ال یکدیگر نمی پرسند.  
و آیه ی (وَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَسَاءلُونَ) الصافات: ٢٧ ‏ (در اين حال) بعضي رو به بعضي مي‌نمايند و همديگر را بازخواست مي‌كنند . ‏
 مربوط به نفخه ی دوم است. راجع به آیه ی (مَا کُنَّا مُشْرِکِينَ)الأنعام: ٢٣  
و آیه ی( وَلاَ يَکْتُمُونَ اللّهَ حَدِيثًا) النساء: ٤٢ در آن روز آنان) نمي‌توانند (كردار يا) گفتاري را از خدا پنهان سازند.
باید گفت که خدای عزوجل گناه اهل اخلاص را می بخشاید و مشکران می گویند: بیایید بگوییم: ما مشرک نبودیم. آنگاه بر دهانشان مهر زده می شود و دستانشان به سخن می آیند. آن موقع می دانند که هیچ سخنی از خداوند پوشیده نمی ماند و آن موقع: 
(يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذِينَ کَفَرُواْ وَعَصَوُاْ الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّى بِهِمُ الأَرْضُ) النساء: ٤٢
‏ در آن روز (كه چنين كارهائي به وقوع پيوندد) كساني كه كفر را برگزيده و از فرمان پيغمبر سر بر تافته‌اند،  دوست مي‌دارند كه كاش (همان گونه كه مردگان را در خاك دفن مي‌كنند و خاك بر پيكرشان مي‌ريزند،  ايشان را نيز در دل خاك دفن مي‌كردند و) زمين (مزار ايشان) را بر روي آنان صاف مي‌كردند (و همچون مردگان در خاك پنهان مي‌شدند و چنين شرمندگي و درد و رنجي را نمي‌ديدند.
در آيات:(قُلْ أَئِنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ وَتَجْعَلُونَ لَهُ أَندَادًا ذَلِکَ رَبُّ الْعَالَمِينَ(9) وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ مِن فَوْقِهَا وَبَارَکَ فِيهَا وَقَدَّرَ فِيهَا أَقْوَاتَهَا فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَوَاء لِّلسَّائِلِينَ(10) ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِيَا طَوْعًا أَوْ کَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ(11) فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي کُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِکَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ(12))فصلت: ٩ - ١٢ 
‏ بگو: آيا به آن كسي كه زمين را در دو روز آفريده است ايمان نداريد،  و براي او همگونها و انبازهائي قرار مي‌دهيد ؟ او (علاوه از اين كه آفريدگار زمين است) آفريدگار جهانيان هم مي‌باشد . ‏
‏ او در زمين بر فراز آن كوههاي استواري قرار داد،  و خيرات و بركات زيادي در آن آفريد،  و موادّ غذائي (مختلف و جوراجور ساكنان) زمين را به اندازه لازم مقدّر و مشخّص كرد . اينها همه (اعمّ از خلق زمين و ايجاد كوهها و تقدير اقوات) روي هم در چهار روز كامل به پايان آمد،  بدان گونه كه نياز نيازمندان و روزي روزي‌خواهان را برآورده كند (و كمترين كم و زيادي در آن نباشد) . ‏
‏ سپس اراده آفرينش آسمان كرد،  در حالي كه دود (گونه،  و به شكل سحابيها در گستره فضاي بي‌انتهاء پراكنده) بود . به آسمان و زمين فرمود: چه بخواهيد و چه نخواهيد پديد آئيد (و شكل گيريد) . گفتند: فرمانبردارانه پديد آمديم (و به همان صورت درآمده‌ايم كه اراده فرموده‌اي) . ‏
‏ آن گاه آنها را به صورت هفت آسمان در دو روز به انجام رساند،  و در هر آسماني فرمان لازمه‌اش را صادر (و نظام و تدبير خاصّي مقرّر) فرمود (و مخلوقات و موجودات متناسب با آنجا را آفريد) . آسمان نزديك را با چراغهاي بزرگي (از ستارگان درخشان و تابان) بياراستيم و (آن را كاملاً از آفات و استراق سمع شياطين) محفوظ داشتيم . اين (امور مذكوره،  اعم از آفرينش جهان هستي و دوران شكل‌گيري و نظم دقيق،  برجوشيده از) برنامه‌ريزي خداوند بسيار توانا و بس آگاه است.
خداوند بیان می دارد که زمین را آفریده و سپس زمین را گسترده یعنی آب و چراگاه را از زمین بیرون آورده و کوهها و تپه ها و موجودات میان آنها را در دو روز آفرید. این تفسیر گفته ی:(دَحَاهَا)النازعات: ٣٠  و گفته ی: (خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ ) فصلت: ٩  می باشد . پس زمین و موجودات روی زمین در چهار روز آفریده شد:(فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ) فصلت: ١٠ و آسمان ها در دو روز (فِي يَوْمَيْنِ ) فصلت: ١٢ آفریده شدند.
در آیه ی:(وَکَانَ اللّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا) النساء: ٩٦
 خداوند را به این صفات نامگذاری کرده است؛ یعنی خداوند پیوسته چنان بوده و می باشد؛ چون خدای عزوجل چیزی را اراده نکرده مگر اینکه آنچه را اراده کرده تحقق یافته است .پس با دقت و تأمل  در اینها روشن می گردد که آیات قرآن  در نظر تو با هم تعارض و تضاد ندارند؛ چون همه شان از جانب خداست(2). 
چهارم - بعضی می گویند: این حدیث پیامبر(ص): «إن الله لما خلق آدم مسح ظهره بیمینه فأخرج منه ذریته إلی یوم القیامة و أشهدهم علی أنفسهم » (أَلَسْتَ بِرَبِّکُمْ) الأعراف: ١٧٢ 
قالوا: بلی... تا آخر حدیث »(3)  « همانا خداوند وقتی آدم را آفرید، پشت آدم را با دست راستش مسح کرد و نسل او را تا روز قیامت از پشت آدم بیرون آورد و آنان را بر خودشان به گواه گرفت که: (أَلَسْتَ بِرَبِّکُمْ)الأعراف: ١٧٢ «مگر من پروردگار شما نیستم»؟ گفتند: چرا هستی... تا آخر حدیث ». این حدیث با این فرموده ی خداوند تضاد دارد آنجا که می فرماید: 
(وَإِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتَ بِرَبِّکُمْ قَالُواْ بَلَى) الأعراف: ١٧٢
‏ (اي پيغمبر ! براي مردم بيان كن) هنگامي را كه پروردگارت فرزندان آدم را از پشت آدميزادگان (در طول اعصار و قرون) پديدار كرد و (عقل و ادراك بدانان داد تا عجائب و غرائب گيتي را دريابند و از روي قوانين و سنن منظّم و شگفت‌انگيز هستي،  خداي خود را بشناسند و بالاخره با خواندن دلائل شناخت يزدان در كتاب باز و گسترده جهان،  انگار خداوند سبحان) ايشان را بر خودشان گواه گرفته است (و خطاب بدانان فرموده است) كه: آيا من پروردگار شما نيستم‌ ؟ آنان (هم به زبان حال پاسخ داده و) گفته‌اند: آري !
حدیث می گوید که خداوند نسل آدم را از پشت آدم گرفت ولی قرآن می گوید که نسل آدم را از پشت آدمیان گرفت.
در جواب باید گفت: اگر در این موضوع خوب دقت و تأمل شود، تعارضی میان حدیث و قرآن وجود ندارد؛ چون می توان میان آن دو جمع کرد به این صورت که نسل آدم یک دفعه از پشت آدم بیرون آورده شده باشند؛ همان طور که به ترتیب بیرون آمدند و همان طور که به دنیا بیرون آورده شدند و هیچ محال نیست که در آن گرفتن، فرزندان از فرزندان بدون ترتیب زمانی شکافته شوند و این دو نسبت با هم به طور حقیقت نه به طور مجاز صحیح اند.
پنجم - عده ای بنا به آنچه در حدیث آمده می گویند: مردی گفت: ای رسول خدا تو را به خدا سوگند مطابق کتاب خدا میان ما قضاوت کن. طرف مقابلش که از او فقیه تر بود، برخاست و گفت: راست می گوید، مطابق کتاب خدا میان ما قضاوت کن و به من اجازه بده که سخن گویم ... سپس خواسته ی خود را مطرح کرد. پس رسول خدا (ص) فرمود: « والذی نفسی بیده، لأقضین بینکما بکتاب الله: اما الولیدة و الغنم فردّ علیک و علی ابنک هذا جلد مئة و تغریب عام و علی امرأة هذا الرجم