چه که خدا بخواهد.[5]
لا إله إلا الله نزد مسلمانان به کلمه‏ی «توحید»، «اخلاص» و «تقوا» شناخته می‏شود. «لا إله إلا الله» اعلام انقلاب و شورش علیه زورگویان و ستمگران روی زمین و طاغوت‏های جاهل، و انقلاب و شورش علیه تمامی بتها و خدایان مزعوم در مقابل خداست؛ خواه این خدایان، درخت باشند، خواه سنگ باشند و خواه بشر باشند. «لا إله إلا الله» ندای جهانی است جهت آزاد سازی انسان از بندگی انسان و طبیعت و هر آفریده‏ی دیگری.
«لا إله إلا الله» عنوان منهج خداوندی است که چهره‏ها فقط به سوی او رو می‏کنند و قلب‏ها جز برای حکم او سر تسلیم فرود نمی‏آورند و جز برای سلطه‏ی او فروتن نمی‏شوند.[6]

[1]- العقیدة الصافیة، سید سعید عبدالغنی، ص260.
[2]- مع الله، دکتر سلیمان عودة، صص36-37.
[3]- همان، ص39.
[4]- الجواب الکافی، اثر ابن قیم، ص139.
[5]- الأمثال فی القرآن، اثر دکتر عبدالله جربوع، 1/233.
[6]- الإیمان و الحیاة، اثر قرضاوی، ص31.

از کتاب: ایمان به الله، مؤلف: دکتر علی صلابی
<?xml version='1.0' encoding='UTF-8' standalone='yes' ?><html><body><a class="text" href="w:text:118.txt">آيا طارق بن زياد کشتي‌هايش را به آتش کشيد؟</a></body></html>آيا طارق بن زياد کشتي‌هايش را به آتش کشيد؟

بعضي از منابع آندلسي ذکر مي‌کنند که طارق بن زياد اندکي قبل از شروع جنگ «برباط» در سال (۹۲هـ / ۷۱۱م) اقدام به سوزاندن همهٔ کشتي‌هايي کرد که با آن لشکرش را از راه تنگه جبل الطارق به آندلس آورده بود، به اين خاطر که سربازانش فکر فرار در مقابل ارتش گوت‌ها را از سر خود بيرون کنند، ارتش گوت‌هايي که از برتري خويش نسبت به ارتش مسلمانان از لحاظ تعداد نفرات و امکانات شگفت‌زده شده بودند، چرا که بر اساس بعضي روايات ارتشي بودند متشکل از چهل هزار جنگجو و در بعضي روايت‌هاي ديگر هم يکصد هزار جگنجو، در حالي که تعداد سربازان طارق بن زياد از دوازده هزار نفر بيشتر نبوده.
داستان به آتش کشيدن کشتي‌ها بسيار مشهور است و مردمان آن را به کثرت نقل مي‌کنند، اما با قرار گرفتن اين داستان در بوتهٔ بررسي و محک، آشکار مي‌گردد که چيزي نيست بجز افسانه‌اي که داستان‌سرايان براي ايجاد شور و هيجان آنرا از خود درآورده و ساخته‌اند. و دلايل زير بر اين حقيقت تأکيد دارند:
اولا: اين داستان در منابع آندلسي جديدتر روايت شده در حالي که مصادر و منابع آندلسي قديمي و نخستين، که به زمان وقوع اين اتفاق نيز نزديکتر بوده‌اند چيزي در اين باره ذکر نکرده‌اند، آنهم اتفاقي اينچنين با اهميت و شگرف که اگر واقعا رخ داده بود، بعيد به نظر مي‌رسد که آن منابع نسبت به نقل کردن آن سهل‌آنگاري کرده و يا اينکه آن را ناديده گرفته باشند.
دوما: اگر هدف طارق از سوزاندن کشتي‌ها اين بوده که سربازانش را به جنگيدن مجبور کند و از فرار بازشان دارد، پس پيشينه و سابقهٔ نظامي مسلمانان خود بر شجاعت و داوطلبي آنان گواه است، در حالي که آن سربازان به هيچ وجه از روي اجبار به ارتش طارق نپيوسته بودند، و اصلا جهاد براي فتح آندلس فرض عين نبوده بلکه فرض کفايه بوده و هريک از مسلمانان که خود مي‌خواسته در آن شرکت مي‌کرده، و معمولا هم در اين اينگونه مجال‌ها مشارکت نمي‌کنند مگر افراد شجاع و دلير که در پي کسب اجر و ثواب هستند.
سوما: اين نبرد، نخستين نبردي نبوده که در آن تعداد سربازان مسلمانان بسيار کمتر از تعداد سربازان دشمن‌شان بوده، بلکه آنان در بيشتر جنگهايشان که به اين وسيله شرق و غرب را فتح کرده‌اند، تعدادشان بسيار کمتر از تعداد دشمنانشان بوده، پس سي هزار مجاهد چيزي نزديک به دويست هزار نفر رومي را در نبرد يرموک شکست دادند، و سه هزار و پانصد مجاهد به رهبري عمرو بن العاص رضي الله عنه مصر را فتح کردند که مرکز تجمع هسته‌هاي سرسخت ارتش بيزانس بود، همينطور هم بيست هزار نفري را که عبدالله بن سعد بن ابي سرح رضي الله عنه آنان را فرماندهي مي‌کرد، يکصد و بيست هزار نفر رومي را به فرماندهي گريگوريوس در نبرد سبيطله در شمال آفريقا و به سال ۲۸هـ شکست دادند.
چهارم: اينکه هرگز آگاهي طارق بن زياد نسبت به زيادي سربازان گوت‌ها در واپسين لحظات شروع جنگ نبوده که غافلگير شود، بلکه وي مدت زماني پيشتر از اينکه درگيري شروع شود از برتري نفرات آنان باخبر بود؛ چرا که براي موسي بن نصير پيکي فرستاده و از او درخواست کمک براي مقابله با ارتش بزرگ گوت کرده بود، که او هم با پنج هزار سرباز او را تقويت کرده و برايش نامه‌اي فرستاد که در آن او را به گفتهٔ رسول الله صلي الله عليه و سلم: «لن يغلب اثنا عشر ألفاً من قلة» [هرگز دوازده نفر بخاطر کم بودن، مغلوب هزار نفر نخواهند شد] يادآور شده بود. وگرنه اگر موسي بن نصير و طارق بن زياد مي‌دانستند که مسلمانان با اين تعداد نفرات، شايستگي پيروزي بر ارتش بزرگ گوت‌ها را ندارند، حتما دستور مي‌دادند که سربازان به سلامت عقب‌نشيني کنند و مسلمانان را بسوي شکست و قتل‌عام شدن نمي‌فرستادند، يا اينکه جنگاوران بيشتري فراهم مي‌ساختند.
پنجم: گيريم که طارق بن زياد از کمبود سرباز رنج مي‌برد و ناچار هم بود که با اين تعداد اندک وارد جنگ شود، پس در اين صورت مي‌بايست به پيروزي در جنگ «برباط» که در آن چيزي نزديک به سه هزار نفر از سربازانش را نيز از دست داده بود بسنده مي‌کرد؛ اما مي‌بينيم با همين تعداد سرباز باقي‌مانده و بدون اينکه تقاضاي کمک کند، براي چندين ماه به تعقيب گوت‌ها ادامه داد و شهرهاي اصلي‌شان را يکي پس از ديگري فتح کرد تا اين که به تولدو پايتخت آنان رسيد و آنجا نيز فتح گرديد.
ششم: غيرممکن بود که فرمانده‌اي دانا همچون طارق بن زياد - که موسي بن نصير او را به عنوان والي طنجه و سپس فرماندهٔ نخستين ارتش فاتح اندلس برگزيده بود - اقدام به سوزانيدن کشتي‌هايي کند که براي در ارتباط بودن با مقر فرماندهي در مغرب به آنها نيازمند بود، اين کشتي‌ها تنها راه ارتباطي و ياري‌رساني با فرماندهي بود، و هرگز عاقلانه نخواهد بود که فرمانده‌اي خود به دست خويش راه ارتباطي و امداد رساني‌اش را قطع کند.
هفتم: بدون شک طارق بن زياد مي‌دانست که نتيجهٔ هر جنگي يا پيروزي خواهد بود و يا شکست، همينطور هم مي‌دانست که نبايد راه عقب‌نشيني و نجات را بر سربازانش ببندد تا باعث نشود که اگر عرصهٔ جنگ به سود آنان پيش نرفت دوازده هزار نفر مسلمان قتل‌عام شوند.
هشتم: حتي اگر طارق بن زياد هم تصميم به چنين اقدام جسورانه‌اي مي‌گرفت پس فرماندهان بزرگ و عربي نظير مغيث الرومي و عبدالملک بن أبي عامر و علقمة اللخمي که با او در لشکر همراه بودند، هرگز چنين اجازه‌اي به او نمي‌دادند.
نهم: ديگر اينکه تمام آن کشتي‌هايي که مسلمانان با آنها از دريا گذشته بودند مال خود مسلمانان نبوده، بلکه مسلمانان بعضي از آن کشتي‌ها را از ژوليان حاکم سبته قرض گرفته بودند، و طارق بن زياد نمي‌توانست کشتي‌هايي را که قرض گرفته بسوزاند، و هرگز هم هيچ سندي وجود ندارد که دلالت کند مسلمانان خسارت کشتي‌ها را به ژوليان با پرداخت قيمت آنها جبران کرده‌اند.
دهم: طارق بن زياد کسي نبود که بتواند کشتي‌هايي را که مسلمانان براي ساختن آنها اموالي بسيار هنگفت و وقتي بسيار زياد هزينه کرده بودند به آتش بکشد، بلکه اگر مي‌ديد که ماندن آنها بر روحيهٔ سربازان تأثيرگذار است مي‌توانست بجاي اين اقدام ناخداها را امر کند تا کشتي‌ها را به مغرب بازگردانند.
يازدهم: اگر طارق بن زياد کشتي‌ها را به آتش کشيده بود، يقينا زماني که با موسي بن نصير روبرو مي‌شد او را بازخواست مي‌نمود و قيمت کشتي‌ها را مطالبه مي‌کرد و يا اينکه خليفه در دمشق با او اين چنين مي‌کرد، همانگونه که با موسي بن نصير کرد، که خليفه سليمان آنچه که موسي بن نصير در راه بازگشت به دمشق از مال غنيمت‌ها صدقه داده بود را از او مطالبه کرد و او نيز قبول کرده و آن را به بيت المال مسلمانان پرداخت نمود.
دوازدهم: بدون شک اين روايت بافتهٔ خيال داستان‌سرايان است تا با آن شور و هيجان بوجود آورند، همانگونه که خطبهٔ غراء [خطبة العصماء] را بافته و به طارق بن زياد نسبت مي‌دهند، که محققان باطل بودن آن را به اثبات رسانيده‌اند.

نويسنده: د.خالد الخالدي.
منبع: سايت قصة الإسلام.
مترجم: عبدالله فريدوني.
سايت نوار اسلام 
IslamTape.Com
<?xml version='1.0' encoding='UTF-8' standalone='yes' ?><html><body><a class="text" href="w:text:120.txt">مفهوم جوانی، و مراحل زمانی آن</a><a class="text" href="w:text:121.txt">گمان خوب نسبت به دیگران  </a><a class="text" href="w:text:122.txt">نرمی در هرچیزی، آن را زیبا می‌کند  </a><a class="text" href="w:text:123.txt">با نرمی و آرامش می‌توان به هدف رسید</a><a class="text" href="w:text:124.txt">ما چه چیزی فرا می‌گیریم؟</a></body></html> المقالات الجديدة / مقاله هاى جديد/New Articles 
 
تاريخ اضافه العنوان 
2013-01-29 12:42:00  1369- خطبه مسجد نبوي شريف: جمعه ۱۳ ربيع الاول ۱۴۳۴ برابر با ۶ بهمن ۱۳۹۱ 
2013-01-24 06:25:00  1368- خطبه مسجد الحرام: جمعه ۶ ربيع الأول ۱۴۳۴ برابر با ۲۹ دي ۱۳۹۱ 
2013-01-15 08:44:00  1367- آيا طارق بن زياد کشتي‌هايش را به آتش کشيد؟ 
2013-01-15 04:07:00  1366- خطبه مسجد نبوي شريف: جمعه ۲۹ صفر ۱۴۳۴ برابر با ۲۲ دي ۱۳۹۱ 
2013-01-14 11:41:00  1365- مادران مؤمنان؛ ميمونه دختر حارث رضي الله عنها 
2013-01-14 11:39:00  1364- مادران مؤمنان؛ عائشه‌ صديقه‌ رضي الله عنها 
2013-01-14 11:35:00  1363- مادران مؤمنان؛ صفيه دختر حيي بن اخطب رضي الله عنها 
2013-01-14 11:32:00  1362- مادران مؤمنان؛ سوده دختر زمعه رضي الله عنها 
2013-01-14 11:31:00  1361- مادران مؤمنان؛ زینب بنت خزیمه مادر بینوایان رضی الله عنها 
2013-01-14 11:17:00  1360- مادران مؤمنان؛ زينب بنت جحش رضي الله عنها 
2013-01-14 11:15:00  1359- مادران مؤمنان؛ خديجه‌ي کبري رضي الله عنه 
2013-01-14 11:14:00  1358- مادران مؤمنان؛ حفصه دختر عمر رضي الله عنهما 
2013-01-14 11:12:00  1357- مادران مؤمنان؛ جويريه دختر حارث رضي الله عنها 
2013-01-14 11:11:00  1356- برادري در راه خدا چيست؟ 
2013-01-14 11:10:00  1355- مادران مؤمنان؛ ام‌سلمه رضی الله عنها 
2013-01-14 11:06:00  1354-مادران مؤمنان؛ ام‌ّحبیبه (رمله دختر ابی سفیان) رضی الله عنه 
2013-01-14 10:56:00  1353- اسرار معنوي حج 
2013-01-14 02:33:00  1352- خطبه مسجد نبوي شريف: جمعه ۲۲ صفر ۱۴۳۴ هجري برابر با ۱۵ دي ۱۳۹۱ 
2013-01-10 05:11:00  1351- از طرح‌هاي شوم تا بيداري اسلامي 
2012-12-31 10:32:00  1350- خطبه مسجدالحرام: جمعه ۸ صفر ۱۴۳۴ برابر با ۱ دي ۱۳۹۱ 
2012-12-31 10:31:00  1349- خطبه مسجدالحرام: جمعه ۱ صفر ۱۴۳۴ برابر با ۲۴ آذر ۱۳۹۱ 
2012-12-31 10:28:00  1348- خطبه مسجدالحرام: جمعه ۲۳ محرم ۱۴۳۴ برابر با ۱۷ آذر ۱۳۹۱ 
2012-12-31 10:25:00  1347- خطبه مسجدالحرام: جمعه ۱۶ محرم ۱۴۳۴ برابر با ۱۰ آذر 