َّ الحوض، و من لم یصدقهم علی کذبهم، و لم یعنهم علی ظلمهم؛ فأولئک منی، و أنا منهم سیردون علیَّ الحوض..... تا آخر حدیث»: «حاکمان و فرمانروایانی پس از من که از سنت و روش من پیروی نمی کنند و هدایت نمی یابند. هر کس دروغ آنان را تصدیق کند و آنان را بر ستم شان یاری نماید، او از من نیست  و من از او نیستم و از کنار من بر حوض کوثر عبور نمی کنند. و هر کس دروغ آنان را تصدیق نکند و آنان را بر ستم شان یاری ننماید، او از من است و من از او هستم و از کنار من بر حوض کوثر عبور خواهند کرد..... تا آخر حدیث».
هر کس از سنت و هدایت پیامبر(ص) پیروی نکند و هدایت نیابد، یا به بدعت گرایش دارد و یا به معصیت و تنها به یکی از آن دو اختصاص دارد.
البته اکثر علماء راجع به صاحبان کلام و دیگران بر این باورند که فرقه‏ی مذکور تنها به سبب ابتداع در شریعت به وجود آمده اند و حدیثی که علما درباره اش سخن گفته اند، بر آن حمل می شود و کسانی که به سبب گناهانی که بدعت نیستند، دچار تفرقه شده اند از جمله آن به حساب نیاورده اند.
--------------------------------------------------------------------------------------------
1) مسلم به شماره : 1853 آن را روایت کرده است.
2) تخریج آن قبلاً آورده شد.
3) حدیثی حسن صحیح است: ترمذی به شماره ی: 2641 روایتش کرده و آلبانی در کتاب«صحیح الجامع»به شماره ی: 5343 آن را حسن دانسته است. و اندکی قبل آورده شد.
4) تخریج آن از پیش گذشت.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:13.txt">تعريف بدعت و بيان معاني و مشتقات آن</a><a class="text" href="w:text:14.txt">فصل: تعریف بدعت</a></body></html>این فرقه از لحاظ نظری احتمال دارد که به سبب بدعت هایی که ایجاد کرده اند، خارج از امت اسلام باشند؛ چون آنان به طور کلی از اهل اسلام جدا شده اند و این امر قطعاً به کفر می انجامد، چون میان اسلام و کفر، منزلت سومی که قابل تصور باشد، نیست.
ظواهری از قرآن و سنت، بر این احتمال دلالت می کند: 
مانند آیه‏ ی:(إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمْ وَکَانُواْ شِيَعًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ) الأنعام: ١٥٩. این آیه‏ای است که- از نظر مفسرین- درباره‏ی بدعت گذاران نازل شده است. و جدایی از دین به حسب ظاهر، تنها خارج شدن از دین است.
و مانند آیه‏ ی:(فَأَمَّا الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَکْفَرْتُم بَعْدَ إِيمَانِکُمْ فَذُوقُواْ الْعَذَابَ بِمَا کُنْتُمْ تَکْفُرُونَ) آل عمران: ١٠٦« ‏ و امّا آنان كه (به سبب انجام كارهاي بد در پيشگاه پروردگارشان شرمنده و سرافكنده و بر اثر غم و اندوه) روهايشان سياه است (بديشان گفته مي‌شود: ) آيا بعد از ايمان (فطري و اذعان به حق) خود كافر شده‌ايد ؟ ! پس به سبب كفري كه مي‌ورزيده‌ايد عذاب را بچشيد ! ‏». این آیه از نظر علماء درباره‏ی اهل قبله نازل شده است و آنان اهل بدعت هستند و این همچون نص درباره ی کفر است.
در حدیث هم، پیامبر(ص) می فرماید: «لا ترجعوا بعدی کفاراً یضرب بعضکم رقاب بعض»(1) : «پس از من به کفر برنگردید که گردن همدیگر را بزنید».
این حدیث نیز درباره‏ی کفر است. حسن آن را به حدیث: «یصبح مؤمناً و یمسی کافراً و یمسی مؤمناً و یصبح کافراً....» تفسیر کرده است.
همچنین پیامبر(ص) درباره‏ی خوارج می فرماید: «دعه، فإن له أصحاباً یحقر أحدکم صلاته مع صلاتهم، و صیامه مع صیامهم؛ یقرؤون القرآن لا یجاوز تراقیهم، یمرقون من الإسلام کما یمرق السهم من الرمیة، ینظر إلی نصله، فلا یوجد فیه شیء ثم ینظر إلی رُصافه، فلا یوجد فیه شیء، ثم ینظر إلی نضیه، فلا یوجد فیه شیء- و هو القدح- ثم ینظر إلی قذذه؛ فلا یوجد فیه شیء سبق الفرث و الدم»(2) 
«او را رها کن، چون او یارانی دارد که هر یک از شما دوست ندارد همراه آنان نماز بخواند و روزه گیرد. آنان قرآن را می خوانند در حالی که از پیرامون شان تجاوز نمی کند، از اسلام می گریزند درست مانند تیر که از کمان خارج می شود. به پیکان اش نگاه می کند، چیزی را در آن نمی بیند، سپس به پی اش که بر تیر و کمان پیچند نگاه می کند و چیزی را در آن نمی بیند، سپس به تنه‏ی تیرش نگاه می کند و چیزی را در آن نمی بیند، سپس به پرهای تیرش نگاه می کند و چیزی را نمی یابد و تنها اثر سرگین و خون را می بیند».
به عبارت: «سبق الفرث و الدم» نگاه کن، چون این گواه بر این مطلب است که آنان در دایره‏ی اسلام داخل شده اند ولی چیزی از اسلام به آنان ربطی ندارد.
در روایت ابوذر (رض) آمده که گوید: «سیکون بعدی من أمتی قوم یقرؤون القرآن لا یجاوز حلاقیمهم، یخرجون من الدین کما یخرج السهم من الرمیة، ثم لا یعودون فیه، هم شر الخلق و الخلیقة»(3): «پس از من از میان امت من، جماعتی هستند که قرآن می خوانند و از حنجره هایشان فراتر نمی رود. از دین خارج می شوند همان طور که تیر از کمان خارج می شود و سپس به آن باز نمی گردند آنان بدترین مردم و آفریده ها هستند». و دیگر احادیثی که ظاهرشان، خارج شدن از اسلام به کلی است. نباید بگویی: این احادیث تنها راجع به جماعت معینی می باشد. پس در دیگر آنان حجت نیست؛ زیرا عالمان اسلامی برای تمامی اهل هواها به آن استدلال کرده اند همان طور که به آیات استدلال نموده اند.
به علاوه، آیات قرآنی هر چند با صیغه های عموم شان بر این مطلب دلالت کنند ولی احادیث با معنایشان بر آن دلالت دارند، چون علت هر دو یکی است. 
اگر گفته شود: حکم به کفر و ایمان به احکام آخرت بر می گردد و قیاس در آن دخالتی ندارد.
جواب این است که: سخن ما در احکام دنیوی است و اینکه آیا حکم مرتدین درباره شان اجرا می شود یا خیر؟ و امر آخرت تنها از آن خداست، چون خداوند متعال می فرماید:(إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمْ وَکَانُواْ شِيَعًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا کَانُواْ يَفْعَلُونَ) الأنعام: ١٥٩
« ‏ بيگمان كساني كه آئين (يكتاپرستي راستين) خود را پراكنده مي‌دارند (و آن را با عقائد منحرف و معتقدات باطل به هم مي‌آميزند) و دسته دسته و گروه گروه مي‌شوند (و هر دسته و گروهي از مكتبي و مذهبي پيروي مي‌كنند) تو به هيچ وجه از آنان نيستي و (حساب تو از آنان جدا و) سروكارشان با خدا است و خدا ايشان را از آنچه مي‌كنند باخبر مي‌سازد (و سزاي آنان را خواهد داد) . ‏».
و احتمال دارد که به طور کلی از اسلام، خارج نشده باشند هر چند برخی از دستورات و اصول دین خارج شده اند. تمام مطالبی که پیش از این فصل درباره اش گذشت، بر آن دلالت می کند، پس نیازی به تکرار آن نیست.
احتمال وجه سومی را هم دارد. و آن، این است که بعضی از آنان به خاطر گفتن سخنان کفرآمیزش، از اسلام جدا شوند یا به کفر صریح منجر شود و بعضی از آنان از اسلام جدا نشوند، بلکه حکم اسلامی روی او کشیده می شود هر چند سخنانش خیلی زشت و رأی اش خیلی شنیع باشد اما به درجه ا‏ی نرسیده که به کفر صریح کشیده شود.
دلیل شرعی به تناسب هر رویداد و هر بدعتی بر آن دلالت می کند؛ چون بدون شک برخی از بدعت ها، کفر هستند، مانند قرار دادن بت ها جهت نزدیک شدن تدریجی