَتْ رَجَعُوا فِیهَا وَفِیهَا رِجَالٌ وَنِسَاءٌ عُرَاةٌ فَقُلْتُ مَنْ هَذَا قَالَا انْطَلِقْ فَانْطَلَقْنَا حَتَّى أَتَینَا عَلَى نَهَرٍ مِنْ دَمٍ فِیهِ رَجُلٌ قَائِمٌ عَلَى وَسَطِ النَّهَرِ قَالَ یزِیدُ وَوَهْبُ بْنُ جَرِیرٍ عَنْ جَرِیرِ بْنِ حَازِمٍ وَعَلَى شَطِّ النَّهَرِ رَجُلٌ بَینَ یدَیهِ حِجَارَةٌ فَأَقْبَلَ الرَّجُلُ الَّذِی فِی النَّهَرِ فَإِذَا أَرَادَ أَنْ یخْرُجَ رَمَى الرَّجُلُ بِحَجَرٍ فِی فِیهِ فَرَدَّهُ حَیثُ کانَ فَجَعَلَ کلَّمَا جَاءَ لِیخْرُجَ رَمَى فِی فِیهِ بِحَجَرٍ فَیرْجِعُ کمَا کانَ فَقُلْتُ مَا هَذَا قَالَا انْطَلِقْ فَانْطَلَقْنَا حَتَّى انْتَهَینَا إِلَى رَوْضَةٍ خَضْرَاءَ فِیهَا شَجَرَةٌ عَظِیمَةٌ وَفِی أَصْلِهَا شَیخٌ وَصِبْیانٌ وَإِذَا رَجُلٌ قَرِیبٌ مِنْ الشَّجَرَةِ بَینَ یدَیهِ نَارٌ یوقِدُهَا فَصَعِدَا بِی فِی الشَّجَرَةِ وَأَدْخَلَانِی دَارًا لَمْ أَرَ قَطُّ أَحْسَنَ مِنْهَا فِیهَا رِجَالٌ شُیوخٌ وَشَبَابٌ قُلْتُ طَوَّفْتُمَانِی اللَّیلَةَ فَأَخْبِرَانِی عَمَّا رَأَیتُ قَالَا نَعَمْ أَمَّا الَّذِی رَأَیتَهُ یشَقُّ شِدْقُهُ فَکذَّابٌ یحَدِّثُ بِالْکذْبَةِ فَتُحْمَلُ عَنْهُ حَتَّى تَبْلُغَ الْآفَاقَ فَیصْنَعُ بِهِ إِلَى یوْمِ الْقِیامَةِ وَالَّذِی رَأَیتَهُ یشْدَخُ رَأْسُهُ فَرَجُلٌ عَلَّمَهُ اللَّهُ الْقُرْآنَ فَنَامَ عَنْهُ بِاللَّیلِ وَلَمْ یعْمَلْ فِیهِ بِالنَّهَارِ یفْعَلُ بِهِ إِلَى یوْمِ الْقِیامَةِ وَالَّذِی رَأَیتَهُ فِی الثَّقْبِ فَهُمْ الزُّنَاةُ وَالَّذِی رَأَیتَهُ فِی النَّهَرِ آکلُوا الرِّبَا وَالشَّیخُ فِی أَصْلِ الشَّجَرَةِ إِبْرَاهِیمُ عَلَیهِ السَّلَام وَالصِّبْیانُ حَوْلَهُ فَأَوْلَادُ النَّاسِ وَالَّذِی یوقِدُ النَّارَ مَالِک خَازِنُ النَّارِ وَالدَّارُ الْأُولَى الَّتِی دَخَلْتَ دَارُ عَامَّةِ الْمُؤْمِنِینَ وَأَمَّا هَذِهِ الدَّارُ فَدَارُ الشُّهَدَاءِ وَأَنَا جِبْرِیلُ وَهَذَا مِیکائِیلُ فَارْفَعْ رَأْسَک فَرَفَعْتُ رَأْسِی فَإِذَا فَوْقِی مِثْلُ السَّحَابِ قَالَا ذَاک مَنْزِلُک قُلْتُ دَعَانِی أَدْخُلْ مَنْزِلِی قَالَا إِنَّهُ بَقِی لَک عُمُرٌ لَمْ تَسْتَکمِلْهُ فَلَوْ اسْتَکمَلْتَ أَتَیتَ مَنْزِلَک) [7]
(چه کسی از شما شب گذشته خواب دیده است؟ آنگاه اگر کسی خوابی دیده بود، آن را برای رسول‎الله صلی الله علیه وسلم بیان می‌کرد.
روزی طبق معمول از ما سوال می‌کرد و فرمود: آیا کسی از شما خواب دیده است؟ عرض شد: خیر.

رسول‎الله صلی الله علیه وسلم فرمود: لکن من دیشب دو مرد را در خواب دیدم، آن دو مرد نزد من آمدند و دست مرا گرفته مرا بسوی سر زمین مقدس بردند، دیدم مردی نشسته است و مردی دیگر در حالی که ایستاده و زنجیرهای آهنین در دست دارد، قلاب‌های آهنین را از دهان مرد نشسته فرو می‌برد و بیرون می‌آورد و در طرف دیگر داخل می‌کرد، این عمل را همواره بدون وقفه انجام می‌داد. اگر یکی از دو فکش درست می‌شد بار دیگر قلاب را از آن عبور می‌داد و از پشت گردن بیرون می‌آورد، فک پاره شده دوباره به حالت اول باز می‌گرد و او عمل را دوباره انجام می‌داد. گفتم: ماجرا چیست و این چه کسی است؟ آن دو مرد به من گفتند: برویم جلوتر. جلوتر رفتیم و از کنار شخصی گذشتیم که با پشت روی زمین دراز کشیده بود و مرد دیگری بر سر او ایستاده و سنگی در دست داشت و سر مرد خوابیده را با آن سنگ می‌کوبید، هرگاه سنگ به سر او می‌خورد به سرعت بر می‌گشت و دور می‌افتاد و ضربه‌اش چنان کاری بود که سر مرد را ریزه ریزه می‌کرد. وقتی مرد زننده به سوی سنگ بر‌می‌گشت تا آن را دوباره بگیرد، هنوز به سنگ نزدیک نمی‌شد که سر ریزه ریزه شده به حالت اول باز می‌گشت، آن مرد بار دیگر با همان سنگ سر او را می‌کوبید.
گفتم: این چیست و آن مرد که سرش کوفته می‌شود چه کسی است؟ گفتند: برویم جلوتر. رفتیم و از کنار چاله‌ای مانند تنور عبور کردیم، دهانه این چاله تنگ و قعرش بسیار وسیع بود و از عمق آن آتش شعله می‌زد. وقتی آتش بالا می‌آمد مردان و زنان لختی که در آتش می‌سوختند بالا می‌آمدند و نزدیک بود که از چاله بیرون بیایند و هرگاه شعله به خاموشی می‌گرایید، آنان به عمق چاله بر می‌گشتند.
گفتم این‌ها چه کسانی هستند؟ آن دو مرد گفتند: برویم جلوتر. رفتیم تا اینکه از کنار نهری گذشتیم که در آن مردی بود و مرد دیگری که سنگ در دست داشت در کنار نهر ایستاده بود، هرگاه می‌خواست بیرون بیاید با سنگ او را می‌زد و او را دوباره باز می‌گرداند، و این عمل همواره از هر دو طرف آن مرد تکرار می‌شد.
گفتم: این چیست؟ به من گفته شد: برویم جلوتر. رفتم تا اینکه از کنار یک باغ بسیار سر سبز گذر کردیم. در آن باغ درخت‌های بسیار بزرگی وجود داشت، زیر آن درختان پیرمرد و کودکی را دیدم، مردی را نزدیک درختی دیدم که در جلو خود آتشی را روشن کرده است، آن دو مرد مرا از بالای درخت به منزلی بردند که زیباتر از آن را هرگز ندیده بودم. در آن منزل مردان، خانم‌ها، پیران، جوانان و کودکان نشسته بودند، بعد از بالای درخت مرا به منزلی دیگر بردند که از منزل اولی زیباتر بود، در آن منزل هم پیرمردان و جوانانی نشسته بودند.
گفتم: تمام شب مرا به سیر و گشت بردی، اکنون از آنچه که دیدم مرا آگاه سازید. در جواب گفتند: آری، مردی که فکش را با آهن سوراخ می‌کردند، دروغگو است. او دروغ می‌گفت و شنوندگان دروغ‌های او را نقل می‌کردند و به اطراف عالم می‌رساندند، لذا آنچه که مشاهده نمودی تا روز قیامت به وی انجام خواهد گرفت.
و کسی که سرش را با سنگ می‌کفتند، مردی بود که خداوند قرآن و احکام دینی را به او آموخته بود، ولی او شبها به جای قرآن خواندن می‌خوابید و روزها بدان عمل نمی‌کرد و تا روز قیامت به همان عذاب که مشاهده کردی گرفتار می‌شود.
کسانی که در چاه آتش بودند ز