‌شويد.
اینکه این آیه درباره کافران نازل شده مانع از این نشد که حضرت عمر ((رض)) در جاهایی بدان استناد کند .این یک اصل شرعی است که در کتاب الموافقات بیان شده است .
خلاصه فرقه های بدعت گذار که در امور جزئی و فرعی بدعت ایجاد کرده اند از لحاظ نکوهش و تصریح به تهدید به دوزخ به درجه ی بدعت گذارانی که در امور کلی و اصولی بدعت ایجاد کرده اند نمی رسند ولی هر دو گروه در علتی که مقتضی مذمت و تهدید به دوزخ است مشترک اند؛ همچنان که در لفظ، کسی که مقداری گوشت خریده- وقتی مقداری از نعمت های حلال و پاکیزه خورد ولی در نظر عمر این کار مکروه بود- با کافرانی که خوشی هایشان را در زندگی دنیویشان به پایان بردند مشترک اند هر چند میان این دو فاصله ای خیلی دوری هست. نزدیکی و دوری از طرف مذموم به تناسب ظهور از ادله برای مجتهد است. شرح این موضوع در باب خود گذشت.روایت «و هی الجماعة » در تفسیر فرقه ناجیه نیاز به تفسیر دارد ؛زیرا هر چند معنای آن از جهت تفسیر روایت دیگر و آن هم در عبارت : « ما أنا علیه و أصحابی»  می باشد روشن است ولی معنای عبارت « الجماعة» از لحاظ منظور از آن در اصطلاح شرح نیاز به تفسیر دارد.
لفظ جماعت در احادیث زیادی آمده است از جمله حدیثی که ما، درصدد تفسیر آن هستیم . یکی دیگر از این روایت ها حدیثی است که از ابن عباس از پیامبر (ص) به صحت رسیده که آن حضرت فرمودند « من رأی من أمیره شیئا یکرهه فلیصبر علیه فإن من فارق الجماعة شبرا فمات،  مات میتة جاهلیة »(1) 
«هر کس از امیرش چیز ناخوشایندی دید بر آن صبر کند زیرا هر کس به اندازه یک وجب از جماعت دور شود و بر این حالت بمیرد بر جاهلیت مرده است» .
از طریق روایت حذیفه به صحت رسیده که گوید : گفتم: ای رسول خدا ما، در جاهلیت و شر بودیم و خداوند این خیر و برکت را برای ما آورد، آیا پس از این خیر شری هست ؟ فرمودک بله .گفتم: و آیا پس از آن شر خیری هست ؟ فرمود : 
« نعم و فیه دخن »
«بله ولی در آن دودی هست ».
گفتم: دود آن چیست ؟ فرمود : 
« قوم یهدون بغیر هدی تعرف منهم و تنکر » 
«افرادی که بدون هدایت،  هدایت می یابند. برخی از آنان را می شناسی و برخی را نمی شناسی».
در روایتی دیگر آمده است : 
« قوم یهدون بغیر هدیی یستنون بغیر سنتی تعرف فیهم و تنکر »
«افرادی که بدون هدایت من هدایت می یابند و از غیر سنت من سنت می گیرند. برخی از آنان را می شناسی و برخی را نمی شناسی».
گفتم: آیا پس از آن خیر و شری وجود دارد ؟ فرمود : 
« نعم،  دعاة علی أبواب جهنم،  من أجابهم إلیها،  قذفوه فیها »
«آری داعیانی کنار درهای جهنم قرار گرفته اند، هر کس دعوت شان را اجابت کند وی را در جهنم می اندازند» .
گفتم: ای رسول خدا، آنان را برای ما توصیف کن .فرمود : 
« هم من جلدتنا،  و یتکلمون بألسنتنا »
«آنان مثل قیافه ی ما هستند و به زبان ما سخن می گویند» .
گفتم : پس چه دستوری به من می دهی اگر به این زمان رسیدم ؟ فرمود : 
«تلزم جماعة المسلمین و إمامهم »
«همراه جماعت مسلمانان و پیشوایشان باش» .
گفتم: اگر مسلمانان جماعت و پیشوایی نداشتند چی ؟ فرمود : 
« فاعتزل تلک الفرق کلها و لو أن تعض بأصل شجرة حتی یدرکک الموت و أنت علی ذلک »(2) 
«از تمام آن فرقه ها کناره گیری کن هر چند به ریشه ی درختی بچسبی تا اینکه مرگ به سراغت می آید و تو بر همان حالت هستی» .
ترمذی و طبری از ابن عمر روایت کرده اند که می گوید: عمر بن خطاب در جابیه برای ما خطبه خواند و گفت: من میان شما ایستاده ام همان طور که رسول خدا میان ما ایستاد و فرمود : 
« أوصیکم بأصحابی، ثم الذین یلونهم،  ثم الذین یلونهم، ثم یفشوالکذب حتی یحلف الرجل و لا یستحلف و یشهد و لا یستشهد، علیکم بالجماعة و إیاکم و الفرقة لا یخلون أحد کم بامرأة،  فأنه لا یخلو أحدکم بامرأة إلا کان ثالثهما الشیطان، الشیطان مع الواحد و هو من الإ ثنین أبعد و من اراد بحبوحة الجنة فلیلزم الجماعة، و من سرته حسنته و ساء ته سیئته فذلک هو المؤمن »(3) 
« شما را به یارانم سپس کسانی که به دنبال آنان می آیند و سپس افرادی که بعد از آنان می آیند، سفارش می کنم. سپس دروغ پخش و آشکار می شود تا جایی که انسان سوگند می خورد بدون آنکه از وی خواسته شود سوگند خورد. شهادت می دهد بدون آنکه شهادت از وی خواسته شود . همراه جماعت باشید و از جدایی از جماعت مسلمانان دوری کنید .هیچ یک از شما نباید با هیچ زنی خلوت کند ؛چون هیچ کس از شما با زنی خلوت نمی کند مگر اینکه سومین شان شیطان است. شیطان همراه یک نفر است و از دو نفر دور است .هر کس آسایش بهشت را می خواهد، باید همراه جماعت باشد و هر کس نیکی اش خوشحالش کند و بدی اش او را ناراحت کند او مؤمن است».
در سننن ترمذی از ابن عباس نقل است که گوید: رسول خدا فرمودند : 
«یدالله مع الجماعة »(4) 
«دست خدا همراه جماعت است» .
این حدیث، حدیثی غریب است. مانند آن از ابن عمر روایت شده که گوید: رسول خدا (ص) فرمود : 
« إن الله لا یجمع أمتی – أو قال: امة محمد – علی ضلالة و یدالله مع الجماعة و من شذ،  شذ الی النار»(5) 
«همانا خداوند امت مرا- یا فرمود: امت محمد را - بر گمراهی جمع نمی گرداند. دست خدا همراه جماعت است و هر کس منفرد شود، به سوی جهنم منفرد شده است».
ابوداود از ابوذر روایت کرده که گوید : رسول خدا (ص) فرمود : 
« من فارق الجماعة قید شبر فقد خلع ربقة الإسلام من عنقه »
«هر کس به اندازه ی یک وجب از جماعت جدا شود، ریسمان اسلام را از گردنش پاره کرده است ».
از عرفَجَه روایت است که گوید: از رسول خدا شنیدم که می گفت : 
« إنه ستکون فی أمتی هنات و هنات، فمن أراد أن یفرق أمر المسلمین و هم جمیع، فاضربوه بالسیف کائنا من کان »(6) 
«در میان امت من بلا و سختی زیادی پیدا خواهد شد، هر کس می خواهد از امر مسلمانان که با هم جمع اند دوری کند، با شمشیر او را بزنید حالا هر کس که باشد».
عالمان اسلامی راجع به معنای مورد نظر جماعت در این احادیث آراء و اقوال مختلفی دارند. در مجموع پنج رأی در این زمینه دارند : 
اول - منظور از جماعت اکثریت مسلمانان است. این چیزی است که کلام ابوغالب به آن اشاره دارد که اکثریت مسلمانان از میان این فرقه ها اهل نجات اند . پس هر کاری از امور دین شان که بر آن جمع شوند حق است و هر کس با آنان مخالفت نماید و بر این حالت بمیرد بر جاهلیت مرده است؛ فرقی نمی کند خواه در مسأله ای شرعی با آنان مخالفت نماید و یا در پیشوایی و حاکمیت آنان مخالفت نماید. به هر حال او مخالف حق است .
کسانی که قائل به این رأی هستند، ابو مسعود انصاری و عبدالله بن مسعود می باشند . روایت شده که زمانی که عثمان به قتل رسید راجع به فتنه و آشوب از ابومسعود انصاری سؤال شد، در جواب گفت: بر تو باد همراهی با جماعت را؛ چون خداوند امت محمد (ص) را بر گمراهی جمع نمی گرداند. و صبر کن تا اینکه نیکی آسایش یابد و یا اینکه از دست فاجر رهایی یافت . او افزود زنهار از جدایی از جماعت مسلمانان دوری کن؛ چون جدایی از جماعت مسلمانان گمراهی است.
ابن مسعود گوید: بر شما باد شنیدن و فرمان بردن از حاکم اسلا